« فروردین ۱۳۸۶ | صفحه اصلی | خرداد ۱۳۸۶ »

اردیبهشت ۱۳۸۶ آرشیو

۵ اردیبهشت ۱۳۸۶

کمبود مدیر فرهنگی در شهر تهران!

امروز شهر تهران به شدت کمبود مدیران فرهنگی را احساس می کرد.
درست در شرایطی که طرح مبارزه با ناامنی اجتماعی در حال اجراست و مجلس به افزایش عمر خودش رای داده و بازتاب با بی پروایی تمام رییس جمهور را با قذافی مقایسه کرده است و هزار اتفاق فرهنگی و غیر فرهنگی دیگر؛ مدیران سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به مشهد مقدس رفته اند تا ضمن تجدید عهد با ولایت شهردار محترم تهران، برنامه های سال 86 سازمان را بالا و پایین کنند و یک اتفاق بزرگ فرهنگی را رقم بزنند.
دلم هوای حرم امام رضا (ع) را کرده و چندین ماه است توفیق زیارت پیدا نکرده ام.
آخر این هفته باید در دو آزمون دکترا شرکت کنم و این دو روز، به اندازه هشت سال گذشته جزوه حقوقی خوانده ام!
تازه فرصت کرده ام خیلی
از درسهایی را که در هشت سال گذشته نخوانده بودم و با توکل امتحان داده بودم؛ دقیق بخوانم و به ظرایف حقوقی آشناتر بشوم!
از شنبه هم باید بیفتم روی دور پایان نامه نویسی و این شاهکار بی بدیلم را که بعدها پدر علم حقوق ارتباطات خواهد شد؛ تقدیم جامعه حقوقی کنم!
ببخشید که خسته ام و مغزم از ورود یکباره این همه داده، فرسوده است!
دعایم کنید که مثل سال پیش ...
رهایش کنید.
التماس دعا

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶

کجای کاریم؟

استقبال بی سابقه مردم از فیلم «اخراجیها» فرصت خوبی را به وجود آورده است که بنشینیم و درست فکر کنیم که نبض «فرهنگ عمومی» جامعه دست چه کسی است؟ شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، حوزه هنری و دهها نهاد ریز و درشت فرهنگی دیگر و یا مهران مدیری و بنیامین و فهیمه رحیمی و مهناز افشار؟
«فرهنگ عمومی» برآیند پیچیده ای از تاریخ، مذهب، جغرافیا و بسیاری عوامل دیگر است که کفهای روی آن را، تبهای فرهنگی زودگذری تشکیل می دهند که اتفاقا ـ علی رغم کم اهمیتتر بودن ـ بیشتر به چشم می آیند.
تکیه کلامهای پیر و جوان، ظاهر دختران و پسران و پیامهای کوتاه ـ که الگوریتم سنتی گسترش شایعه را مدرن کرده اند ـ و بسیاری از جزئیات این چنین، از این گونه هستند.
این درحالی است که موهای مدل آناناسی یک جوان بیشتر ما را از آینده فرهنگی جامعه ترسان می کند تا شلوغی بی سابقه خیابانهای تهران در شب ولنتاین. و از همین دست است میزان هراسمان از هرج و مرج چهارشنبه سوری نسبت به انتشار روزمره فیلمهایی از حریم خصوصی دختران و زنان جامعه مان.
«اخراجیها» فیلم خوبی بود. (حرف آخرم را همین ابتدا می گویم تا تکلیفمان باهم روشن باشد.) هم خنده هایش به جا بود و هم صحنه های جدی و تاثیرگذارش. ده نمکی از پس تحول تدریجی شخصیتها هم برآمده بود. هرچند که آخر فیلم نامه را می شد خیلی بهتر از آب درآورد. (که البته این هم به پای فیلم اولی بودنش باید گذاشته می شد.)
اخراجیها فیلم خوبی بود چون دشمنان بدی داشت! من وقتی دیدم که سینمایی نویس های «همشهری جوان» ـ که عاشق سینه چاک سینمای لمپنی قبل انقلاب هستند ـ چنین تیغ بر سر و روی ده نمکی و هر که همراهش بود، کشیده اند؛ و از آن طرف مردم پشت در سینماها صف ایستاده اند، پیش خودم خندیدم: از این اراده الهی بر عزت بخشیدن به ده نمکی و از این تلاشهای کودکانه برای ذلیل کردنش.

ادامه "کجای کاریم؟" »

۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶

نقد عبدالعلی دستغیب بر «توت فرنگی های روی دیوار»

آقای عبدالعلی دستغیب نقدی بر مجموعه داستان «توت فرنگی های روی دیوار» بنده نوشته اند که در شماره اخیر ماهنامه ادبیات داستانی منتشر شده است.
پس از نقد ایشان هم، داستان «مردی که خوابهایش را در جیبش گذاشته بود» را چاپ کرده اند که از کاملا مشخص است از دست آقای بنیانیان در رفته است! چرا که مشی ایشان نشان داده انتقادهای خفیفتر از این را نسبت به شانزده سال سازندگی و اصلاحات برنتابیده اند. چه برسد به داستانی چنین سیاسی که نسبت به جریان هاشمی ها و خاتمی ها، شمشیر را از رو بسته است.
این داستان، روایتی کنایی از رقابت آقایان هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد در انتخابات اخیر ریاست جمهوری است.
بگذریم!
آقای دستغیب داستانها را از جنس «داستان عقاید» دانسته اند و ضمن انتقاد از تک صدایی بودن مجموعه (بخوانید روح جستجوگری اسلام ناب) در مواردی تشویقم کرده اند .
باز هم بگذریم!
داستانهایی دارم که شخصیت اصلی همه آنها مادینه هستند! دخترکان و زنان نقشهای اصلی آن داستانها را بر دوش می کشند. وجهه غالب داستانها اجتماعی است و به غیر از دو تا، بقیه شان پر از رگه های طنز هستند.
گذاشته ام کار پایان نامه ام که تمام شد، دستی به سر و رویشان بکشم و منتشرشان کنم. اگر عمری باقی باشد و خداوند یاری کند و نظام وظیفه هم کچلمان نکند!
در کنار همه اینها، لک و لک کنان، تحقیقات یک رمان را هم آغاز کرده ام که به گونه ای در ژانر وحشت می گنجد. هرچند که به قول رضا امیرخانی، نباید در هیچ چارچوبی بگنجد!
ادبیات را دوست دارم. اگر پایان نامه و کار اجرایی و کار اجرایی و کار اجرایی بگذارند.

درباره اردیبهشت ۱۳۸۶

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به ترديد راهي به دانايي در اردیبهشت ۱۳۸۶ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی فروردین 1386 می باشد.

آرشیو بعدی خرداد 1386 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

Creative Commons License
این وبلاگ تحت لیسانس زیر می باشد لیسانس کریتیو کامانز.