<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>ترديد راهي به دانايي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.tardid.com/weblog/atom.xml" />
   <id>tag:www.tardid.com,1386:/weblog//2</id>
   <updated>1386-03-28T01:31:20Z</updated>
   <subtitle>نوشته‌هاي محمد سرشار</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">مووبل تایپ 3.31</generator>

<entry>
   <title>روايت داستاني حماسه غريب سوم تير</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/03/post_91.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007:/weblog//2.105</id>
   
   <published>1386-03-28T01:12:28Z</published>
   <updated>1386-03-28T01:31:20Z</updated>
   
   <summary>وقتي که مجموعه داستان «توت‌فرنگي‌هاي روي ديوار» را براي چاپ تحويل داده بودم، هر لحظه منتظر بودم داستان کوتاه «مردي که خوابهايش را در جيبش گذاشته بود» را حذف کنند. چرا که اين داستان يک روايت کاملا سياسي و پر...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[وقتي که مجموعه داستان «توت‌فرنگي‌هاي روي ديوار» را براي چاپ تحويل داده بودم، هر لحظه منتظر بودم داستان کوتاه <a href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1385/09/post_53.php">«مردي که خوابهايش را در جيبش گذاشته بود»</a> را حذف کنند. چرا که اين داستان يک روايت کاملا سياسي و پر گوشه و کنايه به 16 سال دوران سازندگي و اصلاحات است.
اشاره‌ها به «سر بزرگ» که دهانش بوي «نفت» مي‌دهد و حمايت «سر عينکي» که «کلمه» مي‌خورد و مي‌بلعد؛ يا «سرهايي كه از پنجره‌هاي اتوبوس بيرون زده بود و يكي زمينها را مي‌خورد و يكي از دهانش خودرو بيرون مي‌ريخت و يكي هواپيماها را مي‌ليسيد و هركسي كه مي‌خواست سفره‌اي پهن كند ، بايد يكي از سرها را ميهمانِ خودش مي‌كرد»؛ يا «يكي از سرهاي راننده كه جيب جوانها را مي‌مكيد و از نفسهايش دانشگاه درست مي‌شد» همه اشاره‌هايي هستند که آشنايان با عالم سياست زود مرجع ضميرشان را پيدا مي‌کنند.

ماجراي اين داستان چيزي جز روايت پيروزي بزرگ و غريب سوم تير نيست. حماسه‌اي که کشورهاي مستقل جهان بيش از خود ما، عظمت آن را دريافته‌اند.

پيشنهاد مي‌کنم که براي سوم تير امسال، اين اولين داستان کوتاه دولت دکتر احمدي‌نژاد را بخوانيد. پر است از خاطره و شادي و اميد.
<a href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1385/09/post_53.php">متن کامل داستان کوتاه «مردي که خوابهايش را در جيبش گذاشته بود»</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اين ۲۴ تروريست ... | وبلاگ «ارمينه»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/03/_24.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007:/weblog//2.89</id>
   
   <published>1386-03-19T23:30:50Z</published>
   <updated>1386-03-27T23:35:06Z</updated>
   
   <summary>جناب ارمينه در وبلاگشان مفصلا درباره مطلب «اين 24 وبلاگ‌نويس اصولگرا» نوشته‌اند: ن.صالح یکی از نویسندگان وبلاگ حزب الهی؟! در پست پیشین کامنتی با این مضمون مرقوم فرموده بودند:&quot;بابا اصولگرا...! بابا مشهور...! مهم! وصل! وصل! وصل ...&quot; و بعد ادرسی...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="reflection" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[جناب ارمينه در وبلاگشان مفصلا درباره مطلب «اين 24 وبلاگ‌نويس اصولگرا» نوشته‌اند:
ن.صالح یکی از نویسندگان وبلاگ حزب الهی؟! در پست پیشین کامنتی با این مضمون مرقوم فرموده بودند:"بابا اصولگرا...! بابا مشهور...! مهم! وصل! وصل! وصل ..." و بعد ادرسی را در ذیل اون گذاشته بودند ( + و برای دیدن یک منبع دیگر به زبان انگلیسی + ) .

ماجرا از این قراراست که محمد سرشار در یکی از پستهای اخیر وبلاگش اورده: " بی بی سی، به بهانه سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک برای دفاع از حق ایران در بهره برداری از انرژی صلح آمیز هسته ای، به صف آرایی اصولگرایان و اصلاح طلبان در عالم وبلاگ نویسی پرداخته است. به گزارش بی بی سی، 25 اصلاح طلب مشهور در دنیای اینترنت وبلاگ نویسی می کنند که عبارتند از: حسین مرعشی، عباس عبدی، محمدعلی ابطحی، محمدجواد روح، نیک آهنگ کوثر، نویسنده وبلاگ حاجی واشنگتن، اکبر منتجبی، علی پیرحسینلو، مهدی محسنی، جمیله کدیور، عطاء الله مهاجرانی، امید معماریان، حنیف مزروعی، مصطفی معین، آزاده پورزند، مصطفی تاجزاده، علی مزروعی، پرستو دوکوهگی، فهیمه خضر حیدری، مهدی جامی، کریم ارغنده پور، رضا نصری، وحید پوراستاد، سعید پیوندی، نازلی کموری...(چهره های مطرح سیاسی).

 

اما 1- 25 وبلاگ نویس اصولگرا که در عالم اینترنت جبهه مقابل را تشکیل داده اند، و برعکس اصلاح طلب ها اکثرا چهره های جوان و تقریبا غیر مطرح در عالم سیاست هستند عبارتند از: رضا احمدی، حسین مرعشی(این یک مورد را از خود نمی دانیم رسما)، طرفداران احمدی نژاد، ارمینه، عملیات، بزمانه، ابوذر منتظر قائم، مجید بذرافکن، محمد سرشار، حامد طالبی، شاهراه عدالت، حسام ایپکچی، بهمن عزیزی، هلوع، فاطمه رجبی، کامران نجف زاده، محمد مسیح مهدوی، محمد حسن روزی طلب، مجمع وبلاگ نویسان مسلمان، محمد جواد مزارعی، محمد جواد شاهرودی، نفیسه دوست، محمدرضا منتظر قائم، نسل خمینی.(به غیر از اون یکی ظاهرا بقیه همون تروریست های معروف ایرانند!)"

