« مرداد ۱۳۹۰ | صفحه اصلی | مهر ۱۳۹۰ »

شهریور ۱۳۹۰ آرشیو

۱۹ شهریور ۱۳۹۰

بررسي «وبلاگ‌نويسي قرآني» در نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن

سعيد شمس، محمد سرشار و ياسر استادحسين در نشست وبلاگ‌نويسي قرآنيامسال توفيق حضور در نمايشگاه قرآن را نداشتم. تنها سعادتم، حضور در پنجشنبه آخر نمايشگاه، يعني 3 شهريور 1390، بود.
چند روزي گوشي تلفن همراهم خاموش بود. روز شنبه 22/5/90 روشنش که کردم؛ زنگ خورد و برادري از معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد تماس گرفت که بيا و درباره وبلاگ‌نويسي قرآني صحبت کن.
مجموعه نشستهايي بود با موضوع کلي «قرآن و رسانه» و دهمين و آخرين نشست، به «وبلاگ‌نويسي قرآني» اختصاص داشت.
مهمانان ديگر نشست، حاج آقاي سعيد شمس، مدير پايگاه اينترنتي شهر مجازي قرآن کريم و آقاي ياسر استادحسين، دبير جشنواره وبلاگ‌نويسي قرآني فرهنگسراي قرآن، حضور داشتند.
اين نشست، بازتاب زيادي در رسانه‌ها داشت. به اميد خدا، عرايضم را دسته‌بندي و منظم خواهم کرد و در فرصت مناسبي، منتشر مي‌کنم. اما مهمترين عرض بنده، در انتقاد از جشنواره وبلاگ‌نويسي قرآني بود.
مدتي است شهرداري تهران و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، زياد به پر و پاي وبلاگ‌نويسان مي‌پيچند و برايشان سفره پهن مي‌کنند و جشنواره مي‌گيرند و .... (ناگفته نماند که خود من هم در فرهنگسراي دانشجو (شفق) و سالهاي 86 و 87، به لطف برادر عزيز آقاي ابوالفضل درخشنده، روزهاي يکشنبه ميزبان وبلاگ‌نويسان بودم.)
مهمترين عرض بنده اين بود که جشنواره‌ها، با خاستگاه فرانسويشان، معمولاً دو هدف دارند: يا فرهنگ‌سازي پديده‌هاي نو و يا هدايت و حمايت پديده‌هاي جاري.
اگر هدف نگاهي به آينده دارد؛ در فضاي مجازي بايد به سراغ ويدئوها رفت و اگر هدف نگاهي به وضعيت فعلي دارد؛ بايد شبکه‌هاي اجتماعي مجازي را دريافت.
جسارت هم کردم و عرض کردم که تب وبلاگ‌نويسي خوابيده است و موج آن در حال فروکشيدن است. بنابرين کسي که در سال 1390، جشنواره وبلاگ‌نويسي برگزار مي‌کند؛ از فضاي مقدم مجازي دور است!

اما بازتابهاي نشست:
باشگاه خبرنگاران جوان ـ مدیر عامل کانون اندیشه جوان در نشست تخصصی وبلاگ نویسی قرآن: جشنواره وبلاگ نویسی قرآن باید به سمت پالایش محتوای وبلاگ ها برود
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ در دهمین نشست تخصصی قرآن و رسانه مطرح شد: وبلاگ‌نویسی قرآنی باید با هنر آمیخته باشد
خبرگزاري ايسنا ـ در نشست تخصصی قرآن و رسانه مطرح شد: وبلاگ‌نویسی قرآنی باید با هنر آمیخته باشد
خبرگزاري شبستان ـ وبلاگ های قرآنی انتقال دهنده موضوعات قرآنی به جامعه
خبرگزاري قرآني ايران(ايکنا) ـ وبلاگ‌نويسی قرآنی در آميختگی با هنر معنی می‌يابد
روزنامه اعتدال ـ سلسله نشستهاي قرآن و رسانه
خبرگزاري مهر ـ وبلاگ‌نويسي قرآني بايد با هنر آميخته باشد
خبرگزاري زنان و خانواده (وفا) ـ وبلاگ‌نويسي قرآني بايد با هنر آميخته باشد
روزنامه اطلاعات ـ وبلاگ‌نويسي قرآني بايد با هنر آميخته باشد
روزنامه ايران ـ وبلاگ‌نويسي قرآني با هنر آميخته شود

۲۰ شهریور ۱۳۹۰

سي هزار ميليارد ريال، چند صفر دارد يا با اين انقلاب چه مي‌کنيم؟!

