<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>ترديد راهي به دانايي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.tardid.com/atom.xml" />
   <id>tag:www.tardid.com,1388://2</id>
   <updated>1388-12-19T14:18:31Z</updated>
   <subtitle>نوشته‌هاي محمد سرشار</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">مووبل تایپ 3.31</generator>

<entry>
   <title>تمام شد!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/12/post_210.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2010://2.239</id>
   
   <published>1388-12-19T14:13:51Z</published>
   <updated>1388-12-19T14:18:31Z</updated>
   
   <summary>ویرایش پنجم بودجه سال 89 كانون اندیشه جوان تمام شد! یك هفته است سر به اینترنت نزده‌ام. با این همه شكنجه، فكر می‌كنم وقتش است كه اعتراف كنم. اعتراف كنم به كودتای اقلیت علیه اكثریت اعتراف كنم به شیوایی و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right">ویرایش پنجم بودجه سال 89 كانون اندیشه جوان تمام شد! یك هفته است سر به اینترنت نزده‌ام. با این همه شكنجه، فكر می‌كنم وقتش است كه اعتراف كنم.
اعتراف كنم به كودتای اقلیت علیه اكثریت
اعتراف كنم به شیوایی و روانی نثر حسین قدیانی
اعتراف كنم به هشت ماه دفاع مقدس سایبری
اعتراف كنم به زنده شدن هم‌نسلانم
اعتراف كنم به خماری‌ام از نخواندن كتاب
اعتراف كنم به قول روی زمین مانده‌ام برای بردن همسر و فرزندم به سینما
اعتراف كنم به جلسه‌ای كه همین الان در آن شركت نكرده‌ام
و ...

این نوشته را جدی نگیرید. مثل گرم كردن یك بازیكن قبل از بازی می‌ماند!</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مراسم دومین سالگرد شهید مغنیه در تهران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/11/post_209.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2010://2.237</id>
   
   <published>1388-11-27T14:20:03Z</published>
   <updated>1388-11-27T14:34:28Z</updated>
   
   <summary>به امید خداوند، جمعی از جوانان دوستدار حاج رضوان، امسال نیز مراسم سالگرد آن شهید سعید را در تهران برگزار می‌كنند. مراسم دومین سالگرد شهادت عماد مغنیه (حاج رضوان)، شیر بیشه مقاومت در لبنان و فلسطین و عراق و ...،...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/emad-moghniye.gif" alt="شهدای مقاومت اسلامی در لبنان" width="250" height="230" vspace="1" hspace="5" align="left"/>به امید خداوند، جمعی از جوانان دوستدار حاج رضوان، امسال نیز مراسم سالگرد آن شهید سعید را در تهران برگزار می‌كنند.
مراسم دومین سالگرد شهادت عماد مغنیه (حاج رضوان)، شیر بیشه مقاومت در لبنان و فلسطین و عراق و ...، روز پنج‌شنبه 29 بهمن 88، از ساعت 15 تا اذان مغرب در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین، برگزار خواهد شد.
نام این مراسم «روضه رضوان ـ 2» است و كمیته مردمی بزرگداشت شهید عماد مغنیه، آن را برگزار می‌كند.
به احتمال زیاد، دكتر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی سخنران مراسم و حاج سعید حدادیان ذاكر آن خواهند بود.
سخنران مراسم سال گذشته، دكتر حداد عادل و حاج سعید حدادیان ذاكر آن بودند.
در كنار این مراسم، نمایشگاهی از فعالیتهای گروههای مردمی ایرانی فعال در حوزه مقاومت اسلامی نیز برپاست.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ايرانيان ميدان دار هنر اسلامي ـ گفتگو با روزنامه كیهان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/11/post_207.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2010://2.233</id>
   
   <published>1388-11-04T10:19:22Z</published>
   <updated>1388-11-05T10:40:34Z</updated>
   
   <summary>به همت سركار خانم گالیا توانگر، گفتگویی با روزنامه كیهان درباره جایگاه ادبیات در چشم انداز بیست ساله كشور داشتم كه قسمتهایی از آن در گزارش روز كیهان با عنوان «ايرانيان ميدان‌دار هنر اسلامي» در تاریخ 4/11/1388 مورد استفاده قرار...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="mass-medias" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[به همت سركار خانم گالیا توانگر، گفتگویی با روزنامه كیهان درباره جایگاه ادبیات در چشم انداز بیست ساله كشور داشتم كه قسمتهایی از آن در گزارش روز كیهان با عنوان <a href="http://kayhannews.ir/881104/5.htm">«ايرانيان ميدان‌دار هنر اسلامي»</a> در تاریخ 4/11/1388 مورد استفاده قرار گرفته است:

<strong>ادا و اصول روشنفكرانه را به آثار سنجاق نكنيم</strong>
محمد سرشار قائم مقام مديرعامل كانون انديشه جوان ضمن تاكيد براين كه نبايد جايگاه اقتصادي، علمي و فناوري ايران را در منطقه با جايگاه فرهنگي و هنري اش اشتباه بگيريم، مي گويد: «در سند چشم انداز طراحي شده كه طي بيست سال آينده ايران جايگاه اول را از لحاظ علمي، فناوري و... پيدا كند اما از لحاظ فرهنگي و هنري هم بايد الهام بخش جهان اسلام باشيم.»
وي به دو دسته بودن فضاي ادبي و هنري كشور اشاره كرده و مي گويد: «يك بخش از نويسندگان و هنرمندان ادعاي پاسخگويي به نياز مخاطبين خاص را دارند، اين ها با طيف محدود خود نشست و برخاست دارند، براي هم مي نويسند و كتاب و آثار يكديگر را تبليغ مي كنند. در برابر اين طيف محدود به عده ديگري از هنرمندان و نويسندگان برچسب عامه پسند نويسي مي زنند. من به شخصه عامه پسند نويسي را با نازل نويسي جمع نمي بندم. چه كسي گفته كتاب يا هنر عامه پسند بد است؟! ما بايد هنر و ادبيات را ابزاري براي انتقال پيام ببينيم، نه اين كه هنر و ادبيات براي اقشار محدودي باشد. جالب است كه بدانيد اين قشر تافته جدا بافته- هنرمندان و نويسندگان به اصطلاح «خاص» خودشان براي خودشان جشنواره برگزار مي كنند و به خودشان هم جايزه مي دهند! طبيعتا آثارشان هم از دغدغه هاي مردم كه سرزبان هاست، تهي اند. معمولا موج هاي ادبي و هنري كه بين اين خاصه نويسان ايجاد مي شود، محدود به خودشان مي ماند. بسياري از شكوه ها و ناله هاي خاصه نويسان از كمبود تيراژ كتاب ها و عدم اقبال جامعه از همين جا نشأت مي گيرد.»
وي ادامه مي دهد: «جامعه ما آرمان گراست، ولي نويسندگان و هنرمندان بسيار فردگرا و درگير دغدغه هاي شخصي خودشان هستند. آن قشر از نويسندگان و هنرمنداني كه حكيم اند و با زاويه ديد باز به مسائل نگاه مي كنند، لازم است بتوانند جهت دهي كلي و روشني را با ابزارجذاب، زيبا و خواندني رمان و يا آثار هنري به مردم عرضه كنند. ما درجهاني شدن هنر و ادبياتمان نبايد چشم مان به جوايز خارجي و جريان هاي نخبه گراي ادبي و هنري بيگانه باشد.

