« شبکه خبر دانشجو: رئيس فرهنگسراي دانشجو: درصدد كاهش مشكلات فرهنگي خوابگاه‌هاي دانشجويي هستيم | صفحه اصلی | این اسفند شلوغ و صفر ناتمام »

راه هاي تماس

۱۲ اسفند ۱۳۸۵

پست الكترونيك:
mim_sarshar@yahoo.com

کانون انديشه جوان ـ ساختمان خيابان فاطمي
88980080 ـ 021

تلفن همراه:
09125225884

دنبالک

نشانی دنبالک برای این نوشته:
http://www.tardid.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/7

نظرات (۱۸)

مهدی فرمانزاده:

خوشحال می شوم دوباره ببینمت. زمانی که دوباره شکوفه های ذهنم بارور شدند زمانی در بیداری از خواب سالیان دوری. دوری از عشق دوست و نوشتن....

در دوم مهر چرا این اندازه وا خواهانه و شاکی نوشتی مرد با ایمان!!!
آری باید پذیرفت که کمی روزمرگی به هر کس دست میدهد.
به خودت اندوه راه نده ،این نیز بگذرد.
هم پیکار کن در راه اندیشه ات و پندار خود
هم بنویس و بنویس و بنویس و بنویس .

با یک برنامه ریزی ساده میتوان به این کار دست زد.

به هر روی، هرچیز جرگه ای و فرهنگی و... در پیرامون ما کمی بوی خاله زنک بازی میدهد و همچنین نیز همان سیاستی که شما از آن بالا میآوری.

باز هم آری ارجمند گرامی
به جای هر چیزی اکنون همه جوانان ایران باید به
دانش و پیشرفت بپردازند.
سالار گرامی محمد سرشار
80درسد(صد)به نوشتن بپرداز
20درسد (صد) به سیاست
که نوشتن کسانی همانند شما به هیچ روی کم از پیکار نیست.

بنویس :ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند.
در پایان باید بگم درود و سلام دوست من .

بسم الله الرحمن الرحیم
پرسه در شب های شعر !!
هم اکنون 4:33 بامدادروز22 خرداد1388 است.
درود بر روزی که بی دو دلی روزی زیبا در کارنامه ایران بزرگ میشود .
چندین شب است که پرسه میزنم.
چندین شب است که میخواستم به دودلی و تردید سر بزنم ،همین سامانه و سایت را میگویم.
اما نمی شد ،
هر روز خدا ، کار،کار،کار
اما این چندین شب کار،کار، پرسه.
پرسه های خیابانی و امشب پرسه رایانه ای .

خدا را سپاس ، ای شمایی که بهمن سال1357 را
ندیده اید .همدلی و دوستی و شور را در این چند شب دیدید، کاری به دسته های هوا خواه این و آن ندارم،
همدلی و شور همش بوی 5 سالگی های مرا را میداد.

ای بیگانه که نگاه میکنی !
چون میدانم که نگاه میکنی !!
ببین و چشم خود را دشمنانه بر این همه آزادی نبند.
دو گروه و شاید هم چهار گروه در پیش رو یکدیگر ، چهره به چهره، دم به دم ، هوا خواهی میکردند، در یک نرمی،در یک آزادی،
اونهم در کشوری که 40 سال پیش اگر کتاب در دستت یا توی خونه ات میگرفتن مجرم بودی، مجرم !!!

و این شب ها به یاد گار،
بالندگی و افتخاری را برای خود به خانه بردم ،
چون زبانی دارم زبان چکامه ، شعر
هر دو گروه در جا شعاری میدادند شعر گونه.
باز به این و آن اش کاری ندارم.
خدایا سپاس که ما پدرانی داشتیم که با خون خود برای ما آزادی ،شعر و این همه زیبایی را ارمغان آوردند.
بر شما دورد.

