داستان کوتاه

  • داستان کوتاه «در حوالي گناه»
    ۱۲ آذر ۱۳۸۶

    سلام نماز صبحش را كه داد، گوشي تلفن همراهش را برداشت. نوشت: «سلام. مي‌خوام بيام تو فريزر! » و ارسالش كرد. چند ثانيه بعد، گوشي تك زنگي زد. پيام كوتاه ارسال شده بود. همسرش گفت: «اين وقت صبح براي كي...
  • داستان کوتاه «زنها همه مثل همند»
    ۱۰ مرداد ۱۳۸۶

    وقتي كه يلدا گفت شام نداريم، هنوز به عمق فاجعه‌اي كه داشت اتفاق مي‌افتاد، پي نبرده بودم. تازه دو ساعت بود كه تلفن دوستي قديمي، مثل قلاب جرثقيل سرنوشت، مرا از خيل بي‌كاران بيرون آورده بود. شغل جديد من، سردبيري...
  • داستان کوتاه «مردي كه خوابهايش را در جيبش گذاشته بود»
    ۱۵ آذر ۱۳۸۵

     ـ بيا پايين!كلمه‌ها مثل سنگ سخت بودند و به شيشه‌ها مي‌خوردند. «راننده» صدا را مي‌شنيد اما اگر مي‌خواست هم نمي‌توانست پايين بيايد. بعدِ اين همه سال، چاق شده بود و ورم كرده بود و گوشتها و چربيهاي تنش لايه لايه...
  • داستان کوتاه «حلزونهای خانه به دوش»
    ۶ آذر ۱۳۸۵

    نور خورشيد مي‌خورد به شيشه‌هاي قدّي درِ تالار و چشمم را مي‌زند. كج و كوله مي‌شوم تا مي‌توانم نوشته‌هاي زير عكس شهيد آويني را بخوانم: «تمناي شفاعت ـ چهلمين سالگرد پرواز شهيد سيد مرتضي آويني».زيرش با خط ريزتر نوشته‌اند: «از...
  • داستان کوتاه «همين شنبه اتفاق مي‌افتد»
    ۱۴ مهر ۱۳۸۵

    روز اول پنج‌شنبه صبح - اينجا قاضي ما هستيم، بازجو ما هستيم. همه چي تو همين اتاقه. خودمون شروع كرديم، خودمونم تمومش مي‌كنيم. خيلي دوستانه بهت مي‌گم. اگه همكاري كردي، رنگ خورشيد رو هم مي‌بيني. متوجه مي‌شي؟ - چيو قربان؟...
  • [فهرست کامل]

    «راز» شبکه چهار با اجراي نادر طالب‌زاده

    ۳۱ مرداد ۱۳۸۹

    چهار شب پيش، خيلي اتفاقي گذارم به شبکه چهار افتاد و با ديدن حاج سعيد قاسمي و نادر طالب‌زاده، ماندگار شدم.
    از آن شب، هر شب پيگير اين برنامه خوب هستم. برنامه‌اي که سوپاپ اطميناني براي صدا و سيماست تا صداي جريان منتقد خود را هم کمي پخش کند.
    اين برنامه، علي ما نقل، تا پايان ماه مبارک ادامه دارد و براي درگير کردن ذهن با ايده‌هاي عمليات فرهنگي ـ براساس تجربيات مستندسازان و سينماگران و منتقدان ـ بسيار مجرب است!

    روزهاي کار و کم‌خوابي و گرسنگي!

    ۲۴ مرداد ۱۳۸۹

    دو هفته‌اي است که با ادبيات دوباره آشتي کرده‌ام و خودم را کتاب باران کرده‌ام! قبل از هر چيز، همه کتابهاي حوزه علوم ارتباطات و حقوق رسانه‌ها و فرهنگ و تمدن را بار کرده‌ام و به کانون آورده‌ام. بعد هم هر چه کتاب را روي هم تلنبار کرده بودم؛ دسته‌بندي کرده‌ام و مثل بچه‌هاي خوب، سرجايشان گذاشته‌ام. حاصل اين عمليات دو روزه، شده نصف بيشتر يک طبقه رمان و مجموعه داستان که در اين يک سال، بار نخواندنشان بر گردنم سنگيني مي‌کرد. هر کدام را که مي‌خوانم، سمت راست مي‌گذارم و از بيشتر شدن حجم کتابهاي خوانده‌شده، کيفور مي‌شوم.
    به برکت تولد «احسان»، توانسته‌ام ويرايش نهايي مجموعه داستان «زنها همه مثل هم‌اند» را تمام کنم و براي تکا بفرستمش. بيش از 260 صفحه شده.
    کتاب «حقوق مطبوعات در ايران و امريکا» را هم در همين مدت دست گرفتم و اعمال اصلاحاتش را تمام کردم و به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها فرستادم تا بلکه قفل اين کار هم بشکند و به چاپ برسد.
    به غير از برخي فيلمها و سريالهاي تلويزيون، دو فيلم را هم ديدم: شاهزاده پارسي (Prince of Persia: The Sands of Time - 2010) و لبنان (Lebanon - 2009).
    اولي بازسازي يک بازي رايانه‌اي مشهور و قديمي است و دومي يک فيلم اسرائيلي درباره حمله اسرائيل در سال 1982 به لبنان. شايد به زودي و به کمک يکي از دوستان، درباره فيلمهاي اسرائيلي، کاري را در کانون شروع کنيم.
    راستي طلسم ماهنامه زمانه هم به لطف خدا شکست و بعد نزديک به يک سال، اولين و دومين شماره دوره جديد آن چاپ شد و روي دکه آمد. هر چند که اين شماره و شماره سوم، بيشتر دستگرمي است.

