چند سال پيش، تهراني ها، محله اي را در منطقه تهران پارس مي شناختند كه به «خاك سفيد» معروف بود. محله اي امن براي قاچاقچيان مواد مخدر، زنان بدكار و حتي جاسوسان كشورهاي بيگانه بين همه مشهور بود كه نيروي انتظامي، چندبار سعي كرده تا اين منطقه را پاك سازي كند اما موفق نشده است. حتي عده اي مي گفتند كه ورود ماموران نيروي انتظامي به اين محله، ممنوع شده است.
با اين حال، تمام ساكنان «جزيره» هم، خلافكار نبودند. تعداد زيادي از شهروندان درستكار، ميان آنان وجود داشت كه هم از افسار گسيختگي اين بزهكاران به تنگ آمده بودند و هم، به دلايلي، توانايي نقل مكان از اين محله را نداشتند.
سرانجام، نيروي انتظامي عزم خود را جزم كرد و در اقدامي ضربتي و استادانه، نه تنها «جزيره» را جمع كرد بلكه، با تعيين محل هايي براي اسكان ساكنان درستكار اين محله، آنان را از شر خلافكاران نجات داد.
¤ ¤ ¤
امروز، عرصه سياست ما هم، گرفتار «خاك سفيد»ي ديگر است. يك حزب سياسي، كه با رانت هاي اطلاعاتي، اقتصادي و سياسي زنده است، به «جزيره»اي در عرصه سياست تبديل شده است. يك حزب پرمدعا، كه اعضاي افراطي و غوغازيست آن، چنان زمام امور را به دست گرفته اند كه هيچ عضو معتدل و مستقلي، جرات نكند به آنان، كوچكترين انتقادي كند. تندرواني كه ندادن اجازه صحبت به مخالفان خود را، حق مسلم خويش مي دانند.
اين «خاك سفيد» عرصه سياست، هم اعضايي دارد كه در تخلف غرقند و هم درستكاراني كه از تعدي هاي افراطيان، در تنگنا قرار گرفته اند. حزبي كه نه در مجرميت بعضي اعضاي آن شكي هست و نه در صداقت و پاكي اعضاي ديگر آن.
اما با اين «خاك سفيد» جديد چه بايد كرد؟
بديهي است كه در عرصه سياست، عامل بازدارنده اي همچون نيروي انتظامي وجود ندارد كه بتواند از شكل گرفتن چنين خاك سفيدهايي جلوگيري كند.
اين بار، نجات عرصه سياست از چنين «جزيره»اي به همت اعضاي پاك دامن اين حزب بستگي دارد. مردان و زناني كه ناخواسته، سپر بلاي مجرمان و نارضا، حاشيه امن تندروان شده اند.
امروز، اين صاحبان دست هاي پاك، باخروج خود از اين «خاك سفيد» و تشكيل گروه هاي جديد، مي توانند مجرمان را، با مجريان قانون، تنها بگذارند. گروه هايي جديد، كه از سر صدق به راه مي افتند و به جاي ثروت اندوزي و قدرت طلبي، به دنبال خدمت گزاري مردم و رفع مشكلات اصلي آنها هستند.
در اين حالت است كه قانون، با خيال راحت و بدون دغدغه لكه دار شدن حيثيت اعضاي پاك دامن اين حزب، خواهد توانست به سراغ مجرمان برود؛ جاسوسان را دستگير كند؛ بيت المال را از حلقوم غارتگرانش بيرون بكشد و به مرعوبان در برابر دشمن، ضرب شستي نشان دهد.
اينك، چشم اميد مردم خسته از بازي هاي سياسي، به همت ساكنان درستكار اين «خاك سفيد» عرصه سياست، دوخته شده است.
اشاره: اين مقاله، در تاريخ ۰۵/۱۰/۸۱، در صفحه ۱۴ روزنامه «كيهان» به چاپ رسيده است.




نظرات (۴)
برادر من خودم بچه خاکسفیدم و باید بگم که درسته خلافکارها رو جمع کردن ولی الان هم خاکسفید پر از ارازل و اوباش هست
ارسال شده توسط پیمان | ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ۲:۵۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ۱۴:۵۸
تو خاک سفید بچه مواد بسته بندی می کنند.این چیزایی که تو یه این نظر خوندم همش مال زمان غربتی هاست که تو جزیره بودند بعدم که جمعشون کردند و مردم عادی هم زندگیشون رو کردند.
ارسال شده توسط mary | ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ ۹:۵۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ ۰۹:۵۴
نه بابا این جوری هام که م در بالا گفته نیست محله خوب و باهالی یه کم شلوغه وگرنه هواش هم خیلی تمیزتر از جاهای دیگه است هر چی بالای شهره اون جزیره ای ها که جمع شدن سرو سامون گرفته قیمت مسکنم بعد اون ماجرا زد بالا
ارسال شده توسط soosooloo | ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ۰:۴۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ۰۰:۴۰
ببخشید کی گفته محله ی خاک سفید از فساد و فحشا و قاچاق و اعتیاد باک شده. خدا می دونه هفته ای چند تا دختر اونجا گیر آدمای ناجور می افتن و دزدیده می شن، چند تا بچه به جای درس خوندن، مواد بسته بندی می کنن و ...
اگه قراره همه چیزمان مثل این طرح های ضربتی که معلوم نیست چند روز موثره باشه که خدا به فریادمان برسه.....
ارسال شده توسط م | ۲۸ آبان ۱۳۸۸ ۱۱:۳۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ آبان ۱۳۸۸ ۱۱:۳۸