كنارهگيري از فرهنگسراي دانشجو و اشتغال در كانون انديشه جوان
در سالي كه گذشت اسفند ماه شلوغي را پشت سر گذاشتم. مهمترين اتفاق نيز، پيشنهاد غيرمنتظره اشتغال در كانون انديشه جوان به عنوان قائممقام مديرعامل بود.
يك هفتهاي فرصت بررسي و تامل خواستم و با مشورتهايي كه شد، به اين نتيجه رسيدم كه به اميد خداوند، خير معنوي و علميام در اين تغيير سنگر در سربازي در جبهه فرهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي خواهد بود.
پاسخ مثبت بنده خيلي زود با اظهار لطف حجتالاسلام و المسلمين صادقي رشاد و صدور حكم مسؤوليت از سوي ايشان همراه شد و بنده رسما از 26 اسفند 87 منصوب و معرفي شدم.
طبيعي بود كه جمع بين فعاليت در فرهنگسراي دانشجو و كانون انديشه جوان ـ دستكم براي بنده ـ ممكن نبود. لذا در اولين هفته كاري سال جديد، با آقاي احمد نوريان، رييس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، تماس گرفتم و از ادامه همكاري عذر خواستم.
***
اين روزها، به نوعي يادآور فروردين 1385 نيز برايم هست. روزهايي كه بايد ميان فرهنگسراي ابنسينا(قانون) و دانشجو(شفق)، يكي را انتخاب ميكردم. هيچگاه از يادم نميرود كه وقتي انتخابم را به دكتر علي عسگري گفتم، ايشان در انتهاي صحبتها، دعاي بهيادماندنياي كرد. اينكه خداوند توفيق دهد تا در سرباز صفري حضرت آقا در جبهه فرهنگ، رو سفيد باشيم.
اميدوارم خداوند به همه ما در اين جبهه توفيق دهد.
