سيد مسعود شجاعي طباطبايي متولد 1342 است. او قبل از گرفتن ديپلم بسيجي بوده و خيلي از دوران جواني اش را با بچه هاي روايت فتح در جبهه گذرانده. اما فقط تفنگ و آر پي جي يا دوربين فيلم برداري دستش نمي گرفته. جاهايي هم بوده اند كه با قلم و رنگ به جنگ صدام رفته است: با كاريكاتور!
شجاعي طباطبايي يك جورهايي شاخص ترين چهره كاريكاتور ايران است: يك پدر جوان!
او 13 سال سردبير نشريه تخصصي «كيهان كاريكاتور» بوده و حالا چند سال است كه مدير «خانه كاريكاتور» شده. كاريكاتوريستها آنقدر قبولش دارند كه دبيري هفتمين دو سالانه بين المللي كاريكاتور تهران را برعهده اش گذاشته اند. اينها در كنار سبك خاص او در كشيدن كاريكاتورهاست.
شجاعي طباطبايي خيلي محجوب است، مودب است و هروقت كه ببيني اش، با ذوق و شوق، آخرين كارش را نشانت مي دهد.
سيد مسعود شجاعي طباطبايي در 19 سالگي ازدواج كرده و حالا دو پسر و يك دختر هشت ساله دارد. پسر بزرگش محمد علي سال اول رشته زبان انگليسي است و دومين پسرش هنوز وارد دانشگاه نشده اما در هنرستان، گرافيك مي خواند.
سيد محمدحسين شجاعي طباطبايي متولد اسفند 1365 است، دنبال كار پدرش را گرفته و اينطور كه از زير زبانش كشيديم، از پدرش خيلي شيطانتر است!
سيد محمدحسين، با گروهي همكاري مي كند كه درحال ساختن انيميشيني درباره رستم و اسفنديار هستند.
پدر و پسر، عاشق شوخ طبعي همديگرند، دوستان مشتركي دارند و رمانهاي دوست داشتني شان هم يكي است!
سيد مسعود شجاعي طباطبايي در نقش پدر
سين: صفحه دوم شناسنامه تان، چند صفحه از زندگيتان را گرفته؟
جيم: يك همسر و سه فرزند دارم. به نسبت كار و خانواده، متاسفانه 70 به 30 بيشتر نتوانستم وقت بگذارم. شايد هم كمتر.
سين: بيست سال پيش، در چنين روزهايي، مي خواستيد به كجا برسيد؟
جيم: سال 64، در مناطق جنگي بودم. بيشتر با آقاي [محمد] نوري زاد، از طريق «روايت فتح» مي رفتيم براي عمليات. آن موقع دوست داشتم يك فيلمبردار يا عكاس خوب جنگ بشوم. اما آنجا هم بيشتر كارهايم در قالب كاريكاتور بود. در عين حال درسم را هم مي خواندم. واحدهاي درسي ام عموما ناتمام بود. نه سال طول كشيد تا دوره ليسانسم را تمام كردم.
خيلي دوست داشتم فيلمبردار يا عكاس خوبي بشوم اما سرنوشت جوري رقم خورد كه به عالم كاريكاتور آمدم.
سين: امروز مي خواهيد بيست سال بعد به كجا برسيد؟
جيم: امروز هم مي خواهم به ايده بيست سال قبلم برسم. هنوز دوست دارم فيلمساز خوبي بشوم. الان خيلي جدي دارم فكر مي كنم تا وارد عرصه فيلم مستند شوم. عاشق فيلمسازي مستند هستم. اميدوارم خدا عمري بدهد و بتوانم. بچه ها به شوخي مي گويند: وقتي بزرگ شوي، مي خواهي چه كاره شوي؟ مي گويم: هنوز فيلمساز!
سين: در رشته تخصصي شما، دكتر احمدي نژاد چه گامهايي را بايد بردارد؟
جيم: يكي از علاقمندي هاي دكتر احمدي نژاد در سايت شخصي شان، كاريكاتور بود. اين نشانه اهميت ويژه ايشان به اين بخش است. قبل از انتخابات، تعدادي از كارهايم را به آنجا داده بودم كه به مناسبت موفقيت ايشان، همه آن كارهايم را به ايشان هديه دادم. چرا كه از اقبال عمومي به ايشان خوشحالم.