<strong>ايران پرچم دار هنر اسلامي در جهان اسلام</strong>
محمد سرشار به هم پيماني هنري و ادبي با كشورهاي زخم خورده از استكبار و ضعيف نگه داشته شده تاكيد دارد و مي گويد:«ارتباط گرفتن يا نگرفتن كشورهاي ابرقدرت و پيشرفته براي ما موضوعيتي ندارد، ولي استقبال كشورهاي كوچك فقير و عقب مانده نگه داشته شده براي ما غنيمت است هرچند ممكن است از نظر طبقات روشنفكري- خاصه پسند- مايه تحقير و تمسخر باشد.»
وي ادامه مي دهد: «به نظر مي رسد واكنشي كه مردم لبنان به فيلم به نام پدر نشان دادند، راهنماي خوبي براي نويسندگان و هنرمندان ايراني باشد كه اداي روشنفكري در مي آورند و تلاش براي ساخت كارهاي منطبق با فكر طبقات روشنفكري دارند. اين قبيل آثار و ادا و اصول ها نمي تواند به جذب بدنه جوامع ايراني و غيرايراني بيانجامد. ما اگر در چشم انداز 20 ساله بخواهيم به جايگاه الهام بخش برسيم، بايد به دغدغه هاي جهان اسلام نگاه كنيم.
الان مهم ترين دغدغه جهان اسلام موج بيداري اسلامي ست. ما به عنوان كشوري كه سردمدار بيداري اسلامي در جهان اسلام هستيم بايد از اين پيشي گرفتن خودمان حسن استفاده را ببريم و با ابزار هنر و ادبيات بقيه ملت هاي جهان اسلام را به سمت اين بيداري دعوت كنيم. اين دعوت ممكن است ازطريق نفي وضعيت موجود كشورهاي ضعيف نگه داشته شده و ترسيم جامعه آرماني اسلامي كشورمان باشد تا همگي به سمتش حركت كنيم.»
وي در تكميل صحبت هايش مي گويد: «در توليد آثار فاخر براي جهان اسلام ما نبايد از بيان آرمان ها و اصول فكري خودمان كناره بگيريم، بلكه همين وضعيت موجود ما خودش الهام بخش براي جهان اسلام است. اگر دچار خودسانسوري نشويم، اگر فضاي جبهه هاي دفاع مقدس را به شكلي كه بود نه مانند بقيه جنگ هاي غيرعقيدتي دنيا- ترسيم كنيم و چهره واقعي رزمنده اسلام را به عنوان يك مجاهد در قالب كتاب، فيلم و هنرهاي تجسمي به دنيا ارائه دهيم، بدون هيچ تلاش اضافه اي با اقبال عجيب مخاطب غيرايراني مواجه مي شويم.
به همين خاطر موج هايي كه در حوزه هاي مختلف ادبي و هنري ما وجود دارد كه سعي دارند نسخه غربي از جامعه اسلامي ايران ارائه بدهند، عموما ناموفق هستند.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بازتاب « دروغها و راستهای بیانیه موسوی» در بی‌بی‌سی فارسی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_205.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2010://2.231</id>
   
   <published>1388-10-16T19:12:18Z</published>
   <updated>1388-11-05T10:41:14Z</updated>
   
   <summary>روز دوشنبه، دوست و برادر عزیزم ياسر مرادي، خبرم کرد که تلویزیون بی بی سی فارسی (BBC Persian) به بررسی بیانیه هفدهم میرحسین موسوی پرداخته و به نوشته «دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره ۱۷ ميرحسين موسوي» اشاره و بخش‌هایی از...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="mass-medias" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/bbc-persian.jpg" alt="بی بی سی فارسی" vspace="1" hspace="5" align="left"/>روز دوشنبه، دوست و برادر عزیزم ياسر مرادي، خبرم کرد که تلویزیون بی بی سی فارسی (BBC Persian) به بررسی بیانیه هفدهم میرحسین موسوی پرداخته و به نوشته <a href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/_17.php">«دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره ۱۷ ميرحسين موسوي»</a> اشاره و بخش‌هایی از آن را بازخوانی کرده است.
با پرس و جو از دوستان، متوجه شدم که روز یکشنبه 13/10/88، حدود ساعت 19 شب، این برنامه بی بی سی فارسی منتشر شده است.
شنیدن این خبر، متاسفم کرد. به حال خودمان تاسف خوردم که رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران جرات بازنشر چنین نوشته‌هایی را ندارند اما رسانه روباه پیر، هوشمندانه به بازخوانی گزینشی نوشته‌های امثال این فقیر می‌پردازد تا وجهه دروغینی از  فراجناحی و بی‌طرف بودن برای خود ایجاد کند.
از جریان روز رسانه‌ای جهان، بسیار عقب افتاده‌ایم...]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>كیفر میرحسین موسوی: از ۱۲ سال زندان تا اعدام</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/_12.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2010://2.230</id>
   
   <published>1388-10-12T09:10:34Z</published>
   <updated>1388-10-12T09:26:29Z</updated>
   
   <summary>میرحسین موسوی در بیانیه شماره هفده خود، با مباشرت تشكیلات راه سبز امید(ترسا) در تخریب‌ها، احراق‌ها، اهانت‌ها و آشوب‌های روز عاشورا اقرار كرده است. او در ابتدای بیانیه خود آورده است: «برای مراسم عاشورای حسینی [...] یک بار دیگر مردمی...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="law" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/edam-moosavi.jpg" alt="كیفر میرحسین موسوی از 12 سال زندان تا اعدامvspace="1" hspace="5" align="left"/>میرحسین موسوی در بیانیه شماره هفده خود، با مباشرت تشكیلات راه سبز امید(ترسا) در تخریب‌ها، احراق‌ها، اهانت‌ها و آشوب‌های روز عاشورا اقرار كرده است. او در ابتدای بیانیه خود آورده است: 
<em>«برای مراسم عاشورای حسینی [...] یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند.»</em>
این در حالی است كه موسوی از یاد برده در 24 مرداد 88، خود دستور پنهانی راه‌اندازی این شبكه‌ها را اعلان عمومی كرده است: 
<em>«رنگ سبز نماد اين راه و مطالبه اجراي بدون تنازل قانون اساسي شعار آن است و شبكه‌هاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بي‌شمار و گسترده در سطح جامعه بدنه اين جنبش هستند. در حقيقت راه سبز اميد ادامه شعار راهبري هر شهروند يك ستاد است كه اين بار براي مطالبات به حق مردم و استيفاي حقوق آنان شكل مي‌گيرد.»</em>
بنابرین براساس اقرارات خود موسوی، تشكیلات وی، مباشر ارتكاب جرایم متعددی در روز عاشورا بوده‌اند. براساس ماده 498 قانون مجازات اسلامی، «<em>هر كس با هر مرامي ، دسته ، جمعيت يا شعبه جمعيتي بيش از دو نفر در داخل يا خارج از كشور تحت هر اسم يا عنواني تشكيل دهد يا اداره نمايد كه هدف آن برهم زدن امنيت كشور باشد و محارب شناخته نشود؛ به حبس از دو تا ده سال محكوم مي شود.»</em>
اما موسوی در بیانیه‌ها و سخنان مكرر خود، اكاذیب و دروغ‌هایی را به نظام اسلامی نسبت داده است كه براساس ماده 698 ق.م.ا.، تا دو سال حبس در پی دارد: «<em>هركس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي به وسيله نامه يا شكواييه يا مراسلات يا عرايض يا گزارش يا توزيع هرگونه اوراق چاپي يا خطي با امضاء يا بدون امضاء اكاذيبي را اظهار نمايد يا با همان مقاصد اعمالي را بر خلاف حقيقت راساً يا به عنوان نقل قول به شخص حقيقي يا حقوقي يا مقامات رسمي، تصريحاٌ يا تلويحاٌ نسبت دهد اعم ازاينكه از طريق مزبور به نخوي از انحاء ضرر مادي يا معنوي به غير ورد شوديا نه علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امكان ، بايد به حبس از دو ماه تا دو سال و يا شلاق تا 74 ضربه محكوم شود.»</em>
از سوی دیگر، براساس اسناد موجود، تعدادی از اموال عمومی و خصوصی اشخاص حقوقی و حقیقی در جریان آشوب روز عاشورا به آتش كشیده شده است. با توجه به «قصد مقابله با نظام اسلامی» آتش‌زنندگان، براساس تبصره 1 ماده 675 ق.م.ا.، افراد مذكور محارب شناخته می‌شوند:
<em>«ماده 675ـ هركس عمداً عمارت يا بنا [...] و بطور كلي هر محل مسكوني يا معد براي سكني [...] را آتش بزند؛ به حبس از دو تا پنج سال محكوم مي شود. 
تبصره 1ـ اعمال فوق در اين فصل در صورتي كه به قصد مقابله با حكومت اسلامي باشد مجازات محارب را خواهد داشت.»</em>
مجازات محارب نیز «حد» است و براساس ماده 190 یكی از چهار چیز «قتل، آويختن به دار، اول قطع دست راست و سپس پاي چپ و یا نفي بلد» است. ماده 191 نیز می‌گوید: <em>«انتخاب هر يك از اين امور چهارگانه به اختيارقاضي است؛ خواه محارب كسي را كشته يا مجروح كرده يا مال او را گرفته باشد و خواه هيچيك از اين كارها را انجام نداده باشد.»</em>
به نظر می‌رسد اینها حداقل كیفرهایی است كه باید برای موسوی و آشوبگران او درنظر گرفته شود. اما تهیه یك كیفرخواست دقیق و همه‌جانبه‌نگر نسبت به اقدامات مجرمانه موسوی، نیازمند تشكیل گروهی از حقوق‌دانان و تهیه اسناد و مدارك لازم است.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره ۱۷ ميرحسين موسوي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/_17.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2010://2.229</id>
   
