« او محمد است و علي است ـ به بهانه ولادت حضرت علي اکبر (ع) | صفحه اصلی | هر روز بيست دقيقه تفسير قرآن در ماه مبارک رمضان »

قرار نبود به‌خاطر حق تعارف کنيم

۲۴ مرداد ۱۳۸۷

در اين ده روزي که از تشرف فقير به سفر عمره مي‌گذرد، شاهد سه رفتار ناهمگون با تصوير ذهني‌ام از دکتر احمدي‌نژاد بوده‌ام که آزرده‌ام ساخته. از سوي ديگر، مي‌بينم که برخي از دوستان دانشجويم که برچسب «احمدي‌نژادي» بودن خورده‌اند؛ آرمان خواهي دانشجويي‌شان را از ياد برده‌اند و سخت دولتي شده‌اند. انگار که تارهاي مصلحت، آرمانهايشان را زنداني خود کرده است.
به زعم فقير، در اين ده روز، رييس جمهور چند رفتار ناصواب و غلط انجام دادند که نه جاي توجيه دارد و نه دفاع:
1ـ رييس جمهور براي راي آوردن وزير پيشنهادي کشور، از حضرت آقا خرج نمودند. در حالي که مهمترين اتهام طرفداران رييس جمهور به طيف طرفدار آقاي زاکاني و ديگر اصولگرايان، نقل قول‌هاي گاه و بيگاه آنان از حضرت آقا بود. (احسان صالحي هم با کلي شرم و خجالت و ... به اين اشتباه، اعتراض نموده.)
2ـ رييس جمهور براي دفاع از موضع بي‌ربط و بي‌خردانه آقاي مشايي درخصوص دوستي با ملت اسرائيل، جملاتي را بر زبان آوردند که به هيچ وجه قابل قبول نيست. ايشان در جمع سفيران گفتند: «دلسوز همه بشريت حتي مردم آمريكا و بدبخت هايي كه با سراب واهي به سرزمين هاي اشغالي روانه شده اند، هستيم.» بدين‌ترتيب، غاصبان اسرائيلي، بدبختهاي فريب خورده دانسته شدند و .... بگذريم که اين بار هم رييس جمهور با طناب آقاي مشايي به چاه رفتند.
3ـ رييس جمهور در مراسم معارفه آقاي کردان، به شکل غيرمستقيم، مساله مدرک دکتراي جعلي آقاي کردان را بي‌اهميت اعلام کردند و گفتند: «البته هميشه پشت سر افرادي كه كار مي‌كنند حرف‌هاي بسياري است و يادم هست كه يكبار به بنده گفتند كه فوق‌ ليسانس آقاي هاشمي قلابي است كه براي من نيز جالب بود كه وقتي با ايشان آشنا شدم تنها چيزي كه برايمان مهم نبود همين كاغذ پاره‌ها بود.» اين بار هم رييس جمهور جرم استفاده از سند مجعول را ـ اگر جعل سند توسط ديگران رخ داده باشد ـ با مغالطه‌اي ناشايست، بي‌اهميت خواندند.
4ـ علي‌رغم پيگيريهاي سايت الف و بروز شبهات جدي در خصوص اصالت مدرک آقاي کردان، نه تنها دستوري براي بررسي اين شبهه صادر نفرمودند بلکه در اقدامي معنادار، براي آقاي کردان حکم وزارت صادر نمودند. در حالي که براساس سيره عقلا، احتياط در مواضع شبهه، شرط عقل است.
---------------------
براي برخي دوستان احمدي‌نژادي‌ام که اين روزها يا خجالت مي‌کشند حرف دلشان را بزنند و يا ترجيح مي‌دهند سکوت کنند، متاسفم.
در همين رابطه نوشته‌اند:
ـ آقاي رئيس جمهور با طناب رحيم مشايي داخل چاه نرويد (حميد اسدي: تلنگر)
ـ مستر مشايي ما به تو افتخار نمي‌کنيم (احسان آيتي: فصل انتظار)
ـ حجت را چه کسانی بر احمدی نژاد تمام می کنند؟ (حسن حيدري باقرآبادي: روايتي ديگر)
ـ آقای رئیس جمهور ، اسفندیار رحیم مشایی نمی تواند (کوشالي)
ـ آقای مشایی - استعفا استعفا (عليرضا مجيدزاده: رجايي زمان)
اسوه ی اصولگرایی در محاصره ی کوتوله های سیاسی (فرزين کياني: کافه انديشه)
ايا علي کردان از محبوبيت احمدي نژاد مي کاهد؟ (نقي مختاري: در انتظار موعود)

