اين يکي دو روز، تصوير چهره دکتر احمدينژاد در لحظه حلاليت طلبيدن از مردم ايران، ذهنم را پر کرده و رهايم نميکند.
چهره اين مرد ريز نقش دوستداشتني، در آن لحظات آن چنان معصوم و لطيف و پاک بود که دلم ميخواست در حسرت زلالي روح بزرگ و فروتناش، بگريم. اشک در چشمانم حلقه زده بود و نفر دوم مملکت را ميديدم که بيهيچ غل و غشي، از مردم کشور عذر ميخواهد و حلاليت ميطلبد. که مبادا در اين دو سال و اندي، آنجا که بايد فرياد ميزده؛ نزده باشد و آنجا که بايد لبخند بر لب ميآورده؛ نياورده باشد.
محمود احمدينژاد در آن شب، چقدر دوست داشتني شده بود!
کاش دلهاي مخالفانش از سنگ نبود؛ کاش ميفهميدند ممکن نيست يک رييس جمهور بيشتر از اين در ميان مردم کشورش باشد؛ که مردم بر لباسهايش دست بکشند و بر گونههايش بوسه زنند و عطر وجودش را ببلعند.
کاش برخي از بچه حزباللهيها باورشان ميشد که حزباللهيتر از او فعلا در چنته اصولگرايان نيست. کاش ...




نظرات (۱۶)
سلام . خدا قوت.با لينك وبلاك خاكريزيسم وبلاگتون رو ديدم . وبلاگ قشنگي داريد و قشنگ مي نويسيد . موفق باشيد . نادري
ارسال شده توسط يك همكار | ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۴:۰۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۱۶:۰۷
سلام
خدا قوت
مطلب بسيار جالبي بود
واقعا اي كاش!!!!!!
ارسال شده توسط صادق | ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۳۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۱۸:۳۹
سلام
دقیقا مشکل همینه که دلشون از سنگه. مدام به خودشون و اطرافیانشون هم تلقین می کنند که این مرد عین بدیه و باید لهش کرد. قضیه همون هایی است که توی قران بهشون میگه مثل زمین سنگی اند که بارون بهش اثر نمی کنه.
یا حق.
ارسال شده توسط محمد علی | ۱۸ دی ۱۳۸۶ ۲:۳۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ دی ۱۳۸۶ ۰۲:۳۵
روحانیت متعهد به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است.
ارسال شده توسط تلاش براي ازادي فريادگر عدالت | ۱۷ دی ۱۳۸۶ ۹:۲۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۷ دی ۱۳۸۶ ۲۱:۲۲
سلام
متاسفم که جرات نداری مطلب مرا در سایت بذاری. حالا برایم ثابت شد که شما علاوه بر شارلاتان بودن یک آدم دو رو هم هستید.
ارسال شده توسط یک دوست | ۱۶ دی ۱۳۸۶ ۱:۰۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ دی ۱۳۸۶ ۰۱:۰۲
سلام
چند وقت است که مطالب سایت شما را دنبال می کنم. مایلم با شما راحت صحبت کنم. شما و نوشته هاتون پر از تناقض و تردید هستید. به راحتی می تونم بگم به صداقت شما شک دارم. شما از اون آدم هایی هستید که همه چیز رو برای خودتون می خواید و فکر می کنید از آسمان نازل شده اید تا دنیا برای شما باشد. خیلی مضحک است دوست عزیز. وقتی از پدرتون دم می زنید که الحق مرد شریفی است به ظاهر می خواهید از او مایه نگذارید اما زیر سایه او به این موقعیت رسیده اید و به قول جلال وگرنه کلاه ت پس معرکه بود و الخ .....
یادت نره موقعیت الانت رو از کجا داری. از دیدگاه اسلام و آیه قرآن کار شما مصداق ناسپاسی و نفاق است. جامعه ما به اندازه کافی از نفاق و منافقین لطمه خورده و حالا شما جوجه آقا زاده بهتره دم از دین و سیاست نزنید. من به جای شما خجالت می کشم وقتی که در سازمانی کار می کنید و حقوق آن را چپاول می کنید و بعد تخم نفاق را در سایت خود منتشر می کنید. خجالت دارد.شما در همین فرهنگ سرا چه کار مثبتی کرده اید؟
من در روز قیامت یقه شما را خواهم گرفت.
احترام پدر شما واجب است ولی شما آبروی پدر نجیب تون را هم به باد می دهید.
