<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>ترديد راهي به دانايي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.tardid.com/atom.xml" />
   <id>tag:www.tardid.com,1387://2</id>
   <updated>1387-07-10T17:16:06Z</updated>
   <subtitle>نوشته‌هاي محمد سرشار</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">مووبل تایپ 3.31</generator>

<entry>
   <title>عذر بدتر از گناه يا چگونه يک رويکرد خطا ماست‌مالي مي‌شود</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/07/post_160.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.180</id>
   
   <published>1387-07-10T16:50:07Z</published>
   <updated>1387-07-10T17:16:06Z</updated>
   
   <summary>نامه آقاي علي کردان به رييس جمهور، آخرين تير ايشان براي به هم آوردن سر و ته رسوايي مدرک تحصيلي وي بود. صحبتهاي دکتر علي عباسپور، رييس کميسيون آموزش عالي مجلس در جلسه غيرعلني ـ غيررسمي، نشان داد که اين...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=17208">نامه آقاي علي کردان به رييس جمهور</a>، آخرين تير ايشان براي به هم آوردن سر و ته رسوايي مدرک تحصيلي وي بود.
<a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8707100166">صحبتهاي دکتر علي عباسپور</a>، رييس کميسيون آموزش عالي مجلس در جلسه غيرعلني ـ غيررسمي، نشان داد که اين چهره متخلف، حتي داراي مدرک تحصيلي کارشناسي و کارشناسي ارشد نيز نبوده و صرفا چند واحد را به طور همزمان، در اين دوره‌ها گذرانده است!
ضمن اينکه بنا به اعتراف خود آقاي کردان، ايشان مدرک جعلي دکتراي افتخاري خويش را از فردي در تهران دريافت کرده که به دروغ، خود را نماينده دانشگاه آکسفورد معرفي مي‌نموده.
سؤال اصلي اينجاست که چرا فردي که نه داراي ليسانس و نه فوق ليسانس بوده، به فکر اخذ دکترا آن هم از دانشگاه آکسفورد افتاده؟ آن هم به شيوه‌اي کاملا منحرفانه (ارايه مقاله و اخذ مدرک!). آيا هر انسان متوسط العقل معمولي‌اي از روز اول به شک نمي‌افتاد که چنين شيوه اخذ دکترايي، بسيار غيرمعمول و شک برانگيز است؟ مگر مي‌شود بدون حتي يک سفر به انگليس و حضور در دانشگاه، يک دکتراي تر و تميز و پوست کنده و خوش خوراک گرفت؟
به هر حال، نامه وزير کشور به رييس جمهور، نه قانع‌کننده است و نه مبري‌کننده ايشان. و بدتر اينکه آقاي دکتر احمدي‌نژاد، رييس مجلس و رييس قوه قضاييه و بيشتر از همه مردم را، خام و ساده لوح فرض فرموده‌اند و رونوشت نامه را براي اين بزرگواران ارسال فرموده‌اند و در روزنامه دولتي ايران منتشر کرده‌اند. انگار نه انگار ....
رييس جمهور عزيز! انتخاب و انتصاب و حمايت‌هاي جناب‌عالي از افراد متخلفي چون مشايي و کردان، مثل خاري در چشمان دوستداران و علاقمندان شماست.
آقاي احمدي‌نژاد! از قديم گفته‌اند که گرد هر شيريني‌اي، مگساني گرد خواهند آمد. نکنيد.   ]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>علي کردان، دولت اصولگرا و آزمون راستي‌آزمايي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/07/post_159.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.179</id>
   
   <published>1387-07-07T20:15:36Z</published>
   <updated>1387-07-07T20:50:17Z</updated>
   
   <summary>اين روزها، ساعات سختي بر آقاي علي کردان مي‌گذرد. کميسيون مجلس، نظر خود را درباره جعلي بودن يا نبودن مدرک دکتراي افتخاري ايشان به شکل محرمانه اعلام کرده و دکتر علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي صريحا از اعلام نتيجه...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/ali-kordan.jpg" alt="در همين لحظه مشغول علي کردان و ماجراي مدرک دکتراي افتخاري از دانشگاه آکسفورد" vspace="1" hspace="5" align="left"/>اين روزها، ساعات سختي بر آقاي علي کردان مي‌گذرد. کميسيون مجلس، نظر خود را درباره جعلي بودن يا نبودن مدرک دکتراي افتخاري ايشان به شکل محرمانه اعلام کرده و <a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=755070">دکتر علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي صريحا از اعلام نتيجه تحقيقات به شکل عمومي سخن گفته است.</a>
راستش را بخواهيد، از به نتيجه رسيدن چرخه استعلام رييس مجلس از کميسيون آموزش عالي، چشمم آب نمي‌خورد. هر لحظه منتظر بودم تا به دليلي، سنگي در راه قرار داده شود و اين استعلام مشمول مرور زمان شود. حتي چند بار تصميم گرفتم که به طولاني‌شدن اين روند اعتراض کنم و چيزي بنويسم. اما به حمد الله که ظاهرا نتايج پربرکتي در راه است.
مي‌گويم پربرکت چون معتقدم که انتصاب آقاي کردان به عنوان وزير کشور، دامان سفيد دولت نهم را رنگين ساخته و عضوي به دولت خدمتگزار اضافه شده که نه از جنس اين زحمت‌کشان است و نه از تبار آنان. و در آينده بيشتر وبال گردن خواهد بود تا عصاي دست.
و در ضمن اينکه به صدور حکم انتصاب آقاي علي کردان توسط دکتر محمود احمدي‌نژاد معترضم و اعتراضم را هم اعلام کرده‌ام و اين کار را از سيره عقلا و شرط احتياط دور دانسته‌ام؛ زمان فعلي را فرصت خوبي براي نشان دادن بي‌تعارفي دولت در اصول خود مي‌دانم.
براساس ماده 527 قانون مجازات اسلامي، آقاي علي کردان به اتهام استفاده از مدرک تحصيلي مجعول در دوران معاونت صدا و سيما [<a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=727635">براساس اظهارات حجت‌الاسلام روح‌الله حسينيان</a>] بايد به سه سال زندان محکوم گردند. هرچند که صدور اين محکوميت در حوزه وظايف قوه قضاييه است اما واکنش مناسب قوه مجريه و ديگران به نتيجه اين استعلام مي‌تواند به ترتيب چنين باشد:
1ـ به <a href="http://javanfekr.ir/blog/?p=38">پيشنهاد آقاي علي اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتي رييس جمهور،</a> آقاي کردان خود استعفا کنند.
2ـ وگرنه رييس جمهور آقاي کردان را برکنار سازند.
3ـ وگرنه مجلس شوراي اسلامي آقاي کردان را مورد استيضاح قرار دهند و برکنار سازند.
4ـ وگرنه جنبش دانشجويي وارد عمل شود و مسؤولان محترم را به انجام وظايف خود وادار سازد.
------
متن ماده 527: «هركس مدارك اشتغال به تحصيل يا فارغ التحصيلي يا تاييديه يا ريز نمرات تحصيلي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و تحقيقاتي داخل يا <strong>خارج از كشور</strong> يا ارزشنامه هاي تحصيلات خارجي را جعل كند يا <strong>با علم به جعلي بودن آن را مورد استفاده قرار دهد</strong> علاوه بر جبران خسارت ، به <strong>حبس از يك تا سه سال</strong> محكوم خواهد شد . 
در صورتي كه مرتكب ، <strong>يكي از كاركنان وزاتخانه ها</strong> يا سازمانها و موسسات وابسته به دولت يا شهرداريها يا نهادهاي انقلاب اسلامي باشد يا به نحوي از انحاء در جعل يا استفاده از مدارك واوراق جعلي شركت داشته باشد به <strong>حداكثر مجازات</strong> محكوم مي گردد.» ]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>از ماست که بر ماست يا خودمان با دست خودمان خراب کرده‌ايم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/07/post_158.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.178</id>
   
