مهر ماه سال 85، فيلم زهره ميان سي دي فروشان و نشريات و بلوتوث بازان در بورس بود. يادم نميرود که که در افطاريها از اين و آن ميشنيدم که فيلم زهره را هم پخش کردهاند و خود آن خانم هنرپيشه گفته من آن دختر درون فيلم نيستم و فيلم جعلي است و چه و چه.
و من سادهانگار، فکر ميکردم که مثل گذشتهها، فيلم پارتي فلان بازيگر سينما و بهمان بازيکن فوتبال پخش شده و مدتي طرف را ممنوع التصوير ميکنند و تمام ميشود و ميرود. (بدترينشان خانم فاطمه معتمدآريا و دار و دستهشان بود که شنيده بودم يکي از سوگسرودههاي دفاع مقدس را به تمسخر گرفته بود)
تازه ماه مبارک رمضان تمام شده بود که در جمعي، فردي گفت که فيلم زهره را ديده است. کنجکاو شدم و درباره فيلم پرسيدم و .... جاي فرياد داشت و وا اسفا سر دادن. پسر درون فيلم را هم ميشناخت و ميگفت دستيار دوم کارگردان فيلم «قدمگاه» بوده است و خود دختر خبر دارد که از او فيلم گرفته ميشود و چه و چه.
اول از همه خودش را سرزنش کردم که نبايد مينشسته و فيلم غير اخلاقي يک زن مسلمان را ميديده. و بعد که فهميدم اين سي دي حداقل يک ميليون نسخه فروش رفته يا تکثير شده و چند ميليارد تومان گردش مالي اين جريان بوده و خيلي چيزهاي ديگر، بر فرومايگي و بياخلاقي و پستي قشر عظيمي از اين جامعه تاسف خوردم و آه کشيدم.
بگذريم که آن دوران بحث حريم خصوصي بالا گرفت و همه غيرتي شدند و گفتند چهها که نخواهيم کرد.
حالا که حدود 10 ماه از آن ماجرا ميگذرد، اينها مشخص شده که:
1ـ دختر درون فيلم خود سرکار خانم هنرپيشه بودهاند (انکار ايشان هم اولين واکنش طبيعي هر انساني است؛ ضمن اينکه رابطه ايشان کاملا خصوصي بوده و از نظر شرعي و فقهي، نه به هيچکدام ما ربطي ندارد و نه حق تجسس داريم.)
2ـ پسر درون فيلم از اتهام انتشار فيلم تبرئه شدند (الحمد لله. واقعا اگر ايشان هم در اين کار دست داشتند که فاجعه اخلاقي بود)
3ـ سه نفر اصلي که فيلم را تکثير کرده بودند و به اين و آن با قيمت هنگفتي فروخته بودند و پول بسياري به جيب زده بودند؛ محکوم شدند.
دقت کنيد که اين سه نفر با علم و عمد، فيلم رابطه جنسي يک زن مسلمان با يک مرد مسلمان را تکثير کردهاند و فروختهاند و از اين راه پول درآوردهاند.
قوه محترم قضاييه هميشه در صحنه، اين عزيزان را به يک سال زندان محکوم کرده است! روزنامه اعتماد و سايت بازتاب نوشتهاند: يک سال! روي هم ميشود سه سال!
اين در حالي است که 60 درصد مراجعان وبلاگ طرفداران خانم هنرپيشه معصوم(!)، به اعدام اين افراد راي داده بودند و 12 درصد به حبس ابد.
بيخود دليل هم نتراشيد. راي داگاه بدوي در شعبه 22 دادگاه تجديد نظر تاييد شده است.
قوه قضاييه حالش خوب است؟
30 آبان 85، مرحوم جمال كريميراد گفته بود: در هفتههاي گذشته شاهد توزيع سيديهاي مستهجني از برخي از افراد در سطح جامعه بوديم كه بايد بگويم قوه قضائيه در اين پروندهها حساسيت فوقالعاده داشته و آنها را خارج از نوبت رسيدگي ميكند. در اين ارتباط سه پرونده با هفت متهم در دادسراي تهران تشكيل شده كه در مورد اين افراد دادستاني مجازات اعدام را به اتهام تجاوز به عنف و اشاعه فحشا از دادگاه كيفري خواستار شده كه اميدواريم هر چه سريعتر شاهد رسيدگي به اين پروندهها باشيم تا بعضي از افراد براي ترويج فساد در جامعه و مخدوش كردن امنيت و آرامش افراد احساس امنيت نكنند.
