« مطهری كه بود؟ كانون اندیشه جوان چه باید باشد؟ | صفحه اصلی | روزهاي کار و کم‌خوابي و گرسنگي! »

برگ‌های برنده «دا» ـ گفتگو با سایت تبیان

۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

1- به نظر جنابعالي چه عواملي موجب شد تا "دا" اين‌چنين بفروشد؟
بسم‌الله الرحمن الرحیم. به نظر فقیر، موفقیت كم‌نظیر كتاب «دا»، مرهون چند چیز است و جمع بین این عوامل باعث شده كه چنین كامیابی‌ای نصیب «دا» گردد. مهمترین و اصلی‌ترین عامل، خود سرگذشت كم‌پدید سركار خانم سیده زهرا حسینی است. هر چند كه در بازه زمانی دفاع مقدس و پایداری بی‌سابقه ایرانیان، مردان و زنان بسیاری را دیده‌ایم كه تجربیات شگفتی‌انگیز و حیرت‌آوری داشته‌اند ولی در هر حال، چنین سرگذشتی در زندگی انسانی، بسیار نادر و كم‌پیداست.

2- شيوه نگارش و پردازش، المان‌های ادبی ، روند روایت آن را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
دقیقاً عامل دوم و سوم موفقیت «دا» در پاسخ به همین سؤال شما نهفته است. سركار خانم سیده اعظم حسینی، در بیرون كشیدن این گنج از درون راوی آن، بردباری، ریزبینی و پشتكار بسیاری به خرج داده‌اند كه انصافاً جای تحسین دارد. می‌دانید كه كمك به صاحب خاطره برای یادآوری خاطرات چند دهه پیش و بازگویی جزئیات آنها، خود هنر و تخصصی علی‌حده است. این كار دشوار، بدون تسلط بر وقایع و مطالعه بسیار در آن زمینه، ممكن نیست.
سومین عامل، علاوه بر آنچه عرض كردم؛ در ذوق ادبی و استعداد داستان‌نویسی ایشان نهفته است. چرا كه متن نهایی پیش‌روی ما نشان می‌دهد سركار خانم سیده اعظم حسینی، كتاب خاطره‌ای به ما هدیه كرده‌اند كه به رمان پهلو می‌زند.

3- به نظر شما "دا" بخش زیادی از فروش خود را مدیون حمايتها و معرفيها فراوان نيست؟
آشنایی خود بنده با كتاب «دا» از طریق خواندن همین معرفی‌ها بود! طبیعی است كه با حضور نخبگان و حمایت چهره‌های نام‌دار، جامعه با یك كالای فرهنگی بیشتر آشنا می‌شود. با توجه به ارزش بالای «دا» و گران‌سنگی آن، بنده فكر می‌كنم كه این حمایت‌ها نیز جای تقدیر و تشكر دارد.
البته نباید از یاد ببریم كه تلاش‌های انتشارات سوره مهر و نوآوری‌های آن در معرفی و توزیع اثر، خود تاثیر بسزایی در موفقیت امروزین «دا» داشته است.

4- آقای اسپراکمن امروز برای دیدار خانم حسینی و ترجمه این اثر به ایران می آیند، به نظر شما این اثر به ذائقه‌ي يک خواننده‌ي خارجي نيز خوش خواهد آمد؟
به نظر بنده، جنبه‌های دراماتیك و انسانی كتاب «دا» آنچنان قوی هست كه فارغ از جهت‌گیری‌های فكری و ارزش‌گذاری‌های آیینی، فطرت انسانی را تحت تاثیر خود قرار دهد. در این میان، توضیحات مترجم محترم برای خواننده ناآشنا با دقائق فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، می‌تواند لطف خواندن این اثر را در ذائقه وی بسیار افزایش دهد.