اما دوستان بی بی سی باید بدانند که تعداد تروریست های ایرانی به این 24 مورد ختم نمی شود ، دوستان اگر مایلند امار جدی از میزان تروریستهای وطنی بگیرند می توانند از ستون پیوند های ارمینه شروع کنند بر روی هر گزینه که کلیک شود وبلاگی باز می شود که به همین میزان پیوند در ستون پیوندهای ان وبلاگ نیز وجود دارد که اگر بر روی هر یک از ان پیوند ها نیز کلیک شود وضعیت مشابهی پیش می اید که گویا اخر الامر باید 6-7 صفر ناقابل دیگر  جلوی این عدد  24 اضافه کرد تا امار دقیقتری از وبلاگ های تروریستی مشخص شود.

 (با تشکر از ف.ن.صالح)

تبصره1: بعضی وبلاگها دارای چند نویسنده می باشند که این امر نباید از چشم امارگیران دور بماند به عنوان مثال وبلاگ درپیت حزب الهی () ۴ تروریست را در دل خود جای داده است و از همه مهمتر وبلاگ تروریست پرور دفاع مقدس که نویسندگانش به همت دوستان از تعداد انگشتان دست هم فراتر رفته است.

تبصره 2: امارگیران محترم روی حاجی صاحب وبلاگ "پله پله تا ملاقات خدا" به دلیل سابقه همکاری با ساواک و روی باران صاحب وبلاگ " یادداشت های جیرجیرک" به دلیل ابتلا به خالی بندی مزمن حساب نکنند اما بر روی سایر دوستان حتی جسد زنده ، اکینا نیوز و قرار شبانه می توانند حساب باز کنند.

 

 

اضافات:

-سید محمد عزیز بعد از پاسخ مثبت به ابراز احساسات خواهر دینی به ابراز احساسات خواهران اجنبی هم پاسخ مثبت دادند (+) به قول حسین پناهی اگه ایشان معلم کلاس اولشان را ببیند باید منتظر چه صحنه ای بود؟!

-

بعد از اعلام اسامی اعلام شده توسط بی بی سی و انتشار ان در ارمینه به نقل از تردید... بسیاری خواهان پیوستن به این گروه شده اند ضمن تو ضیح انکه همه ی عزیزان بصورت بالقوه شامل این گروه تروریستی هستن البته بجز حاجی و باران به دلایل فوق الذکر این اسامی نیز به درخواست دوستان اضافه می شود دیگر تقاضا نفرمایید پست طولانی میشود شما هم در میان هستید جزو همان صفر ها...

 دانشطلب رو از لجش اضافه می کنم تا چشش دراد  اضافه کنید: دانشطلب . علیرضا از جوانان عدالتخواه . خلوت انس
<a href="http://www.ermineh.blogfa.com/post-46.aspx">http://www.ermineh.blogfa.com/post-46.aspx</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>داستان جالبي از محمد سرشار | پايگاه «راوي»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/03/post_76.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007:/weblog//2.90</id>
   
   <published>1386-03-15T23:35:41Z</published>
   <updated>1386-03-27T23:39:30Z</updated>
   
   <summary>دوست عزيزم مجيد عزيزي در پايگاه «راوي» درباره داستان کوتاه «حلزونهاي خانه به دوش» نوشته‌اند و به آن لينک داده‌اند: «داستان جالبي از محمد سرشار (فرزند خلف رضا رهگذر خودمان) كه هر چند كمي قديمي است اماخواندنش براي علاقمندان به...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="reflection" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[دوست عزيزم مجيد عزيزي در پايگاه «راوي» درباره داستان کوتاه «حلزونهاي خانه به دوش» نوشته‌اند و به آن لينک داده‌اند: «داستان جالبي از محمد سرشار (فرزند خلف رضا رهگذر خودمان) كه هر چند كمي قديمي است اماخواندنش براي علاقمندان به راوي بزرگ فتح ضروري به نظر مي رسد.»
<a href="http://www.raavy.com/fa/linkdump/">http://www.raavy.com/fa/linkdump/</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کارهایی که مجلس هفتم نباید می کرد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/03/post_64.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.76</id>
   
   <published>1386-03-10T23:14:21Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:40:54Z</updated>
   
   <summary>دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و دولت نهم روابط ترش و شیرینی داشته اند. اما فرموده های حضرت آقا در دیدار روز سه شنبه مجلسیان اشاره تلویحی ای به بعضی اقدامات نادرست مجلس بود: «حضرت آيت الله خامنه اي با...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و دولت نهم روابط ترش و شیرینی داشته اند. اما فرموده های حضرت آقا در دیدار روز سه شنبه مجلسیان اشاره تلویحی ای به بعضی اقدامات نادرست مجلس بود:
«حضرت آيت الله خامنه اي با تأكيد بر اينكه نمايندگان بايد در اظهارات خود دقت لازم راداشته باشند تا پيام غلط به دشمن داده نشود، در نظر گرفتن برخي ملاحظات را در بررسي مسائل، ضروري خواندند و افزودند: نبايد در پي مسائلي رفت كه مخالفت آن با قانون اساسي از ابتدا مشخص است زيرا اين گونه مسائل موجب تضييع وقت مجلس مي شود همچنين وقت مجلس نبايد صرف برخي جزئيات مسائل اجرايي شود.»
اشاره حضرت آقا آنقدر صریح هست که جای اما و اگر نداشته باشد. رای مجلس به افزایش عمر خود و کاهش عمر دولت ـ که مخالف صریح قانون اساسی بود ـ و اصرار بر این مصوبه علی رغم مخالفت شورای نگهبان قانون اساسی به امید همراهی مجمع تشخیص مصلحت نظام، تصویب قانون برای تعیین ساعت شروع به کار بانکها، کشمکش بر سر تغییر ساعت رسمی کشور و مواردی شبیه اینها، از نقاط تاریک عملکرد مجلس هفتم است.
هرچند که رییس مجلس و افرادی همچون دکتر زاکانی،  مخالفت خود با چنین کارهایی را صریحا اعلام کرده اند اما بدنه مجلسی که به اصولگرایی مشهور است، اشتباهات به این فاحشی را مرتکب شده است.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خبرگزاري مهر: «ليلي» به پيش‌خوان آمد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/03/post_74.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007:/weblog//2.87</id>
   
   <published>1386-03-07T23:16:48Z</published>
   <updated>1386-03-27T23:18:44Z</updated>
   
   <summary>شماره های 4 و 5 ماهنامه فرهنگی ، اجتماعی و دانشجویی &quot; لیلی &quot; به صاحب امتیازی فرهنگسرای دانشجو و مدیریت محمد سرشار منتشر شد. به گزارش خبرنگار مهر، در این شماره از نشریه دانشجویی دخترانه &quot; لیلی &quot; مطالبی...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="mass-medias" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[شماره های 4 و 5 ماهنامه فرهنگی ، اجتماعی و دانشجویی " لیلی " به صاحب امتیازی فرهنگسرای دانشجو و مدیریت محمد سرشار منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در این شماره از نشریه دانشجویی دخترانه " لیلی " مطالبی با عناوین "دیپلماسی آکتوریسی"، "طنزنامه اخذ وام دانشجویی" ، " گپی با راحله - دختر تازه مسلمان آمریکایی"، "ابتدای کربلا کجاست؟"، "پای درس رهبر"، "عکس ها راست می گویند"، "جستاری در زندگی و آثار پروین اعتصامی"، نگاهی به فیلم "تجارت جهانی" اثر الیور استون، مروری بر بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر، نقدهای کوتاهی بر فیلم های" اتوبوس شب"، "بچه های ابدی"، "مصائب دوشیزه"، "اخراجی ها" و... به چشم می خورد.