سخنگوي قوه قضائيه گفت: عكاسي كه اقدام به تهيه و توزيع اين فيلم كرده نيز دستگير شده و اكنون در بازداشت موقت است و پروانه عكاسي او نيز به صنف مربوطه براي ابطال فرستاده شده و محل كار اين عكاس نيز پلمپ شده است.
وي درباره متهم پرونده پخش سيدي منتسب به يك بازيگر گفت: متهم اين پرونده بازداشت شده و پرونده در دست رسيدگي است كه البته پيچيدگيهاي خاصي دارد كه نيازمند بررسي بيشتري است.
كريميراد گفت: در رابطه با پخش سيديهاي مستهجن از افراد 35 نفر دستگير شدهاند كه الان تعدادي از اين افراد در بازداشت به سر ميبرند.
خداحافظ حريم خصوصي!
خداحافظ امنيت اجتماعي!




نظرات (۶)
وبلاگ فابل تاملی است با متونی قابل تامل تر .
پیروز و پاینده باشید .
ارسال شده توسط رضوان | ۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۱۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ۱۷:۱۷
تا اونجايي كه يادمه مجلس هم تصويب كرد كه حكم اعدام براي چنين افرادي داده بشه.
ارسال شده توسط امين | ۶ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۱۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ مرداد ۱۳۸۶ ۱۶:۱۷
اولا بسیار متن جالبی بود. بعد اینکه ما مخلصیم. بعدترش اینکه، به نقد صدا و سیما دعوت شدید!
پیشاپیش ممنون
ارسال شده توسط علی | ۶ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۰۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ مرداد ۱۳۸۶ ۰۹:۰۲
به نظرم يك مطلب بنويس در مورد فيلمي كه از بستگان قوه قضاييه بيرون آمده است فيلمي كه در آن كنار خيابان يا در ماشين بستني خورده اند اگر يارو را از دروازه شهر آويزان نكردم و در نمازجمعه ها فغان نكردند!
ارسال شده توسط تاملات | ۶ مرداد ۱۳۸۶ ۸:۳۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ مرداد ۱۳۸۶ ۰۸:۳۴
برخی از مجازاتها، بجای آنکه نقش ترهیبی و بازدارنده داشته باشند، بیشتر نقش تشویقی دارد! دوستداشتم یکبار به مسئولين قوه قضائیه پیشنهاد بدهم، چند فروند قاضی جگر دار، از کشور دوست و برادر، «چين» برای دادگاه جرائم اقتصادی وارد کنند، ظاهرا بحث حریم خصوصی نيز محتاج پيشنهادی از اين دست است...
ارسال شده توسط حسام ايپکچی | ۵ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۱۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۴:۱۰
ممد جان، اینا همش به خاطر تقوای زیاد آقایونه!(مغازله حسنی با دادستانو که حتما ملاحظه کردی؟)
واسه فیلم خاتمی، داشتن آسمانو زمینو بهم گره میزدن که وا اسلاما وا دینا... که فلان و بهمان.
اما خداییش خنده دار نیست! عده ای از بردن آبروی یک انسان و نه لزوما یک مومن، میلیاردها تومان سود به جیب میزنند، بعد آقایون با اینهمه اهن و تلپ و داد و فریاد چنین حکمی صادر میکنن؟ این اگه افساد در زمین نیست چیه؟ نکنه یارو صدها هزار cd این فیلمو قربه الی الله پخش کرده؟ (-:
جالبه که در این خصوص قوانین و احکام صادره در کشورهایی مثل آمریکا یا عربستانو هم یه بررسی کنیم.
ارسال شده توسط ناشناس | ۳ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۵۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ مرداد ۱۳۸۶ ۱۹:۵۶