<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ترديد راهي به دانايي</title>
      <link>http://www.tardid.com/</link>
      <description>نوشته‌هاي محمد سرشار</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1391</copyright>
      <lastBuildDate>۱ شنبه, 24 اردیبهشتماه 1391 12:33:37 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>سرباز تازه ابليس ـ در حاشيه يک اهانت</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">ابلیس به سرباز تازه خویش می‌بالد
حق‌هاي بشر بر سر نيزه شده‌اند
     و غيرت فرزندان علي
          در زهداني پسامدرن
               گنجيده!

نيمه شب 22/2/1391</p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_245.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_245.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">litrature</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 24 اردیبهشتماه 1391 12:33:37 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فيلم سينمايي «روزهاي زندگي»</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[دیدن فیلم سینمایی «روزهای زندگی» رو با همسرتون تو یه سینمای خوب از دست ندین.
از معدود فیلمای خوب عاشقانه سینمای ایرانه.
نویسنده و کارگردان پرویز شیخ طادیه و هنگامه قاضیانی و حمید فرخ نژاد توش بازی کردن و به زودی جایگزین قلاده‌های طلا می شه.
<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/rooshaye-zendegi.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/rooshaye-zendegi.php','popup','width=589,height=410,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/rooshaye-zendegi-thumb.jpg" width="450" height="313" alt="" /></a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_247.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_247.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 23 اردیبهشتماه 1391 12:39:39 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همراه داشتن سلاح!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">کارت دعوت نخستین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی به دستم رسیده. در قسمت ملاحظات نوشته‌اند: «خواهشمند است از آوردن تلفن همراه، کیف، سلاح و ... به محل برگزاری کنگره خودداری فرمایید.»

انگار که همراه داشتن سلاح، مثل تلفن همراه و کیف مساله‌ای عادی است!</p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_246.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_246.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">Humor</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 23 اردیبهشتماه 1391 12:37:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ديدار مقام معظم رهبري از بيست و پنجمين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/27499_942.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/27499_942.php','popup','width=1600,height=761,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/27499_942-thumb.jpg" width="450" height="214" alt="ديدار مقام معظم رهبري از بيست و پنجمين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران" /></a>
در دیدار حضرت آقا از سالن یاس نمایشگاه کتاب تهران، من باید آمارها و تحلیلهای وضعیت کتاب را عرض می کردم. این آمارها در قالب نمودار و در پنج بخش نمایشگاه نصب شده بود.
قسمتی که اخبار آن را نشان داد؛ مربوط به جایگاه جهانی ایران در حوزه کتاب بود. براساس آمار یونسکو تا سال 1999 میلادی، جمهوری اسلامی ایران رتبه چهاردهم جهان را از نظر تعداد عناوین منتشره در یک سال، از آن خود کرده است.
آمارهای تکمیلی دیگر منابع تا سال 2010 نشان می دهد که رتبه ایران، به رتبه دهم جهان از نظر تعداد عناوین رسیده است.
در جهان اسلام، ایران با انتشار 39 درصد عناوین، رتبه اول را دارد. ترکیه 21 درصد، اندونزی و مالزی روی هم 24 درصد، و جهان عرب 12 درصد این عناوین را منتشر می کنند.
<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/792175_orig.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/792175_orig.php','popup','width=595,height=397,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/792175_orig-thumb.jpg" width="450" height="300" alt="" /></a>
قبل از آغاز دیدار، با وزیر ارشاد راه افتادیم و تک تک غرفه ها را دیدیم و آمارها و تحلیلها را برای ایشان توضیح دادم. ایشان مواردی را یادداشت کرد و تاکید نمود که این آمارها به شکل عمومی منتشر بشود و ....
حضرت آقا که می خواستند تشریف بیاورند؛ ته دلم ریخت. به توصیه میثم نیلی عمل کردم و هفت بار «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» را در دل خواندم تا آرام بشوم.
آقا که جلو آمدند؛ وزیر ارشاد بنده را معرفی کرد. آقا لبخندی زدند و فرمودند: من کتابی را از شما خوانده بودم.
از خجالت و ذوق داشتم آب می شدم. گفتم: بله. توت فرنگی های روی دیوار بود.
ایشان با سر تحسینی فرمودند. وزیر ارشاد خواست تا آمار را توضیح بدهد. گفتم: اجازه می دهید؟
و شروع کردم. قسمت آخر مورد توجه ویژه حضرت آقا قرار گرفت. فرمودند: من فکر می کردم سهم جهان عرب خیلی بیشتر باید باشد. ما کتابهای خیلی خوبی را از مصر و جاهای دیگر می دیدیم. (نقل به مضمون)
عرض کردم: اما تعداد عناوینشان خیلی کمتر است. آمار یازده کشور جهان عرب را تک تک عرض کردم.
حضرت آقا فرمودند: این آمار باید تدقیق بشود و تفصیل پیدا کند. (نقل به مضمون) بعد لبخندی زدند و تشریف بردند.
<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/13910217_1519718.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/13910217_1519718.php','popup','width=1500,height=1000,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/13910217_1519718-thumb.jpg" width="450" height="300" alt="" /></a>
بار دوم، برای توضیح فرآیند بررسی پیش از انتشار کتاب خدمتشان رسیدم. از روی نموداری که در ماهنامه زمانه چاپ کرده بودیم؛ توضیح دادم که حجم تقریبی بررسی پیش از انتشار چگونه است و در چه حالاتی کتاب منتشر می شود یا نمی شود.
وزیر ارشاد از این بخش، خیلی خوشش آمده بود. قبل از دیدار هم این نکته را به بنده گفت. در حضور حضرت آقا هم براساس همین نمودار اشاره کرد که حدود 85 درصد کتابها وارد فرآیند بررسی پیش از انتشار نمی شوند.
این بخش کوتاهتر از زیارت اول بود و توفیق فقیر در درک حضور، کمتر.
<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/27525_897.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/27525_897.php','popup','width=1600,height=1012,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/27525_897-thumb.jpg" width="450" height="284" alt="" /></a>
در انتهای دیدار، ایشان سخنرانی خیلی خوب و مهمی داشتند که متاسفانه متن کاملش منتشر نشد. در این سخنان، ایشان به آمارهای یونسکو هم اشاره فرمودند. موارد دیگری را هم فرمودند که در خبرها، به اجمال به آنها اشاره شده است.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_248.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_248.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">culture</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 20 اردیبهشتماه 1391 12:44:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ضرورت بررسي چالش هاي نشر و محتواي كتاب ها ـ گفتگو با روزنامه کيهان</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[گاليا توانگر ـ پشت ويترين كتاب فروشي هاي اين حوالي همه جور ژستي را مي توان مرور كرد! از چهره كراوات زده هاي سلطنت طلب پشت كتاب هاي تاريخي گرفته تا كلاه به سرهاي كمونيست بر جلد كتاب هاي ادبي! از شلختگي برخاسته از منش آزاد لائيك ها گرفته تا يقه پوسيده و نخ نماي انديشه هاي انحرافي!
نام و چهره هايي كه حالا ديگر نقاب از صورتشان برداشته شده و براي چشم هاي مردم ما بي اعتبار شده اند.
كمي آن طرف تر در بساط جوان مسخ شده اي عنوان «اصول بهائيت» به چشممان مي خورد! اعتراض مي كند كه چرا عكس كتاب هايش را انداخته ايم. از او مي پرسم: «به شما ايراد نمي گيرند كه چنين عناويني را در بساط دستفروشي خود جا داده ايد؟» به گفتن اين جمله در پاسخ سؤالمان بسنده مي كند: «من با آنها همكاري دارم!»
آنها چه كساني هستند؟ اشاعه دهندگان انديشه هاي انحرافي كه با اجيركردن افرادي چون اين جوان مسخ شده به صورت مافيايي عمل مي كنند و حتي مي توان با ارائه يك ليست از كتاب هاي زيرزميني از آنها همه جور خوراك فاسد ذهن دريافت كرد.
يكي از مهم ترين راهبردها در يك برنامه ريزي صحيح فرهنگي، رواج فرهنگ كتابخواني و مطالعه است. كتاب بهترين و ارزشمندترين هديه و راهكار براي رشد فكر انسان هاست.
دنياي بزرگ و شگفت انگيز كتاب و كتابخواني به گروه خاص و ويژه اي تعلق نداشته و هر فرد بايد با كتاب زندگي كند و مطالعه و كتاب خواني بايد به عنوان يك نياز و احساس دائمي لازم و روزانه در ميان عموم رايج و مطرح باشد تا افراد جامعه به خواندن و مطالعه ترغيب و فرهنگ كتاب و كتابخواني رواج پيدا كند.
رهبر معظم انقلاب در اين باره مي فرمايند: «اين بايد يك سيره و سنت در بين مردم ما بشود كه كتاب بخوانند و به بچه هايشان ياد بدهند... كتاب خواني بايد مثل خوردن، خوابيدن و ساير كارهاي روزانه در زندگي مردم وارد شود.»
براي هر فرد لازم است تا حداقل در تقسيم اوقات روزانه خود يك زماني را هم براي مطالعه اختصاص دهد تا اين فرهنگ در جامعه ما نهادينه شود.
تبليغ علني آثار معاندين نظام
از تريبون هاي مختلف!
خواندن يك صفحه از يك كتاب را مي توان چندگونه تعبير كرد: چيدن شاخه گلي از يك باغ، چشيدن جرعه اي از اكسير دانايي، لحظه اي همدلي با اهل دل، استشمام رايحه اي ناب، توصيه يك دوست براي دوستي با دوستي مهربان و... كتاب دوستي است كه اگر انسان راه استفاده واقعي از آن را در پيش گيرد، بي شك رستگار خواهد شد، چنانچه كلام خداوند «قرآن» كتابي است كه راه سعادت و نيكبختي را به بشريت نشان داده است و تمسك ورزيدن به آن جوامع بشري را از ظلمت نجات داده و به سعادت واقعي رهنمون مي سازد.
حجت الاسلام عليرضا يحيايي محقق و پژوهشگر ضمن توصيه و ترغيب به مطالعه كتب ارزشمند هشدار مي دهد كه هر عنوان كتابي مناسب تغذيه فكري ما نيست. وي مي گويد: «هراز چند گاهي آگاهانه يا ناآگاهانه شاهد تبليغ و ترويج كتب اعم از ضلال، انحرافي، كمونيستي، الحادي و براندازانه و فاقد مجوز و برخي با محتواي مبتذل، عاشقانه هاي سخيف و عامه پسند از تريبون هاي مختلف هستيم. براي مثال همين چندي قبل شاهد پخش گزارشي از بازار رمان در تلويزيون بودم. رسانه ملي نبايد تريبون خود را آگاهانه و يا ناآگاهانه به معرفي آثاري اختصاص دهد كه حاوي مطالب نامناسبي هستند. گزارشگر اين برنامه با پرداختي ناقص به حوزه كتاب به صورت گزينشي به تبليغ برخي كتب خاص پرداخت و در برخي كتاب فروشي هايي كه كتاب هاي آن جريان هاي چپ و كمونيستي را تبليغ و ترويج مي كنند، حضور پيدا كرده بود. وي مي كوشيد تحت تأثير نام اين ناشران گزارشي از بازار كتاب و رمان به مخاطب عامي كه در پاي تلويزيون نشسته ارائه دهد.»
يحيايي ادامه مي دهد: «در اين گزارش دوربين برنامه براي لحظاتي رمان هاي عامه پسندي را به مخاطب پيشنهاد مي داد كه در ذات خود مروج دوستي هاي خياباني، عشق هاي مثلثي، ترويج اباحه گري و زيرپا گذاشتن احكام اسلام در پوشش و رفتار هستند. حتي برخي از اين رمان ها سال هاست مجوز تجديد چاپ نداشته و به دليل محتواي ناسالم اجازه حضور در نمايشگاه هاي كتاب را ندارند، ولي به راحتي مي توان آنها را در ويترين برخي كتاب فروشي ها و يا بساط هاي زيرزميني جست وجو كرد.
بعضاً اين كتاب ها به صورت آگاهانه يا ناآگاهانه از تريبون هاي مختلف مورد ترويج و تبليغ قرار مي گيرند. جالب اين جا بود كه اين گزارشگر ناگهان عنواني از كتاب هاي مسئله دار را جلوي دوربين گرفت كه در نمايشگاه قبلي كتاب به دليل ترويج براندازي و شورش هاي خياباني كلاً جمع شده بود! اين عنوان كتاب چند دقيقه رو به روي دوربين ثابت ماند تا نام كتاب و نام نويسنده در ذهن مخاطب حك شود!»
نيازمند سيستم تبليغ و توزيع منسجم هستيم
در حالي كه در اين سوي بازار كتاب معاندين و قلم به دستان به ظاهر نويسنده به مدد رانت بازي ها و ايجاد شبكه هاي مافيايي خيلي راحت در شبكه هاي زيرزميني به توزيع و تبليغ آثار خود مشغولند، در اين سوي شهر جواني صاحب انديشه اصيل و متعهد بايد برگه هاي اثر خود را زيربغل گرفته و از اين انتشارات به آن انتشارات سرگردان باشد، بلكه هزينه چاپ رقمي پايين تر بيايد و او بتواند ماحصل تفكر خود را نشر دهد.
محمدسرشار عضو گروه مطالعات فرهنگي پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي و دانشجوي دكتراي مديريت و برنامه ريزي فرهنگي، مهجوريت كتاب هاي ارزشي پشت ويترين هاي كتاب فروشي ها و در مقابل تبليغ و ترويج آثار معاندين با نظام به صورت آشكار در برخي كتاب فروشي ها را نتيجه كم كاري ها و نبود يك شبكه توزيع منسجم و دقيق مي داند و مي گويد: «پس از پيروزي انقلاب اسلامي، شبكه توزيع محصولات فرهنگي همسو با اين سخن نو شكل نگرفت و به تلاش هاي موردي و غيرمنسجم در مساجد، نمازهاي جمعه و ديگر تجمعات انقلابيون محدود ماند. به بيان ديگر ما شاهد رويش شبكه توزيع چهره به چهره محصولات فرهنگي متناسب با انقلاب اسلامي نبوده ايم. بنابراين انحصار شبكه توزيع خرد محصولات فرهنگي در دستان تفكرات وامانده ناشي از كم كاري ماست.
از سوي ديگر استفاده از شبكه هاي توزيع موردي و بيماري زا، اهداي گسترده كتاب توسط نهادها و سازمان ها، اعطاي تخفيف هاي بالاي 30 درصد و... سبب شده كه فكر ايجاد يك شبكه منسجم توزيع محصولات فرهنگي، به مخيله جهادگران فرهنگي خطور نكند. چرا كه با يك حساب سرانگشتي، غيراقتصادي بودن اين تلاش، روشن و آشكار است.»
اين مدير فرهنگي كه ادامه صحبت هايش نويدبخش حركت هاي اصلاحي و رشد كتاب هاي ماندگار ارزشي است، مي گويد: «مهم اين است كه در بسياري موارد، در فرآيند توليد محصولات فرهنگي، ويژگي هاي يك محصول مقبول خريدار رعايت نشده است. مشكلات در توليد محتواي مورد نياز مخاطب- و نه مورد پسند مديران فرهنگي- و رعايت كمينه هاي كيفي در طراحي جلد، صحافي و... سبب گرايش كمتر مخاطب به كتاب هاي ارزشگرا شده است. البته در دهه اخير، با توانمندي بيشتر ناشران ارزشي، اين مشكل كمتر گرديده و روندي رو به اصلاح دارد.
با توجه به اين دلايل، مي توان گفت كه در صورت رعايت كيفيت توليد و نياز مخاطب، محصولات فرهنگي همسو با گفتمان انقلاب اسلامي توانسته اند اين مرزبندي هاي ايدئولوژيك را بشكنند و شبكه توزيع وامانده از انقلاب اسلامي را به تسليم وادارند. قرار گرفتن كتاب هاي ارزشمندي چون «دا»، «بابانظر»، «نورالدين پسر ايران» و... در ويترين اين فروشگاه ها، پرچم هاي گرانبهاي اين به زانو درآمدن است.»
سرشار در مورد نحوه حمايت از تلاش هاي نويسندگان جوان صاحب ذوق و تعهد مي گويد: «وجود محدوديت ها براي نويسندگان جوان و صاحب انديشه، مسئله اي طبيعي و جهان شمول است. نويسنده جوان بايد توانمندي خود را به جامعه ثابت كند و اين اثبات، زمان بر است. بنابراين تنها عرق ريزان روح براي جوانان كافي نيست و بايد به دنبال شناساندن قدرت قلم خود به ديگران باشند.
برعكس فكر مي كنم ايجاد تسهيلات غيرطبيعي براي جوانان و ايجاد كانال هاي گلخانه اي براي رشد آنان، در درازمدت به ضرر همين جوانان خواهد بود.
مشكل اساسي در اين مورد، سودجويي برخي ناشران از جواني نويسندگان است. آنان به جاي سرمايه گذاري بر استعداد اينان، به دنبال كسب منفعت مستقيم از نويسندگان جوان و خروج از دايره فعاليت حرفه اي هستند و اين مسئله، آسيب جدي موجود در اين عرصه است. در واقع بايد از ناشران مطالبه شود تا با نويسندگان جوان، رفتار حرفه اي داشته باشند.»

