« نگاهي به مجموعه داستان «نازلي» منيرو رواني پور | صفحه اصلی | كمي درباره رمان «سلوك» محمود دولت آبادي »

ماجراهاي نويسندگي رضا اميرخاني

۲۰ بهمن ۱۳۸۲

يكشنبه 25 خرداد 1382: اين يادداشت را از داخل دانشگاه مي نويسم. طبق معمول مشكل فارسي ساز دارد و نه ويرگول تايپ مي شود و نه گيومه!

امروز به بهانه اي در نرم افزار نمايه به دنبال مطالبي درباره آقاي رضا اميرخاني مي گشتم. يكي از آن مطالب داستان كوتاه «سال نو» بود كه در ماهنامه نيستان به مدبر مسئولي سيد مهدي شجاعي چاپ شده بود.

يادم مي آيد آن موقع كه اين داستان كوتاه را خواندم غرق لذت بازي هاي نويسنده با داستان و عناصر داستاني شدم. براي من اين بازيچه قرار گرفتن مرز نويسنده و شخصيت هايش و حتي منطق معمول داستاني خيلي جذاب بود.

آن موقع نمي دانستم رضا اميرخاني كيست. يعني اصلا در اين حال و هواها نبودم. دانش آموزي دبيرستاني بودم كه دغدغه اصلي اش درس است. هرچند كه تا رمان و مجموعه داستان تازه اي به دستم مي رسيد آن را مي خوردم! اما زياد به خود نويسنده ها و شخصيتشان كاري نداشتم.
حالا من سه رمان از اميرخاني خوانده ام: ارميا (دوبار). من او و ازبه. همچنين يادداشتهاي او را درباره فرار مغزها. مصرانه پيگري مي كردم.

با اينكه يكبار بيشتر اميرخاني را از نزديك نديده ام اما تصويري از او در ذهنم ايجاد شده كه بعضي خوانده ها و شنيده هايم آن را تاييد مي كند. تصوير ذهني من از اميرخاني، جواني باهوش است (او جزو استعدادهاي درخشان بوده) كه هميشه لبخند بر لب دارد (اين را آقاي فردي هم درباره اميرخاني گفته اند) و نويسندگي را يك شغل نمي داند. فكر مي كنم نويسندگي برايش حكم تفريحي را دارد كه چون حالتي خدايگونه به نويسنده مي بخشد؛ او را بيشتر از چيزهاي ديگر مجذوب خود كرده است.
البته لذت اين خدايگونگي نويسنده. به معناي مثبت آن. خيلي ها را به ورطه نويسندگي كشانده است.

شاهد من بر اين مدعا، نوع نامگذاري كتابهايش، رمان «من او» و يكي از مصاحبه هاي اوست. اميرخاني در اين مصاحبه حرف يكي از شخصيت هاي «من او» را تاييد مي كند:
عجب كار هجوي است اين نويسندگي!!

راستي كسي از «بي وتن» اميرخاني خبر ندارد؟!

نظرات (۵۳)

salam va bad khaste nabashid mataleb ghashangi daryd man baraye ashna shodan ba kasany ke ketab haye aghaye amir khani ra mikhanand dar hale gasht dar inte net hastam az noe neveshte hatun fahmidam bayad kheyly az in nevisande khoshetun oomade bashe mesle man man ham ermia ham az beh ham mane oo ham naser armany ro chand bar khundam va tamayol daram be tabadole nazaryat va etelaatam ba kasany ke matalebe in nevisande ra ro mikhunand age meyel be ham kary ba man hastyd mitunid be man mail bezanid ye be weblogam biyd
movaffagh bashid

سلام.
همیشه صبر ودقت شما برای من ستودنی بوده و از آشنایی با وب سایت شما بسیار مسرورم.
یا حق

محمد نادعلی نسب:

سلام
من از طزفداران رضا امیرخانی و نوشته هایش هستم.
امروز داشتم درباره من او تو سایت گوگل سرچ میکردم تا به مطلب شما برخوردم.
میخواستم خبر چاپ رمان جدیدشو به شما بدم.
بیوتن توسط انتشارات علم چاپ شد.
امیدوارم کتابو تهیه کنی و با دقت بخونی.
خیلی ممنون.
محمد نادعلی نسب

درويش:

دل نوشته هاي رضا رو مث شعراي كاظمي(افغان)دوس دارم

سارا:

اول سلام معلومه ادم خوش سلیقه ای هستید چون رضا امیر خانی رو انتخاب کردیدایشون یه کتاب دیگه هم دارن که شما چیزی دربارش نگفتین(ناصر ارمنی)البته خاطرات 10 روزه ایشون با رهبر توی کتاب سیستان رو نباید فراموش کرد درضمن کتاب جدیدشون هم که بعد از فقط 8روز به چاب دوم رسید بااسم بی وتن بیرون اومد اهل رادیو هم میتونن این رمان رو توی برنامه نشانی از رادیو جوان بشنون در اخر هم باید بگم سایتتون زیاد به روز نیست مطلباتون هم....... بیشتر وقت بذارید موفق باشید

80.191.108.8:

رضا امير خاني يك ادم پولدار است كه ميتواند با خيال راحت نويسندگي كند.اگر خيليهاي ديگر با موقعيت مالي اون بودن مثل اون ميشدن
------------
سرشار: پولدار بودن به نويسندگي با خيال راحت کمک مي‌کند اما شرط کافي نيست. رضا اميرخاني بسيار باهوش و بسيار اهل مطالعه است. اينها نيز به موفقيت او بسيار کمک کرده است.

زهرا ساعدی:

خواهشمندم ایمیل یا وب سایت رضا امیر خانی را بنویسد

-------------
www.ermia.ir

سلام!
خوبه.......
جالبه..........
هم نويسندگي هم خواندن و خواندن و خواندن....
چرا بي وتن چاپ شد ........خوندمش...
قشنگ بود!....... ميخونيش.....مگه نه؟!

نرگس:

از رضا بابت بی و تن ممنونم .
در حال خواندن کتابش هستم برای بار دوم .

ص کمندلو:

نوشته های رضا امیرخانی .حرف دل خیلی لز آدمهایی که ساکتند. نشت نشا بی وتن معرکه است اون رو به همه همکارام معرفی کردم. خیلی خوشحالم که شما هم از نوشته هاش لذت میبرین

سلام
کاشکی آقا رضا "بیوتن" رو نمی نوشت یا حداقل بجای ارمیا یه شخصیت جدید معرفی می کرد. شاید اگه قبلاارمیا رو نخونده بودم میتونستم یه جوری باداستان رابطه پیدا کنم. ارمیا برای رسیدن به عشقش راهی دیار غربت میشه ولی نه تنها توی هیج جایی از داستان اثری از عشق نمی بینیم تازه با اون اوضاعی کا برای اون پیش میاد همش از خودمون می پرسیم آخه برای چی اینجا مونده؟ به خاطر کی و چی داره اینهمه مشکل رو توی غربت تحمل میکنه؟ جایی که نه عشقی هست نه دوستی نه همفکری حتی دوستای شهیدش هم مدام باهاش قهر میکنن

اللهم ارحم من لا یرحمه العباد و اقبل من لا یقبله البلاد! منتظرم...