از مطالب بخش ادبی این مجله می توان به نقد داستان " لیدی ال " از رومن گاری، اشعاری از مرتضی امیری اسفندقه، یاسر هدایتی و علی داودی و آشنایی با سیمین دخت وحیدی و منیژه آرمین اشاره کرد.

شماره های 4 و 5 ماهنامه دانشجویی و فرهنگی " لیلی " در 88 صفحه با قیمت 300 تومان به مدیرمسئولی محمد سرشار و سردبیری انسیه زارعی و فاطمه شریفی منتشر شده است.
<a href="http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=494397">http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=494397</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>این ۲۵ وبلاگ نویس اصولگرا!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/03/_25.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.75</id>
   
   <published>1386-03-05T22:40:27Z</published>
   <updated>1386-03-26T00:15:41Z</updated>
   
   <summary>بی بی سی، به بهانه سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک برای دفاع از حق ایران در بهره برداری از انرژی صلح آمیز هسته ای، به صف آرایی اصولگرایان و اصلاح طلبان در عالم وبلاگ نویسی پرداخته است. به گزارش...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">بی بی سی، به بهانه سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک برای دفاع از حق ایران در بهره برداری از انرژی صلح آمیز هسته ای، به صف آرایی اصولگرایان و اصلاح طلبان در عالم وبلاگ نویسی پرداخته است.
به گزارش بی بی سی، 25 اصلاح طلب مشهور در دنیای اینترنت وبلاگ نویسی می کنند که عبارتند از: حسین مرعشی، عباس عبدی، محمدعلی ابطحی، محمدجواد روح، نیک آهنگ کوثر، نویسنده وبلاگ حاجی واشنگتن، اکبر منتجبی، علی پیرحسینلو، مهدی محسنی، جمیله کدیور، عطاء الله مهاجرانی، امید معماریان، حنیف مزروعی، مصطفی معین، آزاده پورزند، مصطفی تاجزاده، علی مزروعی، پرستو دوکوهگی، فهیمه خضر حیدری، مهدی جامی، کریم ارغنده پور، رضا نصری، وحید پوراستاد، سعید پیوندی، نازلی کموری.
اما 25 وبلاگ نویس 
اصولگرا که در عالم اینترنت جبهه مقابل را تشکیل داده اند، عبارتند از: رضا احمدی، حسین مرعشی، طرفداران احمدی نژاد، ارمینه، عملیات، بزم، ابوذر منتظر قائم، مجید بذرافکن، محمد سرشار، حامد طالبی، شاهراه عدالت، حسام ایپکچی، بهمن عزیزی، هالوئا، فاطمه رجبی، کامران نجف زاده، محمد مسیح مهدوی، محمد حسن روزی طلب، مجمع وبلاگ نویسان مسلمان، محمد جواد مزارعی، محمد جواد شاهرودی، نفیسه دوست، محمدرضا منتظر قائم، نسل خمینی.
***
اصل متن انگلیسی به شرح ذیل است:</p>
      <p dir="rtl" align="right">Iranian bloggers react to the idea of Ahmadinezhad taking part in UNSC meeting


Mar 19, 2007 (BBC Monitoring via COMTEX) -- 

Reformist webloggers inside and outside the country were quick to respond to news that Iranian President Mahmud Ahmadinezhad intends to visit New York to defend Iran&apos;s &quot;nuclear right&quot; at the Security Council. However, only a few conservative webloggers commented on the issue. On 11 March 07, Iran&apos;s Foreign Ministry spokesman announced that Ahmadinezhad may visit New York in order to participate in the UN Security Council meeting reportedly aimed at discussing the tightening of sanctions on Iran. A number of bloggers interpreted this news to be an attempt by the president to follow the same path as Mohammad Mosaddeq, the former Iranian prime minister who was able to successfully nationalize Iran&apos;s oil industry in 1951. The following were some of the comments found from amongst a total of 50 weblogs (25 reformist and 25 conservative), monitored last week by BBC Monitoring. 

Hoseyn Mara&apos;shi, a moderate Iranian MP and a member of the Kargozaran Party, wrote in his weblog &quot;Qahvekhane [tea house]&quot; on 13 March: &quot;Finally, the president has realized that the Security Council is an important body and the resolution is not a mere scrap of paper but it can cause problems\? The question is that has he thought about the consequences of such a decision? Or does he intend to do the same as what Mosaddeq did merely because preserving Iran&apos;s undeniable right to nuclear energy is as important as the nationalization of its oil industry?... If the president is going to the Security Council to give concessions and soften positions in order to block the ratification of another resolution, then such a move does not befit him and there is no need to withdraw at heavy costs.&quot; (http://www.marashi.ir) In his weblog &quot;Ayandeh&quot;, Abbas Abdi, a leading reformist journalist and one of the students who took part in the 1979 raid on the US Embassy in Tehran, wrote on 12 March: &quot;I don&apos;t know why a person who doesn&apos;t accept the international system is going there. There can only be one reason and that is to harden stances [against Iran].&quot; (http://www.ayande.ir) Reza Ahmadi, a conservative weblogger, wrote in his weblog &quot;Bidari [awakening]&quot; on 14 March: &quot;It&apos;s interesting! Until yesterday some in their writings and articles were describing Dr Mosaddeq&apos;s presence at The Hague to defend the nationalization of Iran&apos;s Oil Industry as a symbol of the defence of the nation&apos;s right. Now that Dr Ahmadinezhad intends to use a legal right and all of the available potential to appear before the Security Council and let the world hear the Iranians&apos; shout for justice, Mosaddeq&apos;s devotees are describing this as a humiliation for Iran and Iranians.&quot; (www.bidari57.blogfa.com) Mehdi Mohseni, a 27-year old blogger in Tehran with no particular political persuasion, wrote on 14 March: &quot;Ahmadinezhad wants to go to the Security Council. It seems that he&apos;s been tempted to become the second Mosaddeq. Many believe that its better that he doesn&apos;t go and predict that his comments and remarks will further unite the world community against Iran.&quot; (http://jomhour.org/) In his weblog &quot;Webneveshteha&quot;, Mohammad Ali Abtahi, a reformist cleric and a former vice-president, wrote on 12 March: &quot;Under current circumstances that the Security Council is trying to ratify a second resolution against Iran - which will worsen our country&apos;s economic situation - we have to use all the means at our disposal to stop the issuance of serial resolutions. The least one can expect from Mr Ahmadinezhad&apos;s visit is that it will block the approval of a new resolution against Iran. If this happens, then it will have been a successful visit. (http://www.webneveshteha.com) Mohammad Javad Ruh, a reformist journalist in Tehran who has worked for many reformist dailies, wrote on 12 March: &quot;In this case, great Iranian poet Sa&apos;di&apos;s advice is also valid for a madman who is walking towards a well with the intention to throw in a stone which will take 100 wise men to bring out. The difference here is that although they can&apos;t see, the blind can hear. But what about madmen? They will not listen to our advice and throw more stones into the well.&quot; (www.javad.30morgh.org) 