<a href="http://www.kayhannews.ir/910214/5.htm">نشاني اصل گفتگو در پايگاه اينترنتي روزنامه کيهان</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_250.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1391/02/post_250.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 14 اردیبهشتماه 1391 12:58:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سيري در تحول و شكوفايي «هنر انقلاب اسلامي» ـ گفتگو با روزنامه کيهان</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[گاليا توانگر ـ هنر آفريده آفرينشگري به نام هنرمند است. بنابراين بدون تحول در هنرمند، در هنر تحول چنداني رخ نمي دهد. پيروزي انقلاب اسلامي، نتيجه مجاهدت صدوپنجاه ساله دين در برابر فرآيند سكولارسازي به بهانه مدرن سازي بود. بنابراين اين پيروزي تنها موفقيتي در براندازي يك نظام سياسي نبود، بلكه تفوق جهان بيني اسلامي را نشان مي داد. صراحتا مي توان گفت پس از پيروزي انقلاب اسلامي، هنر آرمان گراي شيعي مجال جلوه گري يافت. هنري كه برمبناي عبوديت انسان درعين جانشيني خداوند، تعريف مي شود.
محمد سرشار داستان نويس و عضو گروه مطالعات فرهنگي پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي درباره نقش و تأثيرگذاري هنرمنداني چون شهيد آويني در ارتقاي معنوي هنر بعداز پيروزي انقلاب اسلامي توضيح مي دهد: «هرچند كه هنر حاصل آفرينش هنرمند است، اما بدون يك انديشه و نظريه متعالي، تلاش هاي هنرمندان، حركت هايي پراكنده و گاه ناهمسو خواهد بود كه به ايجاد يك جريان نمي انجامد. بنابراين طبيعي بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، فقدان نظريه هاي منطبق با گفتمان انقلاب اسلامي، معضلي جدي در برابر ارتقاي هنر انقلاب به حساب بيايد.
در عرصه نظريه پردازي هنر انقلاب اسلامي، افرادي ورود پيدا كردند كه حاصل تلاش تعدادي از آنها به اتفاقاتي دراين عرصه بدل شد. تلاشي كه البته ادامه دارد. شهيد سيدمرتضي آويني با تبحر خود در روزنامه نگاري و مستندسازي توانست اين انديشه ها را به حوزه هاي تخصصي نزديك كند و به طور خاص درخصوص سينما، حرف هاي جديدي را عرضه كند. از حاضران نيز مي توان به آيت الله عبدالله جوادي آملي اشاره كرد كه درخصوص هنر اسلامي انديشه ورزي نموده اند.
از محمد سرشار سؤال مي كنم: اگر هنرمند ايراني بخواهد در سطح بين المللي حرف و اثرگذاري داشته باشد، نيازمند چه رويكردي است؟ وي پاسخ مي دهد: «انديشه انقلاب اسلامي، انديشه اي با مخاطب جهاني است. بنابراين هر هنرمندي كه براساس اين انديشه سخن بگويد؛ مخاطب جهاني پيدا مي كند. مهم ترين رويكرد هنرمندان ايراني، بازيابي هويت انقلابي و اسلامي خود است.
رجوع هنرمندان به خود انقلابي خويش و پيراستن روح از نفسانيات، عامل و ضامن جهاني شدن سخن هنرمند ايراني خواهد بود.»
اين نويسنده متعهد كشورمان مهم ترين چالش هاي پيش روي هنر اسلامي را در شرايط فعلي اين گونه تبيين مي كند: «مهم ترين خطر پيش روي هنر انقلاب اسلامي، باز توليد فرآيند سكولارسازي در جمهوري اسلامي ايران است. اين بازگشت سكولاريسم، با برنامه ريزي گسترده دشمن و در قالب جنگ نرم آغاز شده است و هر روز، قالب و ابعاد جديد پيدا مي كند. بنابراين در جبهه جهاد فرهنگي با استكبار، نبايد اين وضعيت جنگي را از ياد برد و بايد به تناسب آن، تلاش كرد و پوييد.
خطر دوم، خطر آلودگي هنرمندان به نفسانيات است. اموري كه وابستگي دنيوي دارند و خود آرمان خواه هنرمند را در تار و پود دنيا، اسير خود مي سازند. پس از فتنه سال 1388، مشاهده شد كه هنرمنداني كه از خانواده خود غافل شده اند؛ اينك اسير گمراهي فرزندان خويشند و به بلندگويي براي دشمنان پيشين و سنگري براي دوستان امروز خود بدل گشته اند. برخي از همين هنرمندان، در سال هاي قبل از فتنه، اسير پول و افزايش درآمد خود گشته بودند و برخي ديگر، اسير وسوسه نام داري و پرآوازگي.
خطر سوم، مديران فرهنگي ناآگاه هستند. در عرصه هاي مختلف هنري مي توان از موارد مشخصي نام برد كه به دليل مديريت غلط مديران ناكارآمد، آثار هنري اي خلق شده كه كاركردي بر ضد گفتمان انقلاب اسلامي داشته اند. مديران فرهنگي ناتوان به دليل يدك كشيدن مسئوليت در نظام جمهوري اسلامي و در دست داشتن منابع، خطري مهم در پيش روي هنر انقلاب اسلامي محسوب مي شوند.»