از زماني كه آقاي احمدي نژاد به شهرداري تهران آمدند، در خانه كاريكاتور ايران كه زير مجموعه سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران است، اتفاقاتي را تجربه كرديم. مسابقه اينترنتي «فلسطيني خانه ندارد» و مسابقه «عدالت اجتماعي» از آنها بود. اين مجموعه جايزه هاي خوبي را براي اين مسابقه ها تهيه كردند. ضمن اينكه به انتشار يك كاتالوگ نفيس هم كمك كردند. البته ذكر اين نكات، به معناي نفي كمكهاي گذشتگان نيست اما به تناسب امكانات سازمان فرهنگي ـ هنري، براي خانه كاريكاتور امتياز ويژه اي قائل بودند. در واقع توانستيم به خيلي از كارهايي كه دوست داريم، برسيم. البته هنوز هم دنبال كارهاي ديگري هستيم. فضاي فعلي خانه كاريكاتور محدود است و ما به دنبال فضاي بيشتري هستيم. همچنين دوست داريم موزه كاريكاتور را تاسيس كنيم و خانه را به محلي براي همه كاريكاتوريستهاي ايران تبديل كنيم. يكي ديگر از كارهايمان بايد انتشار بولتني براي همه كاريكاتوريستها باشد.
كاريكاتور ايران، در اين چند ساله واقعا رشد خيلي زيادي داشته. در هفت - هشت ماهه اخير، داوري دو مسابقه را در چين و تركيه برعهده داشتم. در هردوي اين مسابقات، ايراني ها غوغا كردند. به قول روزنامه جام جم، ايراني ها المپيك چين را بردند.
از 28 جايزه اصلي، 12 جايزه به بچه هاي ما رسيد. خود چيني ها به نسبت تعداد زيادشان و حمايت وزارت فرهنگ چين، تنها چهار جايزه را بردند!
سين: تفريحتان چيست؟
جيم: بيشتر فيلم مي بينم؛ فيلمهاي خوب. در عين اينكه كارم، يعني طراحي و كاريكاتور، برايم به مثابه تفريح و لذت است.
به شكل خيلي حرفه اي هم ورزش كرده ام. در رشته كونگ فو تا چهار مرحله جلو مي روند كه به آن خط مي گويند. اگر سه خط مي گرفتم، شالم سبز مي شد. اين شال سبز معادل كمربند مشكي رشته هاي ديگر است.
سين: آخرين كتابي كه خوانده ايد؟
جيم: دو كتاب را به طور هم زمان خوانده ام: «شبيه صدام» ميخائيل رمضان و خاطرات احمد احمد. خاطرات احمد احمد آنقدر جذاب بود كه نتوانستم آن را كنار بگذارم.
سين: بهترين هديه اي كه گرفته ايد؟
جيم: جايزه حج به خاطر برنده شدنم در جشنواره مطبوعات. دو سال پياپي، در 75 و 76، به خاطر كاريكاتور و گرافيك مجله، برنده جايزه حج شدم. هر دو را به پدر و مادرم تقديم كردم كه به حج رفتند.
سين: اولين چيزي كه اگر بتوانيد، مي خريد؟
جيم: يك دوربين خوب ديجيتال تصويربرداري با تمام امكانات اعم از ميكروفون خوب و سه پايه خوب و ...
سين: عدالت يعني چه؟
جيم: عدالت به معناي برابري است. اگر خيلي دقيق نگاه كنيم هم سهل و هم ممتنع است.
سين: اولين خاطره تان از پدرتان
جيم: سه - چهار ساله بودم كه ماشيني را برايم خريده بود. آن هديه چهره خوبي را از پدرم در ذهنم ايجاد كرد.
سين: و شيطنتهاي دوران كودكي
جيم: فراوان داشته ام. آنقدر شيطنتم زياد بود كه معلم از دستم خسته مي شد. كلاسمان در سوم ابتدايي بزرگ بود. من آنقدر شيطان بودم كه جاي نشستنم را از بقيه جدا كرده بودند تا بتوانند كنترلم كنند. اما از آنجا باز هم شيطنت مي كردم!
سين: آزادي
جيم: (سوال سختي است. ما كاريكاتوريستها بيشتر بدون شرحيم. اگر بگوييد بكشم، خيلي راحتتر است!) يك موهبت الهي
سين: امام خميني (ره)
جيم: امام هم يك موهبت الهي بود.