Nikahang Kowsar, A Toronto-based cartoonist who used to work for a number of reformist dailies in Tehran, wrote: &quot;Ahmadinezhad now wants to defend Iran&apos;s nuclear right. Is the political polarization the same as the time when Mosaddeq went to defend Iran&apos;s oil independence and the Iranian people&apos;s right? What does Ahmadinezhad want to achieve with the negative image, which cannot be improved by even loads of make-up, he has created of himself...? I hope that Ahmadinezhad&apos;s visit to the UN and his presence at the Security Council doesn&apos;t create an adverse atmosphere towards our country. Let&apos;s all pray!&quot; (http://nikahang.blogspot.com) Kowsar&apos;s weblog also included the following caricature depicting the president standing under Mosaddeq&apos;s shadow and saying: &quot;Hey Mosaddeq! I&apos;m going to the Security Council to defend Iran&apos;s nuclear right! I&apos;ll rub your nose in the dirt.&quot; Another Toronto-based Iranian journalist, who is currently studying in Washington DC, wrote in his weblog &quot;Haji Washingon&quot; on 11 March: &quot;For God&apos;s sake stop Ahmadinezhad from going to the UN Security Council. Involving him in talks which are aimed at tightening sanctions of Iran, will be our biggest political mistake. The West doesn&apos;t like this person and his presence will undermine the trend of talks. Look, there is Larijani. Everyone respects him and believes him to be a rational person. Moreover, no one can deal with these people better than Javad Zarif [Iran&apos;s UN envoy]. Ahmadinezhad&apos;s visit to New York will only be used for domestic consumption. He wants to copy Mosaddeq. Mosaddeq also went to New York but at his own expense and not that of the nation. (http://hajiwashington.com) 

A. Reformist: Akbar Montajabi:http://akmont.blogfa.com Ali Pirhoseynlu: http://www.alpr.ir/ Mehdi Mohseni: http://jomhour.ir Jamileh Kadivar: http://kadivar.maktuob.net/ Ataollah Mohajerani: http://mohajerani.maktuob.net/ Mohammad Ali Abtahi: http://www.webneveshteha.com/ Omid Me&apos;marian: http://www.memarian.info/ Abbas Abdi: http://www.ayande.ir Hanif Mazru&apos;i: http://hanif.ir/ Haji Washington: http://hajiwashington.com/ Nikahang Kowsar: http://hajiwashington.com/ Mohammad Javad Ruh: http://www.javad.30morgh.org/ Mostafa Moin: http://drmoeen.ir/ Azadeh Purzand: http://azadehpourzand.blogfa.com/ Azadeh Asaran: http://azadeh7.com/blog/ Mostafa Tajzadeh: http://tajzadeh.ir/ Ali Mazru&apos;i: http://mazrooei.ir/ Parastu Dokuhegi: http://www.khorshidkhanoom.com/ Fahimeh Khezr Heydari: http://www.fahimehkh.com/ Mehdi Jami: http://sibestaan.malakut.org Karim Arqandehpur: http://www.futurama.ir/ Reza Nasri: http://rezansr.blogfa.com/ Vahid Purostad: http://pourostad.ir/ Sa&apos;id Peyvandi: http://shaaboo.blogfa.com/ Nazli Kamuri: http://sibiltala.blogspot.com B.Conservative: Reza Ahmadi: www.bidari57.blogfa.com Hoseyn Mara&apos;shi: http://www.marashi.ir Ahmadinezhad fans: http://samoraee.persianblog.com/ Armineh: http://www.ermineh.blogfa.com/ Amaliat: http://www.amaliat.blogfa.com/ Bazm: http://bazm.blogfa.com/ Pasdaran: http://www.pasdaran.persianblog.com/ Bazrafkan: http://www.bazrafkan.blogfa.com/ Tardid: http://www.tardid.com/ Muslim reporter: http://hamedtalebi.blogfa.com/ Shahrah-e Edalat (the lifeline of justice): http://shahrahedalat.blogfa.com/ Hesam Ipakchi: http://blog.ipakchi.net/ Ahmadinezhad&apos;s hardships: http://khaibar220.persianblog.com/ Bahman Azizi: http://iran22.mihanblog.com/ Haloa: http://www.haloa.persianblog.com/ Fatemeh Rajabi: http://www.fatemehrajabi.com/ Kamran Najafzadeh: http://www.najafzadeh.ir/main.php Mohammad Masih Mahdavi: http://www.masihm.com/ Mohammad Hasan Ruzitalab: http://hasanroozi.blogfa.com/ Muslim webloggers: http://www.muslimbloggers.ir/ Mohammad Javad Mazare&apos;i: http://www.mazarei.ir/ Mohammad Javad Shahrudi: http://javadzhr.blogfa.com/ Nafiseh Dust: http://holytry.mihanblog.com/ Mohammad Reza Montazer-Qa&apos;em: http://fadaee.masihm.com/ Nasl-e Khomeyni (Khomeyni&apos;s generation): http://iranpolitics.blogfa.com/ 

Source: Iranian briefing material from BBC Monitoring in English 19 Mar 07 

BBC Mon ME1 MEPol MD1 Media Arezoo/bt/aa 

Copyright (C) 2007 PR Newswire. All rights reserved

News Provided by COMTEX</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>رد پای بنده در کابل</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/03/post_63.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.74</id>
   
   <published>1386-03-03T23:04:41Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:43:07Z</updated>
   