<a href="http://kayhannews.ir/910122/5.htm">نشاني اصل گفتگو در پايگاه اينترنتي روزنامه کيهان</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1391/01/post_249.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1391/01/post_249.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 21 فروردینماه 1391 12:52:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هیئت منصفه؛ تضمین کننده دادرسی منصفانه ـ گفتگو با روزنامه حمايت</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<strong>ناپختگی علت اصلی شكست قانون</strong>
24 اسفند ماه سال 1382، روزی است که قانون هیئت منصفه در 15 ماده به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. قانون مطبوعات در 28 اسفند سال 1364 و قانون اصلاحی قانون مطبوعات در 30 فروردین 1379 به تصویب مجلس رسیده‌ است. محمد سرشار، عضو گروه مطالعات فرهنگی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به این مطالب به «حمایت» می‌گوید: قانون هیئت منصفه مطبوعات مصوب سال 1382، به دلایل متعددی به اجرا درنیامد. وی معتقد است غلبه نگاه سیاسی بر نگاه علمی علت‌العلل عدم اجرای این قانون بوده است.سرشار ادامه می‌دهد: عدم وجود احزاب سیاسی واقعی در کشور ما سبب شده که مطبوعات و به طور خاص روزنامه‌ها، نقش سیاسی آنها را برعهده بگیرند. این فقدان احزاب و جابه‌جایی نقش‌ها بازی‌ها و کشمکش‌های سیاسی را وارد عرصه روزنامه‌نگاری کرده و متاثر از این فضای ناصحیح نمایندگان دوره ششم مجلس شورای اسلامی در رویکردی هیجان‌زده و نه علمی، کوشیدند رقابت سیاسی خود با جناح رقیب را که به عرصه روزنامه‌ها و نشریات و دخالت قضایی در آن کشیده شده بود با تصویب قانون هیئت منصفه پیش ببرند. وی خاطرنشان می‌كند كه همین هیجان‌زدگی و شتابزدگی باعث شد که قانون خوبی نوشته نشود و در نهایت به اجرا نیز درنیاید.

<strong>هیئت منصفه تضمین كننده عدالت</strong>
قانون هیئت منصفه مطبوعات، ساز و کار تشکیل این هیئت و اختیارات آن را مورد نظر قرار داده و ارتباط مستقیمی با متهمان ندارد. هر چند حضور هیئت منصفه در فرآیند رسیدگی به جرایم مطبوعاتی، یکی از حقوق اساسی برای تضمین عادلانه بودن این فرآیند است که در قانون اساسی مورد تصریح قرار گرفته است. سرشار با اشاره به این نكته ادامه می‌دهد: ترکیب، شرایط عضویت، انتخاب‌کنندگان، وظایف و نسبت هیئت منصفه با اختیارات قاضی در 3 قانون لایحه قانونی مطبوعات (1358)، اصلاحیه قانون مطبوعات (1379) و قانون هیئت منصفه (1382) مورد بحث قرار گرفته است.وی در تعریف هیئت منصفه می‌گوید كه نهاد هیئت منصفه، نهادی است که از حقوق غرب به حقوق ایران وارد شده و پیشینه آن به یونان باستان بازمی‌گردد؛ در روایت‌های تاریخی نقل شده که محاکمه سقراط با حضور هیئت منصفه صورت گرفته است. البته سرشار به این نكته هم اشاره می‌كند كه شکل امروزی نهاد هیئت منصفه به قرن 13 میلادی و کشور انگلیس بازمی‌گردد. طبیعتا در کشورهای متاثر از حقوق نانوشته (کامن‌لا) مانند انگلیس و ایالات متحده آمریکا و استرالیا این نهاد حقوقی، حضوری جدی دارد.وی می افزاید: پذیرش نهاد هیئت منصفه در حقوق جمهوری اسلامی ایران، پذیریش از سر ناچاری و تقلیدی نبوده است. بلکه یک تجربه موفق بشری متناسب با حقوق اسلام، مورد تاکید و تایید قرار گرفته است.بخشی از بررسی‌های بنده در کتاب «حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا»، به ریشه‌های فقهی نهاد هیئت منصفه اختصاص دارد و نشان داده شده که براساس آموزه‌های شیعی، چگونه می‌توان این نوآوری حقوقی را مورد استفاده قرار داد. سرشار در انتها تاکید می‌کند: بنابراین می‌توان گفت نهاد هیئت منصفه به عنوان تضمینی برای رعایت عدالت در حق متهم در جرایم مطبوعاتی، امکان حضور در کشورهایی که نظام حقوقی آنها مبتنی بر حقوق اسلامی را دارد.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/12/post_252.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/12/post_252.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">law</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 27 اسفندماه 1390 13:07:21 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>قوه‌قضاييه ضمانت‌کننده عدالت در نظام سياسي ـ گفتگو با روزنامه حمايت</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">هر فرايندي، امکان رسيدگي قضايي و رسيدگي انتظامي دارد و پاسخ‌هاي رسمي کيفري و رسمي غيرکيفري به آن داده مي‌شود. 
دکتر محمد سرشار، عضو گروه مطالعات پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي در گفت‌وگو با «حمايت» با بيان مطالب فوق ادامه مي‌دهد: در بين اين پاسخ‌ها، پاسخ‌هاي رسمي غير کيفري مهم ترين موضوع هستند. براي اين موضوع نهادهاي مختلفي وجود دارد و مي‌توان گفت که پاسخ‌هاي رسمي غير کيفري به رفتار مدني افراد در جامعه نزديکتر است.
وي البته به اين نکته نيز اشاره مي‌کند که پاسخ‌هاي رسمي کيفري و مسووليت کيفري، به قوه‌قضاييه برمي‌گردد.
اين مدرس دانشگاه مي‌گويد: رصد انتخابات توسط قوه‌قضاييه در تعارض با نظارت شوراي نگهبان نيست چراکه مسووليت‌هاي هرکدام از اين نهادها با هم متفاوت است. به طور کلي اگر حضور قوه‌قضاييه، حضوري موثر و کارآمد و در زمان مناسب باشد، نقطه اطمينان در جامعه است.
دکتر سرشار خاطرنشان مي‌کند: در رصد انتخابات توسط قوه‌قضاييه، اگر اين قوه به موقع به تخلفات رسيدگي کند و در واقع جلوي ضايع شدن حق افراد را بگيرد، مي‌تواند بر سالم برگزار شدن انتخابات و همچنين روند مناسب اجراي عدالت موثر واقع شود. اگر حقوق گروهي يا شخصي ضايع شود اين قوه‌قضاييه است که ضمانت‌کننده عدالت در نظام سياسي کشور بوده و بايد اين وظيفه خود را به نحو احسن انجام دهد.</p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/12/post_251.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/12/post_251.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">law</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 03 اسفندماه 1390 13:04:34 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بيستهايي براي ابوالقاسم طالبي ـ به بهانه نمايش «قلاده‌هاي طلا»، غافلگيري جشنواره فيلم فجر</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[ديدن «قلاده‌هاي طلا» آدابي دارد: بايد اولش بروي و دستکم ده فيلم بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر را ببيني؛ بعد يک گوشه پيدا کني و «خيابانهاي آرام» کمال تبريزي را روي دور تند نگاه کني؛ آخرش که خوب گرم شدي بنشيني و «گزارش يک جشن» ابراهيم حاتمي‌کيا را تماشا کني. اگر خوب حرص خورده‌اي و لجت درآمده، ديگر وقت ديدن «قلاده‌هاي طلا»ست.
<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/pc5087677f1b9bbfea5cfa7fca76d7b11b_pixnama_com_616586fb8e58b3ef6f96a1ec24d05d46_05-_caffecinema.com_.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/pc5087677f1b9bbfea5cfa7fca76d7b11b_pixnama_com_616586fb8e58b3ef6f96a1ec24d05d46_05-_caffecinema.com_.php','popup','width=800,height=534,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/pc5087677f1b9bbfea5cfa7fca76d7b11b_pixnama_com_616586fb8e58b3ef6f96a1ec24d05d46_05-_caffecinema.com_-thumb.JPG" width="450" height="300" alt="" /></a>
«قلاده‌هاي طلا» قله سينماي ايران در سال 1390 است: يک تابلوي مينياتوري جهان‌نگر درباره هشت ماه دفاع از جمهوريت نظام اسلامي؛ يک نخ تسبيح براي ذهنهايي که نتوانسته‌اند تکه‌هاي وقايع نفس‌گير فتنه 1388 را به هم وصل کنند و يک دروازه اميد براي دلزدگان از افسردگي سينماي ايران.
ابوالقاسم طالبي در «قلاده‌هاي طلا» توانسته با کشف ضرباهنگ درخور سينما، ماجراهاي بسياري را به نمايش بگذارد و حرفهاي زيادي بزند: جاسوسي خبره، زخم‌خوردگاني در کمين، اشراري سرکش و خيانتکاري بلندپايه در لابه‌لاي مردمي فريب‌خورده به جنگ جمهوريت آمده‌اند تا شکست خود در صندوقهاي راي را در کف خيابان جبران کنند. تصويرسازي استادانه طالبي از اين کشمکش جبهه باطل با جبهه حق، «قلاده‌هاي طلا» را به اثري پرکشش، جذاب و پرمخاطب بدل کرده است. جذابيتي که «تلفن همراه رييس جمهور» سعيد سهيلي و «در انتظار معجزه» رسول صدرعاملي؛ آن را در رؤياهاي شبانه‌شان آرزو مي‌کنند.
ابوالقاسم طالبي با بازي گرفتن از صدها بازيگر در صحنه‌هاي اردوکشي خياباني، نشان داده که به خوبي از پس اين آزمون دشوار کارگردانان برمي‌آيد. آزموني که البته کمال تبريزي و ابراهيم حاتمي‌کيا در آن مردود شده‌اند.
از سوي ديگر، نمايش ديدني تعقيب و گريز جاسوسان بيگانه با ماموران وزارت اطلاعات، صحنه‌هاي ديدني را خلق کرده‌ است. و بايد در سالن سينما نشسته باشي تا صداي آزاد شدن نفسهاي حبس‌شده را بشنوي.
طالبي با پذيرش خطري محتمل، به مساله نفوذ بيگانگان در وزارت اطلاعات پرداخته و حتي براي دشوارتر کردن آن، در ميان مديران رده‌ بالاي چشم امين نظام به دنبال اين جاسوس گشته اما سياوش‌وار، از اين آتش خودافروخته بيرون آمده. آنگونه که نه تنها با ديدن قلاده‌هاي طلا از اعتماد بيننده به وزارت اطلاعات کاسته نمي‌شود بلکه با نمايش چشمان هميشه بيدار وزارت و اتاق فرماندهي عمليات و اشراف امنيتي آن، ابهتي دو چندان به سربازان گمنام امام زمان (عج) بخشيده مي‌شود و اطميناني در عمق ضمير ناخودآگاه مخاطب خود ايجاد مي‌گردد که وزارت اطلاعات يک سازمان مرده پاستوريزه نيست بلکه سازماني زنده و هوشمند است که حتي در شرايط خطرناکي چون خيانت مسؤولان رده بالاي خود، هوشيارانه عمل مي‌کند و در گامي رو به جلو، اين تهديد فلج‌کننده را به فرصتي آينده‌ساز تبديل مي‌کند.
اينجاست که بيننده فيلم، تازه به يکي از زمينه‌هاي موفقيتهاي وزارت اطلاعات پي مي‌برد. سازماني که در اثر ضربه دشمن، نه تنها فلج نمي‌شود بلکه همين ضربه را به فرصتي براي کشف شبکه‌هاي جاسوسي او در منطقه تبديل مي‌نمايد.
ابوالقاسم طالبي در «قلاده‌هاي طلا» نه جانب محمود احمدي‌نژاد را مي‌گيرد و نه حتي کوچکترين سرزنشي را نثار ميرحسين موسوي و کروبي مي‌کند. او ابايي از نمايش ستادهاي انتخاباتي اينان و تبليغات هوادارانشان ندارد. در عوض، نگاه فراملي او به فتنه 88 آنچنان است که رضايت هواداران پيشين ميرحسين موسوي و اندک طرفداران مهدي کروبي را به خاطر اين عدم جانبداري تامين مي‌کند و تنها دستگاههاي جاسوسي بيگانه و عوامل رسانه‌اي آنها را به معترضان بالقوه فيلم خود تبديل مي‌سازد.
طالبي با اين چينش هوشمندانه، زمين بازي‌ خود را به پس از ساخت فيلم نيز گسترش مي‌دهد و دامي را براي وابستگان به دستگاههاي جاسوسي بيگانه پهن مي‌کند تا به محض اعتراض به درون‌مايه فيلم، قلاده وابستگي‌شان، رسواگر اين خودفروشي گردد. بنابرين بايد منتظر ماند و ديد اولين صداهاي اعتراض به محتواي «قلاده‌هاي طلا»، از سوي چه جريانها و از طريق چه رسانه‌هايي بلند مي‌شود.
ابوالقاسم طالبي در «قلاده‌هاي طلا» به خوبي نتايج بي‌تدبيري نخبگان سياسي در کشاندن طرفداران خود به خيابانها را به تصوير مي‌کشد و تصريح مي‌کند که اکثريت طرفداران ميرحسين موسوي و مهدي کروبي، از دلبستگان به نظام هستند. او علت حضور پرشمار آنان در راهپيمايي اعتراضي 25 خرداد 88 را بيان مي‌کند و از سوي ديگر نشان مي‌دهد اين عدم پايبندي به قوانين، چگونه عملکرد دستگاه امنيتي را با اختلال مواجه مي‌سازد و فرصت را براي سوء‌استفاده آشوبگران مهيا مي‌کند.
او حتي آشکارا چگونگي مرگ شهدا و کشته‌هاي وقايع پس از دهمين انتخابات رياست جمهوري را نمايش مي‌دهد و در گامي جسورانه به ترور ناجوانمردانه ندا آقاسلطان اشاره مي‌کند.
هنرمندي طالبي در روايت اين همه ماجرا در بستري از درام و استفاده درست از ستاره‌هاي سينما، نقطه اوجي را ايجاد مي‌کند که تماشاگر فيلم را، به تشويق او وامي‌دارد. آنچنان که دو بار، به پا مي‌ايستد و براي او، به آفرين، دست مي‌زند.
ابوالقاسم طالبي در «قلاده‌هاي طلا»، کارگرداني جديد را به اهالي سينما معرفي مي‌کند. کارگرداني که برخلاف بسياري از هم‌صنفان خود، سياست را بصيرانه مي‌شناسد و هنرمندانه و عمارگونه روايت مي‌کند.
بنابرين مي‌توان گفت جذابيتهاي هنري فيلم در کنار کشش موضوعي آن، فروشي تاريخي و رکورد شکن را براي «قلاده‌هاي طلا» قابل پيش‌بيني مي‌سازد. استقبالي که به جامعه سينمايي خواهد گفت مي‌توان بدون ابتذال، هم به فروش در گيشه نظر داشت و هم، بر بصيرت مردم افزود.
از سوي ديگر، نمايش «قلاده‌هاي طلا» در سينماهاي کشور نه تنها خانواده‌هاي قهرکرده به سينما را به سوي آن خواهد کشيد بلکه، با تکميل تحليلهاي وقايع پس از انتخابات، به مخاطب بصيرتي را هديه خواهد کرد تا در صورت بروز فتنه‌هاي بزرگتر با منشا يا کمک خارجي، هوشيارانه‌تر عمل کند.
×××
عنوان اين نوشته، عنواني تکراري است. ده سال پيش، پس از ساخت فيلم «نغمه»، نقدي بر آن نوشتم و دو بيست به طالبي دادم: يکي براي شهامتش در «آقاي رييس جمهور» و ديگري براي جهش فيلم‌سازي‌اش در «نغمه».
و حالا، در اين روزهاي پر شور، شکرگذار خداوند قادرم که پس از يک دهه، «ابوالقاسم طالبي» جديدي را مي‌بينم. سيمرغي پرکشيده از دل آتش فتنه 88، با شهامت و هنرمندي‌اي اوج گرفته.