   <published>1388-10-11T12:25:32Z</published>
   <updated>1388-10-11T15:23:30Z</updated>
   
   <summary>ميرحسين موسوي با تاخيري 5 روزه نسبت به آشوب روز عاشورا و يک روزه نسبت به راه‌پيمايي اعجاب‌آور و تحسين برانگيز مردم، بيانيه شماره 17 (هفدهم) خود را صادر کرده است. خود اين تاخير در ابتداي امر نشانه اين است...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/mir-hosein-moosavi17.jpg" alt="ميرحسين موسوي پس از وقايع اخير" vspace="1" hspace="5" align="left"/>ميرحسين موسوي با تاخيري 5 روزه نسبت به آشوب روز عاشورا و يک روزه نسبت به راه‌پيمايي اعجاب‌آور و تحسين برانگيز مردم، بيانيه شماره 17 (هفدهم) خود را صادر کرده است. خود اين تاخير در ابتداي امر نشانه اين است که موسوي شخصاً نتوانسته زودتر از 5 روز آشوب‌هاي عاشورا را تجزيه و تحليل و جمع‌بندي کند. بنابرين کاملاً آشکار است که بازداشت‌هاي هفته اخير، هدفمند و دقيق بوده و بال و پرهاي فکري چشم فتنه، به‌درستي چيده شده است. اين گمانه‌زني را، خبر سفر مخفيانه موسوي به شمال کشور و خاموش کردن تلفن همراه و ... نيز تقويت مي‌کند. چرا که او نيازمند محيطي آرام و ايزوله براي فکر کردن بوده است.
همچنين اين تاخير 5 روزه نشان مي‌دهد که بيانيه‌هاي موسوي کاملاً به نرخ روز صادر مي‌شود و اگر راه‌پيمايي ميليوني و کم‌سابقه مردم تهران نبود؛ او به فکر گفتن شهادتين و تولي نسبت به معصومان (ع) و تبري از کفار و مشرکان و اعلام وفاداري به قانون اساسي نمي‌افتاد. به بيان ديگر، موسوي نشان داده تا از خشم مردم نترسد، به فکر ماست‌مالي کژروي‌ها نمي‌افتد.
موسوي در بيانيه شماره 17 خود، دروغ‌ها و راست‌هايي را به هم آميخته است که در پس خود، حقايقي را آشکار مي‌کند:
1ـ موسوي به‌شدت از اجراي قانون درباره خود و کروبي و ديگر سران فتنه مي‌ترسد. اشاره سه باره او به اعدام خودش، ارايه 5 پيشنهاد نرمش‌جويانه براي برون‌رفت از وضع فعلي، اعلام صريح مواضع نسبت به اصول و فروع دين و حکومت، همه و همه، شيوه‌هاي مختلف نمايش اين ترس عميق دروني است.
2ـ موسوي از ادامه روند فعلي نااميد و خسته شده است. او بيانيه خود را با اين جملات به پايان برده است: «به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.» اين نخستين‌بار است که موسوي، در واقع عاجزانه از مردم و نظام خواسته است که به جاي برخورد با سران آشوب، فضاي برون‌رفت از وضع موجود آغاز شود. او حتي اين‌بار جرات نکرده مناسبت ديگري را براي فتنه‌گري هواداران خود اعلام کند.
3ـ موسوي از نابودي هراس‌آور وجهه خود در بدنه جامعه عميقاً باخبر شده است و حالا به خوبي مي‌داند که راه‌انداختن راه‌پيمايي‌هايي نظير 25 خرداد، اصلاً در مخيله او و ديگر آشوبگران، محلي از اعراب ندارد. اين ريزش عبرت‌آموز طرف‌داران موسوي در عرض شش ماه، پيش از هر چيز، نمايانگر بي‌عرضگي او در مديريت جنبش‌هاي اجتماعي است. چرا که صرف پياده‌سازي يک الگوي غربي انقلاب رنگي ـ آن هم بدون توجه به اقتضائات بومي ـ هنر چنداني نمي‌طلبد. بي‌تجربگي موسوي در کسب آراي مردم و نخستين تجربه او در شرکت در انتخابات به عنوان نامزد انتخاباتي، يکي از دلايل اصلي ناکارآمدي رهبري آشوب‌هاي سبز بوده است.
4ـ از اين پس، شاهد مظلوم‌نمايي‌ها و پاچه‌خواري‌هاي سران فتنه خواهيم بود. (البته حساب آقاي کروبي جداست!) نامه محرمانه سيد محمد خاتمي به رهبر معظم انقلاب و اعلام پاي‌بندي به اصل ولايت فقيه و قانون اساسي، از نشانه‌هاي اين تغيير رويکرد اساسي است. موسوي در بيانيه 17 خود، اين نرمش يکباره و 180 درجه‌اي را به نمايش گذاشته است. او حتي با فرار به جلو، در اقدامي کاملاً پوزش‌خواهانه، پيش‌نهادهايي را هم براي برون‌رفت از فضاي فعلي ارايه کرده است. اين تاکتيک جديد، تنها و تنها با سرعت عمل قوه قضاييه در برخورد کيفري با موسوي، کروبي، خاتمي، مهدي و فائزه هاشمي و بسياري ديگر از سران فتنه، خنثي خواهد شد. چرا که:
«نفس اژدرهاست؛ او کی مرده است / از غم بی‌آلتی افسرده است» (مولوي)

------------------------
در همين رابطه:
<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42120">تشابهات بيانيه اوباما و موسوي</a>
<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=42119">توهم مهره غرب درخصوص عزاداري‌هاي مردمي/ موسوي رسما از توحش محاربان روز عاشورا حمايت كرد</a>
<a href="http://naamahram.mihanblog.com/post/101">تناقض‌ها و دروغ‌هاي بيانيه موسوي</a>
<a href="http://www.1000la.blogfa.com/post-2.aspx">مهم-بیانیه 17 موسوی اینبار با حذف الله</a>
<a href="http://www.sarshar.org/archives/notes/post_326.html">نامه سرگشاده استاد محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) به رييس قوه قضاييه</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>از «دا» تا «بابا نظر»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_204.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.228</id>
   
   <published>1388-10-10T18:24:21Z</published>
   <updated>1388-10-10T18:44:22Z</updated>
   
   <summary>اين روزها، کتاب «بابا نظر» را دست گرفته‌ام و مي‌خوانم. بابا نظر، خاطرات شهيد محمدحسن نظرنژاد از دلاوران لشگر نصر خراسان است که اينک، در محضر حضرت حق، روزي‌خور است. اين کتاب، به تلاش انتشارات موفق سوره مهر، بعد از...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="culture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="litrature" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/baba-nazar.jpg" alt="کتاب بابا نظر" vspace="1" hspace="5" align="left"/>اين روزها، کتاب «بابا نظر» را دست گرفته‌ام و مي‌خوانم. بابا نظر، خاطرات شهيد محمدحسن نظرنژاد از دلاوران لشگر نصر خراسان است که اينک، در محضر حضرت حق، روزي‌خور است.
اين کتاب، به تلاش انتشارات موفق سوره مهر، بعد از چندين و چند مرحله پالايش و ويرايش (مصاحبه  حسين بيضايي، تدوين مصطفي رحيمي و ويرايش احمد دهقان)، به چاپ رسيده است و با توجه به شخصيت پهلوان‌منش بابا نظر و سر نترس او، کتابي خواندني و جذاب است.
اما از سوي ديگر، سوره مهر، اين کتاب را با طرح جلدي هم‌خانواده «دا» و درست بعد از آن، رو کرده است تا شايد موفقيت دا را تکرار کند.
اميدوارم بابا نظر بتواند موفقيت چشمگير و کم‌نظيري در بازار کتاب به‌دست آورد اما احساس مي‌کنم به دليل برجستگي‌هاي غيرعادي و استثنايي دا، مقايسه بابا نظر با آن، کم‌لطفي در حق بابا نظر باشد.
دا يک ابر اثر است و حتي به نظر فقير، شبيه‌سازي آن نيز نادرست است. يعني اگر تصميم‌گيري برعهده بنده بود؛ حتي طرح جلد بابا نظر را نيز هم‌سان دا نمي‌خواستم و يگانگي دا را ـ حتي در طرح جلد نيز ـ حفظ مي‌کردم.
بهانه نگارش اين نوشته، اين ترس است که مبادا، خواننده ذوق‌زده و دا چشيده، با خواندن بابا نظر که از جنس و طعم و رنگ ديگري است؛ سرخورده شود و اينگونه بينديشد که از اقبالش با دا، استفاده درستي نشده است.
اميدوارم که اين چنين نشود.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>موج اعتراض وبلاگ نویسان به هتک حرمت عزاداران سیدالشهدا توسط سبزی ها ـ خبرگزاري برنا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_203.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.227</id>
   