   <published>1387-07-03T01:21:43Z</published>
   <updated>1387-07-03T01:49:03Z</updated>
   
   <summary>تلويزيون ديدن ما با خانواده ماجرايي دارد! آنقدر از در و ديوار برنامه‌ها ايراد مي‌گيرم که همسرم صدايش درمي‌ايد. در اين ماه مبارک رمضان يقين پيدا کرده‌ام به انتقادهاي حاج آقاي پناهيان از صدا و سيما که فرموده بود: «صدا...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="culture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/zamani-baraye-pashimani.jpg" alt="در همين لحظه مشغول پاسخگويي به نامزد آينده و دوست نامحرم فعلي هستند!" vspace="1" hspace="5" align="left"/>تلويزيون ديدن ما با خانواده ماجرايي دارد! آنقدر از در و ديوار برنامه‌ها ايراد مي‌گيرم که همسرم صدايش درمي‌ايد.
در اين ماه مبارک رمضان يقين پيدا کرده‌ام به انتقادهاي حاج آقاي پناهيان از صدا و سيما که فرموده بود: <a href="http://www.sharifnews.com/?23663">«صدا وسیمای ما اگر به صورت علنی مردم را به گناه دعوت می‌كرد اشكالش كمتر بود از اینكه اكنون برای گناه زمینه‌سازی می‌كند.»</a> و البته متعاقب اين انتقاد <a href="http://hamedtalebi.blogfa.com/post-178.aspx">ممنوع التصوير شد</a> که شد!
آقايان براي شبهاي قدر سريال ويژه (زماني براي پشيماني) ساخته‌اند که مدام، در پس زمينه موسيقي تداعي‌گر شيطان سريال «او يک فرشته بود»؛ دعاهاي اين ايام را در گوش مخاطب فرو مي‌کند.
از شخصيتهاي اصلي داستان هم دختر خانم چادري‌اي هستند که با پسر دوست پدرشان، دوست هستند و با هم قرار مي‌گذارند که آقا پسر در خواستگاري دختر خانم چه بگويد و چه بکند!
جالبتر اينکه وقتي دختر خانم به آقا پسر نامحرم تلفن مي‌زنند؛ پدر باغيرت دختر خانم کنار مي‌روند تا اين عزيزان راحت باشند! همين اتفاق عينا وقتي مي‌افتد که پدر باغيرت در اتاق دختر خانم هستند و آقا پسر تماس مي‌گيرند!
جالبتر اينکه هنوز پدر باغيرت تصميم نگرفته‌اند که با ازدواج اين شازده‌ها موافقت کنند يا نه!
يک تکه بامزه هم وجود داشت. وقتي پستچي دم در خانه آمد؛ همين دختر چادري، بدون چادر دم در رفت!!
وقتي که سريال مناسبتي شبهاي قدر را مي‌بينم؛ يقين مي‌کنم که نه فيلم‌نامه نويس، نه کارگردان، نه ناظر کيفي، نه ناظر پخش، نه مسؤول گروه، نه مسؤول شبکه، نه ....... ـ جلوتر نمي‌روم که ممنوع التصوير نشوم! ـ در جمهوري اسلامي زندگي نمي‌کنند!
مخاطب سريال مناسبتي شبهاي قدر، قطعا مخاطبان ماهواره دار نيستند. مي‌ماند ماهواره‌ندارهايي که مجبورند تحت تربيت فرهنگي آقايان قرار بگيرند.
نمي‌دانم فهميدن چنين نکته‌اي خيلي سخت است؟ ما سختگير مانده‌ايم؟ گير جاي ديگر است؟ هر سه گزينه درست است؟!]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>در اين شلوغي شهر، من را نديده‌ايد؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/06/post_157.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.177</id>
   
   <published>1387-06-30T20:41:35Z</published>
   <updated>1387-06-30T20:57:15Z</updated>
   
   <summary>از غروب شب 19 ماه مبارک رمضان، دلم سخت گرفته‌ بود. رفته بودم در لاک خودم و حسرت مي‌خوردم. به 19 روزي که گذشت؛ به ماه پربرکتي که فقط تشنگي و گرسنگي‌اش را فهميده‌ام. همسرم چند بار پرسيد که «چرا...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="culture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right">از غروب شب 19 ماه مبارک رمضان، دلم سخت گرفته‌ بود. رفته بودم در لاک خودم و حسرت مي‌خوردم. به 19 روزي که گذشت؛ به ماه پربرکتي که فقط تشنگي و گرسنگي‌اش را فهميده‌ام.
همسرم چند بار پرسيد که «چرا گرفته‌اي؟ از دست کسي ناراحتي؟» و من بي‌حوصله پاسخي دادم و رشته کلام را زود بريدم.
اين دلتنگي بود تا نزديکي‌هاي نيمه شب که توفيق حضور در مجلس حاج آقاي فاطمي‌نيا دست داد. اين سيد بزرگوار مثل باران رحمت، زنگارهاي دلم را شست و برد. ديدم که چقدر از مرحله پرتم. ديدم که چقدر از امام زمانم (عج) دور افتاده‌ام. ديدم که آنقدر غرق اجرا و کارهاي دل‌خوش‌کنک شده‌ام که راه اصلي را گم کرده‌ام.
شب خوبي بود و يادآوري‌هاي قشنگي داشت. ياد نيمه شبي در نوجواني‌ام افتادم که بعد از ديدن فيلمي مستند درباره ظهور حضرت مريم (ع) بر برخي مسيحيان مؤمن، آنچنان منقلب شدم که به اتاقم پناه بردم و به پنجره زل زدم و زار زار گريستم که چرا من نبايد امام زمانم را ببينم. آنقدر تحت تاثير بودم و نالان و پريشان که ساده‌دلانه فکر مي‌کردم همين الان بايد امامم را ببينم.
شب نوزدهم، برايم شب قدر دلنشيني بود. نفس مردان خدا، سنگ‌ها را نرم مي‌کند؛ دل ما که از اول، سنگ نبوده. به مرور سنگ شده.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>استقبال از دانشجوهاي تازه وارد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/06/post_156.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.176</id>
   
   <published>1387-06-18T14:51:15Z</published>
   <updated>1387-06-18T15:02:17Z</updated>
   