<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=116182">همین نوشته در پایگاه اینترنتی رجا نیوز</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/11/post_244.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/11/post_244.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">art</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 19 بهمنماه 1390 13:29:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حقوق مطبوعات در جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/press-law.jpg" vspace="1" hspace="5" align="left"/><strong>مشخصات کتاب</strong>
حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا
نويسنده: محمد سرشار 
ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها
گروه سني مخاطب: بزرگسالان
چاپ اول: زمستان 1390 ـ شمارگان: 2.000 جلد
تعداد صفحات: 314 صفحه
قطع: رقعي
قيمت: 4000 تومان

<strong>مراکز خريد</strong>
فروشگاه دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها: تهران، خيابان شهيد بهشتي، خيابان پاکستان، کوچه دوم

<strong>خريد اينترنتي</strong>
<a href="http://rasaneh.org/NSite/Information/?Info=12&id=1840">دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/11/post_243.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/11/post_243.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">books</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 09 بهمنماه 1390 23:07:44 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خداحافظی با کانون اندیشه جوان</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[خداوند سبحان فرصتي را به اين فقير ارزاني داشته تا با تمحض بيشتر در امور علمي و پژوهشي، عقب‌افتادگي ناشي از اشتغالات اجرايي را جبران کنم.
در دوران تحصيل در دوره کارشناسي ارشد، يک بار چوب همين تقدم کار اجرايي بر درس را خوردم و نگارش پايان‌نامه را دو سال به درازا کشاندم. همينک فرصت را غنيمت شمرده‌ام و اميدوارم با استفاده از حضور در <strong>پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي</strong> بتوانم تحصيل در دوره دکترا را با کيفيت و سرعت بيشتري به پايان برسانم.
حدود دو هفته پيش، استعفايم از مديرعاملي کانون انديشه جوان را به حجت‌الاسلام و المسلمين رشاد تقديم کردم و بحمدلله، امروز با حضور ايشان در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، اين استعفا رسماً مورد موافقت قرار گرفت.
<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/Canoon-andishe-javan.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/Canoon-andishe-javan.php','popup','width=1064,height=708,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/Canoon-andishe-javan-thumb.jpg" width="450" height="299" alt="" /></a>
بدين‌ترتيب تجربه سي و چهار ماهه حضورم در کانون انديشه جوان (چهارده ماه به عنوان قائم‌مقام مديرعامل و بيست ماه به عنوان مديرعامل) به پايان رسيد.
از اين فرصت استفاده مي‌کنم و از کليه برادران و خواهران صاحب حق در اين دوران، طلب حلاليت مي‌نمايم. اميدوارم ضعفها و ناتواني‌ها و قصورها و تقصيرهاي احتمالي اين حقير را به بزرگواري خود ببخشند و اگر فرصتي براي جبران وجود دارد؛ با اعلام آن، به بنده هديه‌اش فرمايند.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/11/post_242.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/11/post_242.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 08 بهمنماه 1390 19:51:45 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بررسی تطبیقی حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا منتشر می‌شود ـ خبرگزاري فارس</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به زودی کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» را منتشر می‌کند.

محمد سرشار، پژوهشگر در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: این کتاب به بررسی تطبیقی وضعیت حقوقی مطبوعات در دو کشور ایران و آمریکا پرداخته است و تلاش می‌کند با بررسی همه‌جانبه این رسانه، وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران را پیشنهاد کند.

سرشار افزود: در این مطالعه تطبیقی، آزادی‌های نشریات، امتیازات آنها، محدویت‌های مطبوعات، جرایم مطبوعاتی، کیفرهای مطبوعات و نظام دادرسی به جرایم نشریات، مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند.
وی اضافه کرد: در این کتاب برای نخستین بار، پانزده محدودیت قانونی آزادی بیان در حقوق آمریکا به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده است. در واقع می‌توان گفت که مطالعه حقوق ایالات متحده آمریکا در حوزه نشریات، در کشور ما کم‌سابقه بوده است.

