« واكنش وزير ارشاد به مقاله «آخرين فشنگ: وزارت ارشاد» | صفحه اصلی | يك حامي مهاجم را از دست داديم (۱)| درباره دكتر مددپور »

از تذكر بالقوه هيئت نظارت بر مطبوعات تا گزارش روزنامه كيهان

۷ اردیبهشت ۱۳۸۴

هفته گذشته، جلسه «هيئت نظارت بر مطبوعات» وزارت ارشاد بود. در آن جلسه تصويب شد كه به روزنامه‌هاي شرق و همبستگي تذكر بدهند.
شنيده‌ام كه در همان جلسه مي‌خواسته‌اند درباره تذكر به روزنامه جوان به خاطر چاپ مقاله من تصميم بگيرند كه به دلايلي فهميده‌اند اين كار بيشتر به ضرر خودشان است لذا منصرف شده‌اند.
روزنامه كيهان هم در اين چند روز، درباره آشفته بازار كتاب گزارشي چاپ كرده است. در قسمت دوم اين گزارش ـ كه امروز چاپ شده ـ از مقاله «آخرين فشنگ: وزارت ارشاد»، نقل قول‌هاي زيادي شده است:

زخم هاي بدنه وزارت ارشاد
محمد سرشار، نويسنده منتقد و روزنامه نگار در يادداشتي درخصوص وزارت ارشاد مي نويسد: «هيچ گروهي از جانب وزارت ارشاد و شخص وزير آن ـ به دلايلي ـ احساس خطر نمي كند و به همين دليل سر اين وزارتخانه سالم مانده، اما بدنه آن داراي زخمهاي بسياري است. مهم ترين زخم اين وزارتخانه مربوط به انتشار دو كتاب «زنان موسيقي ايران» و «زنان پرده نشين و مردان جوشن پوش» است كه نويسندگان اين دو كتاب، ناشر و حتي رئيس اداره كتاب آن وزارتخانه متهمان اين پرونده بودند كه در دادگاه محكوم شدند و جرم اين افراد اهانت به مقدسات شناخته شده بود.
در سال 1831 رماني به عنوان رمان قابل تقدير سال 0831 معرفي شد كه نويسنده آن رمان توانسته بود هوشمندانه مشخصات ظاهري ضدقهرمان ديكتاتور و مستند رمان خود را مانند بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران نظيره سازي كند، در همان سال رمان ديگري به نويسندگي يك زن ارمني شايسته عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي شد و بالاترين جايزه دولتي جمهوري اسلامي را به خود اختصاص داد كه اين انتخاب براي غرب پيام هاي مهمي به همراه داشت، غرب متوجه شد كه جريان حاكم بر وزارت ارشاد مي كوشد با ارائه چهره جديدي از تاريخ انقلاب اسلامي، روايت غالب را كنار بزند، يعني در بهترين رمان جمهوري اسلامي ديگر از خشونت هاي سازمان امنيتي رژيم شاه عليه مخالفان و حتي مبارزه هاي اسلامگرايان بر ضد سلسله پهلوي خبري نيست و نويسنده همان رمان، جامعه ايران را در اوج قدرت محمدرضا شاه به گونه اي تصوير كرده كه جوانان ايراني از امنيت و رفاه مردم در آن دوره و دغدغه هاي اشرافي آنان حيرت زده مي شوند و وزارت ارشاد براي فرستادن اين پيام به غرب، در داخل كشور هزينه اي نپرداخت... در اين چند سال نويسندگان و شاعران ممنوع بسياري با تبليغات فراوان دوباره به عرصه فرهنگ ايران بازگشتند.»
سرشار در ادامه همين مطلب مي گويد: «احمد كسروي كه توسط گروه فدائيان اسلام و با تاييد مراجع به جرم اهانت به امامان و انكار مهم ترين اعتقادات ديني اعدام انقلابي شده بود، به صحنه بازگشت و كتاب هاي او پس از سال ها، دوباره تجديد چاپ شد.
نويسنده اي چون صادق هدايت به عنوان پدر ادبيات داستاني معرفي شد، درحالي كه بيشتر كتاب هاي او با سر و صداي فراوان وارد بازار كتاب شد و هيچ داستاني از صادق هدايت نبود كه در آن به صورتي تمسخرآميز از روحانيان و دانشمندان ديني ياد نشود و يا اينكه بن مايه هاي فكري صادق هدايت كاملا ضد نظام فكري رسمي جمهوري اسلامي بوده، اما عكس هاي او در نمايشگاه دولتي كتاب بر در و ديوار غرفه ها نصب مي شود و يا حتي نامه هاي عاشقانه فروغ فرخزاد به پسري كه پنهاني با او رابطه داشت، چاپ مي شود و حتي مي توان گفت مخالفان سياسي دولت ايران هم به كمك وزارت ارشاد تبليغ و ترويج مي شوند.»

----------------------------
البته در متن اصلي دستكاري كرده‌اند؛ مثل جوان!

نظرات (۱)

بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد ....
(در ضمن زیاد در بند نقش ایوان مباش لطفا !)

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت مدیر پایگاه برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

لیسانس کریتیو کامانز

نسخه RSD

نسخه RSS

نسخه XML