اگر راست می گوئید و صادق هستید حرف های مرا در سایت بگذارید تا حداقل کمی از گناه خود را کم کنید.
ارسال شده توسط یک دوست | ۱۵ دی ۱۳۸۶ ۰:۳۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ دی ۱۳۸۶ ۰۰:۳۷
سلام نميدانم نظرم ديده ميشه يا نه اما اگر كسي ديد بگه اين مطالب رو با زبان ساده تر و مختصرتر كه همه حوصله و وقت خوندنش رو داشته باشند در كيهان چاپ كنند و به يك صورتي ودر تيراژ وسيع به اطلاع همه برسونند
ارسال شده توسط simin | ۱۴ دی ۱۳۸۶ ۱:۵۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ دی ۱۳۸۶ ۱۳:۵۰
این صحنه که کعبه در یک سو و احمدی نژاد در سوی دیگر است و مردم به سوی او برگشته اند بسیار زیباست.
اما مگر هر کسی اوصلگرا تر بود باید رئیس جمهور شود؟ تازه چگونه این فرد مثلا از نظر شما اصولگرای ناب شده اند هم جای بحث دارد.
ارسال شده توسط غدیر نبیزاده | ۱۴ دی ۱۳۸۶ ۱۰:۵۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ دی ۱۳۸۶ ۱۰:۵۹
سازمان فرهنگی هنری همچنان سیاسی! و استعفایی دیگر
استعفا پشت اسعتفا ؛ سازمان فرهنگی به کجا می رود؟!
در حالیکه خبرگزاری فارس به نقل از مسئول روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری اعلام کرده که علت استعفای معاونت هنری این سازمان موافقت نكردن دانشگاه براي انتقال شغلي آقاي مصطفي گودرزي به شهرداری بوده ، ولیکن شواهد و قرائن از وجود مسائلی در پشت پرده خبر می دهد.
بنابراین گزارش پس از آمدن نوریان به سازمان فرهنگی هنری شهرداری دکتر مصطفی گودرزی ، گرافیست برجسته بعنوان معاونت هنری این سازمان منصوب گردید ولیکن پس از مدتی که از انتصاب نامبرده گذشت اختلافات وی با مجید سرسنگی که او نیز سابقه فعالیت هنری دارد بیش از پیش آشکار گشت.
همچنین تضاد خط فکری سرسنگی بعنوان قائم مقام سازمان فرهنگی با تفکرات اصلاح طلبانه با گودرزی با تفکرات به نسبت اصولگرایانه باعث اصطکاک شدید این دو گردید که در نهایت با توجه به نفوذ سرسنگی در لایه های مختلف مدیریت شهری و شهرداری باعث شد گودرزی حدود یک ماه پیش از مقام خوداستعفا دهد.
همچنین گفته می شود طی 2 ماه آینده تغییرات جدیدی در مدیریت های سازمان فرهنگی هنری با تدابیر سردارقالیباف صورت می گیرد و با توجه به شرایط سردار نوریان و 2 شغله بودن وی سردارایازی از دوستان نزدیک قالیباف و رییس هیات مدیره سازمان فرهنگی هنری به ریاست این سازمان منصوب خواهد شد. همچنین سرسنگی که هم اکنون قائم مقام سازمان فرهنگی هنری است با توجه به برخی مسائل بعنوان معاونت هنری این سازمان منصوب خواهد شد.
لازم به ذکر است مسئول جدید نظارت و بازرسی سازمان فرهنگی هنری نیز که سابقا مسئول امور مناطق این سازمان بوده بعلت برخی ابهامات در عملکرد مالی بزودی از بازرسی سازمان خواهد رفت و به جای وی یکی از نزدیکان حصاری نژاد بعنوان مدیر کل بازرسی منصوب خواهد شد.
شواهد و قرائن حاکی از آن است با نزدیک شدن به انتخابات فعالیت تبلیغاتی تیم منصوب به قالیباف که بعضا در سازمان فرهنگی هنری شهرداری مشغول به کار هستند افزایش یافته برای نمونه جواد شوشتری که هم اکنون مدیر کل حوزه ریاست سازمان فرهنگی هنری است بعنوان مسئول کمیته دانشجوی ستاد قالیباف به شدت در حال فعالیت در سازمان فرهنگی می باشد. و یا از سوی دیگر مدیر متخلف فرهنگسرای پایداری که به دستور نوریان از سمت خود عزل شد هم اکنون بعنوان رییس خانه حکمت وفلسفه این سازمان منصوب گردیده و سایت شخصی قالیباف ghalibaf.ir نیز به این مکان منتقل شده است.