سرشار اظهار داشت: کشور آمریکا در حوزه رسانه‌های مدرن، پیشتاز دنیای غرب است و مطالعه این کشور به ما کمک می‌کند تا با استفاده از این تجربیات و البته براساس الگوی اسلامی ـ ایرانی، راه‌های میانبری را برای پیشرفت رسانه‌ها در جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا کنیم. این وظیفه پژوهشگران ایرانی است که با نگاه انتقادی غرب‌شناسانه، نقاط قوت و ضعف آنان را شناسایی کنند و به تسریع در حرکت تمدنی نظام جمهوری اسلامی، کمک نمایند.

او گفت: در کتاب حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا، پیشینه تاریخی نشریات در این دو کشور مورد بررسی قرار گرفته و برمبنای فقه اسلامی، قانون اساسی و اندیشه‌های رهبران جمهوری اسلامی ایران، تلاش شده وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران ترسیم گردد.
کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» در 314 صفحه و شمارگان 2000 جلد، توسط انتشارات دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در بهمن ماه منتشر خواهد شد. 

<a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901028001235">اصل خبر در خبرگزاري فارس</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/10/post_241.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/10/post_241.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 30 دیماه 1390 15:18:23 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سیر مطالعاتی: آنچه که بايد باشد ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(9)</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
در بخش يکم تا سوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد. سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و در بخش پنجم و ششم، موضوع مباني نظري سنجش سرانه مطالعه مورد بررسي قرار گرفت و براساس سنجشهای جهانی و داخلی نشان داده شد که سرانه مطالعه در کشور ما، در حد متوسط کشورهاي توسعه‌يافته است.
در بخش هفتم و هشتم، مساله همه‌گيري تبليغات کتاب و برخی روشهای مهم ترویج کتاب‌خواني بررسي شد.
در اين بخش، موضوع سيرهاي مطالعاتي بيان مي‌شود.
×××
مقام معظم رهبري در ديدار خود با کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور فرمودند: «يكى از چيزهائى كه ما امروز خيلى احتياج داريم، برنامه‌هاى مطالعاتى براى قشرهاى مختلف است. بارها اتفاق مى‌افتد كه جوانها را، نوجوانها را به كتابخوانى تشويق ميكنيم؛ مراجعه ميكنند، ميگويند آقا چه بخوانيم؟ اين سؤال يك جواب ندارد؛ احتمالاً جوابهاى متعددى دارد. مجموعه‌ى متصديان امر كتاب - چه در وزارت ارشاد، چه در مجموعه‌ى كتابخانه‌ها - روى اين مسئله بايد كار جدى بكنند؛ در بخشهاى مختلف، براى قشرهاى مختلف، به شكلهاى مختلف، با تنوع متناسب، سير مطالعاتى درست كنند؛ اول اين كتاب، بعد اين كتاب، بعد اين كتاب. وقتى كه جوان، نوجوان، يا كسى كه تاكنون با كتاب انس زيادى نداشته است، وارد شد، حركت كرد، راه افتاد، غالباً مسير خودش را پيدا خواهد كرد. » 
«سير مطالعاتي» يک عنوان خاص براي برنامه مطالعاتي‌اي است که در يک موضوع واحد، داراي آغاز، انجام و ترتيب است. همانگونه که از عنوان اين مفهوم مشخص است، سير مطالعاتي، مسير خواندن را مشخص مي‌کند.
سير مطالعاتي ممکن است براساس کتاب يا مقاله ارايه شود اما به طور معمول، سير مطالعاتي براساس کتاب طراحي مي‌گردد.
سير مطالعاتي به مخاطب آن کمک مي‌کند با صرف کمترين هزينه زماني و مالي، بيشترين حجم دانش را بياموزد. به بيان ديگر، تجربه و هزينه‌کرد يک سازمان يا يک گروه، به کمک او مي‌آيد تا بهترين مسير مطالعه را انتخاب کند.

<strong>× ويژگيهاي يک سير مطالعاتي خوب</strong>
يک سير مطالعاتي خوب، داراي ويژگيهايي است که توجه به آنها، مي‌تواند اثرگذاري سير را بيشتر کند:
1ـ تعيين مخاطب
قبل از هر چيز، بايد مخاطب سير مطالعاتي مشخص باشد. مخاطب ممکن است براساس گروه سني (خردسال، کودک؛ نوجوان، جوان و ...)، دوره تحصيلي (دبستان، راهنمايي، دبيرستان، کارداني، کارشناسي و ...)، جنسيت (مرد يا زن)، نژاد يا قوميت (فارس، ترک، لر، عرب، ترکمن، بلوچ، کرد و ...)، دين يا مذهب (مسلمان، مسيحي، يهودي، زرتشتي، صائبي و ...)، صنف شغلي (خانه‌دار، کارگر، معلم، بقال، معمار و ...) و ... رده‌بندي گردد.
بنابرين بدون تعيين مخاطب، توليد سير مطالعاتي امري اثرگذار و کارآ نخواهد بود.
2ـ چارچوب موضوعي دقيق و نيازسنجي‌شده
هر مخاطب، نيازها و خواستهايي دارد. معمولاً افراد، گرايشها و خواستهاي خود را بر نيازها ترجيح مي‌دهند. بدون پرداختن به دليل اين ترجيح، بايد گفت پرداختن به خواستها و گرايشهاي مخاطب، خطر بزرگ دور شدن از تامين نيازهاي او را در پي دارد. چراکه معمولاً گرايشها معلول و نيازها علت واقعي هستند. بنابرين ارايه سير مطالعاتي بايد مبتني بر نيازسنجي مخاطب باشد.
اين نيازسنجي مي‌تواند به طراحي يک هندسه فکري مطلوب براي مخاطب بينجامد.
از سوي ديگر، تعيين چارچوب موضوعي دقيق براي سير مطالعاتي سبب مي‌شود که محدوده مشخصي از نياز مخاطب، پوشش داده شود. بدين ترتيب، امکان ارايه چندين سير مطالعاتي براي تکميل نيازهاي مخاطب، مهيا مي‌گردد.
3ـ هيات علمي ممحض 
تهيه سير مطالعاتي، نيازمند اشراف بر آن حوزه موضوعي است. بنابرين بدون وجود استاد يا هيات علمي ممحض، نمي‌توان يک سير مطالعاتي خوب را توليد کرد.
يکي از شاخصهاي اعتبار سير مطالعاتي، اعتبار علمي ارايه‌کنندگان آن است.
4ـ شناسايي روشمند
حجم کتابهاي منتشرشده در يک موضوع، بسيار زياد است. مهمترين سؤال در برابر يک سير مطالعاتي اين است که آيا همه کتابهاي موجود در موضوع سير مطالعاتي، توسط هيات علمي مورد بررسي قرار گرفته‌اند يا نه؟
بنابرين مهم است که ارايه‌کنندگان يک سير مطالعاتي، روش شناسايي کتابها، ميزان گستره مورد بررسي و عناوين ديده‌شده را به عنوان مقدمه توجيهي سير مطالعاتي اعلام نمايند.
5ـ وجود ترتيب حداکثري و همپوشاني حداقلي
همانگونه که در تعريف سير مطالعاتي بيان شد؛ سير مطالعاتي داراي آغاز، انجام و ترتيب است. بنابرين کتابهاي معرفي‌شده در يک سير، بايد بتواند سرفصلهاي هر موضوع را به ترتيب منطقي، پوشش دهد و از سوي ديگر، ميزان همپوشاني سرفصلهاي کتابهاي معرفي‌شده، در حداقل ممکن باشد.

<strong>× تفاوت سير مطالعاتي و فهرست کتابهاي خوب</strong>
ويژگيهاي بيان‌شده براي يک سير مطالعاتي خوب، نمايشگر وجه تمايز آن با فهرست کتابهاي خوب نيز هست. در واقع فهرست کتابهاي خوب، مقدمه و ابتدايي براي ارايه يک سير مطالعاتي است.
در روزگار ما، فهرستهاي کتابهاي خوب زيادي توليد شده و توليد مي‌شود. به عنوان نمونه، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان و وزارت آموزش و پرورش، هر سال فهرستهايي از کتابهاي خوب را براي دانش‌آموزان و کودکان و نوجوانان ارايه مي‌کنند.
گروه  ادبيات انديشه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي نيز دو فهرست مهم را از رمانهاي خوب ارايه کرده است. فهرست اول شامل 117 رمان خواندني براي جوانان مي‌باشد و در فهرست دوم، 283 رمان خوب براي نوجوانان فهرست شده است.
محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) نيز در کتابهاي «الفباي قصه‌نويسي» خود، فهرستي از کتابهاي مناسب را براي نوجوانان ارايه کرده است.
فرهنگسراي دانشجو (شفق) نيز در سالهاي 1385 تا 1388، فهرستهاي متعددي از کتابهاي مناسب را به شکل موضوعي و در قالب نشريات ديواري و بروشوري، براي دانشجويان منتشر مي‌کرد که علاوه بر نقاط هدف خود و مراکز سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، در کتاب‌فروشي‌هاي خيابان انقلاب اسلامي شهر تهران نيز توزيع مي‌شد.
برخي نويسندگان، محققان و استادان نيز در حوزه‌هاي تمحض خود، فهرستي از کتابهاي مناسب را ارايه کرده‌اند که به دليل تعدد، نام‌بردن از آنها، از حوصله اين مقاله خارج است.
هم‌اکنون نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور نيز در پايگاه اينترنتي «بوکي» (Booki.ir) به معرفي کتابهاي خوب در تعداد بسيار زياد و با سود جستن از امکانات شبکه‌هاي اجتماعي، پرداخته است.
اما در حوزه سير مطالعاتي، کارهاي اندکي صورت گرفته است. مهمترين کار صورت‌گرفته در اين حوزه، مجموعه چهار جلدي «سير مطالعات اسلامي» (سما) است که کانون انديشه جوان آن را ارايه کرده است. اين مجموعه براي چهار سطح نوجوانان، جوانان، دانشجويان و نخبگان جوان طراحي شده و به موضوعات مختلف مورد نياز مخاطبان هر کتاب مي‌پردازد.
دانشگاه امام صادق(ع) نيز براساس تجربه کشوري آموزش انديشه علامه شهيد مرتضي مطهري(ره)، سير مطالعاتي آثار اين شهيد بزرگوار را ارايه کرده است که مبناي تدريس دوره‌هاي آموزشي ـ مطالعاتي کتابهاي ايشان مي‌باشد.