بیوتن قشنگ بود اما من او یک چیز دیگری بود قبول داری

سلام من ادمی بودم که اصلا اهل رمان نبودوم ولی وقتی خواهرم من او رو بهم داد...............به من بی و تن رو کامل نخوندم اما خیلی به نظرم خسته کننده اومد مثلا اسم خیابان ها و ادرسشون مبهم بود وبخاطر سختی اسم تصویر واضحی از صحنه های رمان تو ذهن نمیاومدو همش فراموش می شد یا اینکه یه حالت مردگی به ادم دست میداد

به نام خدا
سلام
من او یه چیز دیگه است.مگه نه؟
کریم،علی،مهتاب،مریم،باب جون،هفت کور...حتی دریانی
همشون قشنگن...سال هزارو سیصد ودوازده شمسی خانی آباد

ZM:

سلام.نمي دونم چرا هرچي مي خواهم نوشته هاي رضا اميرخاني رو بشکافم نمي تونم دوست دارم توصيفاتم مثل اون باشه ولي ....واقعا دمش گرم

همه کاراشو خوندم صداقت و حقیقت داستان سیستان یه چیز دیگه است

سلام. من رضا امیرخانی رو از دوران مدرسه میشناختم . نوشته هاش توی مجله استعدادهای درخشان ( مراکز استعدادهاید رخشان) چاپ میشد . همیشه نوع نگاه و تفکرش و سیاق نوشته هاشو دوست داشتم . من تا حالا رمان نخونده بودم بیوتن اولین رمانی بود که خوندم باید بگم عالی بود. وقتی رمان تموم شد دوست داشتم فقط گریه کنم. اگه فرصت کنم دوباره میخونمش.

Anonymous:

سلام، ارمیا خیلی خوب بود ولی وسطاش بعد رفتنش به جنگل روندش خسته کننده شد. من او عالی بود، البته اشکال هم داشت. بیوتن رو خریدم ولی نخوندم. کتابای خوبین ولی خیلی خیلی گرونن!

سلام ،
ارمیا خیلی بد تموم شد . من او عالی بود و بیوتن از اون هم عالی تر . من او آخرش خیلی ساده بود با این که کل کتاب عالی بود ولی بیوتن آخرش هم سبک امیرخانی داشت !
با اجازه !

zahra:

سلام.باید به اون آقایا خانومی که خودشو بیوتن معرفی کرده بگم که ارمیا خیلی هم عاشق بود.وبرای دیدن عشقش هم نیازی به چشم بصیرت هم نبود. بعدشم به نظرمن برای ارمیا ایران یاامریکابودن خیلی فرقی نمیکرد.ارمیا از همه جا می نالید.برای همین هم میخواست بمیره

zahra:

بیوتن خیلی بدتموم شد.آقای امیرخانی خیلی نامردی .چراارمیا رو کشتی.من فکر میکنم شما خودتونو بجای ارمیا کشتین.

تفکرات این نویسنده بسیار برای ایران ما نیازه. ای کاش راهی بود برای عملی کردنشان

فرزاد:

من او بهترین رمان بعد انقلاب
این سبک قلمو اصلا نداشتیم ما
واقعا اقا رضا دمت گرم
من با من او زندگی کردم ...........

wow!
من كه خودم عاشق "من او"هستم!
ديوانه كننده است
اولين كتابيه كه دارم براي بار دوم ميخونم و برام همون جذابيت قبل رو داره,حتي بيشتر!
"اولااوني كه بي ادبه,حكما بي ادبه!
ثانيا گر به پيري رسد عجب است"!
من تا همين چندوقت پيشا نميدونستم كه كريم آخرش شهيد ميشه...به پيري نرسيد ديگه!
خلاصه اينكه كتاب محشري بود بين 127 تاكتابي كه خوندم...

من عشق فعف ثم مات مات شهيدا!
اين خيلي محشر بود!

سلام
واقعا کتب آقای امیر خانی عالیه..........
من که واقعا لذت میبرم از خوندش .........
آقای امیر خانی از جمله نویسنده هایی هستند که واقعا کتبشون ارزش خوندن داره.
به قول معلم دینیمون: آدم باید فسفر بسوزونه تا داستانهاش رو بفهمه....
وجود آقای امیرخانی در ایران برای ما یک افتخاره.