   <summary>اين روزها سخت درگير هماهنگيهاي «ستاد استقبال از مهر ـ2» هستيم. اين ستاد مجموعه‌اي از ايستگاههاست که در فرودگاه مهرآباد، ايستگاه راه‌آهن و پايانه‌هاي شرق، غرب، جنوب و بيهقي مستقر مي‌شود و در ايام ثبت‌نام وروديهاي 87، تا از اتوبوس...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="culture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/setad-esteghbal2.jpg" alt="ستاد استقبال از مهر 2" vspace="1" hspace="5" align="left"/>اين روزها سخت درگير هماهنگيهاي «ستاد استقبال از مهر ـ2» هستيم. اين ستاد مجموعه‌اي از ايستگاههاست که در فرودگاه مهرآباد، ايستگاه راه‌آهن و پايانه‌هاي شرق، غرب، جنوب و بيهقي مستقر مي‌شود و در ايام ثبت‌نام وروديهاي 87، تا از اتوبوس يا قطار يا هواپيما پياده مي‌شوند؛ دستشان را مي‌گيريم و بعد چاق سلامتي، يک بسته فرهنگي توپ (ترکانده‌ايم در بسته فرهنگي دادن!) توي همان دستشان مي گذاريم و سوار تاکسيشان مي‌کنيم و با عزت و احترام، مي‌فرستيمشان به دانشگاه محترم!
ماجراي هماهنگيها مثنوي هفتاد من کاغذ و داستاني پر آب چشم است که بماند ....
از جمعه 22 شهريور تا چهارشنبه 27 شهريور، از 6 صبح تا 6 عصر در خدمتان هستيم. تشريف بياوريد!]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ده رمان برتر سال ۱۳۸۶</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/06/_1386.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.175</id>
   
   <published>1387-06-16T21:54:35Z</published>
   <updated>1387-06-16T22:12:16Z</updated>
   
   <summary>براساس اعلاميه هيات داوران نخستين دوره جايزه ادبي فردا، ده رمان برتر سال 1386 اينها بودند: 1ـ قرباني باد موافق ـ محمد طلوعي ـ افق ـ 79 از 100 2ـ انجمن مخفي ـ احمد شاکري ـ مرکز اسناد انقلاب اسلامي...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="litrature" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right">براساس اعلاميه هيات داوران نخستين دوره جايزه ادبي فردا، ده رمان برتر سال 1386 اينها بودند:
1ـ قرباني باد موافق ـ محمد طلوعي ـ افق ـ 79 از 100
2ـ انجمن مخفي ـ احمد شاکري ـ مرکز اسناد انقلاب اسلامي ـ 75 از 100
و با فاصله قابل تامل:
3ـ الف دال ميم ـ مهدي حجواني ـ افق ـ 65 
4ـ قاعده بازي ـ فيروز زنوزي جلالي ـ علم ـ 62.5 
5ـ حکایت شمس ـ محمد حیدرنژاد ـ 62
6ـ آخرین سفر زرتشت ـ  فرهاد کشوری ـ ققنوس ـ 60 
7ـ ترجیع بندی برای شاعران جوان ـ فتح الله بی نیاز ـ 59 
8ـ اسماعیل ـ امیر حسین فردی ـ سوره مهر ـ 57 
9ـ جنگ و عشق ـ منیر السادات موسوی 56.5 
10ـ از میان ظرفهای شسته شده ـ نازنین لیقوانی ـ 54
البته اگر رمان قاعده بازي بيش از 180 غلط املايي و حروف‌نگاري و ... نداشت؛ رتبه اول را به دست مي‌آورد که متاسفانه بي‌دقتي نشر علم در ويراستاري، حق اين رمان را پايمال کرد.

---
The 1th Farda (Future) Literary Prize announced Top Ten Novels in Persian Literature (2007).
1. The victim of sympathetic wind (Ghorbani -e- bad -e- movafegh) By Mohammad Toloui
2. The secret assosition (Anjoman -e- makhfi) By Ahmad Shakeri
3. A. D. M. (Alef Dal Mim) By Mahdi Hejvani
4. The rule of game (Ghaede -e- bazi) By Firooz Zonoozi Jalali &amp; 6 Other novels.
This literary prize gives to best technical novel in Student (Daneshjoo) Cultural Center (Farhngsara).</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>متن خيرمقدم در اختتاميه نخستين دوره جايزه ادبي فردا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/06/post_155.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.174</id>
   
   <published>1387-06-10T09:56:41Z</published>
   <updated>1387-06-10T10:02:42Z</updated>
   
   <summary>سلام عليکم پيش از هرچيز به رسم ادب، به نمايندگي از فرهنگسراي دانشجو و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، به همه بزرگواران و فرهيختگاني که تشريف آورده‌اند؛ خوش‌آمد و خير مقدم عرض مي‌کنم. فرصت مناسبي است که گزارشي کوتاه از...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="litrature" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right">سلام عليکم
پيش از هرچيز به رسم ادب، به نمايندگي از فرهنگسراي دانشجو و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، به همه بزرگواران و فرهيختگاني که تشريف آورده‌اند؛ خوش‌آمد و خير مقدم عرض مي‌کنم.
فرصت مناسبي است که گزارشي کوتاه از فعاليتهاي سي ماهه فرهنگسراي دانشجو در حوزه کتاب و به طور خاصتر، ادبيات داستاني را، تقديم کنم.
تا آنجا که اين فقير ديده و شنيده‌ام، هر جواني که سرش به تنش بيرزد، به کتاب علاقه دارد و در اين حوزه، صاحب دغدغه است. اما چرخه توليد کتاب، چرخه بزرگ و در‌هم‌تنيده‌ايست که نه اين بنده يک لاقبا و نه بزرگترهاي استخوان کرده در اين راه، از عهده حل همه مشکلات آن برنمي‌آيند. بنابرين به سيره عقلا عمل کرديم و به اندازه ران ملخ خود در اين سفره، سهيم شديم. 
ما به عنوان فرهنگسراي دانشجو، يعني به عنوان يک نهاد اجرايي فرهنگي، نه وظيفه توليد کتاب را برعهده داشتيم، نه توزيع و نه حتي سفارش آن را. مهمترين وظيفه ما ترکاندن حباب کثرت عناوين کتاب و معرفي گل کتابهاي هر حوزه به مخاطبان آن بود. بدين ترتيب، نشريه «روشنا» در فرهنگسراي دانشجو متولد شد که تا 19 شماره به حيات خود ادامه داد و بيش از 150 عنوان کتاب را به شکل موضوعي، در شمارگان قريب به يکصدهزار نسخه، به مخاطبان معرفي نمود. انتخاب قالب ديواري و بروشوري براي اين نشريه و استفاده از گرافيک جذاب و جوان‌پسند به ما کمک کرد تا تجربه‌اي بسيار موفق را پشت سربگذاريم.
دومين تجربه موفق فرهنگسراي دانشجو، حضور در جشن کتاب تهران بود که مجموعه برنامه‌هاي آن سبب شود عنوان برترين فرهنگسراي شهر تهران را در اين جشن شهري از آن خود کند. اين موفقيت در حدي بود که در سال 1386، فرهنگسراي دانشجو به عنوان دبير اين جشن انتخاب شد.
سومين تجربه موفق فرهنگسراي دانشجو، برگزاري نمايشگاههاي کتاب در محيطهاي دانشگاهي بود که 5 دوره تجربه موفق آن با حمايت معاونت امور فرهنگي وزارت ارشاد، منجر به برگزاري 33 نمايشگاه توسط مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي در دانشگاهها شد.
چهارمين تجربه فرهنگسرا، در برگزاري کلاسهاي آموزش داستان نويسي با محوريت جناب آقاي ابوالفضل درخشنده بود که نتيجه همت و تلاش و پشتکار ايشان را، پس از يکسال، در اينجا شاهد هستيم.
پنجمين تجربه فرهنگسرا در همين حوزه، برگزاري ده نشست نقد رمان در زمستان گذشته بود که از نظر استقبال مخاطب و سطح جلسه، کم يافت مي‌شد.
هم‌اينک اين افتخار را داريم که به بهانه اختتاميه نخستين دوره جايزه ادبي فردا، در خدمت شما بزرگواران باشيم و حاصل زحمات جمعي از دوستداران ادبيات ناب و اصيل را به تماشا بنشينيم.
برپايي اين مجلس، بيش از هر چيز مايه مباهات اين فقير است که توانسته به وظيفه خدمت‌رساني خويش در قبال اين جمع عمل نمايد و اينچنين، خوشه‌چين آنان باشد.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>شنبه، تکنکيکي‌ترين رمانهاي ۸۶ را معرفي مي‌کنيم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/06/_86.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.173</id>
   