<strong>× قالبهاي ارايه سيرهاي مطالعاتي</strong>
سير مطالعاتي را به چه شيوه‌اي بايد به دست مخاطب رساند؟ اين سؤالي اساسي براي توليدکنندگان سيرهاي مطالعاتي است.
تجربه نشان مي‌دهد بدنه مخاطب براي تهيه سير مطالعاتي کتاب، به خريد کتاب علاقه و رغبتي نشان نمي‌دهد. به بيان ديگر، ارايه سير مطالعاتي کتاب در قالب يک کتاب، موجب جذب مخاطب نخواهد شد. قالب کتاب، بيشتر براي مديران فرهنگي، کتابداران و گروههاي بسيار محدودي از مخاطب، کاربرد دارد.
قالب بروشور، يکي از قالبهاي موفق براي ارايه سيرهاي مطالعاتي بوده است. همچنين ارايه سيرها در قالب نشريه ديواري، توانسته بدنه مخاطب را به کتاب جذب کند.
يک قالب مهم ديگر، استفاده از «کتاب موبايل» يا سامانه‌هاي پيامک است که بتواند از طريق تلفن همراه، سير مطالعاتي را در اختيار مخاطب قرار دهد.
قالب ديگر، استفاده از پايگاههاي اينترنتي است که هم‌اکنون کانون انديشه جوان در پايگاه «سير نما» (SeirNama.ir) در حال آزمودن اين قالب است.
×××
به هر حال، سيرهاي مطالعاتي، راههاي ميانبري براي دانش‌افزايي گروههاي مختلف مردم هستند که متاسفانه، هنوز در ابعاد شايسته و بايسته، نهضت توليد آن به راه نيفتاده است.

<a href="http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2601">متن اين نوشته در پايگاه تحليلي تبييني برهان</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/10/_9.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/10/_9.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">culture</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 28 دیماه 1390 19:45:48 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>روشهاي ترويج کتاب‌خواني ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(8)</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
در بخش يکم تا سوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد. سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و در بخش پنجم و ششم، موضوع مباني نظري سنجش سرانه مطالعه مورد بررسي قرار گرفت و براساس سنجشهای جهانی و داخلی نشان داده شد که سرانه مطالعه در کشور ما، در حد متوسط کشورهاي توسعه‌يافته است.
در بخش هفتم، مساله همه‌گيري تبليغات کتاب و دلايل ضعف در اين حوزه بررسي شد.
در اين بخش، برخي از روشهاي مهم ترويج کتاب‌خواني بيان مي‌شود.
×××
مقام معظم رهبري در ديدار خود با کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور فرمودند: «اهتمام به كتاب در واقع قوامش به اهتمام به كتابخوانى است. در جامعه بايد سنت كتابخوانى رواج پيدا كند. فايده‌ى سوادآموزى اين است. اثر حركت و نهضتى كه در كشورها براى ريشه‌كن كردن بيسوادى انجام ميگيرد، عبارت است از همين، كه بتوانند از اين مجموعه‌ى عرضه‌كننده‌ى فكر و ذوق و استعدادِ ديگران استفاده كنند؛ اين بدون كتابخوانى امكان‌پذير نيست. به گمان من يكى از بدترين و پرخسارت‌ترين تنبلى‌ها، تنبلى در خواندن كتاب است. هرچه هم انسان به اين تنبلى ميدان بدهد، بيشتر ميشود. كتابخوانى بايد در جامعه ترويج شود؛ و اين كار بر عهده‌ى همه‌ى دستگاه‌هائى است كه در اين زمينه مسئولند؛ از مدارس ابتدائى بگيريد ـ كه برنامه‌هائى بايد باشد كه كودكان ما را از اوان كودكى به خواندن كتاب عادت بدهد؛ خواندن با تدبر، خواندن با تحقيق و تأمل ـ تا دستگاه‌هاى ارتباط‌جمعى، تا صدا و سيما، تا وسائل تبليغاتى گوناگون.» 
در اين بخش، برخي از روشهاي ايجاد عادت به کتاب‌خواني و ترويج آن از اوان کودکي، در مدارس، در اجتماع، در زمانهاي مرده و در رسانه‌ها بررسي مي‌شود.

<strong>× عادت به کتاب‌خواني از اوان کودکي</strong>
هدف از ترويج کتاب‌خواني، عادت دادن افراد به کتاب‌خواني است و معمولاً عادتهايي در انسان پايدارترند که از ابتداي کودکي و در دوران خردسالي ايجاد شوند. طبيعي است که به دليل ناتواني کودکان در مطالعه، ايجاد اين عادت بستگي مستقيمي به همت مادر، پدر و مربيان کودکان دارد.
شکلهاي ابتدايي ايجاد عادت به کتاب‌خواني از شعر خواني آغاز مي‌شود و در مرحله بعدي به قصه‌گويي مي‌انجامد. در مرحله سوم، قصه‌گويي بر مبناي کتاب است که کودک را با کتاب آشنا مي‌کند. در اين مرحله، قصه‌گو مي‌تواند با مداخله‌دادن کودک در انتخاب کتاب يا بازگويي قصه بر اساس تصاوير کتاب، عادت به کتاب‌خواني را در کودک نهادينه کند.
همچنين تهيه کتابهايي در قالبهاي خاص ـ نظير کتابهاي صدادار (داراي موسيقي يا آوا يا بوق و يا ...)، کتابهاي برجسته (داراي عروسک يا نقوش برجسته يا ...)، کتابهاي در قطع بزرگ، کتابهاي ضد آب (مشهور به کتابهاي حمام) و ... ـ به کودک کمک مي‌کند تا در موقعيتهاي مختلف و يا به دليل جذابيتهاي گوناگون، با کتاب انس بيشتري پيدا کند.

<strong>× کتاب‌خواني در مدارس</strong>
دوره آموزشهاي ابتدايي و متوسطه، به دليل اجبار قانوني آن، دوره‌اي است که گذراندن آن براي همه کودکان و نوجوانان الزامي است. حجم سنگين محتواي آموزشي و دغدغه گذر از تنگناي ورود به دوره آموزش عالي، سبب شده است که بيشتر وقت کودکان و نوجوانان دانش‌آموز به درس‌خواندن و انجام تکاليف درسي بگذرد. هرچند که اين محتواي آموزشي در قالب کتاب به دانش‌آموزان آموزانده مي‌شود اما حجم زياد آن مانعي جدي دربرابر مطالعه غيردرسي دانش‌آموزان است. اين در حالي است که مطالعه داوطلبانه، بستر اصلي عادت به کتاب‌خواني است و کمتر مشاهده شده فردي به دليل عادت به خواندن کتابهاي درسي، کتابهاي غيردرسي را هم بخواند. در واقع احساس مي‌شود اجبار به مطالعه درسي، موجب ايجاد عادت به کتاب‌خواني نمي‌شود.
بنابرين لازم است در مدارس، برنامه هوشمندانه‌‌اي براي ترغيب دانش‌آموزان به مطالعه غيردرسي طراحي و اجرا شود. ابتدايي‌ترين و بديهي‌ترين گام در اين زمينه، ايجاد دسترسي آسان دانش‌آموزان به کتاب است. سخت‌افزار لازم براي دسترسي آسان به کتاب، کتاب‌خانه است. پس در نخستين گام، بايد کليه مدارس کشور به کتاب‌خانه مجهز شوند.
گام دوم، تامين روزآمد کتابهاي خوب است. در واقع بايد برنامه‌هايي براي تغذيه مستمر مخزن کتاب‌خانه مدارس انديشيده شود.
نمايشگاه «ياد يار مهربان» يکي از برنامه‌هايي است که براي به‌روزرساني مخزن کتاب‌خانه مدارس طراحي شده اما تغيير سياستهاي وزارت آموزش و پرورش و اعطاي مجوز به ناشران کتابهاي کمک درسي باعث شده است که در سالهاي اخير، بيشترين حجم خريد مدارس به کتابهاي آمادگي آزمون سراسري و کمک درسي اختصاص يابد و اين برنامه موفق، از اهداف اصلي آن دور شود. 
گام سوم، معرفي کتابهاي خوب به دانش‌آموزان است. اين معرفي ممکن است مناسبتي يا دوره‌اي يا گاه بي‌هيچ بهانه‌اي باشد. هم‌اکنون وزارت آموزش و پرورش، فهرست برخي کتابهاي خوب را در اختيار دانش‌آموزان مي‌گذارد اما به دليل عدم اهتمام مدارس به تبليغات موثر براساس اين فهرستها، آنها کارآيي قابل قبولي ندارند. توقع اين است که با توجه به جامعه 13 ميليوني دانش‌آموزان، قرار گرفتن يک عنوان کتاب در اين فهرستها، بر فرض اقبال يک درصد دانش‌آموزان هر مقطع به آن، ميزان فروش هر اثر دستکم ده هزار جلد افزايش يابد ولي تجربه نشان داده که اين فهرستها، چنين تاثيري ندارند.
در اين گام ممکن است با اختصاص يک يا چند ساعت کلاس به کتاب‌خواني، بخشهايي از کتابهاي غيردرسي را براي دانش‌آموزان بخوانند و کتابهاي خوب را به شکل چهره به چهره، به آنان معرفي کنند. خلاصه‌نويسي کتابها يکي از ابزارهاي دبيران در اين کلاس، براي تقويت حس نويسندگي دانش‌آموزان است. 
گام چهارم، برگزاري مسابقات کتاب‌خواني در مدارس است. ميل دانش‌آموزان به رقابت و توقع کم آنان در مبلغ جايزه دريافتي فرصتي طلايي را براي برگزاري اين مسابقات با تعداد شرکت‌کننده زياد ايجاد کرده است. طبيعي است که طراحي دقيق و علمي سؤالات مسابقه مي‌تواند اطمينان از مطالعه کتاب را به وجود آورد.
گام پنجم، برگزاري نمايشگاههاي کتاب و ديگر مراسمهاي مرتبط با کتاب است. هم‌اکنون انتشارات «منادي تربيت» به عنوان ارگان معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش، پنجاه هزار نمايشگاه کتاب را در مدارس برگزار مي‌کند. در اين نمايشگاه 12 هزار عنوان کتاب از 450 ناشر به دانش‌آموزان عرضه مي‌شود.  به جز اين، برخي ناشران با راه‌اندازي ويترين تازه‌هاي کتاب در مدارس خاص، توانسته‌اند از دوران دانش‌آموزاني، مخاطبان پايبندي را براي کتابهاي خود شناسايي و همراه کنند.  همچنين دعوت از نويسندگان و مؤلفان کتابها، خاطره‌اي عميق را از کتاب در ذهن دانش‌آموزان ايجاد مي‌کند. انجمنهاي اسلامي دانش‌آموزان نيز با راه‌اندازي باشگاهي براي نويسندگان و شاعران جوان توانسته، گامي را در جهت تشويق دانش‌آموزان مؤلف بردارد.