   <summary>داشتم وبگردی (همان ولگردی اینترنتی است!) می کردم که دیدم روزنامه «راه نجات» عینا مطلب من درباره خانم هریت بیچر استو نویسنده رمان کلبه عمو تام را برداشته و منتشر کرده است. البته انصاف را رعایت کرده بود و نشانی...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">داشتم وبگردی (همان ولگردی اینترنتی است!) می کردم که دیدم روزنامه «راه نجات» عینا مطلب من درباره خانم هریت بیچر استو نویسنده رمان کلبه عمو تام را برداشته و منتشر کرده است. البته انصاف را رعایت کرده بود و نشانی این پایگاه را پایین مقاله زده بود.
روزنامه راه نجات یک روزنامه عصر است که در کابل منتشر می شود و صاحب امتیاز آن سید حسین عالمی بلخی و مدیر مسئولش، محمد عالمی است. دبیر بخش ادب و هنر روزنامه هم آقای محمد تقی اخلاقی است.
نشانی روزنامه راه نجات هم این است: كابل، دهبوري، چهار راهی شهید، به طرف چوک دهبوری.
اگر گذارتان به آن طرفها افتاد، به این دوستان سلام بنده را برسانید.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نقد عبدالعلی دستغیب بر «توت فرنگی های روی دیوار»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/02/post_62.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.73</id>
   
   <published>1386-02-20T07:33:18Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:43:07Z</updated>
   
   <summary>آقای عبدالعلی دستغیب نقدی بر مجموعه داستان «توت فرنگی های روی دیوار» بنده نوشته اند که در شماره اخیر ماهنامه ادبیات داستانی منتشر شده است. پس از نقد ایشان هم، داستان «مردی که خوابهایش را در جیبش گذاشته بود» را...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">آقای عبدالعلی دستغیب نقدی بر مجموعه داستان «توت فرنگی های روی دیوار» بنده نوشته اند که در شماره اخیر ماهنامه ادبیات داستانی منتشر شده است.
پس از نقد ایشان هم، داستان «مردی که خوابهایش را در جیبش گذاشته بود» را چاپ کرده اند که از کاملا مشخص است از دست آقای بنیانیان در رفته است! چرا که مشی ایشان نشان داده انتقادهای خفیفتر از این را نسبت به شانزده سال سازندگی و اصلاحات برنتابیده اند. چه برسد به داستانی چنین سیاسی که نسبت به جریان هاشمی ها و خاتمی ها، شمشیر را از رو بسته است.
این داستان، روایتی کنایی از رقابت آقایان هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد در انتخابات اخیر ریاست جمهوری است.
بگذریم!
آقای دستغیب داستانها را از جنس «داستان عقاید» دانسته اند و ضمن انتقاد از تک صدایی بودن مجموعه (بخوانید روح جستجوگری اسلام ناب) در مواردی تشویقم کرده اند .
باز هم بگذریم!
داستانهایی دارم که شخصیت اصلی همه آنها مادینه هستند! دخترکان و زنان نقشهای اصلی آن داستانها را بر دوش می کشند. وجهه غالب داستانها اجتماعی است و به غیر از دو تا، بقیه شان پر از رگه های طنز هستند.
گذاشته ام کار پایان نامه ام که تمام شد، دستی به سر و رویشان بکشم و منتشرشان کنم. اگر عمری باقی باشد و خداوند یاری کند و نظام وظیفه هم کچلمان نکند!
در کنار همه اینها، لک و لک کنان، تحقیقات یک رمان را هم آغاز کرده ام که به گونه ای در ژانر وحشت می گنجد. هرچند که به قول رضا امیرخانی، نباید در هیچ چارچوبی بگنجد!
ادبیات را دوست دارم. اگر پایان نامه و کار اجرایی و کار اجرایی و کار اجرایی بگذارند.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کجای کاریم؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/02/post_61.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.72</id>
   
   <published>1386-02-18T04:26:27Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:43:07Z</updated>
   
   <summary>استقبال بی سابقه مردم از فیلم «اخراجیها» فرصت خوبی را به وجود آورده است که بنشینیم و درست فکر کنیم که نبض «فرهنگ عمومی» جامعه دست چه کسی است؟ شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان صدا و سیما، وزارت فرهنگ و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">استقبال بی سابقه مردم از فیلم «اخراجیها» فرصت خوبی را به وجود آورده است که بنشینیم و درست فکر کنیم که نبض «فرهنگ عمومی» جامعه دست چه کسی است؟ شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، حوزه هنری و دهها  نهاد ریز و درشت فرهنگی دیگر و یا مهران مدیری و بنیامین و فهیمه رحیمی و مهناز افشار؟
«فرهنگ عمومی» برآیند پیچیده ای از تاریخ، مذهب، جغرافیا و بسیاری عوامل دیگر است که کفهای روی آن را، تبهای فرهنگی زودگذری تشکیل می دهند که اتفاقا ـ علی رغم کم اهمیتتر بودن ـ بیشتر به چشم می آیند.
تکیه کلامهای پیر و جوان، ظاهر دختران و پسران و پیامهای کوتاه ـ که الگوریتم سنتی گسترش شایعه را مدرن کرده اند ـ و بسیاری از جزئیات این چنین، از این گونه هستند.
این درحالی است که موهای مدل آناناسی یک جوان بیشتر ما را از آینده فرهنگی جامعه ترسان می کند تا شلوغی بی سابقه خیابانهای تهران در شب ولنتاین. و از همین دست است میزان هراسمان از هرج و مرج چهارشنبه سوری نسبت به انتشار روزمره فیلمهایی از حریم خصوصی دختران و زنان جامعه مان.
«اخراجیها» فیلم خوبی بود. (حرف آخرم را همین ابتدا می گویم تا تکلیفمان باهم روشن باشد.) هم خنده هایش به جا بود و هم صحنه های جدی و تاثیرگذارش. ده نمکی از پس تحول تدریجی شخصیتها هم برآمده بود. هرچند که آخر فیلم نامه را می شد خیلی بهتر از آب درآورد. (که البته این هم به پای فیلم اولی بودنش باید گذاشته می شد.)
اخراجیها فیلم خوبی بود چون دشمنان بدی داشت! من وقتی دیدم که سینمایی نویس های «همشهری جوان» ـ که عاشق سینه چاک سینمای لمپنی قبل انقلاب هستند ـ چنین تیغ بر سر و روی ده نمکی و هر که همراهش بود، کشیده اند؛ و از آن طرف مردم پشت در سینماها صف ایستاده اند، پیش خودم خندیدم: از این اراده الهی بر عزت بخشیدن به ده نمکی و از این تلاشهای کودکانه برای ذلیل کردنش.</p>
      <p dir="rtl" align="right">ده نمکی را به شبکه پنج سیما آوردند تا در یک فضای روشنفکر زده بی محتوا، خرابش کنند. با سوالهای غیر منطقی و پر عناد؛ با زوم آزاردهنده دوربین بر چهره تکیده اشک آلودش و بسیاری جزئیات دیگر. چرا که پایش را گذاشته بود روی همه دبدبه و کبکبه آقایان و خانمها و همه رشته ها را پنبه کرده بود. نه عینک دودی ای داشت که نصف صورتش را بپوشاند و نه موهایش را بلند کرده بود و نه سبیلهایش از بناگوش در رفته بود. یک بچه جنوب شهری معترض ـ و در عین حال محجوب ـ قاعده بازی را به هم زده بود و این برای خیلیها گران آمده بود.
باید به مدارس و ورزشگاههای دور افتاده کشور سرک بکشیم تا ببینیم که تکیه کلامهای «اخراجیها» چطور مد شده است. و این یعنی اینکه الان ظاهر فرهنگ عمومی کشور دست ده نمکی است؛ و نه خیلیهای دیگر.
ده نمکی زیاد «ترین» بوده است. هفته نامه «شلمچه»اش پرفروشترین هفته نامه کشور بود. «فقر و فحشا»یش هم رکورد داونلود را شکست و پرمخاطبترین فیلم مستند ایران شد. حالا هم که با «اخراجیها» سینمای داستانی را خوب تکانده است.
اینها همه نشاندهنده این است که ده نمکی فرهنگ عمومی را مثل کف دستش می شناسد. اما آن همه نهاد و سازمانی که ابتدای کلام نامشان را بردیم؛ چند بار از ده نمکی دعوت کرده اند که بنشیند و برایشان از روشهای به دست گرفتن نبض فرهنگ عمومی بگوید؟
اگر بخواهیم بی تعارف حرف بزنیم، بیشترمان سخت مرعوب افاضات روشنفکران غربزده ای هستیم که در آثار هنری تنها به دنیای شخصی وهم زده هنرمند بها می دهند و عامه مردم را قابل فهمیدن هنر نمی دانند. در بیشتر دنیا، جهان روشنفکران پر است از افیون و زن و شراب. (و تفکر اسلامی درست همین سه را از آنها می گیرد.) و چنین فردی چه صلاحیتی دارد برای کارشناسی فرهنگ عمومی؟ و از این کوزه چه بیرون خواهد تراوید؟
نباید فراموش کنیم که فرهنگ عمومی را نمی توان در لا به لای صفحات کتابها و روزنامه ها جستجو کرد. فرهنگ عمومی همان برآیند پیچیده است که با یک حرکت سنگین تدریجی به جلو می رود و جز با یک مهندسی فرهنگی خردمندانه، در جهت درست قرار نمی گیرد.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کمبود مدیر فرهنگی در شهر تهران!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/02/post_60.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.71</id>
   