    برگ‌های برنده «دا» ـ گفتگو با سایت تبیان

    ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

    1- به نظر جنابعالي چه عواملي موجب شد تا "دا" اين‌چنين بفروشد؟
    بسم‌الله الرحمن الرحیم. به نظر فقیر، موفقیت كم‌نظیر كتاب «دا»، مرهون چند چیز است و جمع بین این عوامل باعث شده كه چنین كامیابی‌ای نصیب «دا» گردد. مهمترین و اصلی‌ترین عامل، خود سرگذشت كم‌پدید سركار خانم سیده زهرا حسینی است. هر چند كه در بازه زمانی دفاع مقدس و پایداری بی‌سابقه ایرانیان، مردان و زنان بسیاری را دیده‌ایم كه تجربیات شگفتی‌انگیز و حیرت‌آوری داشته‌اند ولی در هر حال، چنین سرگذشتی در زندگی انسانی، بسیار نادر و كم‌پیداست.

    2- شيوه نگارش و پردازش، المان‌های ادبی ، روند روایت آن را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
    دقیقاً عامل دوم و سوم موفقیت «دا» در پاسخ به همین سؤال شما نهفته است. سركار خانم سیده اعظم حسینی، در بیرون كشیدن این گنج از درون راوی آن، بردباری، ریزبینی و پشتكار بسیاری به خرج داده‌اند كه انصافاً جای تحسین دارد. می‌دانید كه كمك به صاحب خاطره برای یادآوری خاطرات چند دهه پیش و بازگویی جزئیات آنها، خود هنر و تخصصی علی‌حده است. این كار دشوار، بدون تسلط بر وقایع و مطالعه بسیار در آن زمینه، ممكن نیست.
    سومین عامل، علاوه بر آنچه عرض كردم؛ در ذوق ادبی و استعداد داستان‌نویسی ایشان نهفته است. چرا كه متن نهایی پیش‌روی ما نشان می‌دهد سركار خانم سیده اعظم حسینی، كتاب خاطره‌ای به ما هدیه كرده‌اند كه به رمان پهلو می‌زند.

    3- به نظر شما "دا" بخش زیادی از فروش خود را مدیون حمايتها و معرفيها فراوان نيست؟
    آشنایی خود بنده با كتاب «دا» از طریق خواندن همین معرفی‌ها بود! طبیعی است كه با حضور نخبگان و حمایت چهره‌های نام‌دار، جامعه با یك كالای فرهنگی بیشتر آشنا می‌شود. با توجه به ارزش بالای «دا» و گران‌سنگی آن، بنده فكر می‌كنم كه این حمایت‌ها نیز جای تقدیر و تشكر دارد.
    البته نباید از یاد ببریم كه تلاش‌های انتشارات سوره مهر و نوآوری‌های آن در معرفی و توزیع اثر، خود تاثیر بسزایی در موفقیت امروزین «دا» داشته است.

    4- آقای اسپراکمن امروز برای دیدار خانم حسینی و ترجمه این اثر به ایران می آیند، به نظر شما این اثر به ذائقه‌ي يک خواننده‌ي خارجي نيز خوش خواهد آمد؟
    به نظر بنده، جنبه‌های دراماتیك و انسانی كتاب «دا» آنچنان قوی هست كه فارغ از جهت‌گیری‌های فكری و ارزش‌گذاری‌های آیینی، فطرت انسانی را تحت تاثیر خود قرار دهد. در این میان، توضیحات مترجم محترم برای خواننده ناآشنا با دقائق فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، می‌تواند لطف خواندن این اثر را در ذائقه وی بسیار افزایش دهد.

    5- براي جهاني سازي ادبيات داستاني ايران، بويژه ادبيات دفاع مقدس چه الگوي پيشنهاد مي‌دهيد؟
    همانگونه كه یك گردشگر غربی به شرق نمی‌آید تا نشانه‌های غرب‌زدگی شرقیان را تماشا كند؛ نویسندگان دفاع مقدس نیز باید این نكته مهم را در نظر داشته باشند كه برای جهانی شدن، باید تا می‌توان «بومی» شد. هرچند كه این حكم كلی در ظاهر خود متناقض‌نماست اما تجربه نشان داده است كه آن چیزی كه ما را جهانی خواهد كرد؛ غنای فرهنگ بومی ما خواهد بود و نه تقلیدهای ناقص و عقب‌مانده ما از غرب.
    نكته دوم، تلاش برای رفتن به عمق گنجینه دفاع مقدس و بیرون آوردن مرواریدهای نایاب آن است. این اتفاق نمی‌افتد مگر با مطالعه بسیار نویسندگان و نشستن آنها پای خاطرات مجاهدان و اطرافیان آنها.

