در سه ـ چهار ماه گذشته، ساعتها و روزهاي سختي بر طرفداران و دوستداران رييس جمهور گذشته است. سختياي که نشانههاي خستگي و رنجيدگي آن را به وضوح در چهره بچههاي احمدينژادي ديده ام.
دست برادرانم بسته است و زبان مخالفان و معاندان و طعنهزنندگان باز. درست در ماههاي پاياني عمر دولت عدالتخواه ـ به جاي اينکه همه شاداب و پر انرژي براساس فرموده حضرت آقا به برنامهريزي پنج ساله مشغول باشند ـ قسمت مهمي از قاطعيت و ايستادگي ستودني دکتر احمدينژاد مصروف حمايت از دو متخلف شده است: آقايان مشايي و کردان.
نتيجه اعتماد نامحدود رييس جمهور به آقاي مشايي را در ماجراي اظهارات بيربط و نادرست او درباره دوستي با ملت اسرائيل به خوبي ديديم. مريد و مرادي که صدها صفحه محکمات سخنان حضرت امام و حضرت آقا را در باره رژيم غاصب فلسطين رها کردهاند و به يک خط سخن متشابه حضرت امام آن هم قبل از پيروزي انقلاب اسلامي متوسل شدهاند.
اعتمادي که نتيجهاش اعلام حمايت صريح رييس جمهور از سخنان مشايي و موضع دولت خواندن آن بود که بلافاصله به آماده شدن طرح سؤال از رييس جمهور و جمعشدن امضاهاي لازم در يک بعدازظهر پنجشنبه انجاميد و اگر نبود تدبير فوري حضرت آقا در خطبههاي نماز جمعه، دکتر احمدينژاد با طناب مشايي به چاهي رفته بود که جز سوزاندن دل طرفداران آرمانهاي انقلاب و پايکوبي مخالفان ايشان، ثمرهاي در پي نداشت.
زخم مشايي موقتا سرپوش گذاشته شده است تا کي دوباره سر باز کند ...
اما درباره حمايت رييس جمهور از آقاي کردان، واقعا حيرانم. خوب احساس ميکنم که ترفندهاي چهرههاي ناخالصي همچون رحيمي که تا معاونت رييس جمهور خود را بالا کشيده، موجب اين پنجهکشيدنها به چهره دولت اصولگرا شده. اما تحليلهايم درباره چرايي حمايت رييسجمهور از متخلفي چون کردان کاملا سردرگم و پريشان است.
از سويي احساس ميکنم رييس جمهور به خاطر تغييرات مکرر کابينه و بر لبه تيغ کسب راي اعتماد مجدد از مجلس شوراي اسلامي در حالت اضطرار است [پس از کنار گذاشتهشدن علي کردان، با اولين تغيير وزير، مجلس اين حق و اختيار را خواهد داشت تا از کل کابينه بخواهد در مجلس حاضر شوند و مجددا راي اعتماد کسب کنند.] اما از سوي ديگر، چنين مصلحتسنجياي را با تصوير ذهنيام از آقاي احمدينژاد منطبق نميبينم. مردي که نشان داده است در مقابل تخلفات و جرايم، سخت بيرحم و بيملاحظه و بدون مماشات است.
از سوي ديگر، ميبينم که رييس جمهور با مغالطهاي آشکار، حرف مخالفان کردان را تحريف ميکند و عدالتخواهي آنان را در حد يک گير کودکانه به مدرک تحصيلي دکترا نداشتن کردان تنزل ميدهد. درست در جايي که بسياري از مخالفان کردان خود از طرفداران جدي دولتند و در اين بلبشو، اصلاحطلبان در حمايت از کردان و نگه داشتن او براي شب انتخابات و تخريب رييس جمهور، با رييس جمهور همراه شدهاند و از اين آب گل آلود، ماهي ميگيرند.
از سوي ديگر، برخي منابع بدون واسطه از هيات دولت نقل ميکنند که شايد تصور ما درباره مضطر بودن رييس جمهور نادرست است و ايشان به توانمندي کردان معتقدند.
همه اينها را اضافه کنيد به حاتمبخشي هاي جناب کردان در وزارت کشور. شنيدهام که:
1ـ در دو نوبت به کارمندان وزارتخانه مبلغي قابل توجه عيدي دادهاند و همه را با شرايط عالي، به زيارت مشهد مقدس فرستاده است؛
2ـ به تعبير خودش، کليد وزارتخانه را به ائمه جمعه تحويل داده و استانداران را موظف به حرفشنوي از آنان کرده است؛
3ـ انتخاب فرمانداران را برعهده نمايندگان مجلس گزارده و استانداران مجبور به انتصاب گزينه پيشنهادي نماينده آن شهر هستند؛
4ـ آقاي قاليباف را به شوراي معاونان خود دعوت کرده تا به نوعي، از راه ندادن شهردار تهران به جلسات هيات دولت دلجويي کرده باشد؛
5ـ ماجراي چکهاي 5 ميليوني را که خيليها شنيدهاند؛
6ـ پايگاه اينترنتي خادم ملت که فهرست حاميان ايشان را با همه مشخصات فردي به استحضار شخص ايشان خواهد رساند ...........
حالم به هم ميخورد از اين نه مرد به صورت مرد ..... ميشود که چهارشنبه، دولت محبوبم جراحي غده سرطانياش را، با موفقيت پشت سر گذاشته باشد؟ ميشود که رييس جمهور، در جلسه استيضاح سخن بيراهي نگويد و بر اين زخمها، بيش از اين نمک نپاشد؟ ميشود که دولت عدالتخواه دوباره با افتخار سينه سپر کند و شاداب و سرزنده، براي پنج سال آينده، برنامهريزي کند؟