دنبالک

نشانی دنبالک برای این نوشته:
http://www.tardid.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/102

نظرات (۸)

سلام حاج ممد
حجکم مقبول
در مورد مایه گذاشتن از آقا باهات موافقم اما در خصوص مدرک کردان،موضوع مثل شک بعد از موضع هست،حالا که این بابا حکم وزارت گرفته، کش دادن موضوع به نفع نظام نیست.
ضمنا کم نیستند از حضرات که مدارکشون دست کمی از آقای کردان نداره...
ما باید دادمونو بزنیم اما سر وقتش
یا علی

به گزارش "جهان" به نقل از شيعه آنلاين، جمعي از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از قرارگاه سازندگي نجف اشرف با حجةالاسلام و المسلمین محمدجواد فاضل لنکراني ديدار کردند.

ايشان در اين ديدار ضمن خوش آمدگويي به حضار و تبريک ميلاد با سعادت حضرت بقيه الله الاعظم(عج) با قرائت آيه شريفه « ليس البران تولوا و جوهکم قبل المشرق و المغرب ولکن البرمن آمن بالله و اليوم الاخر و الملائکه والکتاب والنبين و آتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتامي والمساکين ... گفت: اين آيه شريفه از جامع ترين آياتي است که در آن نيکي هاي اعتقادي و عملي و اخلاقي بيان شده است. اين سوال براي بسياري از افراد مطرح است که چه کار کنيم تا نزد خداوند متعال در اين آيه شريفه در پاسخ به نصاري و يهود که مي گفتند انسان هاي خوب ما هستيم که به طرف مغرب و مشرق عبادت مي کنيم مي فرمايند: ملاک خوبي انسان اين نيست که به کدام سمت عبادت مي کند بلکه ملاک نيکي; ايمان به خدا روز قيامت ملائکه الهي انبيا و قرآن است. ايمان به قرآن ايمان به همه کتب الهي است. اين ها ملاک نيکي و براعتقادي است.

سپس به بيان نيکي در مقام عمل مي پردازد و مي فرمايد: مال خود را به نزديکان (ذوي القرباي پيامبر) فقرا و يتيمان انفاق مي کنند ونماز را اقامه کرده. زکات پرداخته و به عهد خود وفا مي کنند.

اين آيه يکي از شش آيه اي است که در باب خمس به آن استناد مي شود. در مرحله آخر به بر اخلاقي اشاره مي فرمايند: و کساني که در سختي ها و مشکلات زندگي صبر را پيشه خود مي سازند اين ها افراد صادق و متقي و با تقوا هستند. (آيه 177 سوره بقره ) روايت خيلي خوبي از پيامبر اکرم(ص) در ذيل آيه شريفه وارد شده که حضرت فرمودند: کسي که عمل به اين آيه کند ايمانش کامل شده است . ما اگر بخواهيم ايمانمان کامل باشد بايد بتوانيم به اين آيه عمل کنيم . براي تشخيص نيکي و نيکان بايد اين آيه را بفهميم و طبق آن عمل کنيم .