شنیده شده که اعضای تیم تبلیغاتی شهردار تهران در یکی از خانه های منشعب از خیابان کارگر شمالی – خیابان شهید ع..... کوچه ا..... روزانه تشکیل جلسه می دهند و آقایان (ج.ش) و (ع.ح) از سازمان فرهنگی هنری حضور ثابت در این جلسات دارند!
استعفایی دیگر!
پس از استعفای مدیر کل بازرسی سازمان فرهنگی جمعی از نیروهای حراست این سازمان نیز به دلایلی که در متن استعفایشان آمده از سمت خود کناره گیری کردند. متن نامه ایشان به رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری به شرح زیر است:
جناب آقاي نوريان - رئيس محترم سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران
سلام عليكم
بدينوسيله اينجانبان(نيروهاي حراست)به دلايل ذيل استعفاي خودرا اعلام مي نماييم
الف)متاسفانه سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران محل امني براي متخلفان،حيف وميل كنندگان بيت المال درجهت اهداف شخصي وسياسي،گروهاي سياسي غيرهمسوبانظام ودگرانديش ومتخاصمين به اسلام ناب محمدي(ص)گرديده وآمرين به معروف وناهيان ازمنكر موردتهاجم ونكوهش قرارمي گيرند
ب)گويا اراده اي برآن است كه سيستم هاي نظارتي سازمان شامل حراست وبازرسي كاملا خنثي وتشريفاتي عمل نمايند كه جاي بسي تاسف است.
ج)ما از همسنگران شهيدمان آموخته ايم براي اندكي نان ونام ازشرافت انساني واسلامي عدول نكرده ودرمقابل كج رويها سكوت ننماييم.
والسلام علي من اتبع الهدي
1386
اطلاعات تکمیلی در این زمینه متعاقبا ارسال خواهد شد.
ارسال شده توسط غلام | ۱۲ دی ۱۳۸۶ ۸:۵۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۲ دی ۱۳۸۶ ۰۸:۵۶
شوالیه های ناتوی فرهنگی در شهرداری!
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان در سال 85 در مورد ناتوی فرهنگی فرمودند : "من پریروز در روزنامه – البته سه ، چهار ماه قبل از این ، من مقاله اش را دیده بودم – گزارشی از تشكیل " ناتوی فرهنگی " را خواندم . یعنی در مقابل پیمان ناتو كه آمریكاییها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق یك مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند ؛ اما برای سركوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده می كردند.
حالا یك ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناكی است . البته حالا هم نیست ؛ سالهاست كه این اتفاق افتاده است . مجموعه ی زنجیره ی به هم پیوسته رسانه های گوناگون – كه حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیونها و رادیوها – در جهت مشخصی حركت می كنند تا سررشته ی تحولات جوامع را به عهده بگیرند ؛ حالا كه دیگر خیلی هم آسان و رو راست شده است .
در گرجستان كه یك تحول سیاسی اتفاق افتاد و جابجایی قدرت انجام گرفت ، یك سرمایه دار آمریكایی و صهیونیست یهودی – البته اسمش معروف است ، من نمی خواهم اسمش را بیاورم – اعلام كرد كه من ده میلیون دلار در كشور گرجستان خرج كردم و تحول سیاسی ایجاد كردم ؛ خیلی راحت . ده میلیون دلار خرج می كنند ، یك حكومت را كنار می گذارند ، یك حكومت دیگر را سر كار می آورند ! اینها باید روی مردم اثر بگذارند ؛ باید اجتماعات درست كنند . در اوكراین هم همین كار را كردند ؛ در جاهای دیگر هم همین كار را كردند .
گاهی اوقات تأثیراتشان به شكل دیگری است و تعیین كننده است ؛ شاید این را در یك جمع دانشجویی دیگر گفته باشم كه ماهاتیر محمد ، نخست وزیر سابق مالزی – كه بسیار هم آدم پركار و دقیق و جدی و پایبندی بود – به تهران آمد ، به دیدن من هم آمد ؛ همان اوقات بود كه تحولات گوناگونی در آسیای شرقی اتفاق افتاده بود ؛ در مالزی ، اندونزی و تایلند ، و زلزله ی اقتصادی به وجود آمده بود . همین سرمایه دار صهیونیستی و بعد سرمایه دارهای دیگر ، با بازیهای بانكی و پولی توانستند چند تا كشور را به ورشكستگی بكشانند. در آن وقت ماهاتیر محمد به من گفت : من فقط همین قدر به شما بگویم كه ما یك شبه گدا شدیم ! البته وقتی كشوری وابستگی اقتصادی پیدا كرد و خواست نسخه های اقتصادی بانك جهانی و صندوق بین المللی پول را عمل بكند ، همین طور هم خواهد شد ."