5- براي جهاني سازي ادبيات داستاني ايران، بويژه ادبيات دفاع مقدس چه الگوي پيشنهاد مي‌دهيد؟
همانگونه كه یك گردشگر غربی به شرق نمی‌آید تا نشانه‌های غرب‌زدگی شرقیان را تماشا كند؛ نویسندگان دفاع مقدس نیز باید این نكته مهم را در نظر داشته باشند كه برای جهانی شدن، باید تا می‌توان «بومی» شد. هرچند كه این حكم كلی در ظاهر خود متناقض‌نماست اما تجربه نشان داده است كه آن چیزی كه ما را جهانی خواهد كرد؛ غنای فرهنگ بومی ما خواهد بود و نه تقلیدهای ناقص و عقب‌مانده ما از غرب.
نكته دوم، تلاش برای رفتن به عمق گنجینه دفاع مقدس و بیرون آوردن مرواریدهای نایاب آن است. این اتفاق نمی‌افتد مگر با مطالعه بسیار نویسندگان و نشستن آنها پای خاطرات مجاهدان و اطرافیان آنها.

6- آثار دیگری را می‌شناسید – نه تنها در این موضوع – که قابلیت این حمایت و جهانی شدن داشته باشند؟
بین آثاری كه بنده در حوزه دفاع مقدس مطالعه كرده‌ام؛ كتاب «خاك‌های نرم كوشك» نوشته جناب آقای سعید عاكف نیز دارای چنین ویژگی‌هایی هست. چاپ صد و پانزدهم این اثر و فروش نزدیك به چهارصد هزار نسخه‌ای آن نشان می‌دهد كه جامعه ایران به این كتاب نیز، همچون «دا»، روی خوش نشان داده است.
كتاب «بابا نظر» هم می‌تواند در رده بعد قرار گیرد.
همچنین رمان‌های و مجموعه‌داستان‌های «زمانی برای بزرگ شدن» محسن مؤمنی و «رفاقت به سبك تانك» و «فرزندان ایرانیم» داوود امیریان نیز، برای بنده كتاب‌های جذابی بوده‌اند.
البته بدیهی است كه این كتاب‌ها، محدود به یاری حافظه بنده در این مجال و میزان مطالعه‌ام است و برای ساماندهی این امر، باید كارگروهی تخصصی جهت شناسایی آثار قابل حمایت، تشكیل گردد.

دنبالک

نشانی دنبالک برای این نوشته:
http://www.tardid.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/176

نظرات (۲۰)

سلام آقا
از اينكه مي بينم عليرغم مشغله هاي فراوانتان اين وب سايتتان را سرپا نگه داشته ايد خوشحالم...
مسرور خواهم شد به وب سايت ادبي بنده نيز نظري بيافكنيد و مرا از راهنمايي هايتان بهره مند سازيد.
خداوند شما و استاد بزرگوارمان (رضا رهگذر) را براي اين انقلاب حفظ كند.
(دبير تحريريه و دبير سرويس ادبي زمانه)

اگر میخواهید پیشرفت کنید باید مبارزه کنید .عافی تطلبى، یک گوشه اى نشستن، دستها را به هم مالیدن و به حوادث دنیا نگاه کردن و وارد میدانهاى بزرگ دنیا نشدن، براى هیچ کشور و هیچ ملتى پیشرفت به بار نمى آورد. باید وسط میدان بروید . این میدان لزوماً هم میدان جنگ نظامى نیست . امروز مهمتر از جنگ نظامى، نبردهاى سیاسى و نبردهاى اخلاقى است. "ره بری"

سلام برادر. سرت شلوغ است که شلغوغ است. مدیرعاملی که چه خوب. مجددا پدر شده‌ای که مبارک باشد. اما چرا این‌همه تأخیر در به روزرسانی؟
!یک به روز کردن است دیگر. گوشه چشمی هم به اینجا داشته باش.
یا علی

مرتضی نجف ابادی:

سلام استاد
ما از سایت بازدید میکنیم
ولی مدتی است دیگر مطلب تازه ای نمی بینیم.