ما از آيه شريفه چند نکته استفاده مي نماييم . با توجه به اين آيه و نيز آيه مبارکه « انماالمومنون اخوه » مي فهميم ملاک در اخوت و برادري همين مواردي است که آيه ذکر فرموده است . ما با کساني که ايمان به خدا قيامت انبيا و قرآن دارند برادر هستيم . اما نسبت به کساني که ايمان به خدا و انبيا الهي و قرآن ندارند خدا هيچ وقت نمي گويد برادر هستيد. ما با اين افراد هيچگاه احساس ارتباط اخوت و برادري نمي کنيم . ايمان به کتاب معنايش ايمان به هر آن چيزي است که در قرآن آمده است نه آنکه فقط بگوييم قرآن را خدا فرستاده است . در قرآن وقتي مسئله دين مطرح مي شود مي فرمايد : دين قبول خدا اسلام است . (ان الدين عندالله الاسلام ) البته محدوده آن را فقط به دين پيامبر آخرالزمان منحصر نمي کند چون حقيقت و باطن همه اديان الهي اسلام است . آنها که تسليم واقعي خدا هستند افرادي هستند که مورد قبول خداوندند. ما نمي توانيم از نظر اعتقادات روايات و معارف ديني که در اختيار ما قرار داده شده به هيچ وجه بگوئيم بين يک مسلمان و يهودي برادري وجود دارد. کدام عالم ديني و کسي که آشناي به معارف و حقايق ديني باشد مي تواند بگوييد بين يک مسلمان و يهودي اخوت وجود دارد با بين يک مسلمان و مسيحي اخوت وجود دارد دايره برادري محدود به همين مواردي است که از آيه شريفه استفاده مي کنيم . محدوده ارزش ها و ملاک هاي واقعي در نزد خدا در اين نهفته شده است . دايره منتظران واقعي بر مبناي همين آيه شريفه است.

اگر از ما سئوال کنند منتظر واقعي چه کسي است مي گوئيم افرادي که اين آيه بيان فرموده است . در اين آيه خداوند کاملا ابعاد و چارچوب بر و نيکي را بيان و روشن مي فرمايند. ما هيچ گاه نمي توانيم بگوئيم چون ديگري به حسب ظاهر انسان است با ما برادر است . اخوت و برادري که ملاک قرآني دارد و آثاري نيز بر آن مترتب است همين است که آيه مي فرمايد. از آثار برادري آن است که افراد توجه به همديگر داشته باشند و محبت به هم بنمايند و مشکلات يکديگر را حل نمايند اگر چنان چه به يک فرد مسلمان ظلم شود برادرش احساس کند که اين ظلم به خود او شده است . اينکه فرموده «انماالمومنون اخوه» و برادري را در ايمان منحصر کرده است معنايش همين است که برادري از دايره ايمان بيرون نمي رود و ما نمي توانيم از اين دايره تجاوز کنيم .

حال اگر انقلاب اسلامي به عنوان يک انقلاب ارزشي جلوه کرده است و امام راحل ما با فداکاري هاي مردم و تاسي به قيام حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و با اميد به ظهور حضرت حجت(عج) اين انقلاب را بوجود آوردند. اين انقلاب متکي به همين پايه هاي ارزشي است که در متون دين ما وجود دارد. امام (ره) که يک مکتب جديد با خود نياوردند. همين متون و معارف ديني را احيا فرمودند و به صحنه عمل آوردند و ارزش ها را در جامعه زنده کردند. قبل از انقلاب مسلمان ها ارزش خود را در اين مي ديدند که نمازي بخوانند روزه اي بگيرند خمس و زکاتي بدهند و حجي هم بروند و اسلام را در همين حد خلاصه مي کردند. اما امام آمدند و حقايقي از دين را احيا کردند.