   <published>1387-06-05T12:22:00Z</published>
   <updated>1387-06-05T19:44:30Z</updated>
   
   <summary>به اميد خدا، شنبه نهم شهريور ماه، اختتاميه اولين دوره «جايزه ادبي فردا» در فرهنگسراي دانشجو برگزار مي‌شود. اين مراسم از ساعت 6 تا 8 بعدازظهر برپاست و در آن، ده رمان برتر سال 1386 معرفي خواهند شد. جايزه ادبي...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="litrature" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/jayeze-adabi-farda.jpg" alt="تنديس جايزه ادبي فردا" vspace="1" hspace="5" align="left"/>به اميد خدا، شنبه نهم شهريور ماه، اختتاميه اولين دوره «جايزه ادبي فردا» در فرهنگسراي دانشجو برگزار مي‌شود. اين مراسم از ساعت 6 تا 8 بعدازظهر برپاست و در آن، ده رمان برتر سال 1386 معرفي خواهند شد.
جايزه ادبي فردا به همت آقاي <a href="http://abolfazl2321.persianblog.ir/">ابوالفضل درخشنده</a> و شاگردانشان، از ارديبهشت ماه امسال کليد خورد. در اين چهار ماه از دور شاهد بودم که اين بزرگواران، با يک کار جهادي طاقت‌فرسا، 38 هزار و 600 صفحه رمان را خواندند و کاربرگهاي پرسؤال و جزئي‌نگر داوري را تکميل کردند و نتيجه همه تلاشهايشان، چيزي خواهد بود که روز شنبه اعلام مي‌شود.
ارزش مادي اتفاقي که شکل گرفته، بيش از ده برابر چيزي است که از بودجه فرهنگسرا براي آن اختصاص داده‌ايم و ان شاء الله، برکات اين حرکت، بسيار بيشتر از اين حرفها خواهد بود.
داوران جايزه، چنان دقتي را به کار بسته‌اند که نقاط قوت و ضعف همه 122 رمان مورد بررسي، با شماره صفحه در دستان ماست و اين ثمره، چيز بزرگي است که اهل فن، بيش از همه عظمت آن را درک مي‌کنند.
روز شنبه اختتاميه اين جايزه ادبي است اما تازه آغاز فعاليت مجدد دبيرخانه جايزه است. شناساندن کتابهاي برتر به هيئت خريد کتاب وزارت ارشاد، نهاد کتاب‌خانه‌هاي عمومي کشور، وزارت علوم و بسياري مراجع ديگر از ابتداييترين کارها خواهد بود.
به موازات اين کار، برگزاري جلسات نقد کتابها در سراي کتاب فرهنگسراي دانشجو و سراي اهل قلم خانه کتاب و انتشار نقدهاي آثار در کتاب هفته و ديگر نشريات، پيگيري خواهد شد و ان شاء الله، بسته حمايتي ـ تبليغي خوبي به آثار برتر اهدا خواهد شد.]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بازخواني تاريخ براي خودمان و دوستانمان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/06/post_154.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.172</id>
   
   <published>1387-06-03T10:08:56Z</published>
   <updated>1387-06-04T06:56:55Z</updated>
   
   <summary>وروديهاي جديد دانشگاهها، حتي توفيق زيارت حضرت امام خميني (رض) و نفس کشيدن در زير سايه وجودي ايشان را نداشته‌اند؛ چه برسد به اطلاع از دوران رژيم پهلوي و مبارزات انقلابيان و فتنه‌هاي کردستان و ترکمن صحرا و خوزستان و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/Iran52-USA0.jpg" alt="کتاب ايران 52 ـ آمريکا 0 درباره تسخير لانه جاسوسي آمريکا در ايران" vspace="1" hspace="5" align="left"/>وروديهاي جديد دانشگاهها، حتي توفيق زيارت حضرت امام خميني (رض) و نفس کشيدن در زير سايه وجودي ايشان را نداشته‌اند؛ چه برسد به اطلاع از دوران رژيم پهلوي و مبارزات انقلابيان و فتنه‌هاي کردستان و ترکمن صحرا و خوزستان و سيستان و بلوچستان و هشت سال جنگ تحميلي و سلمان رشدي مرتد و هزار گردنه و پيچ و خمي که اين انقلاب طي کرده تا به اينجا رسيده است.
بنابرين واجب است بر آنهايي که خوانده‌اند يا شنيده‌اند، که براي خودشان و دوستانشان، داستان اين انقلاب را روايت کنند.
بنده و برادرانم در فرهنگسراي دانشجو اين توفيق را داشتيم که گامهايي را در اين زمينه برداريم.
اولين گام ما، بازخواني ماجراي تسخير لانه جاسوسي آمريکا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در 13 آبان 1358 بود که ماحصل تلاشهاي برادرم هادي سجادي‌پور، کتاب خواندني «ايران 52 ـ آمريکا 0» شد. در اين کتاب که برايش عنوان فرعي «روايت 444 روز چزاندن يک ابرقدرت» را انتخاب شد؛ تصوير موجز اما کاملي از آن ماجراي سرنوشت‌ساز و بسيار مهم ـ که حضرت امام آن را «انقلاب دوم» ناميدند ـ ارايه گرديده که به کمک مرکز اسناد انقلاب اسلامي به زيور طبع آراسته شده است.
روايت تاريخي 16 آذر 1332 را هم آماده چاپ کرده‌ايم که اگر مشکلات سازماني بگذارد؛ چاپش کنيم.
کار ديگر ما، نگارش تاريخ مختصر «جنبش دانشجويي بعد از انقلاب اسلامي» بوده که به در همين هفته به پايان مي‌رسد و انشاء الله در پاييز امسال منتشر مي‌شود.
به دوستان دست‌اندرکار پيشنهاد داده‌ايم که در همين قالب و حجم کم، چهار مناسبت مهم دانشجويي را آماده کنيم که به اميد خدا، در اين يکي دو هفته، مصوب شود.
چه خوب خواهد بود که همه برادران، به تناسب حوزه فعاليت، به چنين بازخواني‌هاي تاريخي‌اي دست بزنند.
بايد حواسمان باشد که در کشورهاي همسايه، خيلي از نوجوانان و جوانان، حتي با چهره حضرت امام (رض) و حضرت آقا (مد ظله) آشنا نيستند چه برسد به انديشه‌ها و افکار اين بزرگواران.

