« والعاقبه للمتقین | وبلاگ «يادداشتهاي يک دانش‌ناپذير» | صفحه اصلی | فکرهايي تا تمدن انقلاب اسلامي (۱) »

شب و صبحم واژگون شده!

۸ شهریور ۱۳۸۶

پس از حلق راس در صحراي مناسخت مشغول نوشتن پايان‌نامه‌ام هستم: سياست جنايي جمهوري اسلامي ايران در حوزه مطبوعات و مطالعه تطبيقي با حقوق ايالات متحده آمريکا!
معمولا شبها تا اذان صبح بيدار مي‌مانم و صبحها تا اذان ظهر خوابم! يک شبش را که وحيد يامين‌پور و عطا الله بيگدلي و شهيد شاطري‌پور خوب يادشان هست. به يک اصطلاح فرانسوي برخورده بودم و ترجمه‌اش را مي‌خواستم. دو نصف شب برايشان پيامک فرستادم. جالب اينجا بود که هر سه زود جواب دادند و سه جواب متفاوت هم دادند! بنازم به فرانسه خوانده‌هاي دانشگاه امام صادق (ع)!
پايان‌نامه خوبي شده و خوب پدر من را هم درآورده. احساس مي‌کنم قيافه‌ام هم عوض شده! آخر در طول عمرم اينقدر پشت سر هم ننوشته‌ام! ولي چه کرده‌ام!
اين عکس را هم گذاشته‌ام براي شمارش معکوس سربازي رفتنم. فکر نمي‌کنم کچل کردن ابتدايي‌اش هم خيلي زشتم کند! بيشتر به اين مغز پر پيچ و خم‌ام هواي تازه مي‌رساند.
ببخشيد که دير به دير به روز مي‌شوم. دعاي خيرتان بدرقه راهم است!

دنبالک

نشانی دنبالک برای این نوشته:
http://www.tardid.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/61

نظرات (۱)

مردي تنها اهل پاييز:

سلام بر مرد تنها. ايمان چطوره؟ ببوسش. بزرگ شده؟ يادي از قديم نديم ها کن رفيق بي شکيب. گيرم که ترجمه ها فرق کنه چه فرقي همه براي خداست...
يه زن هم براي من پيدا کن! .. خدا حافظ

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت مدیر پایگاه برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)