به نام حضرت دوست
بابا ایو الله !!
به همین زودی من شدم ناشناس.
شگفتا!!
حاج آقا میم!
آن نهاده و مطلب درباره ((شاخاب پارس ))
از یک ناشناس نبود از یک دوست بود .
مرا به یاد بیاورید.
خواهشمندم.
با سپاس.
امیرمسعود مسعودی.

بسم الله الرحمن الرحیم
به به! جناب آقای سرشار!
در چند ماه گذشته دو بار چشم بنده روشن شد به دیدن چهره پرتوناک آن برادر سرپرست پر توان .

آن هنگام که آن دوست، فرهنگسرای دانشجو را
پرتو ناکترین فرهنگسرا کرده بود.
یادش خوش!
چند روز پیش روز خلیج فارس بود.
هماد و کل این داستان این است:
میگن:خواهشمندیم واژه ((عربی)) را پس از واژه ((خلیج)) نیاورید.
خیله خوب! جاش چی بیاوریم؟
میگن:فارس!!
که چی بشه؟
میگن:از سالیان خیلی پیشتر نامش این بوده است !
نامش جایگزین شود کیستی ما ایرانیان میرود زیر پرسش و سووال!
بسیار خوب!گوش کن برادر من !
1-این واژه ((فارس))قشنگ!، همانا تازیناک و معرب
واژه ((پارس))نیست؟
معرب برابراست با عربی شده !!!
2-واژه ((خلیج))واژه است تازی و عربی !!!
خلیج برابر پارسی آن ((شاخاب))است.
این میان کیستی ایرانی بودن تو زیر پرسش من هست!!
داد هم نزن!
این بازی خلیج فارس، خلیج عربی،...
چیزی نیست جز بازی بیگانگان، گرامی برادر!
خیلی پی و دنبال کیستی هستی؟ بدان! همین عرب ها
ساتراب ما ایرانیان بودند و هستند، یک خرده بزرگ بیاندیش .
کیستی ما ایرانیان در تمدن سبز است نه در دشمنی به
هم کیشان خود و هم پیشینه خود.

و اما پس!
این ها را برای یک سرباز (یاتیمسار!)فرهنگی نوشتم
چون میدونم اندیشمند ژرف است و نه پوسته !
سالار سرشار پر ایمان باشی.
تا پس خدانگهدار!

با سلام خدمت شما دوست گرامی. سایت امام مهدی (عج) با رویکردی تازه و خلاقانه راه اندازی شده است. نظر دوستان عزیزی همچون شما و حضور گرمتان، می تواند باعث ترویج فرهنگ مهدوی شود. یکی از مواردی که در این سایت بسیار مورد توجه قرار گرفته است، مباحث ادبی است که متاسفانه در حیطه مهدویت، کار کمی در این زمینه انجام گرفته است. توجه شما را به انجمن قلم نو در این سایت جلب می نمائیم.
اگر پیشنهاد یا ایده ای در این زمینه ها دارید، با کمال میل خواهان شنیدن آن هستیم.
با تشکر.

سلام علیکم
درود بر شما
از تیر تا کنون زمانی برای یک نامه رایانه ای نیافتم !
چه بد!
به هر روی،سالارگرامی محمد سرشار به پایگاه نوشتاری و وانگهی اندیشه ای شما سر زدم.
همان جایی که باید دو دلی و تردید کرد ،
البته شاید !
راستی حال ایمان تان چگونه است ؟
ان شا الله ،خوب و خوش سالهای آغازین را به سر
می برد .
این که نوشته های شما تازه تازه است و هر بار که به این جا سر میزنم نهاده و مطلبی نو میخوانم شاد میشوم .
تا پس
خدانگهدار .