    6- آثار دیگری را می‌شناسید – نه تنها در این موضوع – که قابلیت این حمایت و جهانی شدن داشته باشند؟
    بین آثاری كه بنده در حوزه دفاع مقدس مطالعه كرده‌ام؛ كتاب «خاك‌های نرم كوشك» نوشته جناب آقای سعید عاكف نیز دارای چنین ویژگی‌هایی هست. چاپ صد و پانزدهم این اثر و فروش نزدیك به چهارصد هزار نسخه‌ای آن نشان می‌دهد كه جامعه ایران به این كتاب نیز، همچون «دا»، روی خوش نشان داده است.
    كتاب «بابا نظر» هم می‌تواند در رده بعد قرار گیرد.
    همچنین رمان‌های و مجموعه‌داستان‌های «زمانی برای بزرگ شدن» محسن مؤمنی و «رفاقت به سبك تانك» و «فرزندان ایرانیم» داوود امیریان نیز، برای بنده كتاب‌های جذابی بوده‌اند.
    البته بدیهی است كه این كتاب‌ها، محدود به یاری حافظه بنده در این مجال و میزان مطالعه‌ام است و برای ساماندهی این امر، باید كارگروهی تخصصی جهت شناسایی آثار قابل حمایت، تشكیل گردد.

    مطهری كه بود؟ كانون اندیشه جوان چه باید باشد؟

    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

    شهید علامه مرتضی مطهریمتن زير، مكتوب سخنان كوتاهي است كه در مراسم معارفه به عنوان مدیرعامل كانون اندیشه جوان به زبان آورده‌ام.

    پیش از هر چیز، به همه بزرگواران و عزیزانی كه قدم رنجه فرموده‌اند و كانون را به حضور خود مفتخر ساخته‌اند؛ خیر مقدم عرض می‌كنم. این روزها، آمیخته به عطر نام حضرت فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) و فرزندان معنویشان، 89 شهید گرانقدری است كه در این روزگار، افتخار تشییعشان نصیبمان شده است.

    در این روزهای پر نور و پر معنویت، برای بنده مایه بسی افتخار است كه مسؤولیت نهادی را برعهده می‌گیرم كه نزدیك به یك دهه پیش، خود ریزه‌خوار خوان اندیشه آن بوده‌ام.

    خوانی كه گستردگی و بركت آن، مدیون تلاش‌های تحسین‌برانگیز بزرگانی است كه ذكر نام ایشان، هم مایه آبرومندی كانون و هم بهانه تشكر از ایشان است. جناب آقای دكتر خسروی، جناب آقای دكتر عسكری، حجت الاسلام و المسلمین ذو علم و جناب آقای مهندس فیاضی.

    اما پیشینه حضور این فقیر در كانون اندیشه جوان و همكاری تمام وقت با آن، به اسفند سال 1387 بازمی‌گردد. تجربه‌ای 14 ماهه از حضور به عنوان قائم‌مقام كانون و اندوختن گنجینه‌ای از مجموعه تلاش‌های كانون در حوزه‌های مختلف.

    اما در این چند دقیقه، بیش از آنكه بخواهم حدیث نفس كنم؛ مشتاقم كه به مراد و مقصود رهبر و ولی‌مان از امر به تاسیس كانون اندیشه جوان بپردازم.

    از شنبه گذشته كه بار مسؤولیت كانون بر دوش این فقیر گذاشته شد؛ كوشیده‌ام با غور در بیانات حضرت امام (رض) و رهنمودهای مقام معظم رهبری، تصویر كاملتری از جایگاه شهید مطهری در شكل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران و فرآیند تثبیت آن به دست آورم و بدین طریق، چشم‌انداز نزدیكتری به مراد رهبر فرزانه‌مان از تاسیس كانون اندیشه جوان برای خودم ترسیم كنم.

    هفته گذشته، مقام معظم رهبری در جمع دست‌اندركاران حوزه هنری، فرموده‌اند: «عرصه فرهنگی عرصه جهاد است. کسانی که در این میدان جهاد فرهنگی حضور دارند باید حق جهاد را بجا آورند و آن گونه که شایسته است به ترویج ارزشهای دینی و واقعیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بپردازند. البته مسائل فرهنگی با دستور و حکم پیش نمی روند بلکه لازمه موفقیت در این عرصه، انگیزه ، ایمان و حضور فعال انسانهای معتقد به ارزشهای دینی و انقلاب اسلامی است.»

    این نگاه ایشان بی‌سابقه نیست. پیش از این نیز، در 17 سال قبل، ایشان درباره شهید مطهری اینگونه فرموده بودند كه: «شهيد مطهّرى يك مبارزِ در راه خدا؛ يعنى يك مجاهد فى سبيل‌اللَّه بود. منتها جهاد، انواعى دارد. يكى از سخت‌ترين جهادها اين است كه در مقابله با هجوم افكار و فرهنگهاى غلط و انحرافى و درك غلط جمعى از مردم، انسانى كه حق را مى‌شناسد، بايستد و بخواهد از حق دفاع كند و با بيان، با فكر، با منطق و با سلاح زبان و قلم، ذهنها را به سمت آنچه درست است هدايت كند. اين، از آن جهادهاى بسيار دشوار است و شهيد مطهّرى، اين جهاد سخت را سالهاى متمادى انجام داد.»[1]

    براساس یافته‌های فقیر، شخصیت شهید مطهری چند ویژگی برتر داشته كه مجموعه آنها، وجه تمایز ایشان از دیگران متفكران و فعالان حوزه اندیشه اسلامی است:

    1. تهذیب نفس
    2. يقين و ايمان قاطع[2]
    3. تلاش فراوان علمي براي آماده‌سازي خود و كم‌نظیر بودن در اسلام‌شناسی و شناخت فنون مختلفه اسلام و قرآن [3]
    4. نگاه به عرصه ذهنيت جامعه و استخراج عمده‌ترين سؤالات ذهنيت جامعه جوان و تحصيل‌کرده و روشنفکر کشور[4]، تسلط كامل بر فضای فكری فرهنگی كشور[5]
    5. پاسخگويي براساس تفکر اسلامي، فلسفه اسلامي و منطق قرآني
    6. قلم روان و با زبان مردم و بی قلق و اضطراب [6] اما مناسب برای سطح خاصی از جامعه و نه همه آن[7]
    7. جرأت و اعتماد به نفسِ لازم، مبارزه سرسختانه[8]، عدم سستی و كوتاهی و دفاع بدون رودربايستى، بدون ملاحظه و بدون بيم و هراس[9]
    8. تدریس
    9. تالیف آثار
    10. به اينجا و آنجا رفتن و حركت كردن
    11. تماس گرفتن با قشرهاي تحصيل‌کرده و روشنفکر[10]

    بدین ترتیب، به نظر می‌رسد كانون اندیشه جوان برای پر كردن جای خالی آن شهید بزرگ در نظام جمهوری اسلامی ایران، باید بتواند با طراحی ساختار، جذب نیرو و عملكردی متناسب، كاركردی بدیل ویژگی‌های شهید مطهری داشته باشد.

    بی‌شك در گذران این مسیر، پس از اتكال به نیروی لایزال خداوند سبحان و استدعای عنایت برگزیدگان او، پشتوانه علمی و اندیشه‌ای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، همچون دژی استوار در این جبهه، پشتیبان و پشت‌گرمی كانون اندیشه جوان بوده و هست. عاملی كه همان، جنبه علمی و نظریه‌پردازی شهید علامه مطهری را محقق می‌سازد.

    اما اینكه براساس این ویژگی‌ها چه باید كرد؛ امری جداگانه است كه در این مسیر یازده ساله، جنبه‌‌های از آن پدیدار شده و به تكامل رسیده و هم‌اكنون به ثمر نشسته است و جنبه‌های از آن، به خواست خداوند و به یاری همسنگرانم در كانون اندیشه جوان، پدیدار خواهد شد؛ ان‌شاء ا...

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] 15/2/72
    [2] «بايد كارى را كه مرحوم شهيد مطهرى در سالهاى دهه‌ى 40 و 50 در محيط فكرى اين كشور انجام داد، شناخت. ايشان با قوّت فكرى و انديشه‌ى قوى و صائب خود وارد ميدان‌هايى شد كه تا آن‌وقت هيچ‌كس در زمينه‌ى مسائل اسلامى وارد اين ميدان‌ها نشده بود؛ و با تفكراتى كه آن روز در كشور رايج شده بود - افكار وارداتىِ ترجمه‌يىِ غربى و شرقى - يا مى‌رفت رايج شود، خود را وارد يك چالش علمىِ عميق و وسيع و تمام نشدنى كرد. ايشان، هم در جبهه‌ى مقابله‌ى با ماركسيست‌ها به يك جهاد بسيار هوشمندانه دست زد، و هم در جبهه‌ى مقابله‌ى با تفكرات غربى و ليبراليست‌ها وارد ميدان شد. اين نقش، بسيار مهم است؛ هم جرأت و اعتماد به نفسِ لازم مى‌خواهد، هم قدرت فكرى و اجتهاد در زمينه‌هاى گوناگون را لازم دارد، هم يقين و ايمان قاطع مى‌خواهد؛ اين مرد بزرگ همه‌ى اينها را با هم داشت؛ هم عالم بود، هم بسيار مؤمن بود، هم به ايمانِ خود يقين داشت، و هم اعتماد به نفس داشت؛ اينها لازم است.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (18/12/82)
    [3] «مردى كه در اسلام‏شناسى و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم نظير بود.» سید روح الله خمینی، صحیفه امام، ج 7، ص 178 (11/2/1358)
    [4] « شهيد مطهرى به عرصه‌ى ذهنيت جامعه نگاه كرد و عمده‌ترين سؤالات ذهنيت جامعه‌ى جوان و تحصيلكرده و روشنفكر كشور را بيرون كشيد.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (15/4/1383)
    «او انسان بصير و نافذالبصيره‌اى بود؛ آدم معمولى نبود؛ بينش تيزى داشت؛ به سطح جامعه نگاه مى‌كرد و اشتباهاتى را كه در فهم عمومى ملت ما وجود داشت و متأثّر از تلقين دشمنان بود، مى‌فهميد كه چيست و شروع مى‌كرد با آنها مبارزه كردن.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (15/2/1375)
    [5] «تا آن‌جا كه بنده به ياد دارم، از سالهاى 1334 و 1335 تا سال 1358 كه ايشان به شهادت رسيد، در هر موقعيت زمانى، با آن بينش عميق خود - كه تسلّط كامل هم بر فضاى فكرى و فرهنگى كشور داشت - هرجا در عرصه‌ى فكر، هجمه‌اى را به اسلام و به احكام و اصول اسلامى مشاهده مى‌كرد، به مقابله مى‌شتافت و سدّى مثل كوه در مقابل اشكالات مى‌آفريد.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (15/2/1378)
    [6] «او با قلمى روان و فكرى توانا در تحليل مسائل اسلامى و توضيح حقايق فلسفى، با زبان مردم و بى‏قلق و اضطراب، به تعليم و تربيت جامعه پرداخت.» سید روح الله خمینی، صحیفه امام، ؟؟؟، (9/2/1360)
    [7] «البته از اين كتابها، همه نمى‌توانند استفاده كنند - سطح خاصى دارد - اما مى‌شود كارى كرد كه از اين مطالب، همه‌ى جامعه و جوانان ما استفاده كنند.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت (12/2/1369)
    [8] «با كجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد.» سید روح الله خمینی، صحیفه امام، ج 7، ص 178 (11/2/1358)
    [9] «خصوصيت ممتاز اين بزرگوار، دفاع از حقيقت و دفاع از اسلام بدون رودربايستى، بدون ملاحظه و بدون بيم و هراس بود.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت، (15/2/1378)
    [10] «معلّمىِ آن شهيد، موضوع تدريس اوست و كارگرى‌اش، امر تأليف، اين‌جا و آن‌جا رفتن، حركت كردن و تماس گرفتن با قشرهاى تحصيلكرده و روشنفكر و نظاير آن است.» سید علی خامنه‌ای، نرم‌افزار حدیث ولایت، (13/2/1373)