بيانات مقام معظم رهبرى در مورد «ناتوى فرهنگي» و پیشتر از آن پیرامون تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی اشارهاى ظريف به شرايط بينالمللى کنونى بود. تشکيل مجدد کميته فرهنگى سازمان سياى آمريکا، تصويب برنامههاى نفرتزدايى وزارت امور خارجه آن کشور، دستکارى در متون فرهنگى و ادبيات سياسى کشورهاى اسلامي، تاسيس و تقويت رسانهها به ويژه شبکههاى ماهوارهاى راديويى تحت نظارت سيا و کنگره آمريکا جهت ايجاد امواج خبرى عليه کشورهاى هدف، تصويب بودجه 70 ميليون دلارى براى دخالت در امور داخلى ايران و سياستهاى مشابه ديگر، از جمله شاخصه های «ناتو»ى فرهنگى در نظم نوين بينالمللى مىباشند. تحولات بينالمللى بعد از جنگ سرد به گونهاى شکل گرفته که در واکنش به آن به تدريج ناتو، از قالب صرفاً نظامى خارج شده و کار ويژههاى ديگرى را براى خود تعريف نمايد.
تاکنون تحقیقات متعددی در مورد حضور و نقش نهادهای امنیتی کشورهای استعمارگر در مورد حضور به اصطلاح فرهنگی آن کشورها در کشورهای هدف صور گرفته است یکی از مهم ترين اين تحقيقات، کتاب خانم فرانسس ساندرس، پژوهشگر و روزنامه نگار انگليسي، است که چاپ اوّل آن در سال ۱۹۹۹ در لندن منتشر شد و غوغايي به پا کرد. چاپ هاي بعدي اين کتاب با عنوان زير در ۵٠۹ صفحه منتشر شده است: جنگ سرد فرهنگي: سيا و جهان هنر و ادب. ويلارد منس، منتقد، کتاب خانم ساندرس را «يکي از حيرتآورترين و افشاگرترين» کتبي خوانده که تاکنون درباره سرويس اطلاعاتي ايالات متحده منتشر شده است. خانم ساندرس نشان مي دهد که کورد مهير، رئيس بخش عمليات بين المللي سيا، و دوست او، آرتور شلزينگر (پسر)، طبق طرحي که ملوين لاسکي ارائه داد، حرکتي را آغاز کردند که به ايجاد شبکه فرهنگي غول آسايي در سراسر جهان انجاميد.
خانم ساندرس اين شبکه را «ناتوي فرهنگي» مي نامد. بودجه اين عمليات در سال ۱۹۵٠، يعني در زمان دولت ترومن، ۳۴ميليون دلار در سال بود. سيا در چارچوب عمليات جنگ سرد فرهنگي شبکه مطبوعاتي جهانشمولي ايجاد کرد که از ايالات متحده تا لندن و اوگاندا و خاورميانه و آمريکاي لاتين گسترش داشت، و در تمام اين دوران مطبوعات روشنفکري متنفذي مانند پارتيزان ريويو، کنيان ريويو، نيوليدر، انکاونتر، درمونات، پرووه، تمپو پرزنته، کوادرانت و غيره از سيا کمک هاي مالي مستقيم يا غيرمستقيم دريافت مي کردند.
سيا در مقام «وزارت فرهنگ بلوک غرب» عمل مي کرد. مثلاً، از جکسون پولاک و نقاشي آبستره به شدت حمايت مي کرد با اين هدف که، در عرصه هنر، رئاليسم سوسياليستي را شکست دهد. در هاليوود، مأموران سيا کارگردانان را ترغيب مي کردند که در فيلم هاي خود سياهپوستان را هر چه بيشتر نمايش دهند، آنان را آراسته و خوش لباس به تصوير کشند و از اين طريق ايالات متحده را جامعهاي آزاد و دمکرات بنمايانند.
