« مبارزه با مفاسد اقتصادي و يک حساب سرانگشتي | صفحه اصلی | قرار نبود به‌خاطر حق تعارف کنيم »

او محمد است و علي است ـ به بهانه ولادت حضرت علي اکبر (ع)

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

يازدهم شعبان براي ما روز بزرگي است. روز بزرگي است چون براي سه امام ما، روز شيريني بوده است.
يازدهم شعبان سال 33 هجري قمري، تاريخ تولد بزرگترين پسر امام حسين (عليه السلام) است. هر چه بيشتر درباره تاريخ صدر اسلام خوانده باشيم، بيشتر به حلاوت و زيباي اين روز پي مي‌بريم.
سال 33 هجري قمري يکي از آخرين سالهاي خلافت به ناحق خليفه سوم است. جامعه اسلامي از مسير خود منحرف شده؛ بزرگان به دنبال ثروت‌اندوزي و رفاه‌طلبي رفته‌اند؛ اطرافيان رهبر مسلمانان فاسدند و کسي که عنوان «جانشين پيامبر (ص)» را به دنبال مي‌کشد، گوش شنوايي براي اعتراضات اصولگرايان ندارد.
در چنين فضاي غم‌انگيز و دلگيري، بزرگترين انسان روي زمين، امام علي (ع)، هنوز خانه‌نشين است و جامعه اسلامي به دست خود، خود را از درک برکات وجودي ايشان محروم کرده است.
اما در داخل خانه اهل بيت (ع)، اتفاق شيريني رخ داده: امام حسين (ع)، کوچکترين عضو اهل کساء (ع)، نوه محبوب پيام‌آور خدا (ص)، «بابا» شده است.
امام حسين (ع) از قبل تولد، هميشه مورد توجه بوده. از حضرت آدم (ع) بگيريد تا هر پيام‌آور و وصي‌اي که پا بر اين کره خاکي نهاده. جهان دل در گرو حسين (ع) دارد و حسين (ع) دل در گرو پدرش امام علي (ع). آنقدر عاشق پدرش است که تصميم دارد نام تمام پسرانش را «علي» بگذارد.
حالا، درست در يازدهم شعبان سال 33، نوزاد پسري به دنيا آمده که نامش «علي» است اما هر چه بزرگتر مي‌شود و چهره‌اش بيشتر شکل مي‌گيرد، بيشتر شبيه پيام‌آور خدا (ص) مي‌شود. «فتبارک الله احسن الخالقين». به نام علي است و به خلق و سيما، محمد. محمد است و علي است. علي است و محمد است.
علي به دنيا آمده تا هر نوجوان و جواني که نامش را مي‌شنود و درباره‌اش مي‌خواند، وجودش پر از غرور بشود. احساس کند قدش بلندتر شده و همه دارند نگاهش مي‌کنند.
علي حسين، هفت ساله است که امام علي (ع) به شهادت مي‌رسد. ديگر علي، يک کودک هفت ساله نيست. در سال 40 هجري، او يک نماد تاريخي است. يک تذکر است به جامعه بي‌وفاي بعد از علي (ع) که به او بنگرند و ياد پيام‌آور خدا (ص) در دلشان زنده شود. آنها که هنوز دلتنگش هستند، دلشان شاد بشود و آنها که از راهش دور شده‌اند، يک تلنگر بخورند که هنوز محمد (ص) زنده است.
علي 17 ساله است که در سال 50 هجري قمري، عمويش، امام حسن (ع) به زهر همسرش به شهادت مي‌رسد و اوج خيانت و ناجوانمردي به تصوير کشيده مي‌شود.
بدين‌سان، علي مي‌ماند و آخرين باقي‌مانده اهل کساء (ع). بازمانده‌اي که هم پدرش است و هم امامش. علي دلداده حسين است و حسين دلداده علي. علي بوي پيام‌آور خدا (ص) را مي‌دهد و حسين (ع) بوي علي (ع) و فاطمه (س) را.
و اوج اين عشق و دلدادگي و محبت در بزرگترين آوردگاه جهان، درست در وسط دشت کربلا، تجلي مي‌يابد. ياران همه در خون پاک خود در غلتيده‌اند و نوبت بني‌هاشم است. جواني 27 ساله، پا به ميدان مي‌گذارد. اصحاب ديروز و خائنان امروز، به چشمان خود فشار مي‌آورند و باور نمي‌کنند: آه! خود پيام‌آور خدا (ص)، نيم قرن پس از رحلتش، جامه رزم پوشيده و پا به ميدان گذارده! جادو است؟ سحر است؟ اين چه آزمايشي است که خداوند برپا کرده است؟
خداوند در واقعه عاشورا به دنبال آفريدن قله‌هاي زيبايي انساني است. بدين سان، پسر بزرگ حسين (ع)، زيباترين جوان بني‌هاشم، شبيه‌ترينشان به محبوبترين مخلوق خدا، محمد مصطفي (ص)، پيشقدم مي‌شود تا فدايي امام زمانش گردد.
وقتي همه اينها را بدانيم، يازدهم شعبان برايمان روز بزرگي خواهد بود. روز جواناني که از کودکي در دل سختيهاي روزگار زيسته‌اند و الماس وجودشان، در اوج جواني نمايانده شده است.

دنبالک

نشانی دنبالک برای این نوشته:
http://www.tardid.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/101

نظرات (۱)

قطعه گمشده اي از پر پرواز کم است
يازده بار شمرديم و يکي باز کم است
اينهمه آب که جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است که سرباز کم است
ميلاد منجي عالم بشريت مهدي موعود (عج ) برشما مبارکباد

ارسال نظر