<strong>× کتاب‌خواني در اجتماع</strong>
دسترسي بدنه جامعه به کتاب، چندان آسان نيست. تعداد کتاب‌خانه‌هاي عمومي به تناسب جمعيت افزايش نيافته است و مخازن اين کتاب‌خانه‌ها نيز، به تعداد مخاطبان، کتاب در اختيار ندارند. ضمن اينکه پراکندگي جغرافيايي کتاب‌خانه‌هاي عمومي، پراکنشي متناسب نيست. يک علت اين ماجرا، بي‌توجهي مديران پيشين شهري به تاسيس کتاب‌خانه در محلات بوده و علت ديگر، عدم ارايه «پيوست فرهنگي»  براي طرحهاي بزرگ اينچنيني است. پيوستي که بايد در کنار مسجد، مدرسه، کتاب‌خانه و باشگاه ورزشي و .... را نيز، در جنب اين طرحهاي بزرگ پيش‌بيني کرده باشد.
به بيان ديگر، هر محله، هر مسجد، هر کارخانه، هر پادگان، هر خوابگاه و هر مرکز اجتماعي ديگر، بايد نيازهاي فرهنگي انسان را پيش‌بيني کرده و براي آن، پاسخ درخوري انديشيده باشد.
هم‌اکنون نهاد کتاب‌خانه‌هاي عمومي کشور اهتمامي جدي به گسترش تعداد کتاب‌خانه‌هاي عمومي دارد اما عدم همکاري شهرداريها در تخصيص نيم درصد بودجه سالانه به اين نهاد، سرعت مورد توقع در اين گسترش را، محقق نکرده است.
در روستاها، طرح «کتاب‌خانه‌هاي سيار» تلاش مي‌کند مشکل کمبود تعداد مخاطب را، با سيار کردن کتاب‌خانه، حل کند.
گروههاي مردم‌نهاد ترويج کتاب‌خواني، از مهمترين ابزارهاي غيردولتي براي ترويج کتاب در بدنه اجتماع هستند که به لطف پيروزي انقلاب اسلامي و وجود جوانان غيور و دغدغه‌مند، رونق جدي‌اي به مساله ترويج کتاب‌خواني در بدنه جامعه داده‌اند. ارتباط چهره به چهره اينان با مخاطبان کتاب، آنان را به مهمترين و قابل‌اعتمادترين منابع گرايش‌سنجي مخاطب بدل کرده است. متاسفانه در حال حاضر، ارتباط روال‌مند و سازماني ميان اين گروههاي مردم‌نهاد و معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وجود ندارد تا حجم چند ده ميليارد توماني کتابهاي ارزشمند خريداري‌شده توسط اين معاونت، به راحتي در اختيار اين گروه‌هاي پرتوان اما کم‌بنيه (از نظر مالي) قرار گيرد.
در هر حال، گروههاي ترويجي از ابزارهاي متعددي براي گسترش کتاب‌خواني استفاده مي‌کنند. برگزاري نمايشگاه کتاب، برگزاري مسابقه کتاب‌خواني، دعوت از مؤلف، برگزاري جلسه نقد کتاب و ...، از روشهاي مرسوم اين گروهها براي اين مساله است. 

<strong>× کتاب‌خواني در زمانهاي مرده</strong>
زندگي شهري، وقت زيادي را از شهروندان مي‌کشد. اين زمانهاي مرده، اوقاتي هستند که با احياي آنها در جهت کتاب‌خواني، مي‌توان عادت به کتاب‌خواني را ايجاد و تقويت کرد.
يکي از اين زمانهاي مرده در «رفت و آمد» (ترافيک) وجود دارد. براي رانندگان، کتابهاي صوتي (گويا يا شنيداري) مي‌تواند پيشنهاد خوبي براي شنيدن کتاب به جاي خواندن آن باشد. براي ديگر افراد، طراحي کتابهاي کم‌حجم و با حروف کمي درشت، مي‌تواند امکان مطالعه هنگام حرکت را مهيا کند. «کتاب اتوبوس» و «کتاب مترو» از طرحهاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران براي احياي زمانهاي مرده در اين دو سامانه آمدوشد بوده‌اند.
به طور خاص، مقام معظم رهبري ارايه کتاب به مسافران قطار را پيشنهاد کرده‌اند که متاسفانه هنوز در شکلي فراگير و پايدار به اجرا درنيامده است. 
صفهاي انتظار در بانکها، نانواييها، مطبها، ادارات و ...، يکي ديگر از فرصتهاي بسيار مناسب براي کتاب‌خواني هستند. در اين مکانها، به دليل نبود تکانهاي ناشي از حرکت وسيله نقليه، شرايط مطلوبي براي کتاب‌خواني وجود دارد. استقرار يک سامانه نوبت‌دهي شفاف و دقيق در اين مکانها سبب مي‌شود مراجعان بدون ترس از تضييع نوبت خود، با فراغ بال به مطالعه بپردازند.
جالب اينجاست که در بسياري از اين مراکز، نمايشگرهاي بزرگ گران‌قيمتي براي نمايش بي‌صداي(!) برنامه‌هاي تلويزيون تعبيه شده است اما براي استقرار يک قفسه کوچک کتاب، هزينه‌اي نشده است. يا در حالي که پزشکان از حق‌الزحمه معاينه بيماران، درآمد سرشاري دارند و بسياري از آنها، از همين محل، زندگيهاي آنچناني براي خود دست و پا کرده‌اند؛ نگارنده تقريباً پزشکي را نيافته است که براي تلف نشدن وقت بيماران خود، به آنها فرصت کتاب‌خواني را هديه کرده باشد.
(شايسته است در اين فراز از نانوايي‌اي در يکي از محلات تهران نام برده شود که با استقرار دستگاه نوبت‌دهي و قفسه کتاب‌خانه، به مشتريان خود، فرصت مطالعه را هديه کرده است.)

<strong>× ترويج کتاب‌خواني در رسانه‌ها</strong>
در برخي رسانه‌ها، ظرفيت ويژه‌اي به معرفي کتاب اختصاص داده مي‌شود. اين ظرفيت معمولاً در قالب معرفي تازه‌هاي کتاب استفاده مي‌شود. اين در حالي است که به باور نگارنده، معرفي کتاب به همگان، بايد به شيوه‌اي کاربردي ـ و نه اختصاصي و ويژه ـ صورت گيرد.
به بيان بهتر، مخاطب عمومي، ممکن است به کتاب اقبال چنداني نداشته باشد که اکنون بخواهد از يک بخش معرفي تازه‌هاي کتاب استفاده کند و به کتاب‌خواني ترغيب شود. در حالي که همين مخاطب کم‌اقبال ممکن است براي پاسخ به يکي از نيازهاي خود، کتاب مناسب را تهيه کند و بخواند.
تفاوت اين دو مساله در اين است که در حالت اول، رسانه‌ها زماني را به معرفي کتاب اختصاص مي‌دهند و به احتمال زياد، به جز کتاب‌خوانان حرفه‌اي، مخاطب عادي به اين بخش اقبال چنداني نشان نمي‌دهد. اما در حالت دوم، در ضمن يک بخش طنز، يک بخش آموزش آشپزي، يک بخش مشاوره پزشکي، يک بخش مشاوره خانواده و حتي يک بخش خبري، کتابهاي مناسب و مرتبط، معرفي مي‌شود.
بديهي است پاسخگويي به دغدغه، خواست و گرايش مخاطب در قالب کتاب و در زمان مناسب، بهينه‌ترين شيوه ترويج کتاب‌خواني و تضمين اقبال مخاطب به آن کتاب خواهد بود.
در اين ميان، تلويزيون تاثيري جدي و عميق را در اين جريان برعهده دارد. نمايش شخصيتهاي مشهور و مرجع و نماياندن شخصيتهاي مجموعه‌هاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي در حال کتاب‌خواني، اين عادت را به يک عادت واجب و مهم در ذهن بينندگان تبديل مي‌کند. در واقع تلويزيون به عنوان مهمترين رقيب کتاب‌خواني و رباينده زمان مفيد براي مطالعه، بايد نقش منفي خويش را، با اين اهتمام ويژه به کتاب‌خواني کمرنگ کند و از بار گناه ذاتي خويش بکاهد.
نمايش صحنه‌هايي گذرا از شخصيتهايي که در زواياي مختلف زندگي روزمره در حال کتاب خواندن هستند؛ يک پيشنهاد ساده اما پر اثر به سيماي جمهوري اسلامي ايران است.
ضمن اينکه واحد مرکزي خبر، به جاي گزارش کردن ميزان کشيدگي تاندون (وتر) پاي فلان بازيکن فوتبال و تمرينات بهمان تيم در خارج کشور، مي‌تواند به جهان کتاب توجه کند و پرده اين بيگانگي و غربت نسبتا‍ً هميشگي را، کنار زند. دقت به اخبار صدا و سيما نشان مي‌دهد که به جز برخي مناسبتهاي مهم در حوزه کتاب ـ که شايد به دليل حضور مقامات کشوري و لشگري براي اينان پراهميت است ـ خبر چنداني از تاليف کتابهاي ارزشمند، رسيدن آنها به چاپهاي جديد، موفقيتها و ... پخش نمي‌شود.
در هر حال، همانگونه که در بخش پيشين عرض شد؛ نقش بالقوه صدا و سيما در رونق جهان کتاب بسيار اساسي است و متاسفانه حضور بالفعل آن، کم‌رنگ و در حاشيه.