   <published>1386-02-05T08:35:57Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:43:07Z</updated>
   
   <summary>امروز شهر تهران به شدت کمبود مدیران فرهنگی را احساس می کرد. درست در شرایطی که طرح مبارزه با ناامنی اجتماعی در حال اجراست و مجلس به افزایش عمر خودش رای داده و بازتاب با بی پروایی تمام رییس جمهور...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">امروز شهر تهران به شدت کمبود مدیران فرهنگی را احساس می کرد.
 درست در شرایطی که طرح مبارزه با ناامنی اجتماعی در حال اجراست و مجلس به افزایش عمر خودش رای داده و بازتاب با بی پروایی تمام رییس جمهور را با قذافی مقایسه کرده است و هزار اتفاق فرهنگی و غیر فرهنگی دیگر؛ مدیران سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به مشهد مقدس رفته اند تا ضمن تجدید عهد با ولایت شهردار محترم تهران، برنامه های سال 86 سازمان را بالا و پایین کنند و یک اتفاق بزرگ فرهنگی را رقم بزنند.
دلم هوای حرم امام رضا (ع) را کرده و چندین ماه است توفیق زیارت پیدا نکرده ام.
 آخر این هفته باید در دو آزمون دکترا شرکت کنم و این دو روز، به اندازه هشت سال گذشته جزوه حقوقی خوانده ام!
 تازه فرصت کرده ام خیلی 
از درسهایی را که در هشت سال گذشته نخوانده بودم و با توکل امتحان داده بودم؛ دقیق بخوانم و به ظرایف حقوقی آشناتر بشوم!
از شنبه هم باید بیفتم روی دور پایان نامه نویسی و این شاهکار بی بدیلم را که بعدها پدر علم حقوق ارتباطات خواهد شد؛ تقدیم جامعه حقوقی کنم!
ببخشید که خسته ام و مغزم از ورود یکباره این همه داده، فرسوده است!
دعایم کنید که مثل سال پیش ...
رهایش کنید.
 التماس دعا</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>شبکه خبر دانشجو: رئيس فرهنگسراي دانشجو خبر داد: طراحي بانك اطلاعاتي تشكل‌هاي دانشجويي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/01/post_77.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007:/weblog//2.91</id>
   
   <published>1386-01-20T23:39:51Z</published>
   <updated>1386-03-27T23:41:54Z</updated>
   
   <summary>رئيس فرهنگسراي دانشجو با اشاره به تاكيد مقام معظم رهبري به نامگذاري اتحاد ملي، انسجام اسلامي در سال جاري گفت: اين فرهنگسرا به منظور توجه به اين موضوع و انسجام بيشتر تشكل‌هاي دانشجويي در سال جاري، اقدام به طراحي بانك...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="mass-medias" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[رئيس فرهنگسراي دانشجو با اشاره به تاكيد مقام معظم رهبري به نامگذاري اتحاد ملي، انسجام اسلامي در سال جاري گفت: اين فرهنگسرا به منظور توجه به اين موضوع و انسجام بيشتر تشكل‌هاي دانشجويي در سال جاري، اقدام به طراحي بانك اطلاعاتي تشكل‌هاي دانشجويي كرده است.	

محمد سرشار در گفت‌وگو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو»، اظهار داشت: با كمك اين سامانه كه از ابتداي سال جاري طراحي شده است اخبار فرهنگي هنري روز از طريق پيام كوتاه براي اعضا اين سامانه ارسال مي‌شود. 

وي در ادامه افزود: از ابتداي سال جاري تا كنون 250 نفر در سامانه اطلاع رساني فعاليت‌هاي فرهنگي هنري فرهنگسراي دانشجو عضو شده اند كه پيش بيني مي‌شود تا پايان سال جاري به تعداد قابل توجهي برسند. 