بهزاد شاکری:

برادر سرشار سلام
بیوگرافی شما را خواندم.ساده و صادقانه و با سبکی خاص ، امیدوارم هر روز پیشرفت بیشتری داشته باشید.
اگر شما هم مثل خیلی از مدیران و مسئولین ، نقد را نفی خود ندانید، این نصیحت را از من پیرمرد 40 ساله بپذیر که ، برای ساختن جامعه و دیگران ، ابتدا باید از خود شروع کرد.شما مسئولیت یکی از زیباترین و استراتژیک ترین فرهنگسرا ها را به عهده دارید. مدت ها بود مشتاق بودم از نزدیک آنجا و شما را ببینم. اما دیروز که برای ثبت نام یک کلاس به آنجا آمدم پشیمان شدم. از شما که فرزند آن پدر فرهیخته هستید و در ضمن خود نیز نشان داده اید که لیاقت این پست و شایستگی آنرا دارید ، بعید است.
آنجا نیاز به مدیریت مجدد دارد.من فقط قصد خیر خواهی داشتم و دارم، حال خود دانید.موفق باشید و خدا نگهدار.

213.207.253.171:

رضا اميرخاني تنها نويسنده‌ي ايراني و انقلابي است كه با جوان‌ها رابطه دارد. و طبيعتا محسود واقع خواهد شد.

به نام خداوندگار مهربان و بخشاینده
سلام علیکم
چشم به راه پاسخ سلام!!!!
به هر سوی گفتم پیا پی نامه برای سالار سرشار خواهم فرستاد برای انجام کار فرهنگی.
این نامه هم از آن دسته هست.
در گنجه پیکی رایانه ای خودم پاسخی نیافتم اما در پایگاه تردید و دودلی نامه خود رادیدم.
نمی پنداشتم نامه با گویش خودمونی را بر روی رویه پایگاه دو دلی و تردید ببینم، اما دیدم .
با این دیدن چند سهش (حس ) به من دست داد .
نخست : آفرین سالار!! بی نیرنگی و بی ریای خوبی دارید .
دوم : آفرین به خودم که این ویژگی شما شسته و تمیز داده بودم = گستاخی و بی باکی
سوم : آفرین بر شما که همه چیز را روبروی چشم میگزارید تا همه ببینند و بگیرند .
((به این سه باره و مورد بالا میگن آفرین نامه ))

و اما دودلی و تردید بی گمان راهی به دانستن است.
کار فرهنگی که گفتم همین بده بستون ها از روی دو دلی است.
آروین و تجربه این را آموخته که نه من زمان دارم نه شما ی مدیر و سرپرست یک نهاد پویای فرهنگی همانند ((فرهنگسرا دانشجو))، از سوی دیگر خدا این ابزار پیوند و ارتباط راپدید آورده پس میتوان در یک بده بستون با پرسیدن های گوناگون در باره
جستار ها و موضوعات فرهنگی ، جرگه ای (اجتماعی)
همانند زمان هایی که درنگ و فرصت گفتگو رو در رو
را داشتیم به برآیند های خوبی برسیم.
این برآیند ها بی گمان یاری رسان فرهنگ ما در
جمهوری اسلامی ایران میشود .
به این گفته شک و گمان مبرید که در 18 ماه با شما آشنا شدم.
برای من بودن رونوشتی از نامه ام زیاد مهم نیست برای من برآیند های بدست آمده ارزشمند است.
سالار سرشار مهربانی کنید و پاسخی دهید.
پس به امید پاسخ سلام علیکم.

بسم الله اترحمن الرحیم
سلام علیکم
من دیدگاهی برای نمایش دراین پایگاه رایانه ای ندارم.
لپ این سخن من اینکه :بله! من پیش تر دیدگاه و نظری نفرستادم، اما اکنون هم دنبال سازش و موافقت سرپرست پایگاه هم نیستم چون از ریشه نمیدونم این سرپرست کی هست ؟

و اما پس... این یک پیام برای یک دوست است .
که سرش به تنش می ارزه ، پوسته نیست، ژرف است.
پیامی برای سالار گرامی محمد سرشار .
و
اگر این سرپرسته خود این بنده خدا است
((ما پیشکاریم)) وگرنه برو بینیم بابا!!

