اين روزها، روزهاي ترديد است. اينکه عمرت را صرف چه بکني؟ بجنگي و برزمي و از انقلاب دفاع کني يا بنشيني و به دغدغههاي داستاني و علميات برسي و جلو بروي.
اين روزها، درست وقتي از سياسي بازيها عقم ميگيرد؛ اول از همه به موسوي و کروبي نفرين ميکنم. با خودم ميگويم سر پل صراط، جلويشان را خواهم گرفت و به خاطر اين اتلاف عمر ـ يا دستکم عدم نفع در استفاده از عمر ـ حقم را مطالبه خواهم کرد. که چرا بايد توان و استعداد و نيروي من صرف پاک کردن خرابيهايي شود که آنها به بار آوردهاند؛ که چرا اين شور جواني، نبايد در مسير توليد علم و نوآوري و شکوفايي باشد؟
اين روزها، روزهاي سکوت نيست؛ روزهاي جنگيدن و رزم است اما کاش اين جنگ نرم، جنگ دفاعي نبود؛ جنگ ابتدايي بود و تهاجمي در دل دشمن؛ در خيابانهاي لندن و پاريس و نيويورک. تا دشمن در خانه خودش مجبور به دفاع باشد؛ نه فرسنگها دورتر.
------------------
بازنشر اين نوشته در پايگاه اينترنتي جهان نيوز ـ 12/7/1388




نظرات (۱۵)
ب؛
اتفاقا امروز چند نفر دیگمون هم این رو گفتیم، لعنت بر جنبش سبز و عالیجناب میروکیو، این جا یک چیزایی ازش نوشتیم:
http://friendfeed.com/masihmahdavi/c543ec1b
http://friendfeed.com/masihmahdavi/3a042d7e
ارسال شده توسط محمدمسیح | ۳ مهر ۱۳۸۸ ۰:۱۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۳ مهر ۱۳۸۸ ۰۰:۱۷
لله
اینروزها همانطور که گفتهاید باید جنگید
برای سواری ندادن
برای دوشیده نشدن
برای تنویر
برای دل
برای او
به خواندن اینرزوهای آرشیویام دعوتتان میکنم:
http://pure-commander.persianblog.ir/post/138
ارسال شده توسط محمد مهدویاشرف | ۳ مهر ۱۳۸۸ ۰:۳۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ مهر ۱۳۸۸ ۱۲:۳۸
برادر من ادت کردم. اگه خواستی شما هم ما رو اد کن. علی علی
ارسال شده توسط محمدرضا وحیدزاده | ۴ مهر ۱۳۸۸ ۰:۱۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۴ مهر ۱۳۸۸ ۱۲:۱۲
آن گاه که گرسنگی بیداد می کند
از مائده های روحی سخن گفتن خیانت است
ارسال شده توسط علیرضا شجاعیان | ۶ مهر ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ مهر ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲
نمي دانم خبر داري يا نه ...
احتمال مي دهند ... به تير خودي در ... ماندگار شده است.
تك تيرانداز!
ما رو ماندگار نكني يوقت...
ارسال شده توسط جواد | ۷ مهر ۱۳۸۸ ۰:۰۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۷ مهر ۱۳۸۸ ۱۲:۰۱
کلاس ادبیات بود ، او ته کلاس می خندید ، استاد با زبان روزه گچ می خورد .....
به ما هم سری بزنید .
ارسال شده توسط محمد سعید قبا | ۸ مهر ۱۳۸۸ ۵:۲۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۸ مهر ۱۳۸۸ ۱۷:۲۵
استاد بزرگوار ما
وبلاگ خوبی دارید.در راه اعتلای کلمه حق موفق باشید.امیدوارم از تجربیات شما در این ترم استفاده کنم.
رضااحسانی/حقوق 88
ارسال شده توسط فدایی اسلام | ۹ مهر ۱۳۸۸ ۱:۲۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ مهر ۱۳۸۸ ۱۳:۲۶
سلام
آقا اون نظر پست قبلی مال من نبود. کار دشمنه!
اما حال ما خوب است ولی تو باور نکن
ارسال شده توسط یک نفر طلبه | ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ۱:۵۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ۰۱:۵۱
تاريخ به ما ميگه كه "يزيد" با نام خليفه مسلمين و جانشين پيغمبر (عليه السلام) سر فرزند رسول الله (عليه السلام) رو بريد
و امروز آقاي "مير يزِيد فرعوني" با نام سيادت و پيروي از امام خميني تصميم به بريدن سر ولايت فقيه گرفته!!!
ارسال شده توسط ناشناس | ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ۶:۴۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ۱۸:۴۰
اون عكس موسوي رو وردار
من از كاريكاتورش هم متنفرم
اعصابم رو خورد ميكنه
ارسال شده توسط ناشناس | ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ۶:۴۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۸:۴۹
همه کج فهمی را از همان اول انقلاب شروع شد
هنوز هم خیلی ها نفهمیدند که شعار نه شرقی نه غربی برای چه بود
با مطلبی با عنوان
پاردایم : جمهوری اسلامی
به روز هستم
راستی شما لینک شدید
ارسال شده توسط محمد حسین خوش بیان | ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ۷:۰۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۹:۰۰
با سلام
کتاب شریف رو هنوز زیارت نکردیم. می شه دید؟
ارسال شده توسط لسانی | ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۰۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ۲۳:۰۷
شور جوانيت سرشار باد!زياد هم نگران نباش! براي تيپيكال شما هميشه پست و فرصت و فرهنسرا و انجمن و غيره هست.
ارسال شده توسط محمد سجاد | ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ۰:۰۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ۰۰:۰۲
دخترک گل فروش سالها بود که در آرزوی خریدن یک کفش قرمز پولهایی را که از فروختن گل های مریم به دست آورده بود، در قلک کوچکش جمع می کرد.
آن روز صبح هم مثل همیشه، در فکر و رویایش بود که ناگهان در اثر برخورد با اتوموبیلی به گوشه ای پرتاب شد. وقتی چشمانش را باز کرد خود را روی تختی سپید و تمیز دید که در کنار آن هدیه ای قرار داشت. دخترک با خوشحالی هدیه را باز کرد. یک جفت کفش قرمز بود. چشمان دخترک لبریز از شادی شد. ولی افسوس . . . او نمی دانست که پاهایش دیگر توان رفتن ندارد
التماس دعا
شاگرد کوچکتان
احسانی
ارسال شده توسط رضااحسانی | ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۵۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ۲۳:۵۶
با سلام
روایتی ناب از
مهمترین سخنرانی استاد پناهیان
در مورد مذاکره با آمریکا و احمدی نژاد
درست یا نادرست ؟!!
در تاریخ 8/8/88
اگر شجاع باشیم ، مذاکره هم کنیم ، برنده ایم
اگر بترسیم ، بجنگیم هم بازنده ایم
اگر کسی بخواد با اجازه آقا با آمریکا مذاکره کنه باید از شجاعترین ها باشه
التماس دعا
ارسال شده توسط علی اصغر | ۹ آبان ۱۳۸۸ ۹:۵۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ آبان ۱۳۸۸ ۲۱:۵۶