   <published>1388-10-07T21:09:22Z</published>
   <updated>1388-10-07T21:11:14Z</updated>
   
   <summary>باشگاه جوانی برنا/در پی هتک حرمت های دیروز به موازین اسلام و انقلاب ، جمع کثیری از وبلاگ نویسان ارزشی ، این اقدام را محکوم کردند . این اقدام در حالی صورت گرفته است که دیروز نیز جمع زیادی از...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="mass-medias" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[باشگاه جوانی برنا/در پی هتک حرمت های دیروز به موازین اسلام و انقلاب ، جمع کثیری از وبلاگ نویسان ارزشی ، این اقدام را محکوم کردند . این اقدام در حالی صورت گرفته است که دیروز نیز جمع زیادی از عزادارانحسینی نیز این اقدامات را که با هیچ منطقی قابل توجیه نیست را محکوم کرده بودند . بدیهی است وبلاگ های انتخاب شده تنها مشتی از خیل عظیم وبلاگ های ارزشی است که در پست های جدید خود این اقدامات را محکوم کرده اند ...

***

عاشوراي ميرحسيني با علمداري سازگارا/وبلاگ آهستان 

 عزاداران ميرحسيني و جماعت مزدور سبز، از صبح امروز با سوت و كف عاشوراي ميرحسيني خود را آغاز كردند و به عزاداران امام حسين توهين كردند و آنها را به خاطر حمايت نكردن از موج سبزشان مورد اهانت قرار دادند. به سمت مردم عزادار سنگ پرتاب كردند و آنها را زخمي كردند. به سربازان نيروي انتظامي هم رحم نكردند. چندين موتور را آتش زدند. به ماشين و مغازه مردم حمله كردند و چندين مغازه را هم آتش زدند.

البته با وجود اين همه اهانت و جنايت، دروغ گويان اينترنتي سبزها، اوضاع را كاملا برعكس نشان مي‌دهند و خودشان را عزاداران مظلومي نشان مي‌دهند كه مورد حمله وحشيانه پليس قرار گرفته‌اند: «شبکه جنبش راه سبز(جرس): بر اساس گزارش خبرنگاران جرس از سطح تهران، خیابانهای این شهر محل برخورد و درگیری نیروهای نظامی و مردم عزادار است! مردان مسلح از صبح امروز با پرتاب گاز اشک آور و حمله به هیات‌های عزادارای و مردم سوگوار مانع از تجمع آنان شدند»

البته اين جماعت آنقدر دروغگو هستند كه خودشان، زحمت مي‌كشند و باطن حقيقي‌شان را افشا مي‌كنند.

امروز نگاهي مختصر به رفتار برخي مدعيان خط امام و دوستان اينترنتي خط امامي انداختم، برايم جالب بود. تا پيش از اين هروقت به موج سبز و شعارهاي آنها انتقاد مي‌كرديم، جواب مي‌دادند كه ما مستقل هستيم و كاري به سازگارا و ضدانقلاب نداريم. اما امروز ديگر تعارفات را كنار گذاشتند و رسما به پياده نظام سازگارا تبديل شدند و دقيقا همان كاري را انجام مي‌دهند كه او مي‌گويد يا او مي خواهد!

***

با آل علی هر که در افتاد، برافتاد/وبلاگ تایپ نوشته ها

همیشه وقتی تو روضه ها می گفتن یزیدیان در مقابل اشک چشمای یه دختر بچه ی 3ساله ی یتیم هلهله می کردند و می خندیدند با خودم می گفتم آیا اینا انسان بودن؟؟؟ مگه میشه؟؟؟!!!
اما امروز با چشم خودمون دیدیم... نوادگان و ادامه ی همونا رو در 1400بعد...
امروز دیدیم کسانی که با شعار یاحسین دوباره سر امام حسین رو بردیدند و بعد کف و سوت زدن...
یاحسین میگن و جمهوری ایرانی لس آنجلسی!! می خواهند! یاحسین میگن و اسلام نمی خواهند! یاحسین میرحسین میگن که با دوست دخترا و دوست پسراشون راحتتر بگردن! یاحسین میگن که بساط دیسکو و کاباره شون برپا باشه! یاحسین میگن که راحت تر و علنی به کثافت کاری هاشون برسن!... یا حسین می گفتند و امروز با اقتدا به یزیدیان 1400سال پیش در روز مصیبت آل حسین سوت و کف زدند... و این یعنی مظلومیت حسین(ع) که این بار اسمش بر سر نیزه میره...
با اینکه دل همه ی عاشقان حسین(ع) امروز خون شد از مظلومیت اهل بیت و امامت و ولایت... اما خوبه!... امروز سند نابودی شون رو امضا کردند و تیشه به ریشه خودشون زدن... و به امید خدا بزودی زود جلوی چشم ما ذلیل و نابود خواهند شد. چون :

با آل علی هر که در افتاد، برافتاد..

***

سناريوي تكراري: پروژه‌ي "كشته سازي" ادامه دارد انگار.../وبلاگ موج مجنون

ديگر اميدي به "هدايت" نيست؛ تنها براي نابودي‌شان دعا كنيم...

"عاشورا" هم شد ملعبه‌ دست بازي‌هاي كثيف سياسي‌شان؛ در مسير اين لجن‌زار سياسي، به هيچ ارزش و اعتقادي رحم نكردند! بوي تعفن كثافت بازي‌هاشان لابه‌لاي تمام اعتقادات پيچيد و پيچيد؛ و حتي به قداست "عاشورا" و حرمت چند هزار ساله‌اش اماني نداد!

"لعنت" به تمام اين حرمت شكنان بي‌مذهب!

باز خيال باطل در سر كرده‌اند انگار گمان كرده‌اند با "قتل" خواهرزاده‌ي موسوي؛ مي‌توانند "كشته سازي" كنند و از "سيد علي موسوي" نداي ثاني بسازند!
اين برنامه‌ها تكراري شده‌ است؛ حيله‌هاي سوخته، كاركرد پيشين خود را نخواهد داشت؛
براي نابودي يكايك‌شان دعا مي‌كنيم؛ تا هرچه زودتر اين "نظام" از شر فتنه‌هاي شياطين، خلاصي یابد !

***
با دیدن نفاق سبز می ترسم /وبلاگ بحر

"...سبزهایی هستند که جمهوری اسلامی را قبول ندارند و شعار جمهوری سبز ایرانی سر می دهند. موسوی از جمع شدن زیر قانون اساسی سخن می گوید.

سبزهایی هستند که زمانی رسما در روزنامه هایشان نوشتند که فرهنگ عاشورا فرهنگ خشونت است و باید با آن مقابله کرد. موسوی باید با این جماعت ایام محرم را اقامه عزا کند.

سبزهایی هستند که شعار نه غزه نه لبنان سر می دهند. موسوی از آنها می خواهد که به یاد امام، روز قدس را به سبزترین روز سال تبدیل کنند.

سبزهایی هستند که عزاداری برای امام حسین علیه اسلام را خرافه می دانند. آنها سالیان قبل در میدان محسنی تهران جمع می شدند و در شام غریبان، جشن عاشورا می گرفتند، می رقصیدند و عربده می کشیدند. حالا موسوی می خواهد با آنها هیات سبز به راه بیاندازد..."

***

وبلاگ خصوصی نیست 

زمین آلودۀ ننگی است، ننگی مثل باعورا

زمان آبستن جنگی است، جنگی مثل عاشورا ...

