شنبه 10 خرداد 1382:«سلوك» نام آخرين رمان محمود دولت آبادي است. چاپ اول آن در بهار 82 است و 212 صفحه طول دارد.
دولت آبادي براي نوشتن اين رمان، چهار سال وقت صرف كرده است: از سال 77 تا 81.
همين نكته انگيزه اي شد كه در نمايشگاه كتاب امسال، به دنبال اين رمان بگردم و آن را بخرم. بعد از نمايشگاه شنيدم كه اين رمان، پر فروشترين كتاب نشر «چشمه» بوده است.
در هر صورت، همه اين حرفها، مشوق من براي به دست گرفتن سلوك و خواندن آن بود. اما نتوانستم بيش از 36 صفحه آن را بخوانم.
تا اينجا كه من خواندم ماجراهاي رمان، با توصيفاتي طولاني و خسته كننده جلو مي رود.همين باعث مي شود كه رمان، كشش لازم را براي خواننده نداشته باشد. استفاده از افعال، در زمان هايي من در آوردي و غريب، اين نكته را به ذهن متبادر مي كند كه نويسنده، نتوانسته با زمان هاي موجود در ادبيات فارسي، منظورش را بيان كند و براي فرار از اسيري در چنگ دستور زبان، به خلق زمان هاي تازه براي افعال دست زده است.
در همين 36 صفحه، كه پنج صفحه اش جزو داستان نيست، دو غلط فاحش به چشم مي خورد:
نويسنده در ذهن قيس، يكي از شخصيت ها، به گذشته او بر مي گردد و خاطراتش را مرور مي كند اما ناگهان در همان خاطره، كه از زاويه ديد قيس بيان مي شود، تغيير زاويه ديد مي دهد و از قول يكي ديگر از شخصيت ها، ماجرا را بيان مي كند!
اين مثل اينست كه من دارم براي شما، خاطره خودم و دوستم راتعريف كنم اما ناگهان كلام را قطع كنم و از زبان دوستم، بقيه خاطره را تعريف كنم!
چنين اشتباه فاحشي، از دولت آبادي قابل قبول نيست. نويسنده اي با 72 سال سن، كه مي گويد چهار سال تمام، جمله جمله و كلمه كلمه اين رمان را بازخواني كرده و دوباره نوشته است.
به نظر مي رسد «سلوك» براي دولت آبادي زنگ خطري است: زنگ پايان.
براي حكم قطعي دادن، بايد منتظر نشست و كار بعدي دولت آبادي را ديد.