سين: سوم تير 1384
جيم: اتفاق بزرگي بود.
سين: يك توصيه به جوانها
جيم: ما خادم اين بچه ها هستيم. فكر مي كنم هركس در هر زمينه اي، با اراده قوي و تلاش اميدوارانه، يك مقدار فعاليت كند، حتما به نتيجه مي رسد. به هر حال مشكلاتي مثل سد كنكور هست.
سين: يك بيت شعر
جيم: من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم / چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
سين: نام يك فيلم به ياد ماندني
جيم: ديكتاتور بزرگ و عصر جدي چارلي چاپلين. حاضرم دهها بار ديگر هم باز ببينمشان.
سين: و يك رمان خواندني
جيم: داستان يك انسان واقعي [دو جلدي]
سين: غذاي دوست داشتني
جيم: قورمه سبزي!
سين: يك حديث براي قاب روي ديوار
جيم: «اشجع الناس، من غلب هواه»
سين: و آيه ي كه زياد زمزمه اش مي كنيد
جيم: «انا اعطيناك الكوثر»
سين: رفاه يعني به كجا برسيم؟
جيم: تا حدي از زندگي كه انسان احساس كند راحت است. البته اين به معناي مصرف گرايي نيست. بلكه منظور يك سري احتياجات اوليه است.
سين: ويژگي دوست داشتني پسرتان
جيم: خوش خنده است.
سين: چند نفر از دوستانش را مي شناسيد؟
جيم: دوستانمان مشتركند! در عرصه هاي انيميشن و گرافيك كار مي كنند
سين: دوست داريد به كجا برسد؟
جيم: به جايي برسد كه خودش خيلي دوست دارد. خيلي علاقمند است كه نقاش يا گرافيست خوبي بشود.
سين: پاسخگوترين مسئول
جيم: فكر مي كنم بيشتر پاسخها را بايد قوه قضائيه بدهد. به خاطر نوع كارش.
سين: زيباترين خداحافظي اي كه ديده ايد
جيم: در همين سفرم براي داوري به تركيه. وقت جدا شدن از يوري كوزوبكين، كاريكاتوريست اوكرايني. گريه هايش را موقع خداحافظي فراموش نمي كنم. او كاريكاتوريست بسيار ممتاز است. از غولهاي كاريكاتور جهان است. به خاطر تعداد زياد جايزه هايش، بايد نامش را در كتاب ركوردها ثبت كنند.
***
سيد محمدحسين شجاعي طباطبايي در نقش پسر
سين: امروز مي خواهيد بيست سال بعد به كجا برسيد؟
جيم: فكر نمي كنم تا بيست سال بعد رخ دهد. دوست دارم يكي از بزرگترين انيماتورهاي جهان بشوم. در اين رشته رقابت زياد است. شركتهاي قوي با انيماتورهاي زياد وجود دارند كه انيميشن هاي فوق العاده اي توليد مي كنند. شايد سي سال ديگر به اين آرزويم برسم.
سين: در رشته تخصصي شما، دكتر احمدي نژاد چه گامهايي را بايد بردارد؟
جيم: بايد در زمينه مشكلات اصلي جوانان گام بردارد: مسكن، ازدواج و كار ذهن همه را مشغول كرده.
در زمينه انيميشن هم پشتمان را بگيرد. امكانات استاندارد را در حدي كه بشود كار كرد، براي شركتها تهيه كند. چرا كه در اين رشته سرمايه گذاري نمي شود.
سين: تفريحتان چيست؟
جيم: من اكثرا ورزش مي كنم. مثلا شنا. مدت كوتاهي است كه ورزش اصلي ام، يعني تكواندو را ول كرده ام. يك مرحله مانده بود تا مشكي بگيرم. البته طراحي بهترين تفريح من است.
سين: آخرين كتابي كه خوانده ايد؟
جيم: بيشتر كتابهايي كه مي خوانم درباره انيميشن و نرم افزارهاي رايانه اي است. آخرينش «پوزر 5» (Poser 5) بود كه مربوط است به سه بعدي سازي و متحرك كردن فيگورها.
سين: بهترين هديه اي كه گرفته ايد؟
جيم: در 14 سالگي، يك سري وسايل گرافيك و نقاشي را از پدرم هديه گرفتم. بهترين هديه بعدي ام را در 16 سالگي گرفتم كه يك رايانه بود و به كارم مربوط بود. آن را هم پدرم هديه داد.