استاد علی معلم دامغانی

***

آشوبگران «نفله» مي‌شوند نه «کشته»/وبلاگ تردید راهی به دانایی

"...در خبرها خواندم که خواهرزاده ميرحسين موسوي، به نام سيد علي حبيبي موسوي خامنه، امروز در جريان اغتشاشات سبزها در طول خيابان انقلاب و خيابان آزادي، به دليل اصابت گلوله، کشته شده است.
سير قهقرايي تشکيلات راه سبز اميد (ترسا) به سوي براندازي نظام و نفي اصل ولايت فقيه و شخص رهبر معظم انقلاب اسلامي، تجمعات آنان را به سمتي سوق داده است که تطبيق عجيبي با مصداق «محاربه» دارد. 
در چنين وضعيتي، مي‌توان ادعا کرد که شرکت در چنين آشوب‌هاي محاربه‌آميزي، چيز جز زيرپا گذاشتن دستور خداوند سبحان مبني بر «لاتلقوا بايديکم الي التهلکة»(بقره / 195) نيست.
بنابرين کسي که به قصد محاربه با نظام اسلامي از خانه بيرون مي‌آيد؛ خود به دست خود، خون خود را هدر کرده است.
به همين دليل، چنين فردي را نمي‌توان حتي «کشته» يا «مقتول» خواند. چرا که اطلاق عنوان قتل، با کمي سخت‌گيري در معنا، مستلزم محترم بودن خون فرد است.
در زبان فارسي، بهترين واژه براي محارب کشته‌شده، واژه «نفله» است. يعني بهتر است بگوييم محارب نفله شد تا اينکه بگوييم کشته شد..."

***

نهضت کشته سازی/وبلاگ گوش قرمز

"در راستای ادامۀ نهضت کشته سازی به توسط ما ، اعلام می داریم که :
کشته می سازم کشته می سازی کشته می سازد
کشته می سازیم کشته می سازید کشته می سازند
اگر نمی دانید بدانید که کشته ساختن به دو روش عمده صورت می پذیرد .
۱ - کشته ساختن مجازی بوسیلۀ پاچیدن خون به روی صورت فرد کشته شده به توسط خود فرد کشته شده .

۲ - کشته ساختن حقیقی به وسیلۀ اسلحۀ کالیبر کوچکِ وارداتی ( مید این انگند ) به توسط اراذل و اوباش محترم 

نکته اول : اعلام تعداد دقیق کشته شدگان مجازی و یا حقیقی قبل از پایان یافتن تجمعات انقلابی - انگلیسی ، بسیار حائز اهمیت می باشد .
نکتۀ دوم : از جمله زمان های بسیار مناسب برای عملیات کشته سازی ، ظهر عاشورا می باشد .
ارادتمند : بریتانیای کبیر"

***

وبلاگ ایران حامی / چگونه قتل خواهرزاده موسوی طراحی شد؟
"با توجه به امتحان موفق قتل ندا آقا سلطان و بهره برداری گسترده از آن که مخدوش کردن تصویر نظام در نزد جامعه بین المللی و شعله ور کردن آتش فتنه ها از نتایج اصلی آن بود طراحان آشوب را به این نتیجه رساند که در بین راههای گوناگون این گونه طرح ها دارای بیشترین امتیاز و حداکثر نتیجه است. بنابراین آنها با شناسایی یکی از نزدیکان سران اصلی فتنه از جمله خواهر زاده همیشه در صحنه میرحسین موسوی سعی نمودند پروژه ندای شماره ۲ را در سطحی وسیع تر بر وری وی کلید بزنند.

طراحان فتنه با این تاکتیک هم آتش خشم و کینه موسوی را دوباره شعله ورتر می کنند و هم از سادگی و ضعف وی در تحلیل عمیق مسائل در جهت مطامع خویش حداکثر سوء استفاده را می برند و با این کار مجددا او را وادار می کنند تا جری تر از قبل بر چهره نظام چنگ بیاندازد..."

***
عاشورای 1388/وبلاگ یادداشت های یک پا برهنه

"...شب عاشوراست . باز خاتمی ، باز همان جماعت ، هلهله می کنند و شادی ... حسینیه جماران ... اینجا تهران است ... شهر گناه ... عاشورای ۱۳۸۸ شمسی ... یزیدیان بار دیگر آمده اند ... اما این بار با یک تفاوت آنان قرآن ناطق بر نیزه زدند ، اینان قرآن را به آتش کشیدند ... با سوختن قرآن و علایم عزاداری حسین به رقص و پایکوبی نشستند ... به نماز جماعت حمله کرده و زن و مرد و کودک و پیر را کتک زدند ... فرقه میریزید برای عاشورای حسین و مقدسات سنگ تمام گذاشت ... هر چند که در این شهر گناه و خواب زده کسی غیرت ندارد ... "

***
محکومیت اهانت به ساحت قدسی اباعبدالله الحسین (ع) در روز عاشورا /پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی 
انالله و اناالیه راجعون

با عرض تسلیت عاشورای حسینی به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عج) و رهبر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته

امروز در عاشورای حسینی درحالیکه عاشقان و شیفتگان اباعبدالله الحسین علیه السلام غرق ماتم و عزا بود و امت ولایت مدار درغم شهدای کربلا بر سرو سینه می زدند پیاده نظام جنبش سبز اموی در ادامه اهانت به ساحت امام خمینی (ره) به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام جسارت کرده و به عزادارانش یورش برده ، نمازگزاران عاشورا را سنگ باران کردند ، اموال عمومی را آتش زدند و سرمست از این حرمت شکنی سوت و کف زنان به پایکوبی پرداختند و با هدایت رسانه های بیگانه شعارهای ساختارشکنانه سردادند .

امروز دلهای امت اسلامی از این بی حرمتی ها مالامال از غم و اندوه گشته ویقیناً با خروش میلیونی خود جواب تقدس زدایان و حرمت شکنان را خواهند داد .

این حرمت شکنی ها ثابت می کند که امویان سبز پوش با اصل اسلام و انقلاب اسلامی مخالف هستند و انتخابات بهانه ای بیش نیست وگرنه کدام مسلمان و یا حتی انسان منصفی در روز عاشورا به عزاداران حسینی حمله می کند و نماز جماعت آنان را برهم می زند ؟

ملت شریف ایران اسلامی بخوبی ماهیت اختشاشگران را شناخته و دست رد بر سینه سران فتنه و عوامل پشت صحنه آنان زده است ولی عده ای معدود که هنوز دنباله رو این گروهک نفاق هستند بهتر است از خواب غفلت بیدار شوند و ببینند از چه کسانی پیروی می کنند و بدانند که تاوان این غفلتها را خواهند داد .

بلاگرهای های ارزشی جسارت به ساحت قدسی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را محکوم کرده و در جنبشهای مختلف وبلاگی فتنه گران را افشا کرده و خواهند کرد .

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

<a href="http://www.bornanews.com/vdci.5a5ct1a3ubc2t.html">لينک مطلب</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کروبي کم‌سوادتر از  موسوي ـ پت و مت را به جاي زندان به نهضت سوادآموزي بفرستيد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_202.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.226</id>
   
   <published>1388-10-07T17:56:42Z</published>
   <updated>1388-10-07T18:20:55Z</updated>
   
   <summary>در نبود مرحوم آيت الله منتظري، دلمان به بود شيخ مهدي کروبي خوش است هر چند که آقاي کروبي سواد علمي و پيشينه مبارزاتي آقاي منتظري را ندارد. رفتارها و بيانيه‌ها و غش کردن‌ها و کف کردن‌هاي شيخ کروبي، در...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/karroobi-bisavad.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/karroobi-bisavad.php','popup','width=500,height=352,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/karroobi-bisavad-thumb.jpg" width="250" height="176" alt="کروبي با از دست دادن نويسندگان و ويراستاران بيانيه‌هاي خود، غلطهاي املايي فاحشي را مرتکب شده است"  vspace="1" hspace="5" align="left"/></a>در نبود مرحوم آيت الله منتظري، دلمان به بود شيخ مهدي کروبي خوش است هر چند که آقاي کروبي سواد علمي و پيشينه مبارزاتي آقاي منتظري را ندارد.
رفتارها و بيانيه‌ها و غش کردن‌ها و کف کردن‌هاي شيخ کروبي، در اين چند ماهه کارتون طنز  دنباله‌داري را برايمان توليد کرده که از راي ندادن معاون اول خيالي به رييس جمهور تخيلي و کمتر بودن آرا از رايهاي باطل‌شده شروع مي‌شود و تا امروز ادامه پيدا مي‌کند.
شيخ ساده، که به دليل ريزش هواداران و اطرافيانش، مجبور است بيانيه‌هايش را خودش بنويسد و بدون ويراستاري منتشر کند؛ در بيانيه جديد خودش، دو غلط فاحش املايي بر جا گذاشته است که بعد از نمايش عمق سواد عربي‌اش در مناظرات (نفهميدن تفاوت دول الخليج العربيه با دول الخليج الع.ر.ب.ي)، نشان مي‌دهد هم زبان عربي و هم زبان فارسي را به درستي بلد نيست.
آقاي کروبي هم در نوشتن آيه استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون) و هم واژه «برخاسته»، دو اشتباه املايي بزرگ را مرتکب شده است. خطاهاي املايي‌اي که در حد سواد دانش‌آموزان دبيرستاني است.
شايد بهتر باشد به جاي تشکيلات راه سبز اميد(ترسا)، <strong>«پويش تلاب و محندصان ترسا»</strong> با نام مخفف <strong>«پت و مت»</strong> راه بيفتد تا مشکلات ريشه‌اي‌تر آقايان حل شود!]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>آشوبگران «نفله» مي‌شوند نه «کشته»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_201.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.225</id>
   