فيلم مزرعه حيوانات جرج ارول با سرمايه سيا تهيه شد. فيلم 1984 ارول نيز با بودجه سيا ساخته شد. بسياري از کتب کمپاني پراگر با بودجه سيا چاپ مي شد. کتاب طبقه جديد ميلوان جيلاس با بودجه سيا در شمارگان بالا منتشر شد و در سراسر جهان توزيع گرديد. سيا ۵٠ هزار نسخه از يکي از کتابهاي ايروينگ کريستول را براي توزيع مجاني در سراسر جهان خريداري کرد، سيا در سال ۱۹۵٠ با ده ميليون دلار بودجه راديوي اروپاي آزاد را تأسيس کرد، و موارد فراواني از اين قبيل. طبق تخمين خانم ساندرس، در دوران جنگ سرد حدود يکهزار عنوان کتاب به وسيله سيا و در زير نام بنگاه هاي انتشاراتي تجاري و دانشگاهي، فقط در ايالات متحده آمريکا، منتشر شد.
جنگجويان فرهنگي سيا با انتشار کتاب خانم ساندرس و تحقيقات مشابه، نام گروهي از سرشناسترين روشنفکران جهان غرب در فهرست «شواليههاي جنگ سرد فرهنگي» ثبت شده است. در فهرست اين جنگجويان فرهنگي نامهاي بزرگي ديده ميشود: سر کارل پوپر، توماس کوهن، آرتور شلزينگر (پسر)، سِر آيزايا برلين، والت ويتمن روستو، جيمز برنهام، دانيل بل، ريمون آرون، حنا آرنت، ايروينگ کريستول، سيدني هوک، آرتور کوستلر، هنري لوس، رينهولد نيبور، رابرت کانکوئست و غيره. اينان انديشمنداني بودند که در دوران جنگ سرد روشنفکران مخالف کمونيسم را در سراسر جهان تغذيه فکري ميکردند.
مثلاً، توماس کوهن، کتاب ساختار انقلابهاي علمي خود را، که يکي از نامدارترين و متنفذترين کتب سده بيستم بهشمار ميرود، به سفارش جيمز بريان کانانت، رئيس دانشگاه هاروارد ، نوشت و کتاب را به او اهدا کرد. کانانت شيميدان برجسته و از طراحان بمب اتمي ايالات متحده بود و با زرسالاران والاستريت و سرويس اطلاعاتي پيوندهاي استوار داشت. شواليههاي «معصوم» نقش سيا در هدايت اين فعاليتهاي فرهنگي در زمان خود چندان پوشيده نبود. در دهه 1960 در محافل روشنفکري اروپا اين شوخي رواج يافته بود که هر نهاد خيريه يا فرهنگي آمريکايي که در نام خود از واژههاي «آزاد» يا «خصوصي» استفاده ميکند وابسته به سيا است.
بهنوشته ديويد گيبس، انديشمندان اجتماعي و سياسي فوق کاملاً به رابطه خود با سيا واقف بودند مانند رابرت جرويس استاد دانشگاه کلمبيا و رئيس سابق انجمن علوم سياسي آمريکا، جوزف ني استاد دانشگاه هاروارد، برادفورد وسترفيلد استاد دانشگاه ييل و ديگران. خانم ساندرس نيز باادله و اسناد محکم ثابت ميکند که برخي از اين روشنفکران برجسته، از جمله سر آيزايا برلين و سر استفن اسپندر و آرتور کوستلر، از همکاري خود با سيا کاملاً مطلع بودند. را ه حل تفکر ترجمهای ،فضای راکد آگاهیرسانی و فعالیت اجتماعی ،سادهانگاری و تداوم ضعف کارکردی در عرصه فرهنگ، فیلمهای وارداتی ، کتابهای ترجمه ،بازیهای رایانهای ، برخی فعالیتهای هنری می توانند بالقوه یا بالفعل از جمله تهدید برای ما محسوب شوند.
که راه مقابله با آن «توليد فرهنگي» می باشد. با توقف در گذشته و نفی نوآوری نمی توان به جایی رسید همچنانکه با هرج و مرج "فرهنگی- سیاسی- اقتصادی و عقیدتی" نیز پیشرفتی حاصل نمی شود، بنابراین تنها راه صحیح، بازگذاشتن راه "نوآوری، آزاد فکری و آزاداندیشی" و مدیریت این راه تحول آفرین است. نخبگان حوزوی و دانشگاهی و مجموعه های فعال دانشجویی باید متصدی مدیریت تحول در کشور باشند.