سين: اولين چيزي كه اگر بتوانيد، مي خريد؟
جيم: تلفن همراه!
سين: عدالت يعني چه؟
جيم: نمي توانم تعريف خيلي دقيقي بكنم. شايد فهميدن طرف مقابل. در مورد جامعه هم همين است. كسي كه خواسته ها را بفهمد مي تواند جامعه را كنترل كند.
سين: اولين خاطره تان از پدرتان
جيم: يك دوچرخه برايم گرفته بود. حدود نه سالم بود. تا قبل آن از دوچرخه مي ترسيدم. يك خورده بزرگتر شده بودم و ترس را كنار گذاشته بودم. پدرم براي تشويقم، دوچرخه خريد.
سين: و شيطنتهاي دوران كودكي
جيم: يكي از شرترين بچه هاي روي كره زمينم! از دوران آمادگي تنبيه مي شدم و از كلاس بيرونم مي كردند. مي گفتند بزرگ شوم، آرامتر مي شوم اما شرتر شم!
سين: آزادي
جيم: جزو چهره هاي برجسته راه آزادي، امام خميني است. او كسي است كه براي ايجاد آزادي در ايران خيلي كار كرد.
سين: امام خميني (ره)
جيم: روي جوانان حساب باز كرده بود. به جوانها آزادي داده بود تا خلاقيتشان را نشان بدهند.
سين: سوم تير 1384
جيم:
سين: يك توصيه به جوانها
جيم: هيچ كس نگويد من، چون ذليل مي شود. جوان بايد مناعت طبع داشته باشد و خودش را بزرگ جلوه ندهد.
سين: يك بيت شعر
جيم: تو نداني و نداني كه نداني / و بخواهي كه بداني و نداني
سين: نام يك فيلم به ياد ماندني
جيم: مسير سبز. خيلي قشنگ بود.
سين: و يك رمان خواندني
جيم: داستان يك انسان واقعي
سين: غذاي دوست داشتني
جيم: [مي خندد] از بچگي به مادرم مي گفتم چلو مرغ درست كند!
سين: يك حديث براي قاب روي ديوار
جيم: «كسي كه گفت من، ذليل مي شود»
سين: و آيه ي كه زياد زمزمه اش مي كنيد
جيم: «الحمدلله رب العالمين»
سين: رفاه يعني به كجا برسيم؟
جيم: يعني آن چيزي را كه هست، نشان بدهد. آزادي استعدادها. تا استعدادها بتوانند شكوفا بشوند.
سين: ويژگي دوست داشتني پدرتان
جيم: شوخ طبعي
سين: چند نفر از دوستانشان را مي شناسيد؟
جيم: تعداد زيادي را. با خيلي از آنها كار كرده ام: حسين نيرومند، عليرضا كاويان راد، حميد بهرامي و ...
سين: دوست داريد پدرتان به كجا برسد؟
جيم: از همين وضعيت الآنش هم راضي ام. جزو كساني بوده كه كاريكاتور ايران را در جهان مطرح كرده است.
سين: پاسخگوترين مسئول
جيم: خود آدم.
سين: زيباترين خداحافظي اي كه ديده ايد
جيم: اكثر خداحافظي ها خيلي شبيه هم هستند. براي خداحافظي اي كه خيلي غم انگيز بوده، با دوستي بود كه مدت طولاني باهم بوديم. از بچگي كه دور و برم را شناختم، دوست هم بوديم. ده سالم كه شد اسباب كشي كردند به جاي ديگري.




نظرات (۲)
سلام ما چونان گذشته به استاد شجاعي ارادت داريم و خواهيم داشت ... موفق باشيد يا علي
ارسال شده توسط طلبه اي از نسل سوم | ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ ۱:۱۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ ۰۱:۱۹
سلام . جالب بود . من فقط يه سؤال دارم آيا پايگاهي هست كه بشه اونجا كاريكاتور هاي آقاي شجاعي طباطبايي رو ديد ؟ فعلا همين ... التماس دعا
ارسال شده توسط bedayah | ۲۰ مرداد ۱۳۸۴ ۹:۱۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ مرداد ۱۳۸۴ ۰۹:۱۲