رئيس فرهنگسراي دانشجو با اشاره به تاكيد مقام معظم رهبري به پيام اتحاد ملي، انسجام اسلامي در سال جاري بيان داشت: فرهنگسراي دانشجو به منظور انسجام بيشتر تشكل‌هاي دانشجويي، از اواخر بهمن ماه سال 85 اقدام به طراحي بانك اطلاعاتي تشكل‌هاي دانشجويي نموده كه تا به حال دانشگاه شريف، دانشگاه جامع علمي كاربردي و دانشگاه هنر تحت پوشش اين بانك هستند و در تلاش هستيم تا خرداد ماه سال جاري كليه دانشگاه‌هاي سراسر شهر تهران را تحت پوشش اين طرح قرار دهيم. 

محمد سرشار جمع آوري، دسته بندي و در اختيار قرار دادن تجربيات موفق تشكل‌هاي دانشجويي براي دانشگاه‌ها را مهمترين هدف بانك اطلاعاتي تشكل‌هاي دانشجويي عنوان كرد. 

وي در ادامه از توليد 18 عنوان كتاب در حوزه دانشجويي توسط فرهنگسراي دانشجو خبر داد و خاطرنشان ساخت: در زمينه توليد محصولات فرهنگي به ويژه كتاب، اين فرهنگسرا به منظور راهنمايي كامل دانشجويان كشور و آشنايي آنها با چگونگي استفاده از امكانات و خدمات دانشگاه‌هاي تهران اقدام به چاپ كتاب «راهنماي زندگي دانشجويي» در سال جاري كرده است. 

رئيس فرهنگسراي دانشجو همچنين از ارتباط اين فرهنگسرا با هفت دانشگاه تهران و وزارت علوم به منظور تنظيم برنامه‌هاي فرهنگي هنري اين دانشگاه‌ها خبر داد و گفت: فرهنگسراي دانشجو از طريق ارتباط با اين مراكز، در صدد شناسايي حوزه‌هاي فرهنگي هنري دانشگاه‌ها از جمله خوابگاه‌هاي دانشجويي، گسترش فضاهاي ورزشي و غيره است تا بتواند برنامه‌هاي فرهنگي جامعي از اين طريق تهيه كند. 

محمد سرشار در پايان به رويكرد اصلي برنامه‌هاي فرهنگسراي دانشجو در سال جاري اشاره كرد و بيان داشت: در سال جاري سعي شده كه در كنار فعاليت‌هاي انجام شده بيشتري به گروه‌هاي مرجع دانشگاهي شود و برنامه‌هاي خاصي براي اين گروه‌ها در نظر گرفته شده است.
<a href="http://snn.ir/index.asp?newsid=61193&Service=70&Date=&Search=&Page=30">http://snn.ir/index.asp?newsid=61193&Service=70&Date=&Search=&Page=30</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اينم يه متن عالی از محمد سرشار ... ـ وبلاگ «اين نيز بگذرد»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1386/01/post_75.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007:/weblog//2.88</id>
   
   <published>1386-01-18T23:19:53Z</published>
   <updated>1386-03-27T23:30:32Z</updated>
   
   <summary>سرکار خانم پريزاد در وبلاگ «اين نيز بگذرد»، داستان کوتاه «توت فرنگي‌هاي روي ديوار» را عينا نقل کرده اند. http://innizbogzarad.mihanblog.com/Post-12.aspx...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="reflection" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[سرکار خانم پريزاد در وبلاگ «اين نيز بگذرد»، داستان کوتاه «توت فرنگي‌هاي روي ديوار» را عينا نقل کرده اند.
<a href="http://innizbogzarad.mihanblog.com/Post-12.aspx">http://innizbogzarad.mihanblog.com/Post-12.aspx</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>آیا «عامه پسند بودن» بد است؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1385/12/post_59.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.70</id>
   
   <published>1385-12-26T06:41:36Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:43:07Z</updated>
   
   <summary>اگر بحران کمبود مخاطب را برای بچه های حزب اللهی قبول داشته باشیم، سر یک دو راهی قرار خواهیم گرفت: آیا تعداد زیاد مخاطب برای ما مهم است؟ جواب منفی یا مثبت به این سوال، جهتگیری ادبی و هنری و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">اگر بحران کمبود مخاطب را برای بچه های حزب اللهی قبول داشته باشیم، سر یک دو راهی قرار خواهیم گرفت: آیا تعداد  زیاد مخاطب برای ما مهم است؟
جواب منفی یا مثبت به این سوال، جهتگیری ادبی و هنری و فرهنگی ما را کاملا متفاوت خواهد کرد.
در صورتی که به نخبه گرایی معتقد باشیم و بخواهیم از طریق تاثیرگذاری بر گروههای مرجع اجتماعی، اهداف فرهنگیمان را پیش ببریم؛ آن وقت تعداد مخاطب اهمیت چندانی برایمان ندارد و عوامل دیگری برای ما ارزشمند خواهند بود.
اما اگر به دنبال تاثیرگذاری بر توده ها باشیم، تعداد مخاطب از مهمترین عوامل خواهد بود.
بدیهی است که حرکت موثر فرهنگی در یک جامعه، تلفیقی از هر دو شیوه است اما ادعای نگارنده بر این است که اهمیت بحث «مقبولیت» در بحث پذیرش خلافت توسط حضرت امیر المومنین (ع)، همچنین شیوه تبلیغی حضرت امام (رض) در دوران مبارزه 15 ساله علیه رژیم پهلوی، نشاندهنده ضرورت اولویت دادن شیوه های تبلیغی با مخاطب وسیع بر کارهای فرهنگی نخبه گراست.
صد البته باید تاکید کرد که دست اندرکاران هر حرکت فرهنگی، بدون علم به معروف و منکر و تجربه فرهنگی کافی، کاری را از پیش نخواهند برد و اثرات سوء اقدامات آنها، گاه از تاثیر مثبت تلاششان بیشتر خواهد بود.
شیوه های ناپسند مبارزه با بدحجابی در دوره هایی پس از انقلاب، شاهد این مدعاست.
***
مخلص کلام اینکه باید به دنبال کارهای عامه پسند ارزشی باشیم.
من هنوز فیلم «اخراجیها»ی مسعود ده نمکی را ندیده ام اما استقبال بی نظیر مخاطب از نمایش عمومی این فیلم - درصورت حفظ ارزشها در محتوای فیلم - می تواند نشانه تاثیر کارهای عامه پسند فرهنگی در سطح جامعه باشد.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ما و بحران کمبود مخاطب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1385/12/post_58.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.69</id>
   
   <published>1385-12-24T03:15:04Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:43:07Z</updated>
   