مقام معظم رهبري در ديدار خود با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي- هشتم ديماه 1383- درباره «مهندسي فرهنگ كشور» فرموده اند: «يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است؛ يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و حركت عظيم درون زا و كيفيت بخش كه اسمش «فرهنگ» است و در درون انسان ها و جامعه به وجود مي آيد چگونه بايد باشد، اشكالات و نواقص اش چيست و چگونه بايد رفع شود، كندي ها و معارضاتش كجاست، مجموعه اي لازم است كه اينها را تصوير كند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد.»
شوالیه های ناتوی فرهنگی در شهرداری!
اصولا شهرداری ها در کل دنیا از حامیان فرهنگ و هنر شناخته می شوند. پس از رفتن دکتر احمدی نژاد از شهردای تهران به ریاست جمهوری و پس از انتخابات شورای شهر تهران طیف وسیعی از چهره های فرهنگی موسوم به دوم خرداد با توجه به معاملات پشت پرده ای که در مورد شهرداری شده بود وارد بخشهای فرهنگی شهرداری تهران شدند. پیش از آمدن دولت جدید وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی بعنوان جایگاه اصلی این طیف به شمار می رفت که در مدت زمان 8 سال دولت موسوم به اصلاحات عملکرد ضد فرهنگی این عده اظهر من الشمس است! بعد از شکست جریان موسوم به دوم خرداد در انتخابات تیر ماه 84 ، پس از یک دوره چندماهه سکوت و انفعال ناشی از شوک شکست ، تئوریسین های جریان اصلاحات به این نتیجه رسیدند که بهترین روش جهت حضور مجدد در جریان قدرت ، استراتژی نفوذ در لایه های اجتماعی" است.
نفوذ در لایه های اجتماعی نیز نیازمند ابزار خاص خود که بخش اعظم آن مسایل فرهنگی است ، می باشد. پس از انتخابات شورای شهر در سال 85 و حضور تنی چند از چهره های موسوم به اصلاح طلب در شورای شهر تهران این جریان با انجام معامله پشت پرده و در ازای شهردار شدن سردار قالیباف برخی نهادهای فرهنگی تابعه شهرداری که از جمله مهم ترین نهادهای فرهنگی می باشد را در اختیار گرفتند و اصلاح طلبان به آرزوی دیرین خود در وصال به بزرگترین نهاد فرهنگی شهر تهران رسیدند. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به دستور مقام معظم رهبری و بانگاه ژرف اندیش ایشان ، با هیات امنایی متشکل از شخصیت های تاثیر گذار نظام با هدف انجام فعالیت های فرهنگی در راستای جلوگیری از شبیخون فرهنگی دشمن و با توجه به شرایط خاص آن دوران در سال 75 تاسیس شد.
متاسفانه این سازمان به جز دوره ای محدود همواره مورد طمع سیاست بازان حرفه ای بوده و به همین علت این سازمان بیش از داشتن چهره فرهنگی چهره ای غبار گرفته از سیاست دارد. گاه انقلابیون سیاست پیشه، گاه انقلابیون نفاق پیشه و گاه ضد انقلاب با پرچمهای رنگین دموکراسی و با هدف تئوریزه کردن سکولاریسم در جامعه و مخاطب مرتبط با این نهاد فرهنگی به این سازمان به اصطلاح فرهنگی خط دهی فرهنگی کرده اند که خطر این دو گروه آخر به مراتب بیشتر از گروه اول است. هم اکنون و در طی 2 سال و نیم گذشته این دو گروه بر این نهاد فرهنگی شهرداری با حمایت مستقیم شهردار تهران حکمرانی نموده اند.
با نگاه به برخی از عناوین برنامه های انجام شده در سازمان فرهنگی هنری در طول 2 سال گذشته می توان به عمق ناتوی فرهنگی دشمن در این سازمان پی برد. ذکر این نکته ضروری است دقیقا همان جریانی که در بالا به نقل از خانم" ساندرس" در کتا سیا و جهان فرهنگ و هنر آمد در ایران و در کنار گوش خودمان در حال اتفاق افتادن است! زنده کردن نام برخی افراد مخالف با نظام اسلامی نظیر آغداشلو،تناولی، سیحون(خانم سیحون از دوستان نزدیک فرح پهلوی بوده که چندی قبل به علت ادامه ارتباط با فرح و ساخت مجسمه های موهن و طراحی پوسترهای مسأله دار زندانی گردیده اما با حمایت و تلاش آقای عطاءاله مهاجرانی وزیر ارشاد سابق و نیز به علت کهولت سن آزاد شده است.همچنین همسر وی، هوشنگ سیحون از بهایی های معروف بوده است.) ، فرمان آرا و... با چه هدفی صورت می گیرد؟ برگزاری سمپوزیم مجسمه سازی با هزینه های گزاف با محوریت پرویز تناولی و هدف زنده کردن برخی جریانات به اصطلاح هنری مشکوک چیست؟
تا آنجا که دبیر این سمپوزیوم می گوید:: «قصد دارد به منظور پيشگيري از تكرار محدوديت هاي تئوريك اعمال شده درخصوص مجسمه سازي به ديدار آيت ا... جناتي برود.» نامبرده در ادامه اين مقاله بيان كرده است:«آيت ا... جناتي در اجتهاد معاصر همچون مرحوم آيت ا... معرفت و حسينعلي منتظري، نوانديشانه به مسائل روز نگاه مي كند و مي كوشد با تكيه بر سنت دويست ساله اجتهاد فقه جواهري منافذي را براي حيات معاصر توأم با تقيد به شريعت باز كند.»!!
