سخني در باب «جهاد فرهنگي»
متن زير، مكتوب سخنان كوتاهي است كه در مراسم معارفه به عنوان رييس فرهنگسراي دانشجو به زبان آوردهام. همينجا فرصت خوبي است كه از دوستان و برادرانم فرزاد هوشيار پارسيان (سرپرست سابق فرهنگسرا و مديركل مراكز خاص سازمان)، فاضل نظري (رييس حوزه هنري استان تهران)، مهدي رمضاني (معاون انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي)، كميل خجسته (سردبير كتاب نيوز)، علي الفتپور و محمدمهدي وحيدي به خاطر ابراز لطفشان تشكر كنم.
در علم حقوق جزا، وقتي كه صحبت از تهاجم ميشود، زود بحث به «دفاع» كشيده ميشود. علماي حقوق، دفاع را مشروط كردهاند به تناسب با حمله. يعني اگر مهاجم تفنگ دست گرفته بود، مدافع هم حق تفنگ دست گرفتن دارد.
در عرصه فرهنگ، پانزده سالي ميشود كه رهبر معظم انقلاب، مساله «تهاجم فرهنگي» را هشدار دادهاند. تهاجم فرهنگي، توهم يك توطئه نيست. اگر حالا به ما حمله فرهنگي كردهاند، بيست ـ سي سال پيش، در دوران جنگ سرد، بلوك غرب به بلوك شرق تهاجم فرهنگي كردهاست.
الآن كه اسناد سي. آي. اي. (CIA) درباره آن دوران منتشر شده، ميبينيم كه در دوران جنگ سرد فرهنگي، سي. آي. اي. در هر روز، دستكم نه (9) روشنفكر بلوك شرقي را كشته است. معلم، روزنامهنگار، نويسنده، كارگردان و .... خلاصه هركسي كه سرش به تنش ميارزيده. بعضي را با گلوله كشتهاند، بعضي را سم خوراندهاند و خيليها را به مرضهاي لاعلاج ميراندهاند. اسناد اين ماجراها در كتاب «سيا و جنگ سرد فرهنگي» آمده است.
خوب وقتي تهاجم فرهنگي وجود دارد، بايد دفاع هم باشد. اصطلاح ديني دفاع ميشود: جهاد! يعني در برابر تهاجم فرهنگي بايد «جهاد فرهنگي» باشد.
اما اين جهاد فرهنگي كه پيش از اين جهاد نظامي و جهاد سازندگي بود، مختصات و خصائصي دارد. خداوند سبحان ميفرمايد: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا». يعني كساني كه در راه ما جهاد كنند، همانا آنان را به راههاي خود هدايت ميكنيم. به بيان سادهتر، خداوند قول داده كه دست مجاهد را ميگيرد و نميگذارد راه را گم كند.
پس ميشود گفت كه براي مبارزه با تهاجم فرهنگي، مهمترين چيز حفظ روحيه جهادگري است. اينكه «مجاهد» باشيم. اگر اين حركت از سوي ما انجام شود، بركتهاي الهي شامل حالمان ميگردد. انشاءالله