يکي از خنده‌هاي مشهور شهرام جزايري در دادگاهخبر زشت اين روزها، خبر مايه سرافکندگي اين روزها و خبر آبروبر اين روزها، اختلاس يا سوء استفاده يا زرنگي يا کاربلدي 2800 ميليارد توماني در نظام بانکي کشور است.
آنگونه که خواص به عوام گفته‌اند در عرض چهار سال، نه آدم زرنگ دانا به سوراخهاي قانون و آيين‌نامه‌ و بخش‌نامه، دست به دست هم داده‌اند و معادل بيش از نصف کل بودجه فرهنگي کشور را بالا کشيده‌اند و با آن، بانک تاسيس کرده‌اند و کارخانه خريده‌اند و ...!
من وقتي خيلي خجالت کشيدم که در پايگاه بي بي سي فارسي، گزارشي را ديدم که از اختلاسها و سوء استفاده‌ها و بخور بخورهاي چند سال اخير تهيه شده بود. مزدوران حکومت شاهنشاهي انگليس، جمع‌بندي خوبي از اين خراب‌کاري‌ها ارايه کرده بودند!
روزگاري در اين مملکت، فاضل خدادادي بود که با مرتضي رفيق‌دوست، يک اختلاس 123 ميليارد توماني از بانک صادرات ايران کردند و نهايتاً به اعدام خداداد در سال 1374، انجاميد. الان فاضل خداداد، «مرحوم زنده‌ياد» شده و برايش وبلاگي راه انداخته‌اند و محسن رفيق‌دوست مي‌گويد اختلاس او کمتر از 6 ميليارد بوده و چه و چه و چه!
بالاخره هم من نفهميدم که مرتضي رفيق‌دوست، مامور خريد زندان بوده يا مسؤول جمع‌آوري نان خشک (به روايت محسن رفيق‌دوست)
اما چند روز پيش، خبر اظهار ندامت شهرام جزايري آمد که بعد از اين همه بگير و ببند و در دادگاه به ريش ملت خنديدن و هزار حرف و حديث ديگر، به ماهنامه محمدباقر قاليباف گفته: «از نزدیک شدن به آدم‌های سیاسی پشیمانم. هر چند که آنها سراغ من آمدند»!
نمي‌دانم کارمان به کجا خواهد رسيد اما از چيزي مي‌ترسم. از چيزي که سالها پيش به دوستانم به شوخي مي‌گفتم و الان از آن مي‌ترسم. از اينکه کسي به تخلفات مالي کاري نداشته باشد مگر اينکه پرونده سياسي بشود؛ از اينکه عدالت را، «سياست» اجرا کند؛ از اينکه عدالت را پشت درهاي بسته ببرند؛ از اينکه مصلحتها، عدالت خفه کنند؛ از اينکه ....

بعضي وقتها که گذارم به بهشت زهرا(س) مي‌افتد؛ به قطعه شهدا مي‌روم. همينجوري، بچه بغل، راه مي‌افتم و به عکسها نگاه مي‌کنم و سال تولد را از سال شهادت کم مي‌کنم و با سن خودم مقايسه مي‌کنم و ....
با اين انقلاب چه مي‌کنيم؟