حضور برخی افراد که از آنها بعنوان تئوریسیتهای جریانهای معاند نظام یاد می شود در مرکز آموزش سازمان فرهنگی هنری که ریاست آن با یکی از تندروهای دفتر تحکیم است چه معنی می تواند داشته باشد؟ خانیکی، عطریانفر، غلامعباس توسلی ، جلایی پور و.... تجلیل از فیلم سازان خاص نظیر فرمان آرا ، جیرانی ، افخمی و... به چه معنی است ؟ آیا به معنای جریان سازی با اهداف خاص در سینما بعنوان مهم ترین ابزار توسعه و سلطه فرهنگی نیست؟ کار به آنجا رسیده که در این سازمان، آشکار از ایده های انحرافی سخن می گویند: مدیر موزه سندوزی معاونت هنری سازمان طی اظهاراتی، خود را طرفدار نظریات عبدالکریم سروش و اسلامی که تسامح در آن موج می زند، معرفی نموده است. وی در ادامه عنوان داشته که دست فواحش را می بوسد و بر بی کسی آنان گریه می کند و برخورد با آنان را جایز نمی داند. از طرفی وی معتقد است اگر زمانی همسرش را با مرد بیگانه ای در بستر(زنا) ببیند، این موضوع را ندیده می گیرد. مشارالیه همچنین سلمان رشدی را ادیبی پرقدرت دانسته و اعتقاد دارد چنانچه امام خمینی(ره) به نظریه مشاورانش بسنده نمی کردند و آثار او را مطالعه می نمودند آن فتوا را صادر نمی کردند.
ارتباطات مشکوک با برخی سفارتخانه های اروپایی از جمله فرانسه که از طریق ارتباط با .............صورت می گیرد. معرفی کلیه وبلاگها وسایتهای ضد انقلاب در غالب یک کتا ب به نام تا همیشه پرواز به بهانه روز خبرنگار آیا یک اقدام تصادفی است؟ تجلیل از خواننده زن لس آنجلس نشین که فوت کرد در یکی از کانونهای فرهنگسرای ملل که بعدها مشخص شد اعضای کانون از سلطنت طلبان هستند به چه معنی است؟ حضور سیمین بهبهانی در فرهنگسرای بهمن و پوشش خبر آن توسط یک شبکه تلویزیونی ضد انقلاب آیا تصادفی است؟ شاهد بر این مثالها فراوان است که در این مقال نمی گنجد . متاسفانه باید اذعان کنیم که هم اکنون و پس از شروع دوره جدید ریاست سازمان و ضعیت نه تنها بهتر نشده که بد تر نیز شده است. حضور (م.س) بعنوان همه کاره سازمان فرهنگی که با مشورت مستقیم مسجد جامعی به قالیباف به این سازمان آمده و تابلوی جریان نفاق در سازمان فرهنگی است وضعیت بگونه ای بغرنج کرده که خود شخص سردار نوریان رییس این سازمان که خود نیز از از خانواده شهدا و رزمندگان سابق می باشد خطر را احساس کرده و در محفلی خصوصی به این موضوع اذعان داشته که وضعیت سازمان فرهنگی از دست من خارج شده است و فلانی (م.س) همه کاره است!