    در ستایش دا

    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

    ویژه‌نامه هفته‌نامه پنجره درباره كتاب دااشاره: این نوشتار بیش از اینكه درباره كتاب مستطاب «دا» باشد؛ نوشته‌ای است برای «دا» و ادای كرنشی است به همه بزرگی‌های روح سیده زهرا حسینی.
    ×××
    1ـ برای من، آشنایی با «دا» از هفتم آبان 1387 و خواندن یك خبر شگفتی‌آور آغاز شد: تهمینه میلانی و رویا تیموریان درباره كتابی از سوره مهر، یادگاری‌ای نگاشته‌اند! [1]
    شگفت‌زده بودم چون پیش‌داوری‌هایم در هم ریخته بود و در پدیده‌ای كم‌پیدا، می‌دیدم كه قواعد جبهه فرهنگی انقلاب به هم خورده و خطهای قرمزی كه به جای خاك‌ریز در میانه میدان فرهنگ كشیده شده؛ درهم آمیخته.
    و باید اعتراف كنم كه این شگفت‌زدگی، با رگه‌های پررنگی از تحسین نیز همراه بود. چه آشكارا می‌فهمیدم كه سوره‌مهر پس از ضربه سنگین استعفای دسته‌جمعی معاونت بازرگانی‌اش، قد خم نكرده و ایستاده در آشفته‌بازار كتاب، مرزهای تجربه مجاهدان فرهنگی را می‌شكافد و می‌گستراند.
    2ـ كشاكش درونی‌ام برای خرید كتابی یازده‌هزار تومانی و هراسم از نبود فرصتی برای خواندن روایتی 753 صفحه‌ای، در فرجام خود، دوازدهمین چاپ «دا» را به خانه‌مان آورد و پس از هفت سال زندگی مشترك، آوردگاهی را میان من و همسرم شكل داد: او می‌خواند و پیش می‌رفت و چون به مشغله‌ای می‌افتاد؛ من می‌خواندم و پیش می‌رفتم! و چند باری، در این چشم‌داشت رهایی كتاب و به چنگ آوردن آن، یكی باید می‌نشست و به حال دیگری غبطه می‌خورد كه او «دا» می‌خواند و این یكی نمی‌خواند!
    در خانواده كوچك ما ـ كه در آن كتاب‌های بسیاری افتخار خوانده‌شدن پیدا كرده‌اند ـ «دا» تنها كتابی بود كه برایش چنین سر و دست می‌شكست.
    3ـ در دوران نوجوانی و ابتدای جوانی‌ام، این بخت‌یاری را داشته‌ام كه نزدیك به همه كتاب‌های خاطرات دفاع مقدس آن روزگار را بخوانم و هر چند یاد گرفته‌ام كه به جز درباره آنچه كه از عالم بالا آموزانده شده؛ دیگر حكم همگانی صادر نكنم اما بر این گزاره پای می‌فشارم كه «دا» خواندنی‌ترین كتابی است كه در حوزه ادبیات پایداری بزرگسالان خوانده‌ام.
    4ـ در بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران، برای همیشه جایگاه «دا» در روانم ماندگار شد. سوره‌مهر، دكانچه‌ای ویژه «دا» در ورودی غرفه‌اش به راه انداخته بود و مردم صف كشیده بودند و صد تومان گرانتر از تخفیف ده درصدی نمایشگاه، دا را به ده هزار تومان می‌خریدند و به خانه می‌بردند!
    5ـ كام‌روایی «دا» و شنیدن خبر انتشار صد و دهمین چاپ آن، برای بسیاری غبطه‌برانگیز است و برای برخی حسادت‌آفرین. دو فقره از این حسدورزی‌ها را، در پایگاه «خبرآنلاین» دیده‌ام و به روزگار این تنگ‌چشمی‌ها افسوس خورده‌ام. یكی آنجا كه به صدمین چاپ دا تاخته است و می‌نویسد:
    «دا» فعلا دهان مردم را خوش مزه می کند و خواندنش برای بسیاری یک پُز است. یادمان باشد که تب تند، زود عرق می کند. [2]
    و دیگری آنجا كه در خبری، خود را آزموده‌ترین كارشناس نشر كتاب كشور می‌داند و فرزانه‌وار، نوآوری‌ای در آخرین چاپ «دا» را، اینچنین نكوهش می‌كند:
    ترفندهایی چون جلد فانتزی و عطری، یا کاغذهای گلاسه و معطر و یا حتی کاغذهای گراف رنگی، برای آثاری در نظر گرفته می‌شود که ناشر از انتشار و توزیع آن، کاملا ذهنیتی تجاری دارد. این ترفندهای نشر، بیشتر برای برخی کتب اشعار ترجمه و همچنین شاعران نوستالوژیک گذشته به کار می‌رود و نه برای کتابی که محتوای ارزشمندی دارد و نیازی به این رفتارهای ناشران تازه کار و بازاری ندارد! [3]
    6ـ در نگاه این فقیر، پیروزمندی «دا» وام‌دار چند چیز است:
    یكم ـ سرگذشت كم‌پدید بانو سیده زهرا حسینی [4]؛
    دوم ـ بردباری، پشت‌كار و ریزبینی بانو سیده اعظم حسینی در شنوایی روایت راوی و مهمتر از آن، یاری راوی در یادآوری ریزه‌های خاطرات خود؛
    سوم ـ نیكویی ذوق همین بانو در ویرایش و پیرایش انباشت یادها به یاری چیرگی ایشان در مهارت‌های نویسندگی و داستان‌سرایی؛
    چهارم ـ كاردانی انتشارات سوره‌مهر؛
    پنجم ـ همراهی و همیاری نخبگان برای آشناسازی همگان با برجستگی‌های «دا».
    ‌بنابرین اینگونه می‌اندیشم كه نباید ساده‌انگارانه، كام‌یابی «دا» را تنها به یكی از این فقرات چسباند و از سوی دیگر، باید این همنشینی پنج‌گانه را خوش شگون كرد.
    7ـ «دا» هرچه بالاتر رود و بر صدرتر نشیند؛ تندیسی است برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، و الگویی مانا برای تلاش‌های پسین.

