« مهر ۱۳۸۷ | صفحه اصلی | آذر ۱۳۸۷ »

آبان ۱۳۸۷ آرشیو

۱ آبان ۱۳۸۷

کار علمي؟ کار اجرايي؟ کار آزاد؟

اين روزها درگير معماگونه‌اي شده‌ام. اين معماگونه هم برمي‌گردد به تکميل پايان‌نامه‌ام و ارايه آن به استاد راهنما.
موضوع پايان‌نامه‌ام «سياست جنايي جمهوري اسلامي ايران در حوزه مطبوعات و مطالعه تطبيقي آن با حقوق آمريکا» است و استاد راهنما آقاي دکتر محسن اسماعيلي، استاد مشاور آقاي دکتر علي‌حسين نجفي‌ابرندآبادي و استاد داور آقاي دکتر حسام‌الدين آشنا.
روزي که براي صحبت درباره پايان‌نامه خدمت دکتر اسماعيلي رسيدم؛ چنان شرمنده‌ام کردند که خستگي مدت طويل نوشتن پايان‌نامه از تنم دررفت. همين را به خود استاد هم گفتم. ايشان اصرار داشتند که يک روز در هفته را به «حقوق ارتباطات» اختصاص بدهم و اين راه را ابتر نگذارم.
از سوي ديگر علاقه‌ام به ادبيات داستاني و مجموعه کتاب‌ها و فيش‌هايي که براي يک رمان جمع کرده‌ام؛ هر روز در کتاب‌خانه به من چشمک مي‌زند.
اما در وضعيت فعلي، اشتغال در فرهنگسراي دانشجو، چشمه‌هاي نويسندگي را تا حدود زيادي در وجودم خشکانده. هر چند که شيريني‌ها و تلخي‌هاي کار اجرايي فرهنگي، دل کندن از آن را دشوار مي‌سازد.
چيزي هم که در زندگي تحصيلي‌ام روي زمين مانده، ادامه تحصيل در مقطع دکتراست که وقت مي‌خواهد و درس خواندن. ما هم که مثل آقاي کردان، اينقدر راحت سرمان کلاه نمي‌رود که دکتراي آکسفورد را در آستينمان کنند!
دوستان بزرگتر مي‌گويند تا 32 ـ 33 سالگي فرصت نوشتن رساله دکتراست و پس از آن، تاب و تواني براي اين کار نمي‌ماند.
مي‌دانم که جمع بين همه اينها، سخت و دشوار است و دل‌کندن از برخي و پرداختن بيشتر به برخي ديگر، عزمي جدي مي‌طلبد.
نمي‌دانم. شايد به اميد خدا در همين آبان ماه، تصميمي جدي براي آينده‌ام بگيرم. والله اعلم

۱۲ آبان ۱۳۸۷

اين ره که مي‌رويم ...