مسئله ظلم ستيزي در مقابل ظالم و عدم تحمل ظلم را تاکيد فرموند. لازم است بر همه ما که انقلاب و منشا عظيم معنوي آن را که در قرآن و سنت است بشناسيم . برهمين اساس امام يکي از مهمترين آرمان هاي انقلاب ما را محو اسرائيل بيان فرمودند. شايد عمر اين کلام امام به پنجاه سال برسد از همان سال .42 اين فقط به عنوان يک شعار سياسي محض مطرح نبود بلکه به عنوان آرماني که ريشه قرآني دارد و قرآن ما را مکلف به آن کرده مطرح شده است . چرا که بايد در مقابل کساني که ظلم کرده و تعدي به حقوق ديگران کرده اند قيام کرد.

لذا امام راحل ظاهرا قبل از سال 42 وقتي به يزد تشريف برده بودند در کتابخانه وزير اين يادداشت را مرقوم فرموده بودند که «انما اعظکم بواحده ان تقوموا الله مثني و فرادي» براي خدا قيام کنيد در مقابل ظالمين .

حال اگر چنين حرفي زده شود که بين ملت ايران و اسرائيل چه فرقي وجود دارد ما همانطور که ملت ايران را دوست داريم ملت اسرائيل را هم دوست داريم . اين کشف از آن مي کند که پايه هاي اعتقادي چنين گوينده اي ضعيف است . و کسانيکه چنين افکاري دارند بايد تجديدنظر در مسائل اعتقادي شان بکنند. اين افراد ماهيت انقلاب برايشان روشن نشده و بايد در فهم و در کشان نسبت به انقلاب تجديدنظر بکنند اگر از يک جواني که حتي امام را هم درک نکرده اما يک مقداري با افکار امام آشنا باشد بپرسيم به نظر شما مردم فلسطين با مردم اسرائيل يکي هستند خواهد گفت : هرگز چنين نيست . چه کسي مي تواند بگويد مردمي که از اطراف دنيا با پول و تطميع و وعده و وعيدها جمع شده اند و آمدند سرزميني را اشغال کرده اند مااينهارا دوست داريم . کسيکه اين حرف را مي زند بايد بين ظالم و مظلوم و حق و باطل فرقي قائل نباشد. يعني نمي فهمد ظالم کيست و مظلوم کيست . حق چيست و باطل چيست .

البته مردم و جوانان ما به خوبي مي فهمند که اين افکار افکار باطلي است و ناشي از جهالت يا غرور گوينده آن است و ما اميدواريم حرفهايي که اين روزها زده شده روي مبناي جهالت باشد. اما گاهي ناشي از غرور است . يک انسان پيش خودش فکر مي کند که تقربش به خدا در جامعه بيش از همه است . يا فکر مي کند همه چيز را خودش مي فهمد. اتفاقا اين مهمترين دليل بر اشتباه اوست کسيکه فکر مي کند اعقل مردم است همين خيال دليل است که او اضعف مردم از نظر عقل است . انسانيکه چيز فهم است روز بروز دايره مجهولات برايش بيشتر مي شود هرچه جلوتر مي رود مي بيند مجهولاتش از معلوماتش خيلي بيشتر است .

ما خيلي تاسف مي خوريم که سي سال از انقلاب ما مي گذرد و يک شعار بسيار محکم که توسط امام رضوان الله عليه مطرح شده و رهبر معظم انقلاب نيز خيلي قوي تر و محکم تر آنرا دنبال مي کنند و ملتهاي بيدار که در راس شان ملت ايران است آنرا قويتر دنبال مي کنند آنگاه يک فردي پيدا مي شود و طوري حرف مي زند که اول کسانيکه از آن استقبال مي کنند رسانه هاي صهيونيستي است . خود اين آدم نبايد بفهمد مطلبي که رسانه هاي صهيونيستي از آن استقبال مي کنند چيست آنها هفتاد سال است که مي خواهند خود را به عنوان يک ملت به دنيا تحمل بکنند آنوقت شما با اين حرف تان آن را تقويت مي کنيد. مي گوئيد ما ملت اسرائيل را دوست داريم و به خيال خود خيلي هم شجاعت به خرج داده و مي گوييد من از کسي هم وحشت ندارم و اين حرف را مي زنم . خيلي از جاهلان هستند که حرف خود را مي زنند و از کسي هم وحشت ندارند.