<a href="http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2595">متن اين نوشته در پايگاه تحليلي تبييني برهان</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/10/_8.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/10/_8.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">culture</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 21 دیماه 1390 19:42:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همه‌گیري تبليغات کتاب ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(7)</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
در بخش يکم تا سوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد. سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و عدم رعايت الزامات اين افزايش، مورد انتقاد واقع شد.
در بخش پنجم و ششم، موضوع «مباني نظري سنجش سرانه مطالعه» مورد بررسي قرار گرفت و با بيان سه مقدمه، چگونگي سنجش سرانه مطالعه کتاب تبيين شد. سپس براساس سنجشهای جهانی و داخلی نشان داده شد که سرانه مطالعه در کشور ما، در حد متوسط کشورهاي توسعه‌يافته است.
در بخش هفتم، مساله تبليغات کتاب بررسي مي‌شود.
×××
مقام معظم رهبري در ديدار خود با کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور فرمودند: «یكى از كارهاى بزرگ و مهم در سطح جامعه اين است كه تبليغات كتابخوانى همه‌گير شود. ما امروز مى‌بينيم براى كالاهاى كم‌اهميت كه تأثيرى هم در زندگى انسانها ندارند، صاحبانش تبليغات رنگينِ عجيب و غريبى را متصدى ميشوند، مباشر ميشوند؛ دستگاه‌هاى ارتباط‌جمعى، مطبوعات، صدا و سيما آنها را پخش ميكنند؛ در حالى كه آن محصولات هيچ ضرورتى ندارند، هيچ لزومى ندارند، يك چيز اضافى در زندگى هستند؛ گاهى بودنشان مفيد است، گاهى بودنشان حتّى مفيد هم نيست؛ شايد مضر هم هست. محصولى با عظمت كتاب، با ارزش كتاب، درخور اين است كه تبليغ بشود؛ تشويق بشوند كسانى كه ميتوانند كتاب را بخوانند؛ اين را ما بايد به صورت عادت در بياوريم.»
تبليغات، يکي از عناصر اصلي علم بازاريابي محسوب مي‌شود. مشهور است که به ازاي هر يک واحد هزينه توليد کالا، بايد 99 واحد براي تبليغ آن هزينه کرد. اما چرا در اين حجم تبليغات کالاها و خدمات، کتاب جايگاه بسيار محدود و نزديک به صفري دارد؟
اين مساله را مي‌توان از چند منظر ريشه‌يابي کرد:
1.	غلبه رويکرد تجاري بر رويکرد فرهنگي در اشخاص حقوقي متصدي تبليغات
2.	ناچيز بودن شمارگان کتاب
3.	پرشمار بودن تعداد عناوين کتاب
4.	عدم رغبت ناشران به تبليغات
5.	ناآشنايي ناشران با شيوه‌هاي گوناگون تبليغ
اکنون به بررسي اين پنج ريشه کمبود جدي تبليغات کتاب در ايران مي‌پردازيم.

<strong>× 1ـ غلبه رويکرد تجاري بر رويکرد فرهنگي در اشخاص حقوقي متصدي تبليغات</strong>
رويکرد به فرهنگ و کالاهاي فرهنگي، مي‌تواند رويکردي تجاري يا فرهنگي باشد. در رويکرد تجاري، محتوا تابعي از درآمد است و ميزان سود حاصل از فعاليت، جهت‌گيري محتوايي را نيز مشخص مي‌کند. طبيعي است که به دليل سهم ناچيز اقتصاد فرهنگ نسبت به اقتصاد تجارت و توليد، در رويکرد تجاري، فعاليت فرهنگي يک فعاليت جانبي و گاه زايد محسوب شود.
نگاهي به ترکيب تبليغات تلويزيوني، اين واقعيت را به خوبي نمايش مي‌دهد. هم‌اکنون آگهي‌هاي بازرگاني در اختيار بانکها، شرکتهاي ارايه خدمات تلفن همراه، شرکتهاي بزرگ چند مليتي، شرکتهاي خودروساز، شرکتهاي بزرگ توليدکننده مواد غذايي، شرکتهاي بزرگ توليدکننده تنقلات خوراکي است. علت اين امر نيز مشخص است. هزينه سرسام‌آور آگهيهاي بازرگاني، تنها شرکتهاي پردرآمد را قادر به استفاده از اين امکان مهم تبليغي مي‌کند.
براساس آخرين اطلاعات، هزينه پخش آگهي در ساعات پربيننده، ثانيه‌اي يک ميليون تومان است. بنابرين براي پخش يک نوبت آگهي يک دقيقه‌اي، بايد هزينه شصت ميليون تومان پرداخت شود.
اين هزينه براي ناشران، هزينه‌اي بسيار سنگين است. اگر يک ناشر بخواهد 5 درصد بهاي پشت جلد يک کتاب را به تبليغ تلويزيوني آن اختصاص دهد؛ بنابرين براي سرمايه‌گذاري يک نوبت تبليغ تلويزيوني يک کتاب با بهاي پنج هزار تومان، بايد مطمئن باشد که اين کتاب دستکم 240.000 جلد به فروش خواهد رسيد!
اين شمارگان دست‌يافتني سبب شده است تنها گروهي از ناشران بتوانند از امکان آگهي‌هاي تلويزيوني بهره ببرند که به دليل فعاليت در حوزه آزمونهاي سراسري تحصيلات تکميلي، مخاطبان چند صد هزاري و ميليوني براي کتابهاي کنکور خود دست و پا کرده‌اند.
اين ناشران، همان ناشراني هستند که رتبه‌هاي تک رقمي پردرآمدترين ناشران کشور را نيز به خود اختصاص داده‌اند.
مخلص کلام اينکه، بدون اتخاذ رويکرد فرهنگي توسط متصديان تبليغات و اختصاص يارانه و فرصتهاي ويژه به کتاب، عملاً امکان تبليغات همه‌گير کتاب ميسر نخواهد شد.
اين يارانه تبليغات کتاب از طريق کاهش بسيار زياد تعرفه‌هاي آگهي کتاب و الزام قانوني متصديان تبليغات به اختصاص درصدي از حجم آگهيها به کتاب ممکن مي‌گردد.
 
<strong>× 2ـ ناچيز بودن شمارگان کتاب</strong>
پيش از اين به مشکلات جدي کاهش شمارگان کتاب اشاره شد. بديهي است براي کتابي با شمارگان متوسط دو تا سه هزار نسخه، هزينه‌اي در حدود يک ميليون تومان براي تبليغات مي‌توان در نظر گرفت. و اين رقم، به معناي يک ثانيه آگهي تلويزيوني يا انتشار يک يا دو نوبت آگهي در صفحات مياني يک نشريه ـ و نه حتي يک روزنامه ـ و يا در بهترين حالت، ارسال پيامک براي پنجاه هزار نفر است.
واضح است که شمارگان پايين کتاب، به کاهش بودجه تبليغات منجر مي‌شود و کاهش تبليغات به کاهش فروش کتاب و کاهش فروش کتاب هم يعني کاهش شمارگان کتاب! چرخه بسته‌اي که هر چه جلوتر مي‌رود؛ به وضعيت بدتري دچار مي‌شود.

<strong>× 3ـ پرشمار بودن تعداد عناوين کتاب</strong>
گفته شد که رشد نامتناسب تعداد عناوين کتاب مشکلات متعددي را ايجاد مي‌کند که يکي از آن مشکلات، همين کاهش شمارگان کتاب است. 
يکي ديگر از اين مشکلات، احتمال کمتر برخورداري از فرصتهاي تبليغاتي است. در صورتي که رويکرد تجاري متصديان تبليغات اصلاح شود و فرصتهاي ويژه‌اي براي انتشار آگهيهاي کتاب مهيا گردد؛ باز مشکل پرشمار بودن تعداد عناوين کتاب رخ مي‌نمايد. فرصت محدود تبليغات و پرشماري عناوين کتاب، سبب مي‌شود که تعداد زيادي از کتابها، بدون بهره از تبليغات باقي بمانند و در نتيجه وارد چرخه کم‌فروش بودن و کم‌شمارگاني گردند.

<strong>× 4ـ عدم رغبت ناشران به تبليغات</strong>
به دلايل متعددي ممکن است ناشران به تبليغات کتاب بي‌رغبت باشند. بسياري از «ناشران دولتي يا وابسته» نمونه بارز ناشران  بي‌رغبت به تبليغات کتاب هستند. اين ناشران به دليل برخورداري از بودجه دولتي يا نهادهاي بالاسري، دغدغه جدي‌اي براي فروش آثار خود ندارند چرا که هميشه، يک پشتيبان مالي قوي پشت سرشان وجود دارد که حقوق ماهانه دست‌اندرکاران را تامين مي‌کند و ميزان فروش کتابها، تاثير چنداني در معيشت آنان ندارد. مهمترين نشانه بارز اين ناشران، انبارهاي بزرگي است که چندين ميليارد تومان کتاب در آنها خاک مي‌خورد.
دليل ديگر بي‌رغبتي برخي ناشران به تبليغات، تکيه معيشت آنان بر فروشهاي عمده است. اين ناشران به تک فروشي آثارشان اميد چنداني ندارند و به دليل توليد کتاب براساس ذائقه نهادهاي خريدار عمده، بيشتر براي آنان ـ و نه مخاطب انفرادي ـ کتاب توليد مي‌کنند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به شکل منظم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسياري نهادها و سازمانهاي دولتي و عمومي به شکل موردي، از خريداران عمده کتاب هستند.
فرصت‌شناسي و آسيب‌شناسي خريد عمده کتاب از سوي حاکميت، مساله‌اي است که بررسي آن در اين مجال نمي‌گنجد.

<strong>× 5ـ ناآشنايي ناشران با شيوه‌هاي گوناگون تبليغ</strong>
بسياري از ناشران، براساس سنتهاي خانوادگي و يا تجربيات شخصي وارد عرصه نشر کتاب شده‌اند و به دليل عدم برخورداري از آموزشهاي علمي در حوزه شيوه‌هاي تبليغات و بازاريابي، در خصوص شيوه‌هاي گوناگون تبليغات، ناآشنا هستند.
آگهيهاي تلويزيوني و راديويي، بيلبوردها و تابلوهاي تبليغات شهري، آگهيهاي روزنامه‌ها و مجله‌ها، ارسال بسته‌هاي تبليغاتي از طريق پست يا پيک، آگهيهاي پايگاههاي اينترنتي، سامانه‌هاي ارسال پيامک، ارسال نامه‌هاي الکترونيک، برگزاري جشنهاي رونمايي يا معرفي کتاب، برگزاري مسابقات کتاب‌خواني، معرفي کتاب توسط مجريان و کارشناسان برنامه‌هاي صدا و سيما، سخنرانان و ائمه جماعات و ... روشها و ابزارهاي مختلف تبليغي هستند که استفاده از همه آنها، به پرهزينگي آگهيهاي تلويزيوني نيست.
بايد دقت داشت که صرف پرشمار بودن تبليغات، منجر به افزايش فروش کتاب نمي‌شود بلکه اين هدفمند بودن تبليغات و رساندن آگهي به دست خريداران بالقوه است که منجر به فروش بيشتر مي‌شود. بنابرين با طراحي راهکارهايي که دامنه تعداد مخاطب را محدود اما ضريب تاثير تبليغات را بيشتر مي‌کند؛ مي‌توان از هزينه‌هاي تبليغات کاست و بهره‌وري آن را افزايش داد.
نمونه موفق اين راهکار، راه‌اندازي سامانه‌هاي اشتراک در برخي ناشران است که توانسته با شناسايي ذائقه مخاطب، فقط کتابهاي مورد علاقه او را به وي معرفي کند. دست‌اندرکاران اين سامانه‌ها مدعي هستند با يک بانک داده دقيق ده هزار نفري مي‌توان فروش هزار جلد از هر عنوان را با درصد تحقق قابل قبولي پيش‌بيني کرد.

<a href="http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2515">متن اين نوشته در پايگاه تحليلي تبييني برهان</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1390/10/_7.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1390/10/_7.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">culture</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 12 دیماه 1390 19:33:05 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