در سه ـ چهار ماه گذشته، ساعت‌ها و روزهاي سختي بر طرف‌داران و دوست‌داران رييس جمهور گذشته است. سختي‌اي که نشانه‌هاي خستگي و رنجيدگي آن را به وضوح در چهره بچه‌هاي احمدي‌نژادي ديده ام.
دست برادرانم بسته است و زبان مخالفان و معاندان و طعنه‌زنندگان باز. درست در ماه‌هاي پاياني عمر دولت عدالت‌خواه ـ به جاي اينکه همه شاداب و پر انرژي براساس فرموده حضرت آقا به برنامه‌ريزي پنج ساله مشغول باشند ـ قسمت مهمي از قاطعيت و ايستادگي ستودني دکتر احمدي‌نژاد مصروف حمايت از دو متخلف شده است: آقايان مشايي و کردان.
نتيجه اعتماد نامحدود رييس جمهور به آقاي مشايي را در ماجراي اظهارات بي‌ربط و نادرست او درباره دوستي با ملت اسرائيل به خوبي ديديم. مريد و مرادي که صدها صفحه محکمات سخنان حضرت امام و حضرت آقا را در باره رژيم غاصب فلسطين رها کرده‌اند و به يک خط سخن متشابه حضرت امام آن هم قبل از پيروزي انقلاب اسلامي متوسل شده‌اند.
اعتمادي که نتيجه‌اش اعلام حمايت صريح رييس جمهور از سخنان مشايي و موضع دولت خواندن آن بود که بلافاصله به آماده شدن طرح سؤال از رييس جمهور و جمع‌شدن امضاهاي لازم در يک بعدازظهر پنج‌شنبه انجاميد و اگر نبود تدبير فوري حضرت آقا در خطبه‌هاي نماز جمعه، دکتر احمدي‌نژاد با طناب مشايي به چاهي رفته بود که جز سوزاندن دل طرف‌داران آرمان‌هاي انقلاب و پاي‌کوبي مخالفان ايشان، ثمره‌اي در پي نداشت.
زخم مشايي موقتا سرپوش گذاشته شده است تا کي دوباره سر باز کند ...
اما درباره حمايت رييس جمهور از آقاي کردان، واقعا حيرانم. خوب احساس مي‌کنم که ترفندهاي چهره‌هاي ناخالصي همچون رحيمي که تا معاونت رييس جمهور خود را بالا کشيده، موجب اين پنجه‌کشيدن‌ها به چهره دولت اصول‌گرا شده. اما تحليل‌هايم درباره چرايي حمايت رييس‌جمهور از متخلفي چون کردان کاملا سردرگم و پريشان است.
از سويي احساس مي‌کنم رييس جمهور به خاطر تغييرات مکرر کابينه و بر لبه تيغ کسب راي اعتماد مجدد از مجلس شوراي اسلامي در حالت اضطرار است [پس از کنار گذاشته‌شدن علي کردان، با اولين تغيير وزير، مجلس اين حق و اختيار را خواهد داشت تا از کل کابينه بخواهد در مجلس حاضر شوند و مجددا راي اعتماد کسب کنند.] اما از سوي ديگر، چنين مصلحت‌سنجي‌اي را با تصوير ذهني‌ام از آقاي احمدي‌نژاد منطبق نمي‌بينم. مردي که نشان داده است در مقابل تخلفات و جرايم، سخت بي‌رحم و بي‌ملاحظه و بدون مماشات است.
از سوي ديگر، مي‌بينم که رييس جمهور با مغالطه‌اي آشکار، حرف مخالفان کردان را تحريف مي‌کند و عدالت‌خواهي آنان را در حد يک گير کودکانه به مدرک تحصيلي دکترا نداشتن کردان تنزل مي‌دهد. درست در جايي که بسياري از مخالفان کردان خود از طرف‌داران جدي دولتند و در اين بلبشو، اصلاح‌طلبان در حمايت از کردان و نگه داشتن او براي شب انتخابات و تخريب رييس جمهور، با رييس جمهور همراه شده‌اند و از اين آب گل آلود، ماهي مي‌گيرند.
از سوي ديگر، برخي منابع بدون واسطه از هيات دولت نقل مي‌کنند که شايد تصور ما درباره مضطر بودن رييس جمهور نادرست است و ايشان به توانمندي کردان معتقدند.
همه اينها را اضافه کنيد به حاتم‌بخشي هاي جناب کردان در وزارت کشور. شنيده‌ام که:
1ـ در دو نوبت به کارمندان وزارت‌خانه مبلغي قابل توجه عيدي داده‌اند و همه را با شرايط عالي، به زيارت مشهد مقدس فرستاده است؛
2ـ به تعبير خودش، کليد وزارت‌خانه را به ائمه جمعه تحويل داده و استان‌داران را موظف به حرف‌شنوي از آنان کرده است؛
3ـ انتخاب فرمان‌داران را برعهده نمايندگان مجلس گزارده و استا‌ن‌داران مجبور به انتصاب گزينه پيش‌نهادي نماينده آن شهر هستند؛
4ـ آقاي قالي‌باف را به شوراي معاونان خود دعوت کرده تا به نوعي، از راه ندادن شهردار تهران به جلسات هيات دولت دل‌جويي کرده باشد؛
5ـ ماجراي چکهاي 5 ميليوني را که خيلي‌ها شنيده‌اند؛
6ـ پايگاه اينترنتي خادم ملت که فهرست حاميان ايشان را با همه مشخصات فردي به استحضار شخص ايشان خواهد رساند ...........