اتفاقا آدم عاقل بايد وحشت داشته باشد که حرفش درست هست يانيست . کسيکه همينطور بي مهابا مي گويد من وحشت ندارم اين ناشي از عدم علم اوست .

در آستانه ولادت امام زمان عليه السلام بايد حقيقت دين و قرآن را بهتر بشناسيم . اگر از من بپرسند عارف ترين مردم به امام زمان (عج ) در زمان ما کيست در درجه اول خواهم گفت امام رضوان الله عليه . بدون آنکه ادعاهاي خرافي و واهي رويت و ملاقات با امام زمان عليه السلام را داشته باشد تمام وجودش را مسئول در مقابل و محضر امام زمان مي ديد و براساس آنچه که قرآن تبيين کرده بود حرکت مي کرد. نه کم و نه زياد. واگر از ايشان سوال مي کردي که آيا با حضرت ارتباط داريد شديدا برخورد مي کرد. من يادم هست يک وقت جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي قرائتي در همين جا خدمت والد راحل(ره) آمدند و والد ما بشدت اظهار نگراني و ناراحتي کردند از اينکه دارد مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان پيدا مي شود. اينها دين و افکار مردم را در جامعه منحرف مي کنند. ما روايات معتبر داريم که هيچ کس از زمان ظهور اطلاع ندارد. بلکه زمينه سازي براي ظهور بايد بشود اما اينکه چه زماني ظهور صورت مي گيرد معلوم نيست يکسال . دو سال صد سال يا بيشتر. آيا بشر صد سال پيش مي توانست وضع بشر امروز را با اين همه پيشرفت درک بکند بشکر صد سال پيش خود را افراد بسيار فوق العاده نسبت به صد سال قبل خود قلمداد مي کردند. حال بشر امروز کجا مي تواند درک کند که بشر صد سال آينده کي هست و چه مي کند. چه قدرت فکري علمي و روحي در اختيار آنها قرار خواهد داشت و شايد از اين صد سال ها متعدد نياز باشد.

حالا افرادي پيدا مي شوند مي گويند يکسال ديگر يک ماه ديگر دو روز ديگر ظهور صورت مي گيرد. خيلي بايد مراقب اين افکار باشيم . يکي از حرفهاي باطل که اين روزها زده شده اين است که ذکر ايران عبادت است . ذکر ايران چه ربطي به عبادت دارد. اين کج فهمي از مسائل ديني است . اگر مقصود آن است که ايران چون اسلامي است از اين جهت توجه به اين عنوان ثواب دارد بايد دانست که هر طلبه مبتدي مي داند که بين ثواب و عبادت تفاوت زياد است . آيا همان طور که ذکر علي عبادت است مي توان گفت که ذکر ايران نيز عبادت است اين چه تصرف جاهلانه اي است که در مسائل ديني مي شود.

و متاسفانه اين حرفها منتشر مي شود و روحانيت بايستي بدون حب و بغض هاي سياسي با اين افکار غيرصحيح و باطل برخورد کنند. اگر در پاسخگويي به اين افکار ناصحيح حب و بغض سياسي وجود داشته باشد ضررش از خود آن افکار بيشتر خواهد بود. روحانيت انقلابي که مي بيند افکار پنجاه شصت ساله امام را با ظواهر فريبنده تغيير مي دهند. الان به اين شکل تغيير مي دهند و سال بعد خواهند گفت ما خود دولت اسرائيل را هم دوست داريم . دولت هم بالاخره جز همان ملت هستند ديگر.