ب ق:

سلام حاجی
هر چه پست هاوسمت هات بالاتر می ره از میزان انتقاد ها و عدالت خواهی هات کم می شه!
حواست هست؟

salam

آقای سرشار اگه روشنفکرید یا اگه در آینده می خوای بشی یا اگه دوست داری باشی یا اگه روشنفکر ها رو مسلمون می دونی بهترین راه برای شما لینک webماست.

بي نام:

عجيب است احوال من و در شگفتم از جانم كه نه از شما بيزار است و نه با شما دوست. تنها همين قدر كه شما را مي شناسم با پدرتان و صدا و قصه هايش را چقدر دوست داشتم و شما را چه قدر از پدر گرامي دور ديدم هزاران بار دورتر نه اينكه بدتر باشيد يا بهتر فقط دورتر بوديد دور دور و چقدر دلم گرفت كه فرزند قصه گوي آرزوهايم را تا اين حد در دور دست ها ببينم

به نام کس بی کسان
خبری که شاید باز هم تکرار شود!
خبر کوتاه اما تکان دهنده بود! یکی از جانبازان جنگ تحمیلی به دلیل آنکه کسی جواب گوی درخواست هایش نبوده، خود را در مقابل مجلس شورای اسلامی به آتش کشیده است !
بعد ها برخی از رسانه ها که البته کم هم نبودند مدعی شدند:
این فرد معتاد بوده ... دچار مشکلات روحی روانی بوده ... اصلاً جانباز نبوده... درخواست مادیات از نمایندگان داشته و...
این روزها که به زمین و زمان در خصوص دروغ پراکنی روابط عمومی و اداره کل کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران جهت ندادن مجوز چاپ کتاب هایم بعد از گذشت 9 ماه پیگیری ، گزارشات کتبی ارسال کرده ام و هیچ جواب منطقی ای دریافت نکرده ام ! بیشتر به شخصیت آن فرد که در خبر بالا ذکر شد ، فکر می کنم!
نمی دانم ! شاید اگر آن فرد واقعاً جانباز بوده باشد و به دلیل عدم جوابگویی متولیان امر ، که بود و نبودشان به رشادت های امثال آن فرد بستگی دارد ، قدری وقت می گذاشتند و درد دل او را می شنیدند ، آیا او هنوز در بین ما بود؟! یا حداقل دیگر الان معتاد و دیوانه و از اینجور موارد عنوان شده ، نبود!!!
نمی دانم ! شاید اگر آن فرد اگر جانباز بوده قبل از آنکه در اعتراض به بی توجهی های صورت گرفته( به درخواست حق یا ناحقش ) ، آن اقدام غیر قابل توجیه را انجام می داد ، گواهی عدم اعتیاد را از مراجع ذی صلاح اخذ می کرد و یا گواهی صحت جسمی و روانی خود را از پزشک قانونی دریافت می کرد ، و یا حتی قبل از آن اقدام غیر قابل توجیه ، از رسانه ها کمک می خواست ! آیا الان او فردی معتاد و دچار هزار و یک مشکل روحی و روانی نبود؟!
شاید هم از رسانه ها درخواست کرده و آن رسانه ها از ترس قطع شدن مواجبشان و یا ...، جرأت انتشار درخواست آن جانباز دیروز یا معتاد و متوفی فعلی را نداشتند؟!
این روزها که برای اعاده حقم و دریافت مجوز چاپ کتاب هایم ، دست یاری( به سوی قوه قضاییه، کمیسیون فرهنگی مجلس ، ریاست قوه مجریه ، وزیر و تمامی پرسنل وزارت ارشاد) ، دراز کرده ام و هیچ کس صدای مظلومیتم را نمی شنود بدجوری این شخص در ذهنم رسوخ کرده است!
نمی دانم شاید تمام کارهایی را که باید انجام دهم تا حقم را که مظلومانه دارد توسط مدیرکل جوان کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پایمال می شود ، هنوز به طور کامل انجام نداده ام ! نمی دانم؟!
من حقیر هر کاری که باید در چارچوب شرع و عرف و قانون انجام می شده تا حقم را بستانم، انجام داده ام ، از قوه قضاییه تا کمیسیون فرهنگی ، از وزیر فرهنگ و ارشاد تا شخص رییس جمهور... ولی چرا هنوز جواب منطقی و مستدل دریافت نکرده ام؟!
و هنوز این حسرت را به دل دارم تا به جای دروغ پردازی ، جلسه ای تشکیل شود تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
دریغ از ذره ای غیرت و تعصب در جماعت نویسنده!!!
مرگ آن فرد شوکی بود برای مسئولین که پاسخگو باشند ! ولی ظاهراً فراموش کار شده اند!
و شاید هم چون اینگونه افراد خون خواه ندارند اگر هزاران هزار از این افراد به اقدام مشابه دست بزنند ، باز هم آب از آب تکان نمی خورد!
شاید هم به همین دلیل است که این روزها هیچکس صدای مظلومی را نمی شنود!!!
این روزها خیلی به آن فرد فکر می کنم ! شاید می خواهم اشتباهات آن فرد را تکرار نکنم ...
ابوالفضل درخشنده