    -----------------
    پی‌نوشت‌ها:
    1ـ یادداشت هاِی« رویا تیموریان» و «تهمینه میلانی» در مورد کتاب « دا» ـ پایگاه اینترنتی سوره مهر ـ 7/8/1387 ـ بازیافتنی در:
    http://www.iricap.com/newscontent.asp?id=1108
    2ـ گفتگو با فرزاد جمشیدی: «همه چیزمان به هم می‌آید/ بدون دولت «دا» به چاپ صدم می‌رسید؟» ـ پایگاه خبرآنلاین ـ 22/1/1389 ـ بازیافتنی در:
    http://www.khabaronline.ir/news-54028.aspx
    3ـ خبر «دای عطری در نمایشگاه کتاب!» ـ پایگاه خبرآنلاین ـ 10/2/1389 ـ بازیافتنی در:
    http://www.khabaronline.ir/news-58625.aspx
    4ـ هرچند كه سوگمندانه، خاطرات همانندان ایشان، كمتر چنین بخت‌یاری‌ای داشته است.

    تمام شد!

    ۱۹ اسفند ۱۳۸۸

    ویرایش پنجم بودجه سال 89 كانون اندیشه جوان تمام شد! یك هفته است سر به اینترنت نزده‌ام. با این همه شكنجه، فكر می‌كنم وقتش است كه اعتراف كنم.
    اعتراف كنم به كودتای اقلیت علیه اكثریت
    اعتراف كنم به شیوایی و روانی نثر حسین قدیانی
    اعتراف كنم به هشت ماه دفاع مقدس سایبری
    اعتراف كنم به زنده شدن هم‌نسلانم
    اعتراف كنم به خماری‌ام از نخواندن كتاب
    اعتراف كنم به قول روی زمین مانده‌ام برای بردن همسر و فرزندم به سینما
    اعتراف كنم به جلسه‌ای كه همین الان در آن شركت نكرده‌ام
    و ...

    این نوشته را جدی نگیرید. مثل گرم كردن یك بازیكن قبل از بازی می‌ماند!

    مراسم دومین سالگرد شهید مغنیه در تهران

    ۲۷ بهمن ۱۳۸۸

    شهدای مقاومت اسلامی در لبنانبه امید خداوند، جمعی از جوانان دوستدار حاج رضوان، امسال نیز مراسم سالگرد آن شهید سعید را در تهران برگزار می‌كنند.
    مراسم دومین سالگرد شهادت عماد مغنیه (حاج رضوان)، شیر بیشه مقاومت در لبنان و فلسطین و عراق و ...، روز پنج‌شنبه 29 بهمن 88، از ساعت 15 تا اذان مغرب در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین، برگزار خواهد شد.
    نام این مراسم «روضه رضوان ـ 2» است و كمیته مردمی بزرگداشت شهید عماد مغنیه، آن را برگزار می‌كند.
    به احتمال زیاد، دكتر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی سخنران مراسم و حاج سعید حدادیان ذاكر آن خواهند بود.
    سخنران مراسم سال گذشته، دكتر حداد عادل و حاج سعید حدادیان ذاكر آن بودند.
    در كنار این مراسم، نمایشگاهی از فعالیتهای گروههای مردمی ایرانی فعال در حوزه مقاومت اسلامی نیز برپاست.