به فرمايش امام کسانيکه به کمک دولت اسرائيل آمده اند از سربازان اسرائيل هستند از مراجع ما سئوال مي کردند که در عملياتهاي استشهادي گاه مردم اسرائيل هم از بين مي روند مي فرمودند جايز است و مانع ندارد. مطلبي که الان بذهنم آمد آن است که رهبر معظم انقلاب در 22 بهمن فرمودند وصيت نامه امام را با دقت بخوانيد و جز برنامه هاي درسي قراردهيد . اين وصيت نامه محصول عمر يک فقيه فيلسوف عارف و مفسر قرآن و سياستمدار بي نظير دوران است .

ما انتظار داريم از کسانيکه تريبون در اختيارشان هست و صدايشان به خيلي جاها مي رسد بدانند که در مقابل حرفهايشان مسئوليت دارند و اين مسئوليت کم چيزي نيست . من در برابر شما که پنجاه نفر هستيد. يک مسئوليت دارم و اگر جمعيت پنجاه ميليون باشد مسئوليت بهمان مقدار سنگين تر است . فکر مي کنيم سخن گفتن آسان است و در قيامت از انسان بازخواست نمي شود.

اميدواريم خداوند تبارک و تعالي معرفت ما را نسبت به اصل امامت و نسبت به اين امام حي و غائب که نظاره گر اعمال ماست بيشتر بگرداند. خداوند همه ما را از منتظرين واقعي آن حضرت قرار دهد و اين انقلاب را روز بروز مستحکم تر گرداند. و به انقلاب جهاني آن حضرت متصل بفرمايد.


پیوند مطلب: http://www.agahsazi.com/article.asp?id=555&cat=4

هزار و یك اشتباه [درباره اظهارات مشایی]

روزنامه رسالت-28 مرداد87

اظهارات نسنجیده اخیر آقای مشایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در خصوص (دوستی با مردم اسرائیل) و تاكید بر (تكرار هزار باره و افتخار بر آن) مرا به یاد جمله زیبا ابن سینا فیلسوف بزرگ و شهیر ایران زمین انداخت: ( اگر كسی یك اشتباه بكند و هزار دلیل برای پوشاندن آن بیاورد اشتباهش می‌شود هزارو یكی.)

برخی اظهارنظرها در جو اسلامی و انقلابی جامعه ما با عنایت به رشد فكری و فرهنگی و بصیرت و آگاهی سیاسی افراد وآحاد از هر كسی بعید به نظر می‌رسد و از مسئولین نظام مبارك اسلامی بعیدتر. چنین به نظر می‌رسد این اظهار نظر آ‌قای مشایی ابتدا به ساكن در راستای تبلیغ و اطلاع‌رسانی به منظور انجام وظایف خطیر و مهم ایشان یعنی تبیین میراث فرهنگی و جلب و جذب گردشگر كه در ارزش واهمیت آن در زمینه آشنایی گردشگران با میراث فرهنگی و ایده‌های مقدس نظام اسلامی وهمچنین كسب منافع و سود سرشار آن به لحاظ اقتصادی بر احدی پوشیده نیست صورت گرفته است و اما به تبعات منفی و آثار مخرب آن حداقل در آن لحظه (مصاحبه) اندیشه نشده است و تعجب‌آور اینكه وقتی اظهارات ایشان از طریق رسانه‌ها و مطبوعات به گوش مردم دلسوز، فهیم ، بصیر‌،انقلابی و مسئولین آگاه و شجاع رسید و واكنش‌های لازم در مطبوعات به سمع ونظر این عزیز ارائه شد و ادله و دلایل روشن و مبتنی بر علم وعقل ارائه گردید، عقل (این پیامبر درونی) حكم می‌كند كه ایشان اشتباه خود را بپذیرد و با صدای بلند و بدون هیچ ابایی بگوید اشتباه كردم، مردم عفو بفرمایید.