   <published>1388-10-06T20:11:14Z</published>
   <updated>1388-10-06T20:37:21Z</updated>
   
   <summary>در خبرها خواندم که خواهرزاده ميرحسين موسوي، به نام سيد علي حبيبي موسوي خامنه، امروز در جريان اغتشاشات سبزها در طول خيابان انقلاب و خيابان آزادي، به دليل اصابت گلوله، کشته شده است. اميدوارم اين درگذشته، در پاسخ به فراخوان...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="law" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[در خبرها خواندم که خواهرزاده ميرحسين موسوي، به نام سيد علي حبيبي موسوي خامنه، امروز در جريان اغتشاشات سبزها در طول خيابان انقلاب و خيابان آزادي، به دليل اصابت گلوله، کشته شده است.
اميدوارم اين درگذشته، در پاسخ به فراخوان دايي فتنه‌گر خويش به خيابان نيامده باشد و دو فرزند خود را، به دست خود، يتيم نکرده باشد.
سير قهقرايي تشکيلات راه سبز اميد (ترسا) به سوي براندازي نظام و نفي اصل ولايت فقيه و شخص رهبر معظم انقلاب اسلامي، تجمعات آنان را به سمتي سوق داده است که تطبيق عجيبي با مصداق «محاربه» دارد. امشب، سردار رادان در تلويزيون  مي‌گفت که بي توجه به درخواستهاي پليس براي متفرق شدن، آشوبگران سبز به قصد تخريب و درگيري و احراق و شتم بيرون آمده بودند.
در چنين وضعيتي، مي‌توان ادعا کرد که شرکت در چنين آشوب‌هاي محاربه‌آميزي، چيز جز زيرپا گذاشتن دستور خداوند سبحان مبني بر «لاتلقوا بايديکم الي التهلکة»(بقره / 195) نيست.
بنابرين کسي که به قصد محاربه با نظام اسلامي از خانه بيرون مي‌آيد؛ خود به دست خود، خون خود را هدر کرده است.
به همين دليل، چنين فردي را نمي‌توان حتي «کشته» يا «مقتول» خواند. چرا که اطلاق عنوان قتل، با کمي سخت‌گيري در معنا، مستلزم محترم بودن خون فرد است.
در زبان فارسي، بهترين واژه براي محارب کشته‌شده، واژه <strong>«نفله»</strong> است. يعني بهتر است بگوييم محارب نفله شد تا اينکه بگوييم کشته شد.
لغت‌نامه دهخدا درباره «نفله شدن» مي‌نويسد: «بی‌فایدتی تلف شدن . مردن نه برای مقصدی»
البته نفله شدن محارب، ربطي به کيفر نفله‌کننده او ندارد. چه بسا نفله‌کننده، خود محارب ديگري باشد که به نفله کردن ديگر محاربان، مامور است.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نخست وزير کم‌سواد!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_200.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.224</id>
   
   <published>1388-10-04T19:30:00Z</published>
   <updated>1388-10-04T19:52:04Z</updated>
   
   <summary>دل و قلوه‌هايي که در ماه‌هاي اخير ميان مرحوم آيت الله منتظري و مهندس ميرحسين موسوي رد و بدل مي‌شد؛ بهانه‌اي بود تا دست خط فرمان فوري و محرمانه موسوي در اولين روز کاري سال 1368 ـ يعني وسط تعطيلات...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<a href="http://www.tardid.com/weblog/images/moosavi-bisavad.php" onclick="window.open('http://www.tardid.com/weblog/images/moosavi-bisavad.php','popup','width=458,height=548,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.tardid.com/weblog/images/moosavi-bisavad-thumb.jpg" width="250" height="299" alt="سواد املايي موسوي در حد دوم دبيرستان است" vspace="1" hspace="5" align="left"/></a>دل و قلوه‌هايي که در ماه‌هاي اخير ميان مرحوم آيت  الله منتظري و مهندس ميرحسين موسوي رد و بدل مي‌شد؛ بهانه‌اي بود تا دست خط فرمان فوري و محرمانه موسوي در اولين روز کاري سال 1368 ـ يعني وسط تعطيلات نوروزي ـ منتشر شود.
در اين دست‌خط، موسوي از همه ادارات دولتي خواسته است تا عکس‌هاي آيت‌الله منتظري را جمع‌آوري کنند.
اما نکته غيرسياسي و البته تاسف‌آور ماجرا اينجاست که نخست‌وزير مملکت، اندازه يک دانش‌آموز دوم دبيرستان سواد املاي فارسي نداشته است تا تفاوت املايي «گزاردن» و «گذاشتن» را بداند و به جاي «بنيان‌گذار» از املاي نادرست بنيان‌گزار استفاده نکند.
هر چند که تشکيلات راه سبز اميد(ترسا) به دنبال جمهوري ايراني به جاي جمهوري اسلامي ايران است اما به نظر مي‌آيد در جمهوري ايراني آقاي موسوي، زبان فارسي نيز جايگاه چنداني ندارد. چرا که وقتي سواد بزرگترين آدم ترسايان در حد دوم دبيرستان باشد؛ تکليف مزدوران آن مشخص است.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سردرآوردن از تلويزيون اينترنتي به جاي ماهواره!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/10/post_199.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.223</id>
   
   <published>1388-10-01T21:12:29Z</published>
   <updated>1388-11-05T10:41:24Z</updated>
   
   <summary>امشب، پسرم تب‌دار است و بيدار ماندن بر بالين او، فرصتي براي وب‌گردي مهيا کرده است. در جستجوهايم، به بازتاب نوشته «تشکيلات راه سبز اميد = ترسا» برخوردم. ديدم که تلويزيون واشنگتن، در بخش ايران خود، پس از معرفي نوشته‌اي...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="mass-medias" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[امشب، پسرم تب‌دار است و بيدار ماندن بر بالين او، فرصتي براي وب‌گردي مهيا کرده است.
در جستجوهايم، به بازتاب نوشته <a href="http://www.tardid.com/archives/1388/05/post_192.php">«تشکيلات راه سبز اميد = ترسا» </a>برخوردم. ديدم که تلويزيون واشنگتن، در بخش ايران خود، پس از معرفي نوشته‌اي از پايگاه عطاء‌الله مهاجراني، به اين نوشته من پرداخته است.
اين تلويزيون اينترنتي، عنوان <a href="http://www.televisionwashington.com/floater_article1.aspx?lang=fa&t=floater_blog&id=13953">«یک بلاگر اصولگرا، تشکیلات موسوی را به چالش می کشد» </a>براي گزارش کوتاه خود انتخاب کرده و قسمتي از نوشته‌ام را هم عيناً آورده است.
خداوند عاقبت همه ما را ختم به خير فرمايد.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>واکنش‌هاي برخي جوانان به درگذشت آيت‌الله منتظري</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/09/post_197.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.220</id>
   
   <published>1388-09-29T18:42:32Z</published>
   <updated>1388-09-29T18:58:30Z</updated>
   
   <summary>امروز از طريق پيامک، از درگذشت آيت الله حسينعلي منتظري باخبر شدم. خبري غافلگيرکننده و عبرت آور. بعد از پيامک اول، چندين و چند پيامک، همين خبر را برايم آوردند که ديدن آنها، نوعي روان‌شناسي طيفي از جوانان اين مملکت...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right">امروز از طريق پيامک، از درگذشت آيت الله حسينعلي منتظري باخبر شدم. خبري غافلگيرکننده و عبرت آور.
بعد از پيامک اول، چندين و چند پيامک، همين خبر را برايم آوردند که ديدن آنها، نوعي روان‌شناسي طيفي از جوانان اين مملکت است:

1ـ خبر درست است ولي احتمال مرگ برنامه ريزي شده براي حمله به نظام وجود دارد. آگاه باشيد.
2ـ منتظري فوت کرد.
3ـ حسينعلي منتظري معروف به شيخ ساده لوح درگذشت.
4ـ حسينعلي منتظري مرد.
5ـ [...] درگذشت. مراسم تشييع و ختم با حضور پينوکيو و پدر ژپتو برگزار مي‌شود.
6ـ خبر موثق: آقاي منتظري درگذشت!
7ـ منتظري فوت کرد.
8ـ انشاء الله منتظري با ندا آقا سلطان محشور شود؛ صلوات بفرست!!
9ـ اگرچه منتظري مرد، فتنه‌ها باقي است / بهوش! فتنه عثمان و مرگ او باقي است
الا ز فتنه سبز و راس آن زنهار / مصاف علي و معاويه همچنان باقي است
10ـ «زندگي و مرگ عالم فاسق، فتنه است» حامي جانيان و شيخ مطرود امام جان سپرد
11ـ کسي که امام به او فرمود «توبه کن تا در قعر جهنم نسوزي!» ديشب درگذشت. منتظري به ديار باقي شتافت. آمنا بالله ...

