جنگ سرنوشت در لبنان
برادران شيعهمان در لبنان، منتظر جنگ سرنوشت هستند. جنگي که دو رو بيشتر ندارد: يا اسرائيل دوباره شکست ميخورد و يا پيروز ميشود.
جنگ سرنوشتساز آينده در لبنان را ميتوان آخرين تلاش اسرائيل براي «بقا» دانست. پيروزي احتمالي اسرائيل در اين جنگ، ميتواند توجيهي براي سودمندي بقاي اسرائيل براي استکبار جهاني باشد و شکست آن، مهر پاياني براي اين پروژه شصت ساله انگليسي ـ آمريکايي ـ صهيونيستي.
سخنان امروز رهبر دلاور عربي، سيد حسن نصرالله (حفظه الله) درباره حمله قريب الوقوع اسرائيل به لبنان، هشداري براي ما جوانان شيعه ايراني نيز بود.
قطعا در اين حمله، اسرائيل و آمريکا و همپيمانانشان از تمام توان خود براي ضربه زدن به مقاومت استفاده خواهند کرد و تابع هيچ قانون و قاعده و عرف بينالمللي و انساني و ديني نخواهند بود. چرا که بايد هرچه در چنته دارند بنمايانند و ضرورت بقاي اسرائيل را ثابت کنند.
متاسفانه، نعمت تشکيل جمهوري اسلامي در ايران، بسياري از ما جوانان شيعه ايراني را از وظايف اصلي خود غافل کرده. از اينکه سايه وليفقيه بر سرمان است، آسوده خاطر شدهايم و ابتکار عمل تاريخي خود را در دهه پنجاه و شصت شمسي (هفتاد و هشتاد ميلادي) از دست دادهايم.
معلوم نيست که چند روز يا حتي چند ساعت ديگر تا جنگ سرنوشتساز در لبنان باقي مانده است و ما وظيفه داريم در اين فرصت کم، بنا بر امکانات و تواناييهاي گروههاي مختلف خود، اقداماتي را طراحي و اجرا کنيم.
بايد آماده باشيم تا درصورت حمله غرب به مقاومت اسلامي در لبنان، منافع آني در دسترس غرب را مورد هدف قرار دهيم و جبهههاي جديدي را عليه دشمن بگشاييم.
فرصت کم است و دشمن هار و لگام گسيخته، دندان نشان ميدهد. بايد بشتابيم.
آيا انتخابات در شهرهاي بزرگ عادلانه است؟ آيا همه نامزدها از فرصت برابر تبليغاتي برخوردارند؟ آيا افراد مستقل به اندازه حزبها و جناحهاي سياسي، امکان برنده شدن مساوي دارند؟
به طور طبيعي، مطرحشدن تفکر انقلاب اسلامي در حوزه فرهنگ و هنر ايران، داراي بازتابها و تبعات متعددي بوده است که به مرور زمان و به دلايل متعدد، از اولويت فکري فعالان اين حوزه، خارج شده است.
حديثي از امام صادق (ع) وجود دارد درباره نوروز. حديثي که در آن از بسياري وقايع مهم تاريخي نامبرده شده به آنها نوروز گفته شده است.