ولی تاكید بر( تكرار هزارباره و افتخار بر آن) و به جای گوش دادن به حكم عقل و عقلانیت احساسی سخن گفتن تناسبی با شان و منزلت این عزیز نداشت و مصداق هزار عذر بدتر از اشتباه و گناهی است كه یك اشتباه او می‌شود هزار و یك اشتباه. چرا كه این اظهار نظر تناقض آشكاری با مبانی اعتقادی و آ‌موزه‌های ارزشمند دینی این نظام و مردم پایبند به آن دارد و بیان و تكرار آن مبانی نظام را با چالش‌ها و تبعات منفی فراوان روبه‌رو می‌سازد.

حاصل كلام اینكه:

1- برادر عزیز اظهارنظر شما با دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) تناقض دارد زیرا ایشان معتقد بودند كه تمامی یهودیان ساكن سرزمین‌های اشغالی درحكم سربازان رژیم غاصب صهیونیستی به شمار می‌آیند و مواجهه با آنان مشروع است (پس دوستی با آنها جایز و مباح نیست)

2- برادر عزیز اظهار نظر شما با فرمایشات رهبر آگاه و دلسوز نظام اسلامی كه می‌فرمایند ملت اسرائیل جعلی، دروغین،‌ غاصب و بی هویت است تناقض دارد. (دوستی با چنین ملت و جماعتی جایز و مباح نیست.)

3- برادر عزیز، رئیس جمهور محترم (كه شما معاون ایشان هستید و باید شباهت فكری و اعتقادی به ایشان داشته باشید) معتقد است كه اسرائیل غاصب است و باید از بین برود (پس بقا و دوستی برای آن متصور نمی‌باشد.)

4- برادر عزیز جماعتی كه از اقصی‌نقاط دنیا نظیر اوكراین، قزاقستان، گرجستان و یا اتریش ، آلمان و سایركشورهای اروپایی و آمریكایی به آنجا مهاجرت كرده‌اند قبل از هر چیز مبانی فكری و اعتقادی رژیم صهیونیستی كه مبتنی بر قتل، غارتتجاوز و برتری نژادی است را پذیرفته و سپس به آنجا مهاجرت كرده‌اند . آیا دوستی با این جماعت جایز و مباح است؟ آیا مردم اسلامی ایران می‌توانند با اشغالگران و متجاوزانی كه طی 60 سال گذشته خون مسلمانان را ریخته و بر جان و مال و ناموس آ‌نان تجاوز كرده‌اند طرح دوستی بریزد؟

5- برادر عزیز ملاك دوست بودن و دوست گرفتن چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ اجتماعی چیست؟ معمولا ملاك و معیارهای دوستی از این قبیل‌اند:
- دوست باید با دوست سنخیت در افكار، اندیشه و باورها داشته باشد. مردم ما با اشغالگران متجاوز و خونریز هیچ سنخیتی ندارند.
- دوست باید خیرخواه و دلسوز دوست باشد. آیا مردم اسرائیل خیرخواه و دلسوز مسلمین و مردم ایران اسلامی هستند؟
- دوست باید در دوست خود یك سری كمالات و ارزش‌های والاتر و بالاتر را ببیند تا تمایل به دوستی در او ایجاد شود. مردم ما چه كمالات و ارزش‌هایی را در صهیونیست‌ها سراغ دارند ؟
- دوست باید با اعمال و رفتار خود دوستی و صمیمیت خود را ثابت كند و در خشنودی او خشنود و برغم او غمگین باشد. آیا رابطه دوستی مردم ما با مردم غاصب اسرائیل چنین است ؟ هرگز.