×××
عصر، سر کلاسم در دانشگاه، قالب «بيانيه» را درس مي‌دادم. از دانشجوها خواستم تا بيانيه‌اي درباره درگذشت آيت الله منتظري بنويسند تا تک تک بخوانيم و آنها را نقد کنيم.
حين بيانيه نوشتن بچه‌ها، پيامکي آمد که حضرت آقا درباره درگذشت ايشان پيامي صادر فرموده‌اند. همانجا به اينترنت وصل شدم و آخر کلاس ـ بعد از اينکه همه بيانيه‌هايشان را خواندند ـ پيام حضرت آقا را خواندم.
بي‌اختيار، همه‌مان احسنت گفتيم. عقل ما کجا و عقل حضرت آقا کجا!

---------------------------
متن پيام حضرت آقا:
بسم الله الرحمن الرحیم    
اطلاع یافتیم كه فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمة الله علیه دارفانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته‌اند. ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی‌های زیادی در این راه تحمل كردند.
در اواخر دوران حیات مبارك امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد كه از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند  و ابتلائات دنیوی را كفاره‌ی آن قرار دهد. اینجانب درگذشت ایشان را به همه‌ی بازماندگان بویژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسألت میكنم.
سیّد علی خامنه ای
29/ آذر/ 1388</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>فرصت‌های حرفه‌ای شدن ـ درباره «شغل» انگاشتن نویسندگی و شاعری</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/08/post_196.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.219</id>
   
   <published>1388-08-11T05:56:21Z</published>
   <updated>1388-10-12T20:48:47Z</updated>
   
   <summary>«حرفه‌اي» شدن، يکي از دغدغه‌هاي جدي اهالي قلم در کشور ماست که خود مقدمه پيش‌رفت‌ها و گشايش فضاهاي جديدي در اين حوزه است. يکي از الزامات حرفه‌اي شدن، پذيرش قانوني اين تخصص و تطبيق خصايص و شرايط آن با ادبيات...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="litrature" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[«حرفه‌اي» شدن، يکي از دغدغه‌هاي جدي اهالي قلم در کشور ماست که خود مقدمه پيش‌رفت‌ها و گشايش فضاهاي جديدي در اين حوزه است. يکي از الزامات حرفه‌اي شدن، پذيرش قانوني اين تخصص و تطبيق خصايص و شرايط آن با ادبيات قانون است.
در علم حقوق، حرفه‌ها، صنعت‌ها و صنف‌ها در ذيل «حقوق کار» تعريف مي‌شوند که مهمترين متن قانوني در اين زمينه، «قانون کار» است. قانون کار جمهوري اسلامي ايران در گفتمان ويژه خود، همه اشخاص مشمول اين قانون را به دو دسته اصلي «کارگر» و «کارفرما» تقسيم مي‌کند. بنابرين در نخستين گام، نبايد اطلاق عنوان «کارگر» به اهل‌قلم را، به معناي فروکاهيدن شأن اين تخصص دانست بلکه اين همنامي، تنها الزامي براي رسيدن به دايره واژگاني مشترک با نهادهاي قانوني ذي‌ربط ودر نتيجه استيفاي حقوق اهالي قلم است. در گام دوم لازم است اين معنا را متذکر شد که مراد از «نويسنده» در ادامه نوشتار، هر شخص حقيقي ايراني‌اي است که به نوشتن ـ اعم از سرايش نظم و نگارش نثر ـ اشتغال دارد.
براساس ماده 2 قانون کار، کارگر «کسي است که به هر عنوان در مقابل دريافت «حق‌السعي» ـ اعم از مزد، حقوق، سهم سود و ساير مزايا ـ به درخواست کارفرما کار مي‌کند.» اين تعريف موسع از کار و ذکر عبارت «به هر عنوان»، فرصتي براي «کار» دانستن «نگارش» است. چرا که نويسنده، در ازاي تخصص نگارش خود، مزدي را دريافت مي‌کند.
بنابر طبيعت نويسندگي، قانون «ناشر» را کارفرما مي‌داند و به دليل امکان تصور وجود چند کارفرماي مجزا، همکاري احتمالي يک نويسنده با چند ناشر، در اين تعريف خللي وارد نمي‌سازد.
نويسنده در ازاي نگارش اثر، يا در يک بار، مبلغ ثابتي را از ناشر دريافت مي‌کند يا درصدي از قيمت پشت جلد را مي‌گيرد يا با گذاشتن سرمايه، در توليد کتاب شريک مي‌شود. در ادبيات قانون کار، به اين دريافتي، «حق‌السعي» گفته مي‌شود که حق‌السعي نويسنده نيز يا «کارمزد» يا «سهم سود» خواهد بود. براساس تبصره 1 ماده 35 ق.ک، چون مزد اهل قلم «براساس ميزان انجام کار و يا محصول توليد‌شده» و بدون لحاظ ساعات انجام کار محاسبه مي‌شود؛ «کارمزد» خوانده مي‌شود.
بخش وسيعي از قانون کار ـ به دليل ماهيت فراگير و عمومي آن ـ به مسايلي نظير ساعات کاري، تعطيلات و مرخصي‌ها، شرايط کار زنان و نوجوانان، حفاظت فني، بهداشت کار و ... اختصاص دارد که طبيعي است که به‌دليل کيفيت خاص کار نويسندگي، موضوعا‍ً از بحث خارج خواهد بود.
تعريف نويسنده به عنوان کارگر مشمول قانون کار، مزيت‌هايي را براي حرفه‌اي شدن نويسندگي در پي دارد.
يکي از مزيت‌هاي قانون کار براي نويسنده، اين است که براساس تبصره 1 ماده 13 ق.ک، «مطالبات کارگر جزء ديون ممتازه بوده» و بر اساس همين تصريح، درصورت ورشکستگي ناشر، نويسنده ضرر کمتري نسبت به ديگر طلبکاران ناشر خواهد کرد.
ضمن اينکه قانون کار با تبديل کار کارمزدي به واحدهاي نفر ـ ساعتي، عملاً امکان تعيين حداقل دست‌مزد را براي نويسنده مهيا مي‌کند. بدين‌ترتيب اين امکان مهيا مي‌شود که به عنوان مثال، کارمزد يک مجموعه داستان درجه الف 120 صفحه‌اي، دست‌کم 600 نفر ـ ساعت محاسبه شود و نويسنده اين پشتيباني قانوني را پيدا کند که حق‌التاليفي کمتر از اين را نپذيرد.‌
همين محاسبه، امکان تعلق بيمه کار پاره‌وقت را به نويسنده مهيا مي‌سازد. اين شيوه محاسبه سبب مي‌شود که ناشر در ضمن قرارداد قانوناً موظف گردد معادل نفر ـ ساعت محاسبه‌شده، براي کارگر موقت خويش، يعني نويسنده، حق بيمه پرداخت نمايد و او را اجباراً بيمه سازد.
اين در حالي است که هم‌اکنون، براساس بخش‌نامه آبان 87 سازمان تأمين اجتماعي، «خبرنگاران، عكاسان حرفه‌اي، نويسندگان، مورخان، شاعران، هنرمندان» جزو مشاغل مشمول مقررات بيمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد هستند. به عبارت آشکارتر، اهل قلم مشمول بيمه اجباري نيستند و گويي به عنوان کارفرماي خود، مي‌توانند خود را بيمه سازند.
يکي ديگر از دغدغه‌هاي اهل قلم، تامين مسکن است. ماده 132 ق.ک به نويسندگان اجازه مي‌دهد تا براي تامين مسکن خود، «تعاوني مسکن» تشکيل دهند و تبصره آن، سه وزارت‌خانه را به حمايت از اين تعاوني‌ها، موظف مي‌کند. ماده 133 نيز در خصوص تاسيس «تعاوني مصرف(توزيع)» اجازه مشابهي را صادر مي‌کند.
اما استفياي حقوق اهل قلم، به صورت انفرادي امري پيچيده و گاه طولاني و تخصصي است. ماده 131 ق.ک به نويسندگان اجازه مي‌دهد تا در راستاي اجراي اصل 26 قانون اساسي، «انجمن صنفي» تشکيل دهند و از طريق تشکيلات، از حقوق صنفي خود دفاع کنند.
اما مرور اين مجموعه مزيت‌ها نبايد باعث فراموشي اين مهم گردد که تعيين حداقل دست‌مزد براي نويسنده و الزام قانوني به بيمه وي، بار مالي‌اي را بر دوش ناشر مي‌افکند که نتيجه فوري آن، افزايش بهاي تمام‌شده کتاب خواهد بود.
طبيعي است که اين افزايش قيمت، کاهش خريد کتاب و در نتيجه کاهش عناوين کتب منتشرشده را به دنبال دارد. نگارنده بر اين اعتقاد است که همين اتفاق، هرچند در ظاهر و در کوتاه مدت به ضرر حوزه کتاب خواهد بود اما در ميان‌مدت و دراز مدت، به ترکيدن حباب تعداد عناوين کتب، کم‌شدن شبه‌کتاب‌ها، کنار رفتن نويسندگان و ناشران غير حرفه‌اي خواهد انجاميد و روابط حرفه‌اي‌تري را در اين حوزه حاکم خواهد کرد.

