بایگانی سالانه: 2004

سید مهدی شجاعی و مجموعه داستان «غیر قابل چاپ»

پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۲: آشنایی من با سید مهدی شجاعی به سالها پیش باز می گردد. سالهایی که من کودکی خردسال بودم و با بچه های آقای شجاعی، هم بازی بودیم. خانه های استیجاری پدر ما و آقای شجاعی، در یک محله بود و به خاطر همکاری و همفکری آن دو، مادرهایمان هم باهم دوست بودند. (آن زمان، آقای شجاعی ... ادامه مطلب »

کمی درباره رمان «سلوک» محمود دولت آبادی

شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۲:«سلوک» نام آخرین رمان محمود دولت آبادی است. چاپ اول آن در بهار ۸۲ است و ۲۱۲ صفحه طول دارد. دولت آبادی برای نوشتن این رمان، چهار سال وقت صرف کرده است: از سال ۷۷ تا ۸۱٫ همین نکته انگیزه ای شد که در نمایشگاه کتاب امسال، به دنبال این رمان بگردم و آن را بخرم. بعد ... ادامه مطلب »

ماجراهای نویسندگی رضا امیرخانی

یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۲: این یادداشت را از داخل دانشگاه می نویسم. طبق معمول مشکل فارسی ساز دارد و نه ویرگول تایپ می شود و نه گیومه! امروز به بهانه ای در نرم افزار نمایه به دنبال مطالبی درباره آقای رضا امیرخانی می گشتم. یکی از آن مطالب داستان کوتاه «سال نو» بود که در ماهنامه نیستان به مدبر مسئولی ... ادامه مطلب »

نگاهی به مجموعه داستان «نازلی» منیرو روانی پور

شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۲: دیروز، خواندن «نازلی» منیرو روانی پور را تمام کردم. نازلی مجموعه سه داستان با نام های «رعنا»، «شیوا» و «نازلی» است که در ۱۰۳ صفحه منتشر شده و ۹۰۰ تومان قیمت خورده است. جالب اینجاست که داستانها، در تیر و مرداد ۸۱ نوشته شده اند و در همان تابستان هم به چاپ رسیده اند. امکانی که ... ادامه مطلب »