من رمان بیوتن راخواندم واقعا متفاوت بود.از آقای امیرخانی تشکر میکنم

من:

رمان من او بی شک بهترین کتابی است که تا به حال خوانده ام. واااقعا خیلی عالی بود.من خوندنش رو به همه توصیه میکنم.موید باشید.

بهترین نویسنده ای که تو عمرم دیدم

that is bestttttttt nevisande
khadaee mahshari reza
tooo dabirestan ham asheghet booodam
mahtab fattah dokhtare papati eskandar mache olaghe karim

"من او" آدمو عاشق می کنه
تشبیه بوی یاس "من او" توی خاطرم مونده و از امیر خانی به خاطر "من او" ممنونم

ز.خيرانديش:

"من او" كتابي بود بسيار عالي و لذت بخش
اما "بيوتن" اوني نبود كه انتظار داشتم فك ميكردم بهتر از اين باشه هيچ وقت به پاي "من او" نميرسه
به همه پيشنهاد ميكنم "داستان سيستان" رو هم بخونن واقعا دوست داشتني بود(حداقل واسه من كه اينجوري بود)به عمو رضا غبطه ميخورم ....

او:

امیر خانی بهترینه.حرف نداره .همه عاشقشن. خیلی زیبا می نویسه.خیلی .اصلا نمیتونم ر مورد نوشته هاش حرفی بزنم .امیر خانی کجا و ما آدم های سطح پایین کجا؟؟؟؟؟؟

سلام آقای امیرخانی هم خودتون هم قلمتون هم کتاباتون بی مثاله.با خوندن کتاباتون نه تنها تحول بزرگی درسبک کتاب خوندن من به وجود اومد که خیلی ازافکارمم سامان داد...بی نهایت ممنونم.

نویسنده به باحالیو سیستمی آقای امیر خانی ندیدم با تمام وجود میگم حرف نداره من او بیوتن نشت نشا از به داستان سیستان..... همشون عشقه

سلام"آقای امیرخانی کتابای جالبی نوشته اندوبرای من که تابه حال کتابای اینجوری نخونده بودم. من اولین بارباداستان سیستانشون اشنا شدم که دوستم بهم دادودیگه بهش پس ندادم شخصیت ایشون وطرزفکرشون خیلی به خودم نزدیک می دیدم که باعث شدبقیه کتاباشونوبخونم من او داستان عجیبی بودکه من خیلی از مطالبشو نفهمیدم ولی خیلی بهتر ازبیوتن بود که من واقعا نفهمیدم سوالهای زیادی ازکتابها توذهن من که خیلی دوستدارم جوابهاشو پیداکنم واینکه سوالهامو بانامه براشون پست کنم.

من که واقعا خئشم اومد هر کی نخونده بهش پیشنهاد میکنممخصوصا داستان سیستان

ss:

سلام !! كسي از كتاب جديدش خبر نداره ؟؟

هممممممممه ی نوشته هاتونو دوس دارم
ازعلی من او گرفته تا خشی بیوتن
ازحاج عبدالله والی گرفته تا سه دولتیای نفحات نفت
پیش خودم امیر صداتون میکنم
فقط تو رو نمیخونم از همه ی اونایی که میخونم تو ی چیز دیگه ای!

م.پرويزي:

من خيلي كتاب ميخونم ولي كتابهاي اميرخاني هميشه نم اشك توي چشام مياره وعجيب خودم رو جاي شخصيتهاي كتاب ميارم .موفق باشه وهميشه قلمش پر بار

حسین:

یادش بخیر من بی وتنو تموم نکرده دوبار خونده بودم (تا حالا شده 9 بار) هر وقت میخونم یه چیز تازه ازش می فهمم.الان فک کنم من بهتر از آقا رضا بتونم تفسیرش کنم.