۲۲ شهریور ۱۳۹۰

تهاجم فرهنگی در تولید کیفهای ایرانی غربزده چقدر نقش دارد؟

یکی از مساله‌هاي جدي در حوزه فرهنگ، بحث «تهاجم فرهنگي» است. به دنبال بحثهاي پيچيده علمي نيستم و در اين نوشته، منظورم از تهاجم فرهنگي، همان انتقال سازماندهي‌شده فرهنگ است.
ما در زندگي روزمره، با نتايج اين انتقال (طبيعي يا سازماندهي‌شده) فرهنگي زياد مواجه مي‌شويم و سبک زندگي ما، کاملا متاثر اين جريان فرهنگي است.
يکي از اين نتايج، در لوازم زندگي ما ديده مي‌شود. لوازمي که داراي نمادهاي فرهنگي غربي هستند؛ زندگي ما را پر کرده‌اند و اين انتقال فرهنگي را هشدار مي‌دهند. و وضع به گونه‌اي شده است که يافتن کالاهاي فاقد اين نشانه‌هاي فرهنگ غربي، دشوار گرديده.

من هميشه وقتي لوازم التحرير داراي تصوير شخصيتهاي غربي را مي‌ديدم؛ تاسف مي‌خوردم که اين نفوذ فرهنگ غربي تا کجاها ريشه دوانده است.
چند روز قبل، خبرگزاري مهر، به بهانه آغاز سال تحصيلي، به سراغ کارگاههاي توليد کيف دانش‌آموزان رفته بود و گزارشهاي تصويري از آنها تهيه کرده بود.
اين کارگاههاي سراجي، در حوالي خيابان شهيد مصطفي خميني و حد فاصل خيابانهاي امين‌حضور و مولوي هستند. يعني در دل قديمي‌ترين مناطق شهر تهران که هنوز، گذار مدرنيته به آنها نيفتاده.
کاسبهاي اين منطقه، تومني ده ريال با کاسبهاي شمال و غرب تهران متفاوتند و اگر يک بار با يک خانم، از آن منطقه رد شويد؛ متوجه پاک‌چشمي اين جماعت مي‌شويد.
اين کارگاههاي توليد کيف مدارس، بيشتر دخمه‌اند تا کارگاه. يک زيرزمين يا يک طبقه از يک ساختمان بسيار قديمي، بدون تهويه مناسب و با فضاي بسيار محدود، معمولاً محل يک کارگاه است.

اگر به عکسهاي خبرگزاري مهر دقت کنيد؛ چيزهاي عجيبي در اين کارگاهها وجود دارد: روي ديوار نام مبارک حضرت فاطمه زهرا(س)، تمثال شبيه امير مؤمنان علي(ع)، تصوير حضرت امام خميني(رض) و ....
اما در همين فضا، کيفهاي باربي و که و که و که در حال توليد است! يعني معتقدان سنتي اين انقلاب، پياده‌نظام اين انتقال فرهنگ غربي هستند و با سرمايه‌گذاري شخصي، آن را به خورد دانش‌آموزان آينده‌ساز انقلاب اسلامي مي‌دهند.
اگر انقلاب ما فرهنگي است؛ لازم است سازمانهاي مسؤول اين صنف، براي اين توليدکنندگان، کارگاهها و کلاسهاي آموزشي برگزار کنند و مساله تهاجم فرهنگ غربي و نمادهاي آن را برايشان توضيح دهند. به آنها بفهمانند که نتيجه حضور امثال باربي روي کيفهاي دخترانشان، بي‌بندوباري‌هاي بزرگسالي و غمهاي جانسوز آينده‌اي است که پدر و مادرهاي متدين را از داخل مي‌خورد و مي‌سوزاند و دق مرگ مي‌کند. برايشان، قصه مستند آدمهاي باربي‌زده را تعريف کنند.
همه کارهاي فرهنگي، که برعهده نيروي انتظامي نيست!

درباره شهریور ۱۳۹۰

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به ترديد راهي به دانايي در شهریور ۱۳۹۰ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی مرداد 1390 می باشد.

آرشیو بعدی مهر 1390 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

Creative Commons License
این وبلاگ تحت لیسانس زیر می باشد لیسانس کریتیو کامانز.