   <summary>بدون تعارف، بچه های حزب اللهی مخاطب ندارند. می دانم که گفتن این حرف هزار «نباید می گفتی» و «هر چیزی را نباید جلوی همه گفت» و «نه!» و ... دارد اما از آنقدر جدی هست که بنشینم و درباره...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">بدون تعارف، بچه های حزب اللهی مخاطب ندارند.
می دانم که گفتن این حرف هزار «نباید می گفتی» و «هر چیزی را نباید جلوی همه گفت» و «نه!» و ... دارد اما از آنقدر جدی هست که بنشینم و درباره اش بنویسم.
این روزها روزهای تعطیل شدن ماهنامه «سوره» است و اعتراض به عملکرد آقای گیل آبادی در رادیو جوان و فیلتر شدن بازتاب.
سوره از آن مجلاتی بود که جلوی چشمهایت را سیاه می کرد و به فکر فرو می بردت و به تعبیر دقیق حضرت امام (رض)، برای گرفتن خواب راحت از چشم مسئولان امده بود.
اما همین سوره, چقدر مخاطب داشت؟ چقدر از شمارگان محدودش مرجوعی بود؟ «نیستان» را یادتان هست؟ شنیده بودم که وقت جابه جایی دفتر نشریه، تازه سید مهدی شجاعی انبوه مرجوعی های نیستان را دیده بود که از چشمش پنهان کرده بودند.
راستی به جز «شلمچه»، کدام نشریه ارزشی پرفروشترین بوده است؟ مگر «صبح» مهدی نصیری به خاطر مشکلات مالی تعطیل نشد؟
آمار وزارت ارشاد را درباره پرفروشترین رمانهای 14 سال اخیر دیده اید؟ نفر اول رضا رهگذر است یا سید مهدی شجاعی یا رضا امیرخانی یا فهیمه رحیمی و زویا پیرزاد ارمنی و امثال آنها؟
تا به حال چند فیلم ارزشی پرفروشترین فیلم سال شده اند؟ به جز آژانس شیشه ای کدام است؟
به جز آلبوم موسیقی «نون و دلقک» محمد اصفهانی، کدام خواننده های ارزشی پرفروشترین آلبوم سال را داشته اند؟
می دانم که وحید یامین پور حالا به آمار شنوندگان «قرار شبانه» استناد می کند! اما آیا پرشنونده ترین برنامه رادیو قرار شبانه است؟</p>
      <p dir="rtl" align="right">می توانیم بگوییم حرفهای ارزشی طرفدار ندارد؟ می توانیم بگوییم ما نخبه گرا هستیم؟ می شود توده مردم حرفهای ما را نشنوند و تحولی ایجاد کنیم؟ می شود زبان مردم را نفهمیم و کاری کنیم؟
از خودمان پرسیده ایم چرا حضرت امام (رض) و حضرت آقا و دکتر احمدی نژاد اینقدر مخاطب داشته اند و دارند؟ اگر آنها نمی توانستند با توده مردم سخن بگویند، انقلاب اسلامی سر جایش بود؟
اگر جنبش عدالتخواه دانشجویی نبود، مردم بیخیال اشرافیگری مسئولان و بریز و بپاش هایشان می شدند؟ دیگر کسی در تاکسی و اتوبوس پشت سر پسرها و دخترها و خویشاوندان آقایان حرف نمی زد؟
واقعا چقدر بدنه جامعه را دنبالمان کشانده ایم؟ 
معتقدم در عرصه فرهنگ و هنر، فریب روشنفکران غربزده را خورده ایم. آنقدر دنیای انفرادی وهم زده شان را برایمان تبلیغ کرده اند که یادمان رفته همین فیلمهای بازاری و نشریات زرد و رمانهای عامه پسند، فرهنگ جامعه را می سازند و به طرف خودشان می کشند. می ترسیم که منتقدان هنرشناس(!)، انگ عامه پسند بودن به کارمان بزنند و ما سریال «نرگس» و «باغ مظفر» را نسازیم و امثال سیروس مقدم و قاسم جعفری و مهران مدیری بسازند.
چقدر به تعداد مخاطبمان فکر کرده ایم؟ کم مخاطبی از بی عرضگی ماست یا واقعا حرفهایمان هوادار ندارد؟</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>آقای هاشمی! بچه ها سوال داشتند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/weblog/archives/1385/12/post_57.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2007://2.68</id>
   
   <published>1385-12-21T03:55:51Z</published>
   <updated>1386-03-25T23:43:07Z</updated>
   
   <summary>یک شنبه صبح، دانشگاه امام صادق (ع) پر بود از آدمهای بیسیم به دست و اتاقهای چک و خنثی شده و کیفها و کلاسورهای دانشجویی روی هم تلنبار شده. به همه اینها سه آمبولانس و خودروهای آتش نشانی و دو...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/weblog/">
      <p dir="rtl" align="right">یک شنبه صبح، دانشگاه امام صادق (ع) پر بود از آدمهای بیسیم به دست و اتاقهای چک و خنثی شده و کیفها و کلاسورهای دانشجویی روی هم تلنبار شده. به همه اینها سه آمبولانس و خودروهای آتش نشانی و دو گیت بازرسی سیار و دهها نیوری امنیتی اضافه شده بود.
استادها و دانشجوهایی که می خواستند صبح سر کلاس بروند، پلمپ در کلاسها را شکسته بودند و داخل شده بودند. جلوی خودروی حامل حاج آقای مهدوی کنی را دو بار گرفته بودند و حاج آقای میرلوحی - مدیر کل روابط عمومی دانشگاه - را به دفترش راه نداده بودند. همه اینها برای این بود که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار بود بیاید!
بسیج بیانیه داده بود و بچه ها مقوا دست گرفته بودند که «آقای هاشمی! روحانیت انقلابی کجا و روحانیت تشریفاتی کجا؟!«
نمی دانم آقای هاشمی از خودشان پرسیدند چرا مسیر ورود و خروجشان عوض شد؟ چرا به جای نزدیکترین در، دو طبقه پایینتر رفتند تا بتوانند از ساختمان خارج شوند؟ چرا جلوی هریک از درهای ساختمان، یک خودرو منتظرشان بود؟ 
***
یکی - دو سال پیش، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)، سوالهای تندی از آقای هاشمی پرسیده بود. چند روز بعد از جلسه، از دفتر یکی از آقازاده ها سراغش را گرفتند. رفته بود و پیشنهاد کرده بودند با مسئولیت دفتر حقوقی یکی از شرکتهای نفتی و حقوق میلیونی و خانه و خودرو و .. بخرندش. نشد..
***
بچه های امام صادق (ع) از آقای هاشمی خاطره خوشی نداشته اند. با اتفاق یکشنبه، چراغهای رابطه شان بدجوری سوخت! محافظان آقای هاشمی خوب آتش بیاری معرکه کردند. خوب!</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>

</feed>