در همين مورد نوشته‌اند:
ر<a href="http://pasokhgooee.persianblog.ir/post/426/">وایت چزاندن یک ابرقدرت ـ پاسخگويي سران سه قوه</a>
<a href="http://bultannews.com/pages/?cid=2838">كتاب «ايران52، امريكا 0» منتشر شد ـ بولتن نيوز</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>هر روز بيست دقيقه تفسير قرآن در ماه مبارک رمضان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/05/post_153.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.171</id>
   
   <published>1387-05-30T14:43:17Z</published>
   <updated>1387-05-30T14:47:58Z</updated>
   
   <summary>حاج آقاي قرائتي براي فارغ التحصيلان دانشگاه امام صادق (ع) نامه‌اي نوشته‌اند و توصيه زيبايي را مطرح فرموده‌اند که در ادامه درخواستشان از همه علاقمندان به قرآن کريم است. آن هم اينکه در ماه مبارک رمضان، هر کس يک جلسه...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="culture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[حاج آقاي قرائتي براي فارغ التحصيلان دانشگاه امام صادق (ع) نامه‌اي نوشته‌اند و توصيه زيبايي را مطرح فرموده‌اند که در ادامه درخواستشان از همه علاقمندان به قرآن کريم است. آن هم اينکه در ماه مبارک رمضان، هر کس يک جلسه بيست دقيقه‌اي تفسير ساده و روان قرآن را براي اطرافيانش برپا کند. بنده به سهم خودم تلاش خواهم کرد تا اين اتفاق مبارک در فرهنگسراي دانشجو بيفتد. بقيه دوستان هم انشاء الله.
<a href="http://www.isu.ac.ir/Farsi/News/News_8786.htm">متن نامه</a> از اين قرار است:
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر شريف فارغ التحصيلان جامعة الامام الصادق عليه السلام
گرچه بعضي از شما به من گفتند نامه بي‌فايده است؛ ولي من، هم وظيفه‌اي دارم و هم اميد.
عزيزان حساب شما از ديگران جداست زيرا:
1 – از آغاز از بين هزاران داوطلب گزينش شده‌ايد.
2 – دو عالم بزگوار در رأس امور آن دانشگاه هستند.
3 – از بهترين اساتيد بهره برده‌ايد. و از وجوه شرعيه خرج شما شده است.
4 – لااقل با دو زبان آشنا هستيد.
5 – مقداري دروس حوزوي خوانده‌ايد.
6 -  نام مقدس امام صادق (ع) روي شماست. 
7 -  هدف اصلي مؤسس محترم، آيت الله مهدوي‌كني، بنابه تصريح خودشان تربيت مبلغاني بود كه آشنا با دروس حوزه و دانشگاه باشند.
8 – اگر در برابر تهاجم بيگانه و هوس‌هاي دروني، سربازان فرهنگي بايد دست به كار شوند، سزاوارترين آنان كه زكات العلم نشره است، شما هستيد.
حدود سي سال از انقلاب مي‌گذارد ولي هنوز قرآن و تدبر و تفسير آن در جايگاهي كه در شأن آن باشد، نيست. متأسفانه كتاب خالق را مثل كتاب مخلوق در حد ترم و واحد و برابر نمره و مدرک گذرانيده­ایم.
بياييد در آستانه ماه نزول قرآن، اولاً از تقصير و قصورها عذرخواهي و سپس جبران كنيم.
هركدام از شما جلسه تفسيري (‌در حد تفسير نمونه يا نور يا مشابه آن) براي بستگان، همسايگان، كارمندان تحت امر يا در منازل يا مساجد  و يا اگر تسلط لازم را نداريد هر كدام از شما به سراغ يك عالم فاضل قرآني و از او دعوت كنيد تدبير و تفسير را هر روز حداقل در حد بيست دقيقه، لااقل در ماه رمضان مطرح كند.
و در دعوت ديگران يا اقدام خودتان از نقل اقوال و احتمالات و مطالب سنگين وكم فايده بپرهيزيد و از آياتي كه هر روز همه بايد تابلو زندگي ما باشد با بيان روان با قصد تربيت و با ساده‌ترين نوع بدون تشريفات و اغراض مادي وغيره، دل
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و امام زمان عجل الله تعالي فرجه را شاد كنيد.
اميداست پاسخ عملي به اين نامه را به گونه‌اي بدهيد كه بعضي از دوستان خودمان كه فارغ‌التحصيل شده ولي از حركت قرآني شما مأيوسند را پشيمان كنيد گرچه من نه پشيمانم و نه مأيوس اگر اعتنايي نشود بار ديگر نامه برايتان خواهم فرستاد تا شايد اثر كند.
ضمناً نامه‌اي كه براي ديگران نوشتم همراه با اين تقاضا براي شما مي‌فرستم.
محسن قرائتی - 30/5/87]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>قرار نبود به‌خاطر حق تعارف کنيم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/05/post_152.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.170</id>
   
   <published>1387-05-24T11:54:25Z</published>
   <updated>1387-05-27T15:59:40Z</updated>
   
   <summary>در اين ده روزي که از تشرف فقير به سفر عمره مي‌گذرد، شاهد سه رفتار ناهمگون با تصوير ذهني‌ام از دکتر احمدي‌نژاد بوده‌ام که آزرده‌ام ساخته. از سوي ديگر، مي‌بينم که برخي از دوستان دانشجويم که برچسب «احمدي‌نژادي» بودن خورده‌اند؛...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="politics" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[در اين ده روزي که از تشرف فقير به سفر عمره مي‌گذرد، شاهد سه رفتار ناهمگون با تصوير ذهني‌ام از دکتر احمدي‌نژاد بوده‌ام که آزرده‌ام ساخته. از سوي ديگر، مي‌بينم که برخي از دوستان دانشجويم که برچسب «احمدي‌نژادي» بودن خورده‌اند؛ آرمان خواهي دانشجويي‌شان را از ياد برده‌اند و سخت دولتي شده‌اند. انگار که تارهاي مصلحت، آرمانهايشان را زنداني خود کرده است.
به زعم فقير، در اين ده روز، رييس جمهور چند رفتار ناصواب و غلط انجام دادند که نه جاي توجيه دارد و نه دفاع:
1ـ رييس جمهور براي راي آوردن وزير پيشنهادي کشور، از حضرت آقا خرج نمودند. در حالي که مهمترين اتهام طرفداران رييس جمهور به طيف طرفدار آقاي زاکاني و ديگر اصولگرايان، نقل قول‌هاي گاه و بيگاه آنان از حضرت آقا بود. (<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=15199">احسان صالحي هم با کلي شرم و خجالت و ... به اين اشتباه، اعتراض نموده.</a>)
2ـ رييس جمهور براي دفاع از موضع بي‌ربط و بي‌خردانه آقاي مشايي درخصوص دوستي با ملت اسرائيل، جملاتي را بر زبان آوردند که به هيچ وجه قابل قبول نيست. ايشان در جمع سفيران <a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=15152">گفتند</a>: «دلسوز همه بشريت حتي مردم آمريكا و بدبخت هايي كه با سراب واهي به سرزمين هاي اشغالي روانه شده اند، هستيم.» بدين‌ترتيب، غاصبان اسرائيلي، بدبختهاي فريب خورده دانسته شدند و .... بگذريم که اين بار هم رييس جمهور با طناب آقاي مشايي به چاه رفتند.
3ـ رييس جمهور در مراسم معارفه آقاي کردان، به شکل غيرمستقيم، مساله مدرک دکتراي جعلي آقاي کردان را بي‌اهميت اعلام کردند و <a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=15149">گفتند</a>: «البته هميشه پشت سر افرادي كه كار مي‌كنند حرف‌هاي بسياري است و يادم هست كه يكبار به بنده گفتند كه فوق‌ ليسانس آقاي هاشمي قلابي است كه براي من نيز جالب بود كه وقتي با ايشان آشنا شدم تنها چيزي كه برايمان مهم نبود همين كاغذ پاره‌ها بود.» اين بار هم رييس جمهور جرم استفاده از سند مجعول را ـ اگر جعل سند توسط ديگران رخ داده باشد ـ با مغالطه‌اي ناشايست، بي‌اهميت خواندند.
4ـ علي‌رغم پيگيريهاي سايت الف و بروز شبهات جدي در خصوص اصالت مدرک آقاي کردان، نه تنها دستوري براي بررسي اين شبهه صادر نفرمودند بلکه در اقدامي معنادار، براي آقاي کردان حکم وزارت صادر نمودند. در حالي که براساس سيره عقلا، احتياط در مواضع شبهه، شرط عقل است.
---------------------
براي برخي دوستان احمدي‌نژادي‌ام که اين روزها يا خجالت مي‌کشند حرف دلشان را بزنند و يا ترجيح مي‌دهند سکوت کنند، متاسفم.
در همين رابطه نوشته‌اند:
<a href="http://asadiblog.blogfa.com/post-34.aspx">ـ آقاي رئيس جمهور با طناب رحيم مشايي داخل چاه نرويد (حميد اسدي: تلنگر)</a>
<a href="http://sina12.parsiblog.com/614198.htm">ـ مستر مشايي ما به تو افتخار نمي‌کنيم (احسان آيتي: فصل انتظار)</a>
<a href="http://hasaneheidari.blogfa.com/post-102.aspx">ـ حجت را چه کسانی بر احمدی نژاد تمام می کنند؟ (حسن حيدري باقرآبادي: روايتي ديگر)</a>
<a href="http://kooshali.blogspot.com/2008/08/blog-post_11.html">ـ آقای رئیس جمهور ، اسفندیار رحیم مشایی نمی تواند (کوشالي)</a>
<a href="http://rajaeyezaman.blogfa.com/post-1406.aspx">ـ آقای مشایی - استعفا استعفا (عليرضا مجيدزاده: رجايي زمان)</a>
<a href="http://cafeandisheh.blogfa.com/post-73.aspx">اسوه ی اصولگرایی در محاصره ی کوتوله های سیاسی (فرزين کياني: کافه انديشه)</a>
<a href="http://www.naghimokhtari.blogfa.com/post-31.aspx">ايا علي کردان از محبوبيت احمدي نژاد مي کاهد؟ (نقي مختاري: در انتظار موعود)</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>او محمد است و علي است ـ به بهانه ولادت حضرت علي اکبر (ع)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/05/post_151.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.169</id>
   