---------------------------
این یادداشت در شماره هفدهم هفته‌نامه «پنجره»، به تاریخ 9/10/88 منتشر شده است.
<a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8810110597">بازنشر اين نوشته در خبرگزاري فارس</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>از دستان کوچک ۳۶۰۰۰ دانش‌آموز شهيد ـ روزنامه قدس</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1388/08/_36000.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2009://2.221</id>
   
   <published>1388-08-06T21:02:55Z</published>
   <updated>1388-10-01T21:05:06Z</updated>
   
   <summary>به مناسبت سالگرد شهيد فهميده؛ از دستان کوچک 36 هزار دانش آموز شهيد هشتم آبان ماه روز نوجوان است. اين روز به ياد شهادت يک نوجوان سيزده ساله در اولين ماههاي جنگ تحميلي، روز نوجوان ناميده شده. 25 سال پيش،...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="mass-medias" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[به مناسبت سالگرد شهيد فهميده؛ از دستان کوچک 36 هزار دانش آموز شهيد 



هشتم آبان ماه روز نوجوان است. اين روز به ياد شهادت يک نوجوان سيزده ساله در اولين ماههاي جنگ تحميلي، روز نوجوان ناميده 




شده. 25 سال پيش، در هشت آبان 59 ، «حسين فهميده» سيزده ساله به شهادت رسيد. او يکي از 36 هزار دانش آموز شهيد ايراني است. 
*** 
حسين فهميده در سال 1346 در روستاي سراجه شهر قم به دنيا آمد. در بحبوحه انقلاب، حسين يازده ساله، از قم اعلاميه مي آورد و در روستا پخش مي کرد. حتي چندبار ضد انقلابها کتکش زده بودند تا دست از اين کارها بردارد، اما او منصرف نشده بود. 12 بهمن 57 ، در بيمارستان بود. در اثر تصادف، طحالش پاره شده بود. تا از بيمارستان مرخص شد، آنقدر اصرار کرد که پدر و مادرش، او را با برادر بزرگترش داوود، به تهران فرستادند تا حضرت امام را زيارت کند. 
مدتي بعد، ضد انقلاب اوضاع کردستان را به هم ريخت. حسين مثل اسفند روي آتش شده بود. زود از طريق بسيج، خودش را به کردستان رساند، اما به خاطر کمي سن و کوتاهي قد، بچه هاي سپاه برش گرداندند و از خانواده اش تعهد گرفتند تا ديگر به کردستان نرود. 




وقتي که رژيم بعثي عراق در 31 شهريور 59 به ايران حمله کرد، حسين در خانه بند نشد. زود به راه افتاد و خودش را به خوزستان رساند. آنجا آنقدر اصرار کرد تا قبول کردند بماند. مدتي بعد با دوستش محمدرضا شمس زخمي شدند و آنها را به بيمارستان ماهشهر بردند. حسين و محمدرضا تا حالشان خوب شد، دوباره به جبهه برگشتند، اما اين بار فرمانده اجازه نمي داد حسين به خط مقدم نبرد برود. 
چند روز بعد، حسين با کلي لباس و اسلحه عراقيها پيش فرمانده شان آمد. فرمانده با کمال تعجب فهميد که او اينها را با دست خالي از عراقيها غنيمت گرفته است. همين شد که به حسين اجازه داد تا دوباره به خط مقدم برگردد.روز هشتم آبان 1359 ، حسين فهميده و محمدرضا شمس، در نزديکترين سنگرها به دشمن، کنار هم بودند. محمدرضا مجروح شده بود و حسين، با هر جان کندني که بود، دوستش را به عقب رساند تا مداوا شود. 
اما حسين فهميده در پشت خط نماند. دلش رضا نمي داد که سنگرشان را خالي بگذارد. او وقتي به سنگر رسيد که پنج تانک عراقي، مغرورانه رجز مي خواندند و پيش مي آمدند تا رزمندگان ايراني را محاصره کنند و بعد همه شان را به قتل برسانند. 
تنها راه پيش روي حسين فهميده، فداکردن خودش براي نجات همرزمانش بود. حسين سيزده ساله، آخرين نارنجکهاي باقيمانده را به خود بست و به سمت تانکها حرکت کرد. در همين فاصله، تيري به پاي حسين خورد، اما او کوتاه نيامد. با همان پاي زخمي، کشان کشان خودش را به اولين تانک رساند و ضامن نارنجکها را کشيد. 
با صداي انفجار تانک جلويي، چهار تانک ديگر، با اين خيال که رزمندگان اسلام حمله کرده اند، فرار را برقرار ترجيح دادند. بقيه رزمنده ها تازه متوجه نقشه دشمن براي محاصره شان شدند. آنها با فکر اينکه نيروي کمکي آمده، جان تازه اي گرفتند و چهار تانک درحال فرار را هم نابود کردند. مدتي بعد، نيروهاي کمکي به خط مقدم رسيدند و آن قسمت را، از لوث وجود متجاوزان بعثي پاک کردند. 
يکي از همان روزهاي سرد پاييزي، ساعت هشت صبح، راديو برنامه هاي عادي اش را قطع کرد و خبر عمليات شهادتطلبانه يک دانش آموز سيزده ساله را پخش نمود. پشت آن، پيام حضرت امام را خواندند: «رهبر ما آن طفل سيزده ساله اي است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است با نارنجک، خود را زير تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد» 
حتي تلويزيون هم، شب همين خبر را اعلام کرد. همان موقع مادر حسين گفت: «به خدا اين دانش آموز حسين بوده.» پدر باور نمي کرد، اما مادر باز قسم مي خورد. يکي دو هفته بعد، برادر محمدرضا شمس به در خانه شهيد حسين فهميده رفت و کل ماجرا را برايشان تعريف کرد و به آنها قول داد تا تکه هاي باقيمانده از پيکر حسين را بازگرداند تا آن را دفن کنند.بعدها هم محمدرضا شمس شهيد شد و هم داوود فهميده. آخر خود مادر حسين، در آذر 59 گفته بود: «حاضرم در راه خدا اين پسرم را هم بدهم.» 
*** 
حسين فهميده تنها شهيد دانش آموز سيزده ساله ما نيست. «بهنام محمدي» هم يک دانش آموز دوازده ساله خرمشهري بود که در کوچه پس کوچه هاي شهرش آنقدر جنگيد تا به شهادت رسيد. «سحاب خيام» هم بود. دختر دانش آموز دوازده ساله سوسنگردي که آنقدر با دست خالي با بعثي ها جنگيد تا آنها را عاجز کرد و بعد به شهادت رسيد. 
خاک جنوب ايران، از دستان کوچک 36 هزار دانش آموز شهيد ايراني، خاطره ها دارد. 
محمد سرشار 
*** 
مزار شهيد حسين فهميده قطعه 24 رديف 44 شماره 11 در بهشت زهراست که به نام موقعيت شهيد فهميده ناميده مي شود. سه سال بعد داوود، برادر بزرگتر او نيز در همان جا به او و صف شهدا ملحق شد.

<a href="http://www.qudsdaily.com/archive/1388/html/8/1388-08-07/page22.html">لينک مطلب</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>

</feed>