خوشحالم از اينكه اين پايگاه را يافتم...خداوند استاد سرشار(رهگذر) را حفظ كند.

سلام

به نظر من زحمت خانم سیده اعظم حسینی آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته. به نکته خوبی اشاره کردی. اینکه ایجاد زمینه برای یادآوری این خاطرات هنر کمی نیست. شاید کمی از این مسئله به تشابه اسمی این دو بزرگوار هم برگردد.

سلام
با مطلبی تحت عنوان:
"تاوانی که سید حسن باید می داد و داد"
به روزم
یا حق

سلام. مسئوليت جديد را تبريك مي‌گويم. با "بيعتي نو با امام خامنه‌اي" به روزم؛ كليك رنجه بفرماييد و از نظرتان مستفيضمان كنيد‬

مهمترين عامل فروش دا خريد زوركي سازمانها و نهادها براي كاركنانشان + تبليغات فوق العاده زياد بود

سلام - لینکتان گذاشته شد .

http://1adam.blogsky.com/

بنده خدا:

نذر چشمان تو این دل که اگر ما باهم...

که اگر قسمت ما شد تک و تنها باهم،

زیر یک سقف به هم زل بزنیم آخرسر

خنده ای از ته دل بی غم فردا با هم

بشود حادثه ها وفق مراد من و تو

یا نباشیم و یا تا ته دنیا باهم

اگر این بار خدا خواست که خوشبختی را

بفروشد کمی ارزانتر از این تا با هم...

اگر این بار زمان روی زمین بند شود

نشناسیم از این شوق سرازپا با هم

دست تو شانه ی خوبیست که موهایم را...

لحن من ساز قشنگیست که شب ها باهم،

شب شعری به غزلخوانی ترتیب دهیم

از من و رودکی و حافظ و نیما باهم

"در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد

عشق پیداشدو..."این است که حالا باهم...

من برایت غزلی تازه بگویم آن وقت

جمله ای از تو:"چه خوب است که لیلا باهم

دل به دریا بزنیم آخر این قصه ولی

صدوده سال بمانیم در این جا با هم"

***

شاید این بار به سروقت خدا رفتم تا

تا بخواهم بنویسد تو و من را باهم

با سلام و عرض ادب

شماره دوم مجله اينترنتي «حرف ما» با موضوع حقوق بشر منتشر شد.
موضوع شماره بعدي حرف ما آزادي است،البته با رويكرد انتقادي به آزادي غربي.
چنانچه مايل هستيد مي توانيد مطالبتان را در باره اين موضوع براي «حرف ما» ارسال كنيد.

التماس دعا

سلام حاجی.
دعوت شده‌اید تا در موج وبلاگی 14 خرداد درباره امام(ره) بنویسید. ممنون

مرتضی نجف ابادی:

سلام استاد
امیدوارم سرافراز باشید.

محمد حسن روزي طلب:

سلام. تبريك مي گم. انشا ئالله در همه مراحل زندگي موفق باشيد

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت مدیر پایگاه برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)