سالار سرشار
این پیام را آغاز پیا پی هایی بدان که شاید اگر خدا بخواهد از توش کار ماندگار فرهنگی بر پیشانی این کشور همیشه ایرانی ، همیشه پیرو علی (ع)و
دود مانش (ع)در بیاید.
البته هیچ پیوندی به فرهنگسرا دانشجو نداره
به خوده، خویشتن خودت پیوند دارد و بس. تا پس....
{به این میگن نثر مسجع!!!!}
چشم به راه پاسخ از آن نویسنده این کاره،
ادب دان و همانند خودم ریشکی هستم.
ولو یک پاسخ سلام باشد.
والسلام

بنام خدا و با سلام
ذات نا یافته از هستی بخش
کی تواند که بود هستی بخش
قصد مزاحمت ندارم اما شک ندارم که از عدم هستی ای بوجود نمیاد .تردید اصلآ راه نیست که بخواد به دانایی منتهی شه البته یه جا هایی تردید معبر و گذرگاه و پل و امثالهم هست که البته در همانجاها هم درنگ جایز نیست !و بقولی شک توقفگاه خوبی نیست .
قبلآ یه جاهایی با عنوان ورشکسته یه چیزهایی می نوشتم اما بعد عنوان خودم رو مصداق بیت مذکور در فوق یافتم که یک ورشکسته جز تجربه تلخ چه چیز می تونه برای دیگران داشته باشه ؟
و واقعا یک شخص مردد که در تردید به دنبال دانایی که از جنس یقینه می گرده آیا به سر منزل مقصود و قله مطلوب خواهد رسید ؟
والسلام.

جناب آقای سرشار!
با سلام و ادب و احترام ؛
اطلاعات کتاب ارزشمند توت فرنگی های روی دیوار بر روی سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این صفحه قرار گرفت:
http://www.irdc.ir/book.asp?id=425
همچنین خلاصه ای از زندگینامه حضرتعالی در این صفحه قرار گرفت:
http://www.irdc.ir/author.asp?id=365

ما را از نظرات، انتقادات و پیشنهادهای خود محروم نفرمایید.
امیدوارم در پناه حق موفق و موید باشید.
مسوول سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

سلام باز هم اين بنده كم سواد خدا به دوست عزيزش نامه مي نويسد تا حالش را بپرسد . محمد جان حالت كه خوب است اميدوارم توي سال جديد كارات بهتر از پيش رونق داشته باشد اميدوارم بازهم ببينمت . نامه ات را در ايميل ام ديدم اما فونتش را باز نمي كرد خلاصه نتوانستم چيزي بفهمم . اميدوارم باز ببينمت .شنبه 20/12 /84 تهرانم اگر توانستم سري به تو ميزنم. مهدي فرمانزاده. مراغه 18/12/84

مهدی فرمانزاده:

سلام دوست من هنوز هم در این دنیای بزرگ نفس می کشم. هنوز هم از دور دستی بر دعا دارم . دوری از شما برای من ملال انگیز است محمد جان می خواهم سراغت بیایم اما دست خالی خجالت می کشم به هر حال به زیارت شما خواهم آمد البته با دست یر. دوست شما
مهدی فرمانزا ده مراغه ای 7/ 11/84

اصلاح شد

محمد مهیار:

به روز رسایی اطلاعات به شدت ضعیف است.دو،سه ماه پیش با جوان خداحافظی کردی ،هنوز نشانی وشماره تلفن اش حذف نشده.

fadaye Hossain:

آقاي سرشار با سلام.
فايل را فرستادم. يك باكس كوچك هم در بالا اصافه كردم كه البته اگر ديديد كه مطلبي در آن نمي توان جا داد مي‌شود آن را حذف كرد.
ضمنا مقدار متن داخل باكس ها را هم از روي اندازه آنها مي‌توانيد بفهميد.
اگر تغيير يا اشتباهي هم ديديد به محل كار من زنگ بزنيد. تا همانجا اصلاح كنم.

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت مدیر پایگاه برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)