   <published>1387-05-21T18:21:48Z</published>
   <updated>1387-05-21T18:25:18Z</updated>
   
   <summary>يازدهم شعبان براي ما روز بزرگي است. روز بزرگي است چون براي سه امام ما، روز شيريني بوده است. يازدهم شعبان سال 33 هجري قمري، تاريخ تولد بزرگترين پسر امام حسين (عليه السلام) است. هر چه بيشتر درباره تاريخ صدر...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="culture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right">يازدهم شعبان براي ما روز بزرگي است. روز بزرگي است چون براي سه امام ما، روز شيريني بوده است.
يازدهم شعبان سال 33 هجري قمري، تاريخ تولد بزرگترين پسر امام حسين (عليه السلام) است. هر چه بيشتر درباره تاريخ صدر اسلام خوانده باشيم، بيشتر به حلاوت و زيباي اين روز پي مي‌بريم.
سال 33 هجري قمري يکي از آخرين سالهاي خلافت به ناحق خليفه سوم است. جامعه اسلامي از مسير خود منحرف شده؛ بزرگان به دنبال ثروت‌اندوزي و رفاه‌طلبي رفته‌اند؛ اطرافيان رهبر مسلمانان فاسدند و کسي که عنوان «جانشين پيامبر (ص)» را به دنبال مي‌کشد، گوش شنوايي براي اعتراضات اصولگرايان ندارد.
در چنين فضاي غم‌انگيز و دلگيري، بزرگترين انسان روي زمين، امام علي (ع)، هنوز خانه‌نشين است و جامعه اسلامي به دست خود، خود را از درک برکات وجودي ايشان محروم کرده است.
اما در داخل خانه اهل بيت (ع)، اتفاق شيريني رخ داده: امام حسين (ع)، کوچکترين عضو اهل کساء (ع)، نوه محبوب پيام‌آور خدا (ص)، «بابا» شده است.
امام حسين (ع) از قبل تولد، هميشه مورد توجه بوده. از حضرت آدم (ع) بگيريد تا هر پيام‌آور و وصي‌اي که پا بر اين کره خاکي نهاده. جهان دل در گرو حسين (ع) دارد و حسين (ع) دل در گرو پدرش امام علي (ع). آنقدر عاشق پدرش است که تصميم دارد نام تمام پسرانش را «علي» بگذارد.
حالا، درست در يازدهم شعبان سال 33، نوزاد پسري به دنيا آمده که نامش «علي» است اما هر چه بزرگتر مي‌شود و چهره‌اش بيشتر شکل مي‌گيرد، بيشتر شبيه پيام‌آور خدا (ص) مي‌شود. «فتبارک الله احسن الخالقين». به نام علي است و به خلق و سيما، محمد. محمد است و علي است. علي است و محمد است.
علي به دنيا آمده تا هر نوجوان و جواني که نامش را مي‌شنود و درباره‌اش مي‌خواند، وجودش پر از غرور بشود. احساس کند قدش بلندتر شده و همه دارند نگاهش مي‌کنند.
علي حسين، هفت ساله است که امام علي (ع) به شهادت مي‌رسد. ديگر علي، يک کودک هفت ساله نيست. در سال 40 هجري، او يک نماد تاريخي است. يک تذکر است به جامعه بي‌وفاي بعد از علي (ع) که به او بنگرند و ياد پيام‌آور خدا (ص) در دلشان زنده شود. آنها که هنوز دلتنگش هستند، دلشان شاد بشود و آنها که از راهش دور شده‌اند، يک تلنگر بخورند که هنوز محمد (ص) زنده است.
علي 17 ساله است که در سال 50 هجري قمري، عمويش، امام حسن (ع) به زهر همسرش به شهادت مي‌رسد و اوج خيانت و ناجوانمردي به تصوير کشيده مي‌شود.
بدين‌سان، علي مي‌ماند و آخرين باقي‌مانده اهل کساء (ع). بازمانده‌اي که هم پدرش است و هم امامش. علي دلداده حسين است و حسين دلداده علي. علي بوي پيام‌آور خدا (ص) را مي‌دهد و حسين (ع) بوي علي (ع) و فاطمه (س) را.
و اوج اين عشق و دلدادگي و محبت در بزرگترين آوردگاه جهان، درست در وسط دشت کربلا، تجلي مي‌يابد. ياران همه در خون پاک خود در غلتيده‌اند و نوبت بني‌هاشم است. جواني 27 ساله، پا به ميدان مي‌گذارد. اصحاب ديروز و خائنان امروز، به چشمان خود فشار مي‌آورند و باور نمي‌کنند: آه! خود پيام‌آور خدا (ص)، نيم قرن پس از رحلتش، جامه رزم پوشيده و پا به ميدان گذارده! جادو است؟ سحر است؟ اين چه آزمايشي است که خداوند برپا کرده است؟
خداوند در واقعه عاشورا به دنبال آفريدن قله‌هاي زيبايي انساني است. بدين سان، پسر بزرگ حسين (ع)، زيباترين جوان بني‌هاشم، شبيه‌ترينشان به محبوبترين مخلوق خدا، محمد مصطفي (ص)، پيشقدم مي‌شود تا فدايي امام زمانش گردد.
وقتي همه اينها را بدانيم، يازدهم شعبان برايمان روز بزرگي خواهد بود. روز جواناني که از کودکي در دل سختيهاي روزگار زيسته‌اند و الماس وجودشان، در اوج جواني نمايانده شده است.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مبارزه با مفاسد اقتصادي و يک حساب سرانگشتي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/04/post_150.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.168</id>
   