حالم به هم مي‌خورد از اين نه مرد به صورت مرد ..... مي‌شود که چهارشنبه، دولت محبوبم جراحي غده سرطاني‌اش را، با موفقيت پشت سر گذاشته باشد؟ مي‌شود که رييس جمهور، در جلسه استيضاح سخن بي‌راهي نگويد و بر اين زخمها، بيش از اين نمک نپاشد؟ مي‌شود که دولت عدالت‌خواه دوباره با افتخار سينه سپر کند و شاداب و سرزنده، براي پنج سال آينده، برنامه‌ريزي کند؟

۱۹ آبان ۱۳۸۷

ماجراي کردان، لطف بزرگ خداوند به نظام جمهوري اسلامي بود

نوشتن اين مطلب، چند روزي به تاخير افتاده و احتمالا طعم آن از دهان افتاده. اما فکر مي‌کنم نوشتن آن بهتراز ننوشتن باشد. ضمن اينکه پيش از هرچيز بايد بنويسم بن‌مايه اين تحليل از آن بزرگواري است که بنده بيشتر آن را تقرير مي‌کنم و تطبيق مي‌دهم.

نظام جمهوري اسلامي ايران از ابتداي آغاز نهضت تا به حال، همواره مشمول لطف و رحمت الهي بوده است که در برخي فرازها، اين عنايت الهي، آنقدر تجلي داشته که همه چشمها قادر به ديدن آن بوده است.
گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي و نشست التهابات اوليه و استقرار نظام و پايان جنگ تحميلي، به نوعي دو تفکر متفاوت را ميان انقلابيون سال 57 و نيروهاي دهه‌هاي اوليه نظام جمهوري اسلامي ايجاد کرده است: اکثريتي که دوران انقلابي‌گري را پايان يافته مي‌دانند و روحيه اداره کشور را در دهه‌هاي بعدي نظام، نوعي مديريت معروف و مرسوم تلقي مي‌کنند و اقليتي که معتقدند بايد روحيه انقلابي‌گري را حفظ کرد و روياند و در برابر ريزشها، به رويشها تکيه کرد.
به نظر مي‌رسد حضرت آقا بيش از همه معتقد به حفظ اين روحيه انقلابي‌گري ـ حتي در دهه سوم و چهارم انقلاب ـ هستند.
اما اکثريتي که دوران انقلابي‌گري را پايان يافته مي‌دانند؛ دستکم در دوران سازندگي و اصلاحات، سکان کشور را در دست داشته‌اند و روزبه‌روز در جهت تامين لوازم انديشه خود کوشيده‌اند. اين گروه:
1ـ براي مديران ارزش ويژه‌اي قايل هستند
2ـ براي مديران امکانات رفاهي و معيشتي ويژه‌اي درنظر مي‌گيرند
3ـ براي جابه‌جايي مديران، چرخه نسبتا محدودي را تدارک ديده‌اند که مدير کنار رفته، کار دون شاني را برعهده نگيرد.
اما اين نظم شايد ناعادلانه 16 ساله اداره کشور ـ يا به تعبير بهتر نظم ناعادلانه مديريتي کشور ـ هم‌اکنون به پديده جديدي به نام دکتر محمود احمدي‌نژاد مواجه شده که به تعبير ساده، با تراکتور به ميدان آمده و زمين مديريت کشور را از بيخ و بن، شخم مي‌زند!
اين مرد:
1ـ براي مديران وقتي ارزش ويژه‌اي قايل است که در مقياس ارزشهاي نظام، ارزشمند باشد
2ـ براي مديران امکاناتي را در حد متوسط جامعه در نظر مي‌گيرد
3ـ براي مديران نالايق، سمت جديدي را تدارک نمي‌بيند و اگر عدم لياقت کلي فرد را احراز کند؛ حتي در مديريت متوسط دولت نيز از وي استفاده نمي‌کند.
طبيعي است که چنين منش و رفتاري با تفکر حفظ روحيه انقلابي‌گري هماهنگ باشد و رهبر معظم انقلاب حمايتي کم‌سابقه و پر دامنه را از چنين دولتي داشته باشند. چرا که اين دولت، مقدمه‌اي براي شکل‌گيري يک نظم عادلانه مديريتي در کشور خواهد بود.
از اين نگاه کلي، قصورهاي دولت و برخي ناتواني‌ها يا حتي اشتباهات، قابل اغماض است و در آن نقشه کلي، چندان داراي اهميت نيست.
اما در ماجراي انتصاب و برکناري آقاي علي کردان از سمت وزارت کشور، همين قضيه به عينه مصداق پيدا مي‌کند. رييس جمهور اصولگرا و سختگير ـ به طرقي که بايد آسيب‌شناسي و مسدود شوند ـ به اين نتيجه مي‌رسد که آقاي کردان را که نسبت چنداني با تفکر وي ندارد، به عنوان يکي از مهمترين وزراي خود برگزيند. اما اين وزير، به لطف الهي با دست خود، نکته‌اي را در باب دکتراي افتخاري خود در معرفي‌نامه‌اش مي‌گنجاند و علي‌رغم توصيه رييس جمهور، آن را به شخصه حذف نمي‌کند که پس از نزديک به سه ماه، او را مايه عبرت ديگر مديراني مي‌نمايد که در مسابقه جعل سوابق علمي و جمع مدارک تحصيلي، از يکديگر سبقت مي‌گيرند و به دانشگاه آزاد اسلامي يا دانشگاه هاوايي يا ... مي‌شتابند.
مگر آقاي کردان در سوابق اجرايي و مناصب مديريتي چه کم داشت که احراز صلاحيت وي براي وزارت، نيازمند جعل عناوين تحصيلي کارشناسي و کارشناسي ارشد و دکتراي افتخاري باشد؟ مگر همين سؤال را آقاي کردان در جلسه استيضاح خود مطرح نکرد؟
به نظر فقير، اگر آن تصوير کلي از حرکت دولت نهم در به‌هم زدن مناسبات ناعادلانه مديريت کشور را در ذهن داشته باشيم؛ عمل خود کرده آقاي کردان و ماجراهاي بعدي آن، همه و همه، نشانه مشيت و لطف الهي براي زدودن چنين رويکرد غلطي از دامان جمهوري اسلامي ايران بوده است.
------------------------
بعد التحرير:
1ـ حساب ناجوانمردي‌ها و بي‌اخلاقي‌ها و تخريب‌ها عليه دولت و نظام را، از انتقادهاي دلسوزانه و بي‌غرض جدا مي‌کنم.
2ـ مجددا مي‌گويم که انتخاب آقاي کردان توسط آقاي احمدي‌نژاد اشتباه بوده و بايد راه تکرار بر خطر بسته شود.