مهدی:

با سلام
کتابهای مهندس جالب هستند اما مساله ای که توجه من را جلب کرد و علت آنرا متوجه نشدم غم انگیز بودن بیش از حد داستانهاست

سلام دوستان من.من گاهی اوقات یه چیزایی می نویسم نویسندگی رو دوست دارم اون هم توی حوزه ی داستان.نقاشی هم می کنم.بایدبگم من به اقای رضاامیرخانی دیگه عمو رضا میگم چراکه ایشون هم مثل عموی شهیدم چیزهای زیادی به من یاد دادند خودشون وکتاب های بی نظیرشون رو دوست دارم...باارزوی سلامتی برای خودشون وخانوادشون خدانگهدار...

خلاقیتی ست عجیب پشت نوشته هایش.و البته کمی ضعف در به پایان رساندن داستان ها.مثل من او که کاش فصل آخرش همخوانی داشت با باقی فصل ها...

یلدا:

آنقدر تعریف کردید رفتم من او را گرفتم که بخونمم خوندم نظرم رو میگم

جعفري :

سلام اقاي اميرخاني كتاب جانستان كابلستان را خواندم بسيار عالي بود. بيشتر قسمتهاش، مثل فيلم جلوي جشمم مياد. عالي نوشتي خيلي حرفهايي كه تو اين كتاب بود به زيباترين طريق ممكن بيان كردي. خيلي ازت ممنونم . اين اولين كتابي بود كه از نوشته هاتون خوندم و من بعد نوشته هاتون را پيگيري مي كنم . خدا پناهت باشه .

سیما:

سلام اقای امیرخانی عزیز
من دانشجوی ارشد سیما هستم
با شما از راه کتابهاتون اشنا شدم
و فکرتون رو میپسندم
مدتهاست تصمیم دارم برای پایان نامه
انگشتر از مجموعه ناصر ارمنی رو به صورت فیلم کار کنم لطفا نظرتون رو بفرمایید
و در صورت امکان راهنمایی کنید
منتظر پاسختون هستم
سپاس
------------
سرشار: دانشجوی محترم کارشناسی ارشد. این پایگاه، متعلق به جناب آقای امیرخانی نیست. به بالای صفحات توجه بفرمایید. برای ارتباط با ایشان به نشانی www.ermia.ir مراجعه فرمایید.

من تا حالا همهي كتابها رو به غير از اين كابلستان خوندم
به نظر من حيف اين نويسنده و حيف اين كتابا كه آدم بايد با هزار بدبختي كتابا رو پيدا كنه
يعني ناشر بهتر پيدا نكرده//؟

سلام
من واقعا امیرخانی رو دوست دارم . چون دوست داناست و با انتقادات بجا هشدارهای لازم رو می ده . در کل مملکت این جور آدم کم داریم .
موفق باشید .

دیونه ی ارمیا:

سلام من عاشق طرز فکر ایده ال وبالای رضا امیر خانی هستم.پشت این نوشته های موشکافانه وتیزبین یه هوش جالب و یه جسارت وخلاقیت فوق العاده نهفته....
عاشق همه ی کتاباشم.از علی فتاح گرفته تا ارمیا ی دوست داشتنی تا ناصرارمنی و..... هنوز سلوک ارمیا چشمهای عسلی مهتاب پاکی علی کله شقی مریم لوطی گری حاج فتاحدقیق جلوی چشممه

هو الحی
با سلام.
بنده آقای امیر خانی رو با "داستان سیستان" شناختم. این کتاب طوری جذب ام کرد که تو یک ماه 3 بار خوندمش،کاری که شاید تو زندگی 22 ساله ام بی سابقه باشه! ولی نمی دونم چرا ایشون بین جوان های ما اون طور که باید شناخته شده نیستن.
برای بیشتر مطرح شدن این جور نویسنده ها باید کاری کرد.

محسن:

قطعا بهترین نوینسده ایرانیه. پارک ملت نشان داد که رضا را بیخوددوست نداریم

ارسال نظر