   <published>1387-04-24T14:56:19Z</published>
   <updated>1387-05-26T07:29:04Z</updated>
   
   <summary>آقاي عباس پاليزدار در آن سخنراني مشهورش ماجرايي را بيان مي‌کند: «در يكي از برنامه‌ها [تا انتها ـ شبکه خبر] كه مربوط به قاچاق كالا در فرودگاه پيام بود، مدام معاون گمرك مي‌گفت: آقاي ع. ت. (عباس تقي‌زاده، بچه شابدوالعظيم)...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="law" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/abbas-taghizade.jpg" alt="عباس تقي زاده قاچاقچي بزرگ بازار رايانه" vspace="1" hspace="5" align="left"/>آقاي عباس پاليزدار در آن سخنراني مشهورش ماجرايي را بيان مي‌کند: <em>«در يكي از برنامه‌ها [تا انتها ـ شبکه خبر] كه مربوط به قاچاق كالا در فرودگاه پيام بود، مدام معاون گمرك مي‌گفت: آقاي ع. ت. (عباس تقي‌زاده، بچه شابدوالعظيم) يكي از سرشاخه هاي اصلي است كه با او برخورد نمي‌شود. مدام نام اين آقاي ع. ت. را مي‌آورد كه هنوز آزاد است.
قبل از جلسه، بهشتيان، معاون گمرك به من گفت كه آقاي ع. ت. با ماشين پاترول آمده در دژباني را شكسته، وارد شده و نگهبانان را هم كتك زده و كالاهايش را از گمرك تحويل گرفت! من چگونه با همچين فردي كه پشتش آقاي [...] است، برخورد كنم؟»</em>
شنيدن اين ماجرا کنجکاوم کرد و با کمي جستجو، من ساده دل ديدم اي دل غافل! اين حرف آقاي پاليزدار دروغ نيست و اصلا اين عباس تقي‌زاده را <a href="http://www.eqtesadepenhan.com/comments.asp?category=5&id=20">خود قوه قضاييه تشهير کرده است.</a>
زندگي آقاي تقي‌زاده خيلي جالب است: <em>«متهم در اوايل جواني از <strong>ملاير</strong>  به تهران نقل مكان نموده و در قهوه خانه‌اي در ميدان شهر ري به <strong>سيگارفروشي</strong> مي‌پردازد و پس از آن <strong>بساط لوازم خرازي</strong> ايجاد نموده و سپس به <strong>فروش لوازم آرايشي و بهداشتي</strong> روي مي‌آورد. در سال 68 [20 سالگي] به كيش سفر نمود و با ديدن اوضاع كيش مدت شش سال در امر <strong>بردن مسافر به كيش</strong>، فعاليت و از معافيتهاي كالاهاي مسافري استفاده نموده است. محكوم عليه در سال 1368 دوبار توسط كميته انقلاب اسلامي به اتهام حمل و فروش داروهاي كمياب و نوارهاي غيرمجاز و در سال 1377 به اتهام قاچاق كالا دستگير و در سال 1368 طي حكمي از سوي دادگاه انقلاب اسلامي كرج به مبلغ 257 ميليون ريال جريمه نقدي و يكماه حبس و ضبط كالاهاي مكشوفه محكوم گرديد. از سال 81 [33 سالگي] اقدام به تشكيل و هدايت باندي از كاركنان گمرك و فرودگاه مي‌نمايد كه با كوتاهترين زمان بتواند كالاهاي قاچاق خود را از گمركات مختلف بويژه گمرك فرودگاه پيام ترخيص و در سطح شهر توزيع نمايد.
نامبرده با <strong>اجاره روزانه 3-2 فروند هواپيماي 15 تني و يك فروند هواپيماي يك تني</strong> از فرودگاه پيام، [...] بدون ارزيابي و بازبيني گمرك و با تباني تعدادي از عوامل گمركي اقدام به ورود كالاهاي قاچاق در سطح گسترده مي‌نمود.»</em>
سايت الف هم در باره عباس تقي زاده <a href="http://www.alef.ir/content/view/2354/">نوشته</a>: «<em>طی سالهای 79 تا 81 در بازار رایانه و ماشینهای اداری ایران و امارات مشهور شده بود که حاج عباس عامل نهادهای امنیتی است و برای بزرگان نظام کار تجاری انجام می دهد!
 این شایعه در آن سالها چنان باورکردنی بود که همه تجار بازار رایانه ایران می‌دانستند که از طریق هواپیماهای تحت اجاره "حاج عباس" و فرودگاه پیام می‌توانند محموله‌های قاچاق خود را از دبی به کف بازار تهران انتقال دهند. دستگیری و آزادی سریع وي در سالهای 81 و 82، متاسفانه این باور را در بازار تهران جا انداخته بود که "حاج عباس" حقیقتاً به مراکز پرقدرت نظام وصل است.»</em>
خب. به حواشي و شايعه‌ها کاري ندارم اما حساب سرانگشتي اينجاست:
1ـ آقاي تقي‌زاده دستکم از سال 79 تا 83 مشغول قاچاق کالاهاي رايانه‌اي بوده است.
2ـ آقاي تقي‌زاده روزانه 2 تا 3 هواپيماي 15 تني و يک هواپيماي يک تني را در اجاره داشته است.
3ـ سنگينترين قطعه رايانه، مانيتور آن است!
به نظر شما درآمد آقاي تقي‌زاده از اين قاچاق چقدر بوده است؟ اصلا با ماشين حسابهاي ما قابل محاسبه است؟
و حالا بخوانيد راي قطعي پرونده ايشان را:
1ـ سه سال حبس تعزيري و محروميت از هرگونه واردات و صادرات
2ـ سه سال اقامت اجباري در طبس [احتمالا آنجا را آباد خواهد کرد!]
3ـ رد مال تحصيل شده به طريق نامشروع به ميزان 120 ميليارد و 676 ميليون و 562 هزار و 777 ريال در حق گمرك 
4ـ جريمه نقدي به ميزان 241 ميليارد و 353 ميليون و 125 هزار و 554 ريال در حق صندوق دولت
5ـ ضبط كليه كالاهاي مكشوفه به نفع دولت [احتمالا آنهايي که در انبار گير افتاده‌اند نه آنهايي که با پاترول آمده و در دژباني را شکسته و نگهبان را کتک زده و برده!]
بنابرين بنابر محاسبات قاضي محترم، اين جوان ملايري که از سيگار فروشي شروع کرد و بدون حمايت احد الناسي، روي پاي خودش ايستاد و بساط راه انداخت و مسافر به کيش برد، يکدفعه در فرودگاه پيام 3 ـ 4 تا هواپيما دربست گرفت و 4 سال قطعات رايانه قاچاق کرد و <strong>12 ميليارد تومان سود </strong>کرد!
ديديد رياضي همه‌مان چقدر ضعيف است!
-----------------
بازنشر اين نوشته در:
<a href="http://www.ansarnews.com/?usr=news/detail&nid=2003208">اخبار انصار ـ پايگاه خبري شوراي هماهنگي نيروي حزب الله</a>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>امروز روز ملي قلم  است</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/04/post_149.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.167</id>
   