۲۷ آبان ۱۳۸۷

به پايان آمد اين دفتر، حکايت همچنان باقيست ...

ظاهرا اين داستان پايان‌نامه‌نويسي بنده رو به پايان است. به اميد خداوند، روز شنبه دوم آذر 1387، از ساعت 10:30 تا 12، جلسه دفاعيه بنده برگزار خواهد شد. طبيعتا محل برگزاري جلسه هم در تالار شهيد مطهري دانشگاه امام صادق (ع) خواهد بود.
عنوان پايان‌نامه‌ام «سياست جنايي جمهوري اسلامي ايران در حوزه مطبوعات و مطالعه تطبيقي آن با حقوق آمريکا» است و هيات داوري به اين شرح هستند:
1ـ استاد راهنما: دکتر محسن اسماعيلي
2ـ استاد مشاور: دکتر علي‌حسين نجفي ابرندآبادي
3ـ استاد داور: دکتر حسام‌الدين آشنا
همانگونه که از عنوان پايان‌نامه مشخص است؛ در حوزه «حقوق ارتباطات» مي‌گنجد و تلاشم براين بوده که با نگاهي انتقادي، تدابير کيفري و غير کيفري ج. ا. ايران در حوزه نشريات را بررسي کنم و براساس مباني فقهي و حقوقي، اصلاحاتي را پيشنهاد کنم.
علت انتخاب آمريکا براي مطالعه تطبيقي هم، سردم‌داري اين کشور در حوزه ارتباطات بوده است. در يک کلام خواسته‌ام ببينم در قله رسانه‌هاي دنياي غرب چه خبر است و ما چه کاره‌ايم و چه بايد بکنيم.
تشريف‌فرمايي هم براي برادران آزاد است!

درباره آبان ۱۳۸۷

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به ترديد راهي به دانايي در آبان ۱۳۸۷ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی مهر 1387 می باشد.

آرشیو بعدی آذر 1387 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.

Creative Commons License
این وبلاگ تحت لیسانس زیر می باشد لیسانس کریتیو کامانز.