متاسفانه باید به این نکته اذعان کنیم که سازمان فرهنگی هنری شهرداری با داشتن بیش از 300 مرکز فرهنگی در شهر تهران و داشتن بیش از 30 میلیارد تومان بودجه در سال هم اکنون به کانون توطئه فرهنگی علیه نظام تبدیل شده است و دشمن با هوشمندی هرچه تمام تر این مرکز استراتژیک را برای نفوذ و جریان ساز فرهنگی انتخاب کرده ست. در پایان گوشه ای از سخنان مقام معظم رهبری پیرامون عملکرد فرهنگی شهرداری که در سال 82 دردیدار با اعضای شورای شهر و شهرداری تهران بیان شد ذکر می شود: "بخش ديگر مربوط به مسائل فرهنگى و اجتماعى تهران است. كار شهردارى فقط ساختوساز نيست.
خوشبختانه در زمينهى مسائل فرهنگى هم شما در گزارش خود مواردى را ذكر كرديد. مسائل فرهنگى و اجتماعى شهر، بسيار مهم است. سعى كنيد روح ديانت و اخلاق اسلامى را در فضاى شهر تهران سارى و جارى كنيد؛ اين كارى است ممكن و گرهگشاى بسيارى از مشكلات است. خيلى از مشكلات ما ناشى از دور شدن از فضايل اخلاقى است. هرچه از فضايل اخلاقى فاصله بگيريم، مشكلات و گرههاى زندگى پيچيدهتر و بيشتر خواهد شد. بايد خود را به اخلاق اسلامى و ملكات فاضلهى اسلامى نزديك كنيم و اين در محيطهاى فرهنگى شهردارى كاملا امكانپذير است؛ در كيفيت ادارهى بوستانهاى شهرى كه ظاهر فرهنگى هم ندارد - محيطى است براى اينكه مردم بيايند از آنها استفاده كنند - امكانپذير است؛ در فرهنگسراها و در نوع كارهايى كه شهردارى در تهران مىكند - نصب تابلوها، تبليغات، رفت و آمدها، ترافيك و همهى چيزهاى ديگر از اين قبيل - امكانپذير است. شما مىتوانيد با همهى اين وسايل، اخلاق فاضله را در مردم گسترش دهيد. نيت را اين قرار دهيد، برنامهريزى را بر اساس اين بگذاريد؛ خداى متعال هم كمك و الهام خواهد كرد تا بتوانيد راههاى صحيح را در اين مورد پيدا كنيد و پيش برويد."
ارسال شده توسط ناشناس | ۲ دی ۱۳۸۶ ۸:۰۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۲ دی ۱۳۸۶ ۰۸:۰۸
محمد این کامنتای من(مهدی.خ) چرا به اسم شمع ثبت میشه؟!!
دفعه قبل هم همینطوری شدا!!
اشتباه میشه یا اشتباه میشه؟! (-;
ارسال شده توسط ناشناس | ۱ دی ۱۳۸۶ ۷:۰۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱ دی ۱۳۸۶ ۱۹:۰۱
آخه [...] کجای کاری؟ همون بلایی که سر عماد حسینی اومد سر تو هم میاد. اینها همه بازی تیم قالیباف برای انتخابات است اون [...] به رفیق خودش رحم نکرد تو که جای خود داری . با این مطلب که گذاشتی مطمئن شدم رفتنی !!!!!
ارسال شده توسط آگاه | ۱ دی ۱۳۸۶ ۲:۱۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱ دی ۱۳۸۶ ۱۴:۱۸
شکمت سیره داداش این حرفها رو میزنی
نون مفت سازمان رو خوردن و آقا زاده بودن و با هوش بودن و استثنایی بودن یعنی همین که درد مردم را درک نکنی و ندانی گرسنگی یعنی چه
ارسال شده توسط بنده خدا | ۳۰ آذر ۱۳۸۶ ۱۱:۲۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۳۰ آذر ۱۳۸۶ ۱۱:۲۹
http://nosazi.ir/comments.asp?id=10544
یادداشت مهم شوالیه های ناتوی فرهنگی در شهرداری!
ارسال شده توسط شمع | ۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۸:۰۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۰۸:۰۶
هر چند یا برخی سیاسیتهای احمدی نژاد مخالفم اما واقعا حرف جالبی زدی ممد جان.
خلوص و صدقی که این مرد برای مردمان این سرزمین داره ،واقعیست ،و نه از سر سیاست و کیاست.
برقی که در نگاهش و مظلومیتی که تو چهره اش هست
مرا یاد شهدا میندازه.
واقعا که الان با اخلاص تر از این مرد در میان سیاستمداران به زحمت پیدا میشه.
ارسال شده توسط مهدی.خ | ۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۶:۴۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۱۸:۴۵
يا علي مدد.
خدا قبول كنه
ارسال شده توسط پازل | ۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۱:۱۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۱۳:۱۸