   <published>1387-04-14T16:03:56Z</published>
   <updated>1387-04-14T17:07:27Z</updated>
   
   <summary>امروز 14 تير، روز ملي قلم است. سال گذشته، در همين روزها، مطلبي نوشتم با عنوان «انجمن قلم ايران و روز ملي قلم!» در آن نوشته، از انجمن قلم ايران به خاطر بي‌توجهي‌اش به روز ملي قلم، انتقاد کرده بودم....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="litrature" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/5th-ghalam-zarrin.jpg" width="250" alt="اختتاميه پنجمين جشنواره قلم زرين" vspace="1" hspace="5" align="left"/>امروز 14 تير، روز ملي قلم است. سال گذشته، در همين روزها، مطلبي نوشتم با عنوان <a href="http://www.tardid.com/archives/1386/04/post_98.php">«انجمن قلم ايران و روز ملي قلم!»</a>
در آن نوشته، از انجمن قلم ايران به خاطر بي‌توجهي‌اش به روز ملي قلم، انتقاد کرده بودم. از اينکه پايگاه اينترنتي انجمن به روز نمي‌شد و چه و چه و چه.
پس از يکسال، کارنامه انجمن قلم ايران قابل بررسي است:
1ـ پنجمين جشنواره قلم زرين برگزار شد. در اين دوره، کم‌کاري دوره قبل هم جبران شد و سالهاي 85 و 86 مورد بررسي قرار گرفتند. از حضار در مراسم، اين تعداد را به‌خاطر دارم: دکتر حسن رحيم‌پور ازغدي، دکتر علي اکبر ولايتي، دکتر مجتبي رحماندوست، علي اکبر اشعري، مهندس حسن بنيانيان، محسن مومني، فيروز زنوزي جلالي، احمد شاکري، دکتر محمد نوري‌زاد، حميد سبزواري، محمدرضا سرشار، دکتر قبادي، افشين علا، پدرام پاک‌آيين، دکتر محسن پرويز، علي شجاعي صائين، محمدعلي گوديني، کامران پارسي‌نژاد، حجت الاسلام دعايي، راضيه تجار، حسين صفار هرندي و بسياري ديگر که از قلم انداخته‌ام، حضور داشتند.
نيم ساعت از شروع مراسم نگذشته بود که داخل تالار انجمن پر شد و ...! بگذريم که وزير ارشاد و رييس حوزه هنري و خيليهاي ديگر که دير آمده بودند، مجبور شدند چند دقيقه‌اي بيرون بنشينند تا يکي لطف کند و جابه‌جا شود و آنها بتوانند داخل بنشينند.
2ـ پايگاه اينترنتي انجمن، کمي به روز است اما قابل قبول نيست. آخرين خبر، متعلق به 26/3/87 است و آخرين مصوبه مربوط به 13/10/86.
3ـ کتاب فروشي انجمن پس از کمتر از 9 ماه فعاليت، تعطيل است. متاسفانه نپرداختن هزينه برق توسط بهره‌بردار و قطع آن توسط اداره برق، اين طرح خوب را ناکام گذاشته است. (البته ماجراهاي اين کتاب فروشي خود حديث مفصل است)
×××
انجمن قلم ايران علايم حياتي‌اش پابرجاست، به محرکها پاسخ مي‌دهد اما ....]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>آقاي مرتضوي! اجتنبوا من مواضع التهم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.tardid.com/archives/1387/04/post_148.php" />
   <id>tag:www.tardid.com,2008://2.166</id>
   
   <published>1387-04-10T19:05:32Z</published>
   <updated>1387-04-10T19:34:48Z</updated>
   
   <summary>سلام آقاي مرتضوي شما براي دانشجويان دوران سخت اصلاحات، چهره نام‌آشنايي هستيد. بچه‌هاي بسيج، جامعه اسلامي، انجمن اسلامي و چه و چه و چه، همه شما را خوب مي‌شناسند. راستش را بخواهيد، دلم براي دوراني که قاضي جوان شجاعي در...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="law" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.tardid.com/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<img src="http://www.tardid.com/weblog/images/saeed-mortazavi.jpg" width="250" alt="سعيد مرتضوي دادستان تهران" vspace="1" hspace="5" align="left"/>سلام آقاي مرتضوي
شما براي دانشجويان دوران سخت اصلاحات، چهره نام‌آشنايي هستيد. بچه‌هاي بسيج، جامعه اسلامي، انجمن اسلامي و چه و چه و چه، همه شما را خوب مي‌شناسند.
راستش را بخواهيد، دلم براي دوراني که قاضي جوان شجاعي در دادگاه مطبوعات بوديد، تنگ شده است. روزگاري که تقريبا يک تنه، برابر موج آلوده براندازان و هتاکان، ايستاده بوديد.
با رفتن آقاي خاتمي، چند سالي بود که خيلي نمي‌ديدمتان. دورادور مي‌شنيدم که ارتقا يافته‌ايد و بالا رفته‌ايد. ما هم که مثل خيليهاي ديگر، به مرهم گذاشتن بر زخمهاي دوران اصلاحات مشغول شده بوديم.
اما اين دوري و دوستي، زياد طول نکشيد. يکي از دوستانم در آزمون دکتراي حقوق جزا و جرم شناسي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي پذيرفته شد اما ناباورانه، در فهرست نهايي، يکي از دوستان شما جايگزين دوست من شد!
هر چند که آن ماجرا به لطف جناب جاسبي و گشاده دستي‌هاي مشهور ايشان حل شد اما يک گوشه ذهنم، درست کنار تصوير روشني که از شما حک شده بود، کدر شد.
اين روزها دوباره اسم شما را زياد مي‌شنوم. چند روز پيش، همه آنچه را که درباره نماينده منتخبم، آقاي زاکاني، نوشته بوديد، خواندم و تعجب کردم. تعجب کردم که به عنوان يک حقوقدان، چرا چنين عنان سخن را رها کرده‌ايد و به يک نماينده مجلس تاخته‌ايد! برايم جالبتر اين بود که در پاسخ به نامه‌اي چنين اهانت روا داشته‌ايد که اصولا خطاب به شما نبوده است!
آقاي مرتضوي!
در رشته حقوق، قواعد فقهي بسيارند. اما گاهي بايد قواعد اخلاقي را نيز دوباره خواند تا از ياد نبرد. فرموده‌اند: «اجتنبوا من مواضع التهم». خوانده‌ايم که فقيهي براي صدور فتوا درباره نجاست يا طهارت آب چاه، ابتدا چاه خانه خود را پر کرد. شنيده‌ايم که ...
آقاي مرتضوي!
<strong>چرا شما و دوستان هم‌قطارتان از دکتراي حقوق جزا و جرم‌شناسي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي انصراف نمي‌دهيد</strong> تا بي‌هيچ تهمت و شايبه‌اي، در دفاع از حق (حتي اگر به نفع جناب جاسبي باشد)، سينه چاک دهيد؟
ماجراي حجت الاسلام عليزاده و دکتراي دانشگاه هاوايي يادتان هست؟ بهتر نبود ...؟ 
]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>

</feed>
