<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ترديد راهي به دانايي</title>
      <link>http://www.tardid.com/</link>
      <description>نوشته‌هاي محمد سرشار</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1389</copyright>
      <lastBuildDate>۱ شنبه, 31 مردادماه 1389 01:31:51 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>«راز» شبکه چهار با اجراي نادر طالب‌زاده</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">چهار شب پيش، خيلي اتفاقي گذارم به شبکه چهار افتاد و با ديدن حاج سعيد قاسمي و نادر طالب‌زاده، ماندگار شدم.
از آن شب، هر شب پيگير اين برنامه خوب هستم. برنامه‌اي که سوپاپ اطميناني براي صدا و سيماست تا صداي جريان منتقد خود را هم کمي پخش کند.
اين برنامه، علي ما نقل، تا پايان ماه مبارک ادامه دارد و براي درگير کردن ذهن با ايده‌هاي عمليات فرهنگي ـ براساس تجربيات مستندسازان و سينماگران و منتقدان ـ بسيار مجرب است!</p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1389/05/post_217.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1389/05/post_217.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 31 مردادماه 1389 01:31:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>روزهاي کار و کم‌خوابي و گرسنگي!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[دو هفته‌اي است که با ادبيات دوباره آشتي کرده‌ام و خودم را کتاب باران کرده‌ام! قبل از هر چيز، همه کتابهاي حوزه علوم ارتباطات و حقوق رسانه‌ها و فرهنگ و تمدن را بار کرده‌ام و به کانون آورده‌ام. بعد هم هر چه کتاب را روي هم تلنبار کرده بودم؛ دسته‌بندي کرده‌ام و مثل بچه‌هاي خوب، سرجايشان گذاشته‌ام. حاصل اين عمليات دو روزه، شده نصف بيشتر يک طبقه رمان و مجموعه داستان که در اين يک سال، بار نخواندنشان بر گردنم سنگيني مي‌کرد. هر کدام را که مي‌خوانم، سمت راست مي‌گذارم و از بيشتر شدن حجم کتابهاي خوانده‌شده، کيفور مي‌شوم.
به برکت تولد «احسان»، توانسته‌ام ويرايش نهايي مجموعه داستان «زنها همه مثل هم‌اند» را تمام کنم و براي تکا بفرستمش. بيش از 260 صفحه شده.
کتاب «حقوق مطبوعات در ايران و امريکا» را هم در همين مدت دست گرفتم و اعمال اصلاحاتش را تمام کردم و به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها فرستادم تا بلکه قفل اين کار هم بشکند و به چاپ برسد.
به غير از برخي فيلمها و سريالهاي تلويزيون، دو فيلم را هم ديدم: <a href="http://www.imdb.com/title/tt0473075/">شاهزاده پارسي</a> (Prince of Persia: The Sands of Time - 2010) و <a href="http://www.imdb.com/title/tt1483831/">لبنان</a> (Lebanon - 2009).
اولي بازسازي يک بازي رايانه‌اي مشهور و قديمي است و دومي يک فيلم اسرائيلي درباره حمله اسرائيل در سال 1982 به لبنان. شايد به زودي و به کمک يکي از دوستان، درباره فيلمهاي اسرائيلي، کاري را در کانون شروع کنيم.
راستي طلسم ماهنامه زمانه هم به لطف خدا شکست و بعد نزديک به يک سال، اولين و دومين شماره دوره جديد آن چاپ شد و روي دکه آمد. هر چند که اين شماره و شماره سوم، بيشتر دستگرمي است.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1389/05/post_216.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1389/05/post_216.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 24 مردادماه 1389 19:40:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برگ‌های برنده «دا» ـ گفتگو با سایت تبیان</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<strong>1- به نظر جنابعالي چه عواملي موجب شد تا "دا" اين‌چنين بفروشد؟</strong>
بسم‌الله الرحمن الرحیم. به نظر فقیر، موفقیت كم‌نظیر كتاب «دا»، مرهون چند چیز است و جمع بین این عوامل باعث شده كه چنین كامیابی‌ای نصیب «دا» گردد. مهمترین و اصلی‌ترین عامل، خود سرگذشت كم‌پدید سركار خانم سیده زهرا حسینی است. هر چند كه در بازه زمانی دفاع مقدس و پایداری بی‌سابقه ایرانیان، مردان و زنان بسیاری را دیده‌ایم كه تجربیات شگفتی‌انگیز و حیرت‌آوری داشته‌اند ولی در هر حال، چنین سرگذشتی در زندگی انسانی، بسیار نادر و كم‌پیداست.

<strong>2-	شيوه  نگارش و پردازش، المان‌های ادبی ، روند روایت آن را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟</strong>
دقیقاً عامل دوم و سوم موفقیت «دا» در پاسخ به همین سؤال شما نهفته است. سركار خانم سیده اعظم حسینی، در بیرون كشیدن این گنج از درون راوی آن، بردباری، ریزبینی و پشتكار بسیاری به خرج داده‌اند كه انصافاً جای تحسین دارد. می‌دانید كه كمك به صاحب خاطره برای یادآوری خاطرات چند دهه پیش و بازگویی جزئیات آنها، خود هنر و تخصصی علی‌حده است. این كار دشوار، بدون تسلط بر وقایع و مطالعه بسیار در آن زمینه، ممكن نیست.
سومین عامل، علاوه بر آنچه عرض كردم؛ در ذوق ادبی و استعداد داستان‌نویسی ایشان نهفته است. چرا كه متن نهایی پیش‌روی ما نشان می‌دهد سركار خانم سیده اعظم حسینی، كتاب خاطره‌ای به ما هدیه كرده‌اند كه به رمان پهلو می‌زند.

<strong>3-	به نظر شما  "دا" بخش زیادی از فروش خود را مدیون حمايتها و معرفيها فراوان نيست؟</strong>
آشنایی خود بنده با كتاب «دا» از طریق خواندن همین معرفی‌ها بود! طبیعی است كه با حضور نخبگان و حمایت چهره‌های نام‌دار، جامعه با یك كالای فرهنگی بیشتر آشنا می‌شود. با توجه به ارزش بالای «دا» و گران‌سنگی آن، بنده فكر می‌كنم كه این حمایت‌ها نیز جای تقدیر و تشكر دارد.
البته نباید از یاد ببریم كه تلاش‌های انتشارات سوره مهر و نوآوری‌های آن در معرفی و توزیع اثر، خود تاثیر بسزایی در موفقیت امروزین «دا» داشته است.

<strong>4-	آقای اسپراکمن امروز برای دیدار خانم حسینی و ترجمه این اثر به ایران می آیند، به نظر شما این اثر به ذائقه‌ي يک خواننده‌ي خارجي نيز خوش خواهد آمد؟</strong>
به نظر بنده، جنبه‌های دراماتیك و انسانی كتاب «دا» آنچنان قوی هست كه فارغ از جهت‌گیری‌های فكری و ارزش‌گذاری‌های آیینی، فطرت انسانی را تحت تاثیر خود قرار دهد. در این میان، توضیحات مترجم محترم برای خواننده ناآشنا با دقائق فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، می‌تواند لطف خواندن این اثر را در ذائقه وی بسیار افزایش دهد.

<strong>5-	براي جهاني سازي ادبيات داستاني ايران، بويژه ادبيات دفاع مقدس چه الگوي پيشنهاد مي‌دهيد؟</strong>
همانگونه كه یك گردشگر غربی به شرق نمی‌آید تا نشانه‌های غرب‌زدگی شرقیان را تماشا كند؛ نویسندگان دفاع مقدس نیز باید این نكته مهم را در نظر داشته باشند كه برای جهانی شدن، باید تا می‌توان «بومی» شد. هرچند كه این حكم كلی در ظاهر خود متناقض‌نماست اما تجربه نشان داده است كه آن چیزی كه ما را جهانی خواهد كرد؛ غنای فرهنگ بومی ما خواهد بود و نه تقلیدهای ناقص و عقب‌مانده ما از غرب.
نكته دوم، تلاش برای رفتن به عمق گنجینه دفاع مقدس و بیرون آوردن مرواریدهای نایاب آن است. این اتفاق نمی‌افتد مگر با مطالعه بسیار نویسندگان و نشستن آنها پای خاطرات مجاهدان و اطرافیان آنها.

