بالاخره اين موجود يک سر و دو گوش سربازي يقه ما را گرفت و اين پيکر نحيف سراپا تقصير را به سوي خود فراخواند!
چند روز پيش، نتايج آزمون دکتراي دانشگاه تهران اعلام شد و بانگ الرحيل بنده به صدا درآمد که:
هان اي محمد!
يک سال جستي پسرک!
دو سال جستي پسرک!
...
هشت سال جستي پسرک!
ديگه نجستي شکرک!
خلاصه اينکه شمارش معکوس سربازي رفتن بنده تا برج 12 امسال به پايان ميرسد.
در شجاعتم همين بس که به جز دانشگاه تهران و پرديس قم، جاي ديگري امتحان ندادم و مثل يک مرد، در برابر اين غول سربازي سينه سپر کردم تا همه (مخصوصا وحيد) بدانند ننگ دانشگاه آزاد رفتن را بر رنج قدم رو و پيش فنگ و پس فنگ ترجيح ندادهام!




نظرات (۴)
کدوم ننگ داداش. وقتی رفتی سربازی اونوقت ننگ میشه افتخار
ارسال شده توسط غدیر نبیزاده | ۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۲:۴۶
سلام. بابا این عینک بدبینی را از چشمت بردار و با ما کمی مهربانتر باش. من خودم به آن مجموعه خیلی انتقاد دارم تا جایی که یک بار که با آقای بادامچیان بگو مگو می کردم یکی از دوستان گفت تو به جای موتلفه باید به احزاب مخالف ما بروی... البته این انتقادهای من به مرام و کلیت آنها بر نمی گردد. بگذریم، اگر وقت کردی یک نگاهی به مقاله ام درباره مبحث دست دادن خاتمی بیانداز
ارسال شده توسط محمد مهدی اسلامی | ۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۲
مبارک باشد!
ارسال شده توسط جسد زنده | ۵ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۶:۴۴
غم مخور محمدجان زود میگذره خیلی زود... فقط شاید برای خانوادت کمی سخت باشه اونم که 2 ماه آموزشیه ... در بازی ما شرکت می کنی؟
ارسال شده توسط محمد مهدی اسلامی | ۵ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۲:۵۷