در پایان اصلا ما چه نیازی به این دوستی داریم؟ تبلیغ فرهنگ غنی اسلامی وایرانی و جلب گردشگر و برخورداری از آثار و فواید آن امری بسیار شایسته است و خداپسندانه كه سازوكار خاص خود را می‌طلبد. برقراری این گونه ارتباط فروختن( گوهر عزت نظام) كه ثمره خون شهیدان و مجاهدت مجاهدان است به ثمن بخس نیست؟ برادر عزیز بدانید وهمگان بدانند كه تا وارثان شهیدان وایثارگران وعلما و دانشمندان فرهیخته در این كشور زنده‌اند نظام مقدس اسلامی از این گونه اشتباهات وانحرافات مصون و محفوظ خواهد بود.
ان‌شاءالله
http://www.shahabnews.com/vdcf.0dviw6dytgiaw.html
علی جوادی- مدرس دانشگاه

هادی:

شاید علت حمایت شخص احمدی نژاد از مشایی را باید در نوعی عقیده و ارادت شخصی جست و جو کرد؛ همان عقیده ای که خود شما یک بار به نقل از یکی از نزدیکان احمدی نژاد برای من نقل کردید.
من احمدی نژاد را به خاطر اندیشه احمدی نژادی او دوست دارم، و معتقدم که خصوصا در مسند اجراانسان ها را نمی توان جایز الخطا دانست.
به نظر من معیار قضاوت در مورد افراد بیشتر اندیشه ها هستند و نه رفتار بعضا متناقض آنها.
مواظب شعار عبور از احمدی نژاد باشیم؛ نکند برای ما نسخه پیچیده باشند!
شاید به کسی مثل احمدی نژاد باید حداقل یکبار فرصت اشتباه را بدهیم.

سلام
بعد از همه اعتراض هایی که به اظهارات مشایی شد، آقای احمدی نژاد در سفر ترکیه، همه جا آقای مشایی را سمت راست خودش نشاند (مثل دیدار با اصحاب مطبوعات و فرهیختگان ترکیه، کنفرانس خبری، نماز جمعه استانبول و...)دیروز هم در زمان پرتاب موشک ماهواره بر سفیر، آقای مشایی در کنار رئیس جمهور بود. انصافا پرتاب موشک را چه به رئیس سازمان میراث فرهنگی؟
جز این است که آقای احمدی نژاد با این کارها دارد به منتقدانش دهن کجی می کند و نشان می دهد که نمی خواهد زیر بار حرف حق برود؟ من جدا برای آقای احمدی نژاد با این رویه ای که در پیش گرفته است متاسفم.

اين نوشته را هم اضافه کنيد
http://www.naghimokhtari.blogfa.com/post-31.aspx

Salam. Man ham ba shoma kamelan movafegham.Ma dustihamun bar mabnaie USULGARAEI bana shode va ba kasi ham taarof nadarim...

سلام
اي كاش اين پست را نمي نوشتيد.. چون از ادامه ماجراها خبر نداريد.. (من كار به بقيه ندارم، نظر خودم رو مي گم)
اول اينكه آنچه دكتر گفته تصحيح تهمتي بوده كه به افراد زده شده و شما كه نمي خواستيد ايشان در برابر دروغ هاي گفته شده موضع نگيرند؟ آنچه گفته شده تصحيح يك دروغ بوده كه نگفتنش گناهي ديگر داشته
دوم اينكه من كاري به مشائي ندارم اما نمي فهمم مشكل اين حرف چيست؟ مگر دستور دين ما نسبت به هدايت گمراهان چيز ديگري است.. داستان آن مردي كه در ميان جنگ با اميرالمومنين از او سوالي كرد و ياران مي خواسنتد او را بكشند ولي امام با دلسوزي به پاسخ مي دهد را مطمئنا شنيده‌ايد
سوم اينكه با شما موافقم اما فكر مي كنم اين حرف در زماني بود كه هنوز جعلي بودن مدرك اثبات نشده بود
چهارم اينكه من خجالت نمي كشم... اما صبر مي كنم... در برابر تحريف اصلي هم سكوت نمي كنم
يا علي

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت مدیر پایگاه برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

لیسانس کریتیو کامانز

نسخه RSD

نسخه RSS

نسخه XML