<strong>6-	آثار دیگری را می‌شناسید – نه تنها در این موضوع – که قابلیت این حمایت و جهانی شدن داشته باشند؟</strong>
بین آثاری كه بنده در حوزه دفاع مقدس مطالعه كرده‌ام؛ كتاب «خاك‌های نرم كوشك» نوشته جناب آقای سعید عاكف نیز دارای چنین ویژگی‌هایی هست. چاپ صد و پانزدهم این اثر و فروش نزدیك به چهارصد هزار نسخه‌ای آن نشان می‌دهد كه جامعه ایران به این كتاب نیز، همچون «دا»، روی خوش نشان داده است.
كتاب «بابا نظر» هم می‌تواند در رده بعد قرار گیرد.
همچنین رمان‌های و مجموعه‌داستان‌های «زمانی برای بزرگ شدن» محسن مؤمنی و «رفاقت به سبك تانك» و «فرزندان ایرانیم» داوود امیریان نیز، برای بنده كتاب‌های جذابی بوده‌اند.
البته بدیهی است كه این كتاب‌ها، محدود به یاری حافظه بنده در این مجال و میزان مطالعه‌ام است و برای ساماندهی این امر، باید كارگروهی تخصصی جهت شناسایی آثار قابل حمایت، تشكیل گردد.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_215.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_215.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">culture</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">litrature</category>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 28 اردیبهشتماه 1389 12:37:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مطهری كه بود؟ كانون اندیشه جوان چه باید باشد؟</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/motahhari.jpg" alt="شهید علامه مرتضی مطهری" width="250" vspace="1" hspace="5" align="left"/><em>متن زير، مكتوب سخنان كوتاهي است كه در مراسم معارفه به عنوان مدیرعامل كانون اندیشه جوان به زبان آورده‌ام. </em>

پیش از هر چیز، به همه بزرگواران و عزیزانی كه قدم رنجه فرموده‌اند و كانون را به حضور خود مفتخر ساخته‌اند؛ خیر مقدم عرض می‌كنم. این روزها، آمیخته به عطر نام حضرت فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) و فرزندان معنویشان، 89 شهید گرانقدری است كه در این روزگار، افتخار تشییعشان نصیبمان شده است.

در این روزهای پر نور و پر معنویت، برای بنده مایه بسی افتخار است كه مسؤولیت نهادی را برعهده می‌گیرم كه نزدیك به یك دهه پیش، خود ریزه‌خوار خوان اندیشه آن بوده‌ام.

خوانی كه گستردگی و بركت آن، مدیون تلاش‌های تحسین‌برانگیز بزرگانی است كه ذكر نام ایشان، هم مایه آبرومندی كانون و هم بهانه تشكر از ایشان است. جناب آقای دكتر خسروی، جناب آقای دكتر عسكری، حجت الاسلام و المسلمین ذو علم و جناب آقای مهندس فیاضی.

اما پیشینه حضور این فقیر در كانون اندیشه جوان و همكاری تمام وقت با آن، به اسفند سال 1387 بازمی‌گردد. تجربه‌ای 14 ماهه از حضور به عنوان قائم‌مقام كانون و اندوختن گنجینه‌ای از مجموعه تلاش‌های كانون در حوزه‌های مختلف.

اما در این چند دقیقه، بیش از آنكه بخواهم حدیث نفس كنم؛ مشتاقم كه به مراد و مقصود رهبر و ولی‌مان از امر به تاسیس كانون اندیشه جوان بپردازم.

از شنبه گذشته كه بار مسؤولیت كانون بر دوش این فقیر گذاشته شد؛ كوشیده‌ام با غور در بیانات حضرت امام (رض) و رهنمودهای مقام معظم رهبری، تصویر كاملتری از جایگاه شهید مطهری در شكل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران و فرآیند تثبیت آن به دست آورم و بدین طریق، چشم‌انداز نزدیكتری به مراد رهبر فرزانه‌مان از تاسیس كانون اندیشه جوان برای خودم ترسیم كنم.

هفته گذشته، مقام معظم رهبری در جمع دست‌اندركاران حوزه هنری، فرموده‌اند: «عرصه فرهنگی عرصه جهاد است. کسانی که در این میدان جهاد فرهنگی حضور دارند باید حق جهاد را بجا آورند و آن گونه که شایسته است به ترویج ارزشهای دینی و واقعیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بپردازند. البته مسائل فرهنگی با دستور و حکم پیش نمی روند بلکه لازمه موفقیت در این عرصه، انگیزه ، ایمان و حضور فعال انسانهای معتقد به ارزشهای دینی و انقلاب اسلامی است.»

این نگاه ایشان بی‌سابقه نیست. پیش از این نیز، در 17 سال قبل، ایشان درباره شهید مطهری اینگونه فرموده بودند كه: «شهيد مطهّرى يك مبارزِ در راه خدا؛ يعنى يك مجاهد فى سبيل‌اللَّه بود. منتها جهاد، انواعى دارد. يكى از سخت‌ترين جهادها اين است كه در مقابله با هجوم افكار و فرهنگهاى غلط و انحرافى و درك غلط جمعى از مردم، انسانى كه حق را مى‌شناسد، بايستد و بخواهد از حق دفاع كند و با بيان، با فكر، با منطق و با سلاح زبان و قلم، ذهنها را به سمت آنچه درست است هدايت كند. اين، از آن جهادهاى بسيار دشوار است و شهيد مطهّرى، اين جهاد سخت را سالهاى متمادى انجام داد.»[1]

براساس یافته‌های فقیر، شخصیت شهید مطهری چند ویژگی برتر داشته كه مجموعه آنها، وجه تمایز ایشان از دیگران متفكران و فعالان حوزه اندیشه اسلامی است:

1.       تهذیب نفس
2.       يقين و ايمان قاطع[2]
3.       تلاش فراوان علمي براي آماده‌سازي خود و كم‌نظیر بودن در اسلام‌شناسی و شناخت فنون مختلفه اسلام و قرآن [3]
4.       نگاه به عرصه ذهنيت جامعه و استخراج عمده‌ترين سؤالات ذهنيت جامعه جوان و تحصيل‌کرده و روشنفکر کشور[4]، تسلط كامل بر فضای فكری فرهنگی كشور[5]
5.       پاسخگويي براساس تفکر اسلامي، فلسفه اسلامي و منطق قرآني
6.       قلم روان و با زبان مردم و بی قلق و اضطراب [6] اما مناسب برای سطح خاصی از جامعه و نه همه آن[7]
7.       جرأت و اعتماد به نفسِ لازم، مبارزه سرسختانه[8]، عدم سستی و كوتاهی و دفاع بدون رودربايستى، بدون ملاحظه و بدون بيم و هراس[9]
8.       تدریس
9.       تالیف آثار
10.   به اينجا و آنجا رفتن و حركت كردن
11.   تماس گرفتن با قشرهاي تحصيل‌کرده و روشنفکر[10]

بدین ترتیب، به نظر می‌رسد كانون اندیشه جوان برای پر كردن جای خالی آن شهید بزرگ در نظام جمهوری اسلامی ایران، باید بتواند با طراحی ساختار، جذب نیرو و عملكردی متناسب، كاركردی بدیل ویژگی‌های شهید مطهری داشته باشد.

بی‌شك در گذران این مسیر، پس از اتكال به نیروی لایزال خداوند سبحان و استدعای عنایت برگزیدگان او، پشتوانه علمی و اندیشه‌ای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، همچون دژی استوار در این جبهه، پشتیبان و پشت‌گرمی كانون اندیشه جوان بوده و هست. عاملی كه همان، جنبه علمی و نظریه‌پردازی شهید علامه مطهری را محقق می‌سازد.

اما اینكه براساس این ویژگی‌ها چه باید كرد؛ امری جداگانه است كه در این مسیر یازده ساله، جنبه‌‌های از آن پدیدار شده و به تكامل رسیده و هم‌اكنون به ثمر نشسته است و جنبه‌های از آن، به خواست خداوند و به یاری همسنگرانم در كانون اندیشه جوان، پدیدار خواهد شد؛ ان‌شاء ا...



--------------------------------------------------------------------------------
[1]  15/2/72
[2]  «بايد كارى را كه مرحوم شهيد مطهرى در سالهاى دهه‌ى 40 و 50 در محيط فكرى اين كشور انجام داد، شناخت. ايشان با قوّت فكرى و انديشه‌ى قوى و صائب خود وارد ميدان‌هايى شد كه تا آن‌وقت هيچ‌كس در زمينه‌ى مسائل اسلامى وارد اين ميدان‌ها نشده بود؛ و با تفكراتى كه آن روز در كشور رايج شده بود - افكار وارداتىِ ترجمه‌يىِ غربى و شرقى - يا مى‌رفت رايج شود، خود را وارد يك چالش علمىِ عميق و وسيع و تمام نشدنى كرد. ايشان، هم در جبهه‌ى مقابله‌ى با ماركسيست‌ها به يك جهاد بسيار هوشمندانه دست زد، و هم در جبهه‌ى مقابله‌ى با تفكرات غربى و ليبراليست‌ها وارد ميدان شد. اين نقش، بسيار مهم است؛ هم جرأت و اعتماد به نفسِ لازم مى‌خواهد، هم قدرت فكرى و اجتهاد در زمينه‌هاى گوناگون را لازم دارد، هم يقين و ايمان قاطع مى‌خواهد؛ اين مرد بزرگ همه‌ى اينها را با هم داشت؛ هم عالم بود، هم بسيار مؤمن بود، هم به ايمانِ خود يقين داشت، و هم اعتماد به نفس داشت؛ اينها لازم است.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (18/12/82)
[3]  «مردى كه در اسلام‏شناسى و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم نظير بود.» سید روح الله خمینی، صحیفه امام، ج 7، ص 178 (11/2/1358)
[4]  « شهيد مطهرى به عرصه‌ى ذهنيت جامعه نگاه كرد و عمده‌ترين سؤالات ذهنيت جامعه‌ى جوان و تحصيلكرده و روشنفكر كشور را بيرون كشيد.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (15/4/1383)
«او انسان بصير و نافذالبصيره‌اى بود؛ آدم معمولى نبود؛ بينش تيزى داشت؛ به سطح جامعه نگاه مى‌كرد و اشتباهاتى را كه در فهم عمومى ملت ما وجود داشت و متأثّر از تلقين دشمنان بود، مى‌فهميد كه چيست و شروع مى‌كرد با آنها مبارزه كردن.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (15/2/1375)
[5]  «تا آن‌جا كه بنده به ياد دارم، از سالهاى 1334 و 1335 تا سال 1358 كه ايشان به شهادت رسيد، در هر موقعيت زمانى، با آن بينش عميق خود - كه تسلّط كامل هم بر فضاى فكرى و فرهنگى كشور داشت - هرجا در عرصه‌ى فكر، هجمه‌اى را به اسلام و به احكام و اصول اسلامى مشاهده مى‌كرد، به مقابله مى‌شتافت و سدّى مثل كوه در مقابل اشكالات مى‌آفريد.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (15/2/1378) 
[6]   «او با قلمى روان و فكرى توانا در تحليل مسائل اسلامى و توضيح حقايق فلسفى، با زبان مردم و بى‏قلق و اضطراب، به تعليم و تربيت جامعه پرداخت.» سید روح الله خمینی، صحیفه امام، ؟؟؟، (9/2/1360) 
[7]  «البته از اين كتابها، همه نمى‌توانند استفاده كنند - سطح خاصى دارد - اما مى‌شود كارى كرد كه از اين مطالب، همه‌ى جامعه و جوانان ما استفاده كنند.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (12/2/1369)
[8]  «با كجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد.» سید روح الله خمینی، صحیفه امام، ج 7، ص 178 (11/2/1358)
[9]  «خصوصيت ممتاز اين بزرگوار، دفاع از حقيقت و دفاع از اسلام بدون رودربايستى، بدون ملاحظه و بدون بيم و هراس بود.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت، (15/2/1378)
[10]  «معلّمىِ آن شهيد، موضوع تدريس اوست و كارگرى‌اش، امر تأليف، اين‌جا و آن‌جا رفتن، حركت كردن و تماس گرفتن با قشرهاى تحصيلكرده و روشنفكر و نظاير آن است.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت، (13/2/1373)]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_214.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_214.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">culture</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 26 اردیبهشتماه 1389 07:54:10 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جادوگر سفید ـ زندگی‌نامه پائولو كوئیلو</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/paolo-coelho.jpg" vspace="1" hspace="5" align="left"/><strong>مشخصات کتاب</strong>
جادوگر سفید ـ زندگی‌نامه پائولو كوئیلو
نويسنده: محمد سرشار 
تصويرگر: سعید ملك
ناشر: كانون اندیشه جوان
گروه سني مخاطب: جوانان
چاپ اول: بهار 1389 ـ شمارگان: 5.000 نسخه
تعداد صفحات: 32 صفحه رنگي
قطع: جیبی
قيمت: 500 تومان

<strong>مراکز خريد</strong>
فروشگاه دایمی محصولات كانون اندیشه جوان: خ. انقلاب اسلامی،  بین خ. 12 فروردین و خ. شهید منیری جاوید، شماره 1328 (ساختمان امیركبیر)، تلفن: 66977337 و 66976357]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_213.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_213.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">books</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 22 اردیبهشتماه 1389 16:14:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پنبه و آتش ـ درباره رابطه دختر و پسر</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/panbe-atash.jpg" vspace="1" hspace="5" align="left"/><strong>مشخصات کتاب</strong>
پنبه و آتش ـ درباره رابطه دختر و پسر
نويسنده: محمد سرشار 
تصويرگر: جلال محدثی
ناشر: كانون اندیشه جوان
گروه سني مخاطب: جوانان
چاپ اول: زمستان 1387 ـ شمارگان: 20.000 نسخه
چاپ دوم: بهار 1389 (چاپ اول ناشر) ـ شمارگان: 5.000 نسخه
تعداد صفحات: 32 صفحه رنگي
قطع: جیبی
قيمت: 500 تومان

<strong>مراکز خريد</strong>
فروشگاه دایمی محصولات كانون اندیشه جوان: خ. انقلاب اسلامی،  بین خ. 12 فروردین و خ. شهید منیری جاوید، شماره 1328 (ساختمان امیركبیر)، تلفن: 66977337 و 66976357]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_212.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_212.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">books</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 22 اردیبهشتماه 1389 15:56:41 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>در ستایش دا</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/da-panjere.jpg" alt="ویژه‌نامه هفته‌نامه پنجره درباره كتاب دا" width="250" vspace="1" hspace="5" align="left"/>اشاره: این نوشتار بیش از اینكه درباره كتاب مستطاب «دا» باشد؛ نوشته‌ای است برای «دا» و ادای كرنشی است به همه بزرگی‌های روح سیده زهرا حسینی.
×××
1ـ برای من، آشنایی با «دا» از هفتم آبان 1387 و خواندن یك خبر شگفتی‌آور آغاز شد: تهمینه میلانی و رویا تیموریان درباره كتابی از سوره مهر، یادگاری‌ای نگاشته‌اند! [1]
شگفت‌زده بودم چون پیش‌داوری‌هایم در هم ریخته بود و در پدیده‌ای كم‌پیدا، می‌دیدم كه قواعد جبهه فرهنگی انقلاب به هم خورده و خطهای قرمزی كه به جای خاك‌ریز در میانه میدان فرهنگ كشیده شده؛ درهم آمیخته.
و باید اعتراف كنم كه این شگفت‌زدگی، با رگه‌های پررنگی از تحسین نیز همراه بود. چه آشكارا می‌فهمیدم كه سوره‌مهر پس از ضربه سنگین استعفای دسته‌جمعی معاونت بازرگانی‌اش، قد خم نكرده و ایستاده در آشفته‌بازار كتاب، مرزهای تجربه مجاهدان فرهنگی را می‌شكافد و می‌گستراند.
2ـ كشاكش درونی‌ام برای خرید كتابی یازده‌هزار تومانی و هراسم از نبود فرصتی برای خواندن روایتی 753 صفحه‌ای، در فرجام خود، دوازدهمین چاپ «دا» را به خانه‌مان آورد و پس از هفت سال زندگی مشترك، آوردگاهی را میان من و همسرم شكل داد: او می‌خواند و پیش می‌رفت و چون به مشغله‌ای می‌افتاد؛ من می‌خواندم و پیش می‌رفتم! و چند باری، در این چشم‌داشت رهایی كتاب و به چنگ آوردن آن، یكی باید می‌نشست و به حال دیگری غبطه می‌خورد كه او «دا» می‌خواند و این یكی نمی‌خواند!
در خانواده كوچك ما ـ كه در آن كتاب‌های بسیاری افتخار خوانده‌شدن پیدا كرده‌اند ـ «دا» تنها كتابی بود كه برایش چنین سر و دست می‌شكست.
3ـ در دوران نوجوانی و ابتدای جوانی‌ام، این بخت‌یاری را داشته‌ام كه نزدیك به همه كتاب‌های خاطرات دفاع مقدس آن روزگار را بخوانم و هر چند یاد گرفته‌ام كه به جز درباره آنچه كه از عالم بالا آموزانده شده؛ دیگر حكم همگانی صادر نكنم اما بر این گزاره پای می‌فشارم كه «دا» خواندنی‌ترین كتابی است كه در حوزه ادبیات پایداری بزرگسالان خوانده‌ام.
4ـ در بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران، برای همیشه جایگاه «دا» در روانم ماندگار شد. سوره‌مهر، دكانچه‌ای ویژه «دا» در ورودی غرفه‌اش به راه انداخته بود و مردم صف كشیده بودند و صد تومان گرانتر از تخفیف ده درصدی نمایشگاه، دا را به ده هزار تومان می‌خریدند و به خانه می‌بردند!
5ـ كام‌روایی «دا» و شنیدن خبر انتشار صد و دهمین چاپ آن، برای بسیاری غبطه‌برانگیز است و برای برخی حسادت‌آفرین. دو فقره از این حسدورزی‌ها را، در پایگاه «خبرآنلاین» دیده‌ام و به روزگار این تنگ‌چشمی‌ها افسوس خورده‌ام. یكی آنجا كه به صدمین چاپ دا تاخته است و می‌نویسد:
<em>«دا» فعلا دهان مردم را خوش مزه می کند و خواندنش برای بسیاری یک پُز است. یادمان باشد که تب تند، زود عرق می کند. </em>[2]
و دیگری آنجا كه در خبری، خود را آزموده‌ترین كارشناس نشر كتاب كشور می‌داند و فرزانه‌وار، نوآوری‌ای در آخرین چاپ «دا» را، اینچنین نكوهش می‌كند:
<em>ترفندهایی چون جلد فانتزی و عطری، یا کاغذهای گلاسه و معطر و یا حتی کاغذهای گراف رنگی، برای آثاری در نظر گرفته می‌شود که ناشر از انتشار و توزیع آن، کاملا ذهنیتی تجاری دارد. این ترفندهای نشر، بیشتر برای برخی کتب اشعار ترجمه و همچنین شاعران نوستالوژیک گذشته به کار می‌رود و نه برای کتابی که محتوای ارزشمندی دارد و نیازی به این رفتارهای ناشران تازه کار و بازاری ندارد! </em>[3]
6ـ در نگاه این فقیر، پیروزمندی «دا» وام‌دار چند چیز است: 
یكم ـ سرگذشت كم‌پدید بانو سیده زهرا حسینی [4]؛
دوم ـ بردباری، پشت‌كار و ریزبینی بانو سیده اعظم حسینی در شنوایی روایت راوی و مهمتر از آن، یاری راوی در یادآوری ریزه‌های خاطرات خود؛
سوم ـ نیكویی ذوق همین بانو در ویرایش و پیرایش انباشت یادها به یاری چیرگی ایشان در مهارت‌های نویسندگی و داستان‌سرایی؛
چهارم ـ كاردانی انتشارات سوره‌مهر؛
پنجم ـ همراهی و همیاری نخبگان برای آشناسازی همگان با برجستگی‌های «دا».
‌بنابرین اینگونه می‌اندیشم كه نباید ساده‌انگارانه، كام‌یابی «دا» را تنها به یكی از این فقرات چسباند و از سوی دیگر، باید این همنشینی پنج‌گانه را خوش شگون كرد.
7ـ «دا» هرچه بالاتر رود و بر صدرتر نشیند؛ تندیسی است برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، و الگویی مانا برای تلاش‌های پسین.

-----------------
پی‌نوشت‌ها:
1ـ   یادداشت هاِی« رویا تیموریان» و «تهمینه میلانی» در مورد کتاب « دا» ـ پایگاه اینترنتی سوره مهر ـ 7/8/1387 ـ بازیافتنی در:
<a href="http://www.iricap.com/newscontent.asp?id=1108">http://www.iricap.com/newscontent.asp?id=1108</a>
2ـ   گفتگو با فرزاد جمشیدی: «همه چیزمان به هم می‌آید/ بدون دولت «دا» به چاپ صدم می‌رسید؟» ـ پایگاه خبرآنلاین ـ 22/1/1389 ـ بازیافتنی در:
  <a href="http://www.khabaronline.ir/news-54028.aspx">http://www.khabaronline.ir/news-54028.aspx</a>
3ـ   خبر «دای عطری در نمایشگاه کتاب!» ـ پایگاه خبرآنلاین ـ 10/2/1389 ـ بازیافتنی در:
<a href="http://www.khabaronline.ir/news-58625.aspx">http://www.khabaronline.ir/news-58625.aspx</a>
4ـ   هرچند كه سوگمندانه، خاطرات همانندان ایشان، كمتر چنین بخت‌یاری‌ای داشته است.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_211.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1389/02/post_211.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">litrature</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 18 اردیبهشتماه 1389 12:55:17 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تمام شد!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[ویرایش پنجم بودجه سال 89 كانون اندیشه جوان تمام شد! یك هفته است سر به اینترنت نزده‌ام. با این همه شكنجه، فكر می‌كنم وقتش است كه اعتراف كنم.
اعتراف كنم به كودتای اقلیت علیه اكثریت
اعتراف كنم به شیوایی و روانی نثر <a href="http://ghadiani.blogfa.com/">حسین قدیانی</a>
اعتراف كنم به هشت ماه دفاع مقدس سایبری
اعتراف كنم به زنده شدن هم‌نسلانم
اعتراف كنم به خماری‌ام از نخواندن كتاب
اعتراف كنم به قول روی زمین مانده‌ام برای بردن همسر و فرزندم به سینما
اعتراف كنم به جلسه‌ای كه همین الان در آن شركت نكرده‌ام
و ...

این نوشته را جدی نگیرید. مثل گرم كردن یك بازیكن قبل از بازی می‌ماند!]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/12/post_210.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/12/post_210.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 19 اسفندماه 1388 17:43:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مراسم دومین سالگرد شهید مغنیه در تهران</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/emad-moghniye.gif" alt="شهدای مقاومت اسلامی در لبنان" width="250" height="230" vspace="1" hspace="5" align="left"/>به امید خداوند، جمعی از جوانان دوستدار حاج رضوان، امسال نیز مراسم سالگرد آن شهید سعید را در تهران برگزار می‌كنند.
مراسم دومین سالگرد شهادت عماد مغنیه (حاج رضوان)، شیر بیشه مقاومت در لبنان و فلسطین و عراق و ...، روز پنج‌شنبه 29 بهمن 88، از ساعت 15 تا اذان مغرب در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین، برگزار خواهد شد.
نام این مراسم «روضه رضوان ـ 2» است و كمیته مردمی بزرگداشت شهید عماد مغنیه، آن را برگزار می‌كند.
به احتمال زیاد، دكتر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی سخنران مراسم و حاج سعید حدادیان ذاكر آن خواهند بود.
سخنران مراسم سال گذشته، دكتر حداد عادل و حاج سعید حدادیان ذاكر آن بودند.
در كنار این مراسم، نمایشگاهی از فعالیتهای گروههای مردمی ایرانی فعال در حوزه مقاومت اسلامی نیز برپاست.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/11/post_209.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/11/post_209.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">politics</category>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 27 بهمنماه 1388 17:50:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ايرانيان ميدان دار هنر اسلامي ـ گفتگو با روزنامه كیهان</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[به همت سركار خانم گالیا توانگر، گفتگویی با روزنامه كیهان درباره جایگاه ادبیات در چشم انداز بیست ساله كشور داشتم كه قسمتهایی از آن در گزارش روز كیهان با عنوان <a href="http://kayhannews.ir/881104/5.htm">«ايرانيان ميدان‌دار هنر اسلامي»</a> در تاریخ 4/11/1388 مورد استفاده قرار گرفته است:

<strong>ادا و اصول روشنفكرانه را به آثار سنجاق نكنيم</strong>
محمد سرشار قائم مقام مديرعامل كانون انديشه جوان ضمن تاكيد براين كه نبايد جايگاه اقتصادي، علمي و فناوري ايران را در منطقه با جايگاه فرهنگي و هنري اش اشتباه بگيريم، مي گويد: «در سند چشم انداز طراحي شده كه طي بيست سال آينده ايران جايگاه اول را از لحاظ علمي، فناوري و... پيدا كند اما از لحاظ فرهنگي و هنري هم بايد الهام بخش جهان اسلام باشيم.»
وي به دو دسته بودن فضاي ادبي و هنري كشور اشاره كرده و مي گويد: «يك بخش از نويسندگان و هنرمندان ادعاي پاسخگويي به نياز مخاطبين خاص را دارند، اين ها با طيف محدود خود نشست و برخاست دارند، براي هم مي نويسند و كتاب و آثار يكديگر را تبليغ مي كنند. در برابر اين طيف محدود به عده ديگري از هنرمندان و نويسندگان برچسب عامه پسند نويسي مي زنند. من به شخصه عامه پسند نويسي را با نازل نويسي جمع نمي بندم. چه كسي گفته كتاب يا هنر عامه پسند بد است؟! ما بايد هنر و ادبيات را ابزاري براي انتقال پيام ببينيم، نه اين كه هنر و ادبيات براي اقشار محدودي باشد. جالب است كه بدانيد اين قشر تافته جدا بافته- هنرمندان و نويسندگان به اصطلاح «خاص» خودشان براي خودشان جشنواره برگزار مي كنند و به خودشان هم جايزه مي دهند! طبيعتا آثارشان هم از دغدغه هاي مردم كه سرزبان هاست، تهي اند. معمولا موج هاي ادبي و هنري كه بين اين خاصه نويسان ايجاد مي شود، محدود به خودشان مي ماند. بسياري از شكوه ها و ناله هاي خاصه نويسان از كمبود تيراژ كتاب ها و عدم اقبال جامعه از همين جا نشأت مي گيرد.»
وي ادامه مي دهد: «جامعه ما آرمان گراست، ولي نويسندگان و هنرمندان بسيار فردگرا و درگير دغدغه هاي شخصي خودشان هستند. آن قشر از نويسندگان و هنرمنداني كه حكيم اند و با زاويه ديد باز به مسائل نگاه مي كنند، لازم است بتوانند جهت دهي كلي و روشني را با ابزارجذاب، زيبا و خواندني رمان و يا آثار هنري به مردم عرضه كنند. ما درجهاني شدن هنر و ادبياتمان نبايد چشم مان به جوايز خارجي و جريان هاي نخبه گراي ادبي و هنري بيگانه باشد.

<strong>ايران پرچم دار هنر اسلامي در جهان اسلام</strong>
محمد سرشار به هم پيماني هنري و ادبي با كشورهاي زخم خورده از استكبار و ضعيف نگه داشته شده تاكيد دارد و مي گويد:«ارتباط گرفتن يا نگرفتن كشورهاي ابرقدرت و پيشرفته براي ما موضوعيتي ندارد، ولي استقبال كشورهاي كوچك فقير و عقب مانده نگه داشته شده براي ما غنيمت است هرچند ممكن است از نظر طبقات روشنفكري- خاصه پسند- مايه تحقير و تمسخر باشد.»
وي ادامه مي دهد: «به نظر مي رسد واكنشي كه مردم لبنان به فيلم به نام پدر نشان دادند، راهنماي خوبي براي نويسندگان و هنرمندان ايراني باشد كه اداي روشنفكري در مي آورند و تلاش براي ساخت كارهاي منطبق با فكر طبقات روشنفكري دارند. اين قبيل آثار و ادا و اصول ها نمي تواند به جذب بدنه جوامع ايراني و غيرايراني بيانجامد. ما اگر در چشم انداز 20 ساله بخواهيم به جايگاه الهام بخش برسيم، بايد به دغدغه هاي جهان اسلام نگاه كنيم.
الان مهم ترين دغدغه جهان اسلام موج بيداري اسلامي ست. ما به عنوان كشوري كه سردمدار بيداري اسلامي در جهان اسلام هستيم بايد از اين پيشي گرفتن خودمان حسن استفاده را ببريم و با ابزار هنر و ادبيات بقيه ملت هاي جهان اسلام را به سمت اين بيداري دعوت كنيم. اين دعوت ممكن است ازطريق نفي وضعيت موجود كشورهاي ضعيف نگه داشته شده و ترسيم جامعه آرماني اسلامي كشورمان باشد تا همگي به سمتش حركت كنيم.»
وي در تكميل صحبت هايش مي گويد: «در توليد آثار فاخر براي جهان اسلام ما نبايد از بيان آرمان ها و اصول فكري خودمان كناره بگيريم، بلكه همين وضعيت موجود ما خودش الهام بخش براي جهان اسلام است. اگر دچار خودسانسوري نشويم، اگر فضاي جبهه هاي دفاع مقدس را به شكلي كه بود نه مانند بقيه جنگ هاي غيرعقيدتي دنيا- ترسيم كنيم و چهره واقعي رزمنده اسلام را به عنوان يك مجاهد در قالب كتاب، فيلم و هنرهاي تجسمي به دنيا ارائه دهيم، بدون هيچ تلاش اضافه اي با اقبال عجيب مخاطب غيرايراني مواجه مي شويم.
به همين خاطر موج هايي كه در حوزه هاي مختلف ادبي و هنري ما وجود دارد كه سعي دارند نسخه غربي از جامعه اسلامي ايران ارائه بدهند، عموما ناموفق هستند.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/11/post_207.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/11/post_207.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 04 بهمنماه 1388 13:49:22 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بازتاب « دروغها و راستهای بیانیه موسوی» در بی‌بی‌سی فارسی</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/bbc-persian.jpg" alt="بی بی سی فارسی" vspace="1" hspace="5" align="left"/>روز دوشنبه، دوست و برادر عزیزم ياسر مرادي، خبرم کرد که تلویزیون بی بی سی فارسی (BBC Persian) به بررسی بیانیه هفدهم میرحسین موسوی پرداخته و به نوشته <a href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/_17.php">«دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره ۱۷ ميرحسين موسوي»</a> اشاره و بخش‌هایی از آن را بازخوانی کرده است.
با پرس و جو از دوستان، متوجه شدم که روز یکشنبه 13/10/88، حدود ساعت 19 شب، این برنامه بی بی سی فارسی منتشر شده است.
شنیدن این خبر، متاسفم کرد. به حال خودمان تاسف خوردم که رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران جرات بازنشر چنین نوشته‌هایی را ندارند اما رسانه روباه پیر، هوشمندانه به بازخوانی گزینشی نوشته‌های امثال این فقیر می‌پردازد تا وجهه دروغینی از  فراجناحی و بی‌طرف بودن برای خود ایجاد کند.
از جریان روز رسانه‌ای جهان، بسیار عقب افتاده‌ایم...]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_205.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_205.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">politics</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 16 دیماه 1388 22:42:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>كیفر میرحسین موسوی: از 12 سال زندان تا اعدام</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/edam-moosavi.jpg" alt="كیفر میرحسین موسوی از 12 سال زندان تا اعدامvspace="1" hspace="5" align="left"/>میرحسین موسوی در بیانیه شماره هفده خود، با مباشرت تشكیلات راه سبز امید(ترسا) در تخریب‌ها، احراق‌ها، اهانت‌ها و آشوب‌های روز عاشورا اقرار كرده است. او در ابتدای بیانیه خود آورده است: 
<em>«برای مراسم عاشورای حسینی [...] یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند.»</em>
این در حالی است كه موسوی از یاد برده در 24 مرداد 88، خود دستور پنهانی راه‌اندازی این شبكه‌ها را اعلان عمومی كرده است: 
<em>«رنگ سبز نماد اين راه و مطالبه اجراي بدون تنازل قانون اساسي شعار آن است و شبكه‌هاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بي‌شمار و گسترده در سطح جامعه بدنه اين جنبش هستند. در حقيقت راه سبز اميد ادامه شعار راهبري هر شهروند يك ستاد است كه اين بار براي مطالبات به حق مردم و استيفاي حقوق آنان شكل مي‌گيرد.»</em>
بنابرین براساس اقرارات خود موسوی، تشكیلات وی، مباشر ارتكاب جرایم متعددی در روز عاشورا بوده‌اند. براساس ماده 498 قانون مجازات اسلامی، «<em>هر كس با هر مرامي ، دسته ، جمعيت يا شعبه جمعيتي بيش از دو نفر در داخل يا خارج از كشور تحت هر اسم يا عنواني تشكيل دهد يا اداره نمايد كه هدف آن برهم زدن امنيت كشور باشد و محارب شناخته نشود؛ به حبس از دو تا ده سال محكوم مي شود.»</em>
اما موسوی در بیانیه‌ها و سخنان مكرر خود، اكاذیب و دروغ‌هایی را به نظام اسلامی نسبت داده است كه براساس ماده 698 ق.م.ا.، تا دو سال حبس در پی دارد: «<em>هركس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي به وسيله نامه يا شكواييه يا مراسلات يا عرايض يا گزارش يا توزيع هرگونه اوراق چاپي يا خطي با امضاء يا بدون امضاء اكاذيبي را اظهار نمايد يا با همان مقاصد اعمالي را بر خلاف حقيقت راساً يا به عنوان نقل قول به شخص حقيقي يا حقوقي يا مقامات رسمي، تصريحاٌ يا تلويحاٌ نسبت دهد اعم ازاينكه از طريق مزبور به نخوي از انحاء ضرر مادي يا معنوي به غير ورد شوديا نه علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امكان ، بايد به حبس از دو ماه تا دو سال و يا شلاق تا 74 ضربه محكوم شود.»</em>
از سوی دیگر، براساس اسناد موجود، تعدادی از اموال عمومی و خصوصی اشخاص حقوقی و حقیقی در جریان آشوب روز عاشورا به آتش كشیده شده است. با توجه به «قصد مقابله با نظام اسلامی» آتش‌زنندگان، براساس تبصره 1 ماده 675 ق.م.ا.، افراد مذكور محارب شناخته می‌شوند:
<em>«ماده 675ـ هركس عمداً عمارت يا بنا [...] و بطور كلي هر محل مسكوني يا معد براي سكني [...] را آتش بزند؛ به حبس از دو تا پنج سال محكوم مي شود. 
تبصره 1ـ اعمال فوق در اين فصل در صورتي كه به قصد مقابله با حكومت اسلامي باشد مجازات محارب را خواهد داشت.»</em>
مجازات محارب نیز «حد» است و براساس ماده 190 یكی از چهار چیز «قتل، آويختن به دار، اول قطع دست راست و سپس پاي چپ و یا نفي بلد» است. ماده 191 نیز می‌گوید: <em>«انتخاب هر يك از اين امور چهارگانه به اختيارقاضي است؛ خواه محارب كسي را كشته يا مجروح كرده يا مال او را گرفته باشد و خواه هيچيك از اين كارها را انجام نداده باشد.»</em>
به نظر می‌رسد اینها حداقل كیفرهایی است كه باید برای موسوی و آشوبگران او درنظر گرفته شود. اما تهیه یك كیفرخواست دقیق و همه‌جانبه‌نگر نسبت به اقدامات مجرمانه موسوی، نیازمند تشكیل گروهی از حقوق‌دانان و تهیه اسناد و مدارك لازم است.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/10/_12.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/10/_12.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">law</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">politics</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 12 دیماه 1388 12:40:34 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره 17 ميرحسين موسوي</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/mir-hosein-moosavi17.jpg" alt="ميرحسين موسوي پس از وقايع اخير" vspace="1" hspace="5" align="left"/>ميرحسين موسوي با تاخيري 5 روزه نسبت به آشوب روز عاشورا و يک روزه نسبت به راه‌پيمايي اعجاب‌آور و تحسين برانگيز مردم، بيانيه شماره 17 (هفدهم) خود را صادر کرده است. خود اين تاخير در ابتداي امر نشانه اين است که موسوي شخصاً نتوانسته زودتر از 5 روز آشوب‌هاي عاشورا را تجزيه و تحليل و جمع‌بندي کند. بنابرين کاملاً آشکار است که بازداشت‌هاي هفته اخير، هدفمند و دقيق بوده و بال و پرهاي فکري چشم فتنه، به‌درستي چيده شده است. اين گمانه‌زني را، خبر سفر مخفيانه موسوي به شمال کشور و خاموش کردن تلفن همراه و ... نيز تقويت مي‌کند. چرا که او نيازمند محيطي آرام و ايزوله براي فکر کردن بوده است.
همچنين اين تاخير 5 روزه نشان مي‌دهد که بيانيه‌هاي موسوي کاملاً به نرخ روز صادر مي‌شود و اگر راه‌پيمايي ميليوني و کم‌سابقه مردم تهران نبود؛ او به فکر گفتن شهادتين و تولي نسبت به معصومان (ع) و تبري از کفار و مشرکان و اعلام وفاداري به قانون اساسي نمي‌افتاد. به بيان ديگر، موسوي نشان داده تا از خشم مردم نترسد، به فکر ماست‌مالي کژروي‌ها نمي‌افتد.
موسوي در بيانيه شماره 17 خود، دروغ‌ها و راست‌هايي را به هم آميخته است که در پس خود، حقايقي را آشکار مي‌کند:
1ـ موسوي به‌شدت از اجراي قانون درباره خود و کروبي و ديگر سران فتنه مي‌ترسد. اشاره سه باره او به اعدام خودش، ارايه 5 پيشنهاد نرمش‌جويانه براي برون‌رفت از وضع فعلي، اعلام صريح مواضع نسبت به اصول و فروع دين و حکومت، همه و همه، شيوه‌هاي مختلف نمايش اين ترس عميق دروني است.
2ـ موسوي از ادامه روند فعلي نااميد و خسته شده است. او بيانيه خود را با اين جملات به پايان برده است: «به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.» اين نخستين‌بار است که موسوي، در واقع عاجزانه از مردم و نظام خواسته است که به جاي برخورد با سران آشوب، فضاي برون‌رفت از وضع موجود آغاز شود. او حتي اين‌بار جرات نکرده مناسبت ديگري را براي فتنه‌گري هواداران خود اعلام کند.
3ـ موسوي از نابودي هراس‌آور وجهه خود در بدنه جامعه عميقاً باخبر شده است و حالا به خوبي مي‌داند که راه‌انداختن راه‌پيمايي‌هايي نظير 25 خرداد، اصلاً در مخيله او و ديگر آشوبگران، محلي از اعراب ندارد. اين ريزش عبرت‌آموز طرف‌داران موسوي در عرض شش ماه، پيش از هر چيز، نمايانگر بي‌عرضگي او در مديريت جنبش‌هاي اجتماعي است. چرا که صرف پياده‌سازي يک الگوي غربي انقلاب رنگي ـ آن هم بدون توجه به اقتضائات بومي ـ هنر چنداني نمي‌طلبد. بي‌تجربگي موسوي در کسب آراي مردم و نخستين تجربه او در شرکت در انتخابات به عنوان نامزد انتخاباتي، يکي از دلايل اصلي ناکارآمدي رهبري آشوب‌هاي سبز بوده است.
4ـ از اين پس، شاهد مظلوم‌نمايي‌ها و پاچه‌خواري‌هاي سران فتنه خواهيم بود. (البته حساب آقاي کروبي جداست!) نامه محرمانه سيد محمد خاتمي به رهبر معظم انقلاب و اعلام پاي‌بندي به اصل ولايت فقيه و قانون اساسي، از نشانه‌هاي اين تغيير رويکرد اساسي است. موسوي در بيانيه 17 خود، اين نرمش يکباره و 180 درجه‌اي را به نمايش گذاشته است. او حتي با فرار به جلو، در اقدامي کاملاً پوزش‌خواهانه، پيش‌نهادهايي را هم براي برون‌رفت از فضاي فعلي ارايه کرده است. اين تاکتيک جديد، تنها و تنها با سرعت عمل قوه قضاييه در برخورد کيفري با موسوي، کروبي، خاتمي، مهدي و فائزه هاشمي و بسياري ديگر از سران فتنه، خنثي خواهد شد. چرا که:
«نفس اژدرهاست؛ او کی مرده است / از غم بی‌آلتی افسرده است» (مولوي)

------------------------
در همين رابطه:
<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42120">تشابهات بيانيه اوباما و موسوي</a>
<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=42119">توهم مهره غرب درخصوص عزاداري‌هاي مردمي/ موسوي رسما از توحش محاربان روز عاشورا حمايت كرد</a>
<a href="http://naamahram.mihanblog.com/post/101">تناقض‌ها و دروغ‌هاي بيانيه موسوي</a>
<a href="http://www.1000la.blogfa.com/post-2.aspx">مهم-بیانیه 17 موسوی اینبار با حذف الله</a>
<a href="http://www.sarshar.org/archives/notes/post_326.html">نامه سرگشاده استاد محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) به رييس قوه قضاييه</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/10/_17.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/10/_17.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">politics</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 11 دیماه 1388 15:55:32 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از «دا» تا «بابا نظر»</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/baba-nazar.jpg" alt="کتاب بابا نظر" vspace="1" hspace="5" align="left"/>اين روزها، کتاب «بابا نظر» را دست گرفته‌ام و مي‌خوانم. بابا نظر، خاطرات شهيد محمدحسن نظرنژاد از دلاوران لشگر نصر خراسان است که اينک، در محضر حضرت حق، روزي‌خور است.
اين کتاب، به تلاش انتشارات موفق سوره مهر، بعد از چندين و چند مرحله پالايش و ويرايش (مصاحبه  حسين بيضايي، تدوين مصطفي رحيمي و ويرايش احمد دهقان)، به چاپ رسيده است و با توجه به شخصيت پهلوان‌منش بابا نظر و سر نترس او، کتابي خواندني و جذاب است.
اما از سوي ديگر، سوره مهر، اين کتاب را با طرح جلدي هم‌خانواده «دا» و درست بعد از آن، رو کرده است تا شايد موفقيت دا را تکرار کند.
اميدوارم بابا نظر بتواند موفقيت چشمگير و کم‌نظيري در بازار کتاب به‌دست آورد اما احساس مي‌کنم به دليل برجستگي‌هاي غيرعادي و استثنايي دا، مقايسه بابا نظر با آن، کم‌لطفي در حق بابا نظر باشد.
دا يک ابر اثر است و حتي به نظر فقير، شبيه‌سازي آن نيز نادرست است. يعني اگر تصميم‌گيري برعهده بنده بود؛ حتي طرح جلد بابا نظر را نيز هم‌سان دا نمي‌خواستم و يگانگي دا را ـ حتي در طرح جلد نيز ـ حفظ مي‌کردم.
بهانه نگارش اين نوشته، اين ترس است که مبادا، خواننده ذوق‌زده و دا چشيده، با خواندن بابا نظر که از جنس و طعم و رنگ ديگري است؛ سرخورده شود و اينگونه بينديشد که از اقبالش با دا، استفاده درستي نشده است.
اميدوارم که اين چنين نشود.]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_204.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_204.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">culture</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">litrature</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 10 دیماه 1388 21:54:21 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موج اعتراض وبلاگ نویسان به هتک حرمت عزاداران سیدالشهدا توسط سبزی ها ـ خبرگزاري برنا</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[باشگاه جوانی برنا/در پی هتک حرمت های دیروز به موازین اسلام و انقلاب ، جمع کثیری از وبلاگ نویسان ارزشی ، این اقدام را محکوم کردند . این اقدام در حالی صورت گرفته است که دیروز نیز جمع زیادی از عزادارانحسینی نیز این اقدامات را که با هیچ منطقی قابل توجیه نیست را محکوم کرده بودند . بدیهی است وبلاگ های انتخاب شده تنها مشتی از خیل عظیم وبلاگ های ارزشی است که در پست های جدید خود این اقدامات را محکوم کرده اند ...

***

عاشوراي ميرحسيني با علمداري سازگارا/وبلاگ آهستان 

 عزاداران ميرحسيني و جماعت مزدور سبز، از صبح امروز با سوت و كف عاشوراي ميرحسيني خود را آغاز كردند و به عزاداران امام حسين توهين كردند و آنها را به خاطر حمايت نكردن از موج سبزشان مورد اهانت قرار دادند. به سمت مردم عزادار سنگ پرتاب كردند و آنها را زخمي كردند. به سربازان نيروي انتظامي هم رحم نكردند. چندين موتور را آتش زدند. به ماشين و مغازه مردم حمله كردند و چندين مغازه را هم آتش زدند.

البته با وجود اين همه اهانت و جنايت، دروغ گويان اينترنتي سبزها، اوضاع را كاملا برعكس نشان مي‌دهند و خودشان را عزاداران مظلومي نشان مي‌دهند كه مورد حمله وحشيانه پليس قرار گرفته‌اند: «شبکه جنبش راه سبز(جرس): بر اساس گزارش خبرنگاران جرس از سطح تهران، خیابانهای این شهر محل برخورد و درگیری نیروهای نظامی و مردم عزادار است! مردان مسلح از صبح امروز با پرتاب گاز اشک آور و حمله به هیات‌های عزادارای و مردم سوگوار مانع از تجمع آنان شدند»

البته اين جماعت آنقدر دروغگو هستند كه خودشان، زحمت مي‌كشند و باطن حقيقي‌شان را افشا مي‌كنند.

امروز نگاهي مختصر به رفتار برخي مدعيان خط امام و دوستان اينترنتي خط امامي انداختم، برايم جالب بود. تا پيش از اين هروقت به موج سبز و شعارهاي آنها انتقاد مي‌كرديم، جواب مي‌دادند كه ما مستقل هستيم و كاري به سازگارا و ضدانقلاب نداريم. اما امروز ديگر تعارفات را كنار گذاشتند و رسما به پياده نظام سازگارا تبديل شدند و دقيقا همان كاري را انجام مي‌دهند كه او مي‌گويد يا او مي خواهد!

***

با آل علی هر که در افتاد، برافتاد/وبلاگ تایپ نوشته ها

همیشه وقتی تو روضه ها می گفتن یزیدیان در مقابل اشک چشمای یه دختر بچه ی 3ساله ی یتیم هلهله می کردند و می خندیدند با خودم می گفتم آیا اینا انسان بودن؟؟؟ مگه میشه؟؟؟!!!
اما امروز با چشم خودمون دیدیم... نوادگان و ادامه ی همونا رو در 1400بعد...
امروز دیدیم کسانی که با شعار یاحسین دوباره سر امام حسین رو بردیدند و بعد کف و سوت زدن...
یاحسین میگن و جمهوری ایرانی لس آنجلسی!! می خواهند! یاحسین میگن و اسلام نمی خواهند! یاحسین میرحسین میگن که با دوست دخترا و دوست پسراشون راحتتر بگردن! یاحسین میگن که بساط دیسکو و کاباره شون برپا باشه! یاحسین میگن که راحت تر و علنی به کثافت کاری هاشون برسن!... یا حسین می گفتند و امروز با اقتدا به یزیدیان 1400سال پیش در روز مصیبت آل حسین سوت و کف زدند... و این یعنی مظلومیت حسین(ع) که این بار اسمش بر سر نیزه میره...
با اینکه دل همه ی عاشقان حسین(ع) امروز خون شد از مظلومیت اهل بیت و امامت و ولایت... اما خوبه!... امروز سند نابودی شون رو امضا کردند و تیشه به ریشه خودشون زدن... و به امید خدا بزودی زود جلوی چشم ما ذلیل و نابود خواهند شد. چون :

با آل علی هر که در افتاد، برافتاد..

***

سناريوي تكراري: پروژه‌ي "كشته سازي" ادامه دارد انگار.../وبلاگ موج مجنون

ديگر اميدي به "هدايت" نيست؛ تنها براي نابودي‌شان دعا كنيم...

"عاشورا" هم شد ملعبه‌ دست بازي‌هاي كثيف سياسي‌شان؛ در مسير اين لجن‌زار سياسي، به هيچ ارزش و اعتقادي رحم نكردند! بوي تعفن كثافت بازي‌هاشان لابه‌لاي تمام اعتقادات پيچيد و پيچيد؛ و حتي به قداست "عاشورا" و حرمت چند هزار ساله‌اش اماني نداد!

"لعنت" به تمام اين حرمت شكنان بي‌مذهب!

باز خيال باطل در سر كرده‌اند انگار گمان كرده‌اند با "قتل" خواهرزاده‌ي موسوي؛ مي‌توانند "كشته سازي" كنند و از "سيد علي موسوي" نداي ثاني بسازند!
اين برنامه‌ها تكراري شده‌ است؛ حيله‌هاي سوخته، كاركرد پيشين خود را نخواهد داشت؛
براي نابودي يكايك‌شان دعا مي‌كنيم؛ تا هرچه زودتر اين "نظام" از شر فتنه‌هاي شياطين، خلاصي یابد !

***
با دیدن نفاق سبز می ترسم /وبلاگ بحر

"...سبزهایی هستند که جمهوری اسلامی را قبول ندارند و شعار جمهوری سبز ایرانی سر می دهند. موسوی از جمع شدن زیر قانون اساسی سخن می گوید.

سبزهایی هستند که زمانی رسما در روزنامه هایشان نوشتند که فرهنگ عاشورا فرهنگ خشونت است و باید با آن مقابله کرد. موسوی باید با این جماعت ایام محرم را اقامه عزا کند.

سبزهایی هستند که شعار نه غزه نه لبنان سر می دهند. موسوی از آنها می خواهد که به یاد امام، روز قدس را به سبزترین روز سال تبدیل کنند.

سبزهایی هستند که عزاداری برای امام حسین علیه اسلام را خرافه می دانند. آنها سالیان قبل در میدان محسنی تهران جمع می شدند و در شام غریبان، جشن عاشورا می گرفتند، می رقصیدند و عربده می کشیدند. حالا موسوی می خواهد با آنها هیات سبز به راه بیاندازد..."

***

وبلاگ خصوصی نیست 

زمین آلودۀ ننگی است، ننگی مثل باعورا

زمان آبستن جنگی است، جنگی مثل عاشورا ...

استاد علی معلم دامغانی

***

آشوبگران «نفله» مي‌شوند نه «کشته»/وبلاگ تردید راهی به دانایی

"...در خبرها خواندم که خواهرزاده ميرحسين موسوي، به نام سيد علي حبيبي موسوي خامنه، امروز در جريان اغتشاشات سبزها در طول خيابان انقلاب و خيابان آزادي، به دليل اصابت گلوله، کشته شده است.
سير قهقرايي تشکيلات راه سبز اميد (ترسا) به سوي براندازي نظام و نفي اصل ولايت فقيه و شخص رهبر معظم انقلاب اسلامي، تجمعات آنان را به سمتي سوق داده است که تطبيق عجيبي با مصداق «محاربه» دارد. 
در چنين وضعيتي، مي‌توان ادعا کرد که شرکت در چنين آشوب‌هاي محاربه‌آميزي، چيز جز زيرپا گذاشتن دستور خداوند سبحان مبني بر «لاتلقوا بايديکم الي التهلکة»(بقره / 195) نيست.
بنابرين کسي که به قصد محاربه با نظام اسلامي از خانه بيرون مي‌آيد؛ خود به دست خود، خون خود را هدر کرده است.
به همين دليل، چنين فردي را نمي‌توان حتي «کشته» يا «مقتول» خواند. چرا که اطلاق عنوان قتل، با کمي سخت‌گيري در معنا، مستلزم محترم بودن خون فرد است.
در زبان فارسي، بهترين واژه براي محارب کشته‌شده، واژه «نفله» است. يعني بهتر است بگوييم محارب نفله شد تا اينکه بگوييم کشته شد..."

***

نهضت کشته سازی/وبلاگ گوش قرمز

"در راستای ادامۀ نهضت کشته سازی به توسط ما ، اعلام می داریم که :
کشته می سازم کشته می سازی کشته می سازد
کشته می سازیم کشته می سازید کشته می سازند
اگر نمی دانید بدانید که کشته ساختن به دو روش عمده صورت می پذیرد .
۱ - کشته ساختن مجازی بوسیلۀ پاچیدن خون به روی صورت فرد کشته شده به توسط خود فرد کشته شده .

۲ - کشته ساختن حقیقی به وسیلۀ اسلحۀ کالیبر کوچکِ وارداتی ( مید این انگند ) به توسط اراذل و اوباش محترم 

نکته اول : اعلام تعداد دقیق کشته شدگان مجازی و یا حقیقی قبل از پایان یافتن تجمعات انقلابی - انگلیسی ، بسیار حائز اهمیت می باشد .
نکتۀ دوم : از جمله زمان های بسیار مناسب برای عملیات کشته سازی ، ظهر عاشورا می باشد .
ارادتمند : بریتانیای کبیر"

***

وبلاگ ایران حامی / چگونه قتل خواهرزاده موسوی طراحی شد؟
"با توجه به امتحان موفق قتل ندا آقا سلطان و بهره برداری گسترده از آن که مخدوش کردن تصویر نظام در نزد جامعه بین المللی و شعله ور کردن آتش فتنه ها از نتایج اصلی آن بود طراحان آشوب را به این نتیجه رساند که در بین راههای گوناگون این گونه طرح ها دارای بیشترین امتیاز و حداکثر نتیجه است. بنابراین آنها با شناسایی یکی از نزدیکان سران اصلی فتنه از جمله خواهر زاده همیشه در صحنه میرحسین موسوی سعی نمودند پروژه ندای شماره ۲ را در سطحی وسیع تر بر وری وی کلید بزنند.

طراحان فتنه با این تاکتیک هم آتش خشم و کینه موسوی را دوباره شعله ورتر می کنند و هم از سادگی و ضعف وی در تحلیل عمیق مسائل در جهت مطامع خویش حداکثر سوء استفاده را می برند و با این کار مجددا او را وادار می کنند تا جری تر از قبل بر چهره نظام چنگ بیاندازد..."

***
عاشورای 1388/وبلاگ یادداشت های یک پا برهنه

"...شب عاشوراست . باز خاتمی ، باز همان جماعت ، هلهله می کنند و شادی ... حسینیه جماران ... اینجا تهران است ... شهر گناه ... عاشورای ۱۳۸۸ شمسی ... یزیدیان بار دیگر آمده اند ... اما این بار با یک تفاوت آنان قرآن ناطق بر نیزه زدند ، اینان قرآن را به آتش کشیدند ... با سوختن قرآن و علایم عزاداری حسین به رقص و پایکوبی نشستند ... به نماز جماعت حمله کرده و زن و مرد و کودک و پیر را کتک زدند ... فرقه میریزید برای عاشورای حسین و مقدسات سنگ تمام گذاشت ... هر چند که در این شهر گناه و خواب زده کسی غیرت ندارد ... "

***
محکومیت اهانت به ساحت قدسی اباعبدالله الحسین (ع) در روز عاشورا /پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی 
انالله و اناالیه راجعون

با عرض تسلیت عاشورای حسینی به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عج) و رهبر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته

امروز در عاشورای حسینی درحالیکه عاشقان و شیفتگان اباعبدالله الحسین علیه السلام غرق ماتم و عزا بود و امت ولایت مدار درغم شهدای کربلا بر سرو سینه می زدند پیاده نظام جنبش سبز اموی در ادامه اهانت به ساحت امام خمینی (ره) به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام جسارت کرده و به عزادارانش یورش برده ، نمازگزاران عاشورا را سنگ باران کردند ، اموال عمومی را آتش زدند و سرمست از این حرمت شکنی سوت و کف زنان به پایکوبی پرداختند و با هدایت رسانه های بیگانه شعارهای ساختارشکنانه سردادند .

امروز دلهای امت اسلامی از این بی حرمتی ها مالامال از غم و اندوه گشته ویقیناً با خروش میلیونی خود جواب تقدس زدایان و حرمت شکنان را خواهند داد .

این حرمت شکنی ها ثابت می کند که امویان سبز پوش با اصل اسلام و انقلاب اسلامی مخالف هستند و انتخابات بهانه ای بیش نیست وگرنه کدام مسلمان و یا حتی انسان منصفی در روز عاشورا به عزاداران حسینی حمله می کند و نماز جماعت آنان را برهم می زند ؟

ملت شریف ایران اسلامی بخوبی ماهیت اختشاشگران را شناخته و دست رد بر سینه سران فتنه و عوامل پشت صحنه آنان زده است ولی عده ای معدود که هنوز دنباله رو این گروهک نفاق هستند بهتر است از خواب غفلت بیدار شوند و ببینند از چه کسانی پیروی می کنند و بدانند که تاوان این غفلتها را خواهند داد .

بلاگرهای های ارزشی جسارت به ساحت قدسی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را محکوم کرده و در جنبشهای مختلف وبلاگی فتنه گران را افشا کرده و خواهند کرد .

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

<a href="http://www.bornanews.com/vdci.5a5ct1a3ubc2t.html">لينک مطلب</a>]]></p></description>
         <link>http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_203.php</link>
         <guid>http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_203.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">mass-medias</category>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 08 دیماه 1388 00:39:22 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