    ايرانيان ميدان دار هنر اسلامي ـ گفتگو با روزنامه كیهان

    ۴ بهمن ۱۳۸۸

    به همت سركار خانم گالیا توانگر، گفتگویی با روزنامه كیهان درباره جایگاه ادبیات در چشم انداز بیست ساله كشور داشتم كه قسمتهایی از آن در گزارش روز كیهان با عنوان «ايرانيان ميدان‌دار هنر اسلامي» در تاریخ 4/11/1388 مورد استفاده قرار گرفته است:

    ادا و اصول روشنفكرانه را به آثار سنجاق نكنيم
    محمد سرشار قائم مقام مديرعامل كانون انديشه جوان ضمن تاكيد براين كه نبايد جايگاه اقتصادي، علمي و فناوري ايران را در منطقه با جايگاه فرهنگي و هنري اش اشتباه بگيريم، مي گويد: «در سند چشم انداز طراحي شده كه طي بيست سال آينده ايران جايگاه اول را از لحاظ علمي، فناوري و... پيدا كند اما از لحاظ فرهنگي و هنري هم بايد الهام بخش جهان اسلام باشيم.»
    وي به دو دسته بودن فضاي ادبي و هنري كشور اشاره كرده و مي گويد: «يك بخش از نويسندگان و هنرمندان ادعاي پاسخگويي به نياز مخاطبين خاص را دارند، اين ها با طيف محدود خود نشست و برخاست دارند، براي هم مي نويسند و كتاب و آثار يكديگر را تبليغ مي كنند. در برابر اين طيف محدود به عده ديگري از هنرمندان و نويسندگان برچسب عامه پسند نويسي مي زنند. من به شخصه عامه پسند نويسي را با نازل نويسي جمع نمي بندم. چه كسي گفته كتاب يا هنر عامه پسند بد است؟! ما بايد هنر و ادبيات را ابزاري براي انتقال پيام ببينيم، نه اين كه هنر و ادبيات براي اقشار محدودي باشد. جالب است كه بدانيد اين قشر تافته جدا بافته- هنرمندان و نويسندگان به اصطلاح «خاص» خودشان براي خودشان جشنواره برگزار مي كنند و به خودشان هم جايزه مي دهند! طبيعتا آثارشان هم از دغدغه هاي مردم كه سرزبان هاست، تهي اند. معمولا موج هاي ادبي و هنري كه بين اين خاصه نويسان ايجاد مي شود، محدود به خودشان مي ماند. بسياري از شكوه ها و ناله هاي خاصه نويسان از كمبود تيراژ كتاب ها و عدم اقبال جامعه از همين جا نشأت مي گيرد.»
    وي ادامه مي دهد: «جامعه ما آرمان گراست، ولي نويسندگان و هنرمندان بسيار فردگرا و درگير دغدغه هاي شخصي خودشان هستند. آن قشر از نويسندگان و هنرمنداني كه حكيم اند و با زاويه ديد باز به مسائل نگاه مي كنند، لازم است بتوانند جهت دهي كلي و روشني را با ابزارجذاب، زيبا و خواندني رمان و يا آثار هنري به مردم عرضه كنند. ما درجهاني شدن هنر و ادبياتمان نبايد چشم مان به جوايز خارجي و جريان هاي نخبه گراي ادبي و هنري بيگانه باشد.

    ايران پرچم دار هنر اسلامي در جهان اسلام
    محمد سرشار به هم پيماني هنري و ادبي با كشورهاي زخم خورده از استكبار و ضعيف نگه داشته شده تاكيد دارد و مي گويد:«ارتباط گرفتن يا نگرفتن كشورهاي ابرقدرت و پيشرفته براي ما موضوعيتي ندارد، ولي استقبال كشورهاي كوچك فقير و عقب مانده نگه داشته شده براي ما غنيمت است هرچند ممكن است از نظر طبقات روشنفكري- خاصه پسند- مايه تحقير و تمسخر باشد.»
    وي ادامه مي دهد: «به نظر مي رسد واكنشي كه مردم لبنان به فيلم به نام پدر نشان دادند، راهنماي خوبي براي نويسندگان و هنرمندان ايراني باشد كه اداي روشنفكري در مي آورند و تلاش براي ساخت كارهاي منطبق با فكر طبقات روشنفكري دارند. اين قبيل آثار و ادا و اصول ها نمي تواند به جذب بدنه جوامع ايراني و غيرايراني بيانجامد. ما اگر در چشم انداز 20 ساله بخواهيم به جايگاه الهام بخش برسيم، بايد به دغدغه هاي جهان اسلام نگاه كنيم.
    الان مهم ترين دغدغه جهان اسلام موج بيداري اسلامي ست. ما به عنوان كشوري كه سردمدار بيداري اسلامي در جهان اسلام هستيم بايد از اين پيشي گرفتن خودمان حسن استفاده را ببريم و با ابزار هنر و ادبيات بقيه ملت هاي جهان اسلام را به سمت اين بيداري دعوت كنيم. اين دعوت ممكن است ازطريق نفي وضعيت موجود كشورهاي ضعيف نگه داشته شده و ترسيم جامعه آرماني اسلامي كشورمان باشد تا همگي به سمتش حركت كنيم.»
    وي در تكميل صحبت هايش مي گويد: «در توليد آثار فاخر براي جهان اسلام ما نبايد از بيان آرمان ها و اصول فكري خودمان كناره بگيريم، بلكه همين وضعيت موجود ما خودش الهام بخش براي جهان اسلام است. اگر دچار خودسانسوري نشويم، اگر فضاي جبهه هاي دفاع مقدس را به شكلي كه بود نه مانند بقيه جنگ هاي غيرعقيدتي دنيا- ترسيم كنيم و چهره واقعي رزمنده اسلام را به عنوان يك مجاهد در قالب كتاب، فيلم و هنرهاي تجسمي به دنيا ارائه دهيم، بدون هيچ تلاش اضافه اي با اقبال عجيب مخاطب غيرايراني مواجه مي شويم.
    به همين خاطر موج هايي كه در حوزه هاي مختلف ادبي و هنري ما وجود دارد كه سعي دارند نسخه غربي از جامعه اسلامي ايران ارائه بدهند، عموما ناموفق هستند.

    بازتاب « دروغها و راستهای بیانیه موسوی» در بی‌بی‌سی فارسی

    ۱۶ دی ۱۳۸۸

    بی بی سی فارسیروز دوشنبه، دوست و برادر عزیزم ياسر مرادي، خبرم کرد که تلویزیون بی بی سی فارسی (BBC Persian) به بررسی بیانیه هفدهم میرحسین موسوی پرداخته و به نوشته «دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره ۱۷ ميرحسين موسوي» اشاره و بخش‌هایی از آن را بازخوانی کرده است.
    با پرس و جو از دوستان، متوجه شدم که روز یکشنبه 13/10/88، حدود ساعت 19 شب، این برنامه بی بی سی فارسی منتشر شده است.
    شنیدن این خبر، متاسفم کرد. به حال خودمان تاسف خوردم که رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران جرات بازنشر چنین نوشته‌هایی را ندارند اما رسانه روباه پیر، هوشمندانه به بازخوانی گزینشی نوشته‌های امثال این فقیر می‌پردازد تا وجهه دروغینی از فراجناحی و بی‌طرف بودن برای خود ایجاد کند.
    از جریان روز رسانه‌ای جهان، بسیار عقب افتاده‌ایم...

    از «دا» تا «بابا نظر»

    ۱۰ دی ۱۳۸۸

    کتاب بابا نظراين روزها، کتاب «بابا نظر» را دست گرفته‌ام و مي‌خوانم. بابا نظر، خاطرات شهيد محمدحسن نظرنژاد از دلاوران لشگر نصر خراسان است که اينک، در محضر حضرت حق، روزي‌خور است.
    اين کتاب، به تلاش انتشارات موفق سوره مهر، بعد از چندين و چند مرحله پالايش و ويرايش (مصاحبه حسين بيضايي، تدوين مصطفي رحيمي و ويرايش احمد دهقان)، به چاپ رسيده است و با توجه به شخصيت پهلوان‌منش بابا نظر و سر نترس او، کتابي خواندني و جذاب است.
    اما از سوي ديگر، سوره مهر، اين کتاب را با طرح جلدي هم‌خانواده «دا» و درست بعد از آن، رو کرده است تا شايد موفقيت دا را تکرار کند.
    اميدوارم بابا نظر بتواند موفقيت چشمگير و کم‌نظيري در بازار کتاب به‌دست آورد اما احساس مي‌کنم به دليل برجستگي‌هاي غيرعادي و استثنايي دا، مقايسه بابا نظر با آن، کم‌لطفي در حق بابا نظر باشد.
    دا يک ابر اثر است و حتي به نظر فقير، شبيه‌سازي آن نيز نادرست است. يعني اگر تصميم‌گيري برعهده بنده بود؛ حتي طرح جلد بابا نظر را نيز هم‌سان دا نمي‌خواستم و يگانگي دا را ـ حتي در طرح جلد نيز ـ حفظ مي‌کردم.
    بهانه نگارش اين نوشته، اين ترس است که مبادا، خواننده ذوق‌زده و دا چشيده، با خواندن بابا نظر که از جنس و طعم و رنگ ديگري است؛ سرخورده شود و اينگونه بينديشد که از اقبالش با دا، استفاده درستي نشده است.
    اميدوارم که اين چنين نشود.

    عنوان 20 نوشته آخر اين پايگاه

    • «راز» شبکه چهار با اجراي نادر طالب‌زاده | 31 مرداد 1389
    • روزهاي کار و کم‌خوابي و گرسنگي! | 24 مرداد 1389
    • برگ‌های برنده «دا» ـ گفتگو با سایت تبیان | 28 اردیبهشت 1389
    • مطهری كه بود؟ كانون اندیشه جوان چه باید باشد؟ | 26 اردیبهشت 1389
    • جادوگر سفید ـ زندگی‌نامه پائولو كوئیلو | 22 اردیبهشت 1389
    • پنبه و آتش ـ درباره رابطه دختر و پسر | 22 اردیبهشت 1389
    • در ستایش دا | 18 اردیبهشت 1389
    • تمام شد! | 19 اسفند 1388
    • مراسم دومین سالگرد شهید مغنیه در تهران | 27 بهمن 1388
    • ايرانيان ميدان دار هنر اسلامي ـ گفتگو با روزنامه كیهان | 4 بهمن 1388
    • بازتاب « دروغها و راستهای بیانیه موسوی» در بی‌بی‌سی فارسی | 16 دی 1388
    • كیفر میرحسین موسوی: از 12 سال زندان تا اعدام | 12 دی 1388
    • دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره 17 ميرحسين موسوي | 11 دی 1388
    • از «دا» تا «بابا نظر» | 10 دی 1388
    • موج اعتراض وبلاگ نویسان به هتک حرمت عزاداران سیدالشهدا توسط سبزی ها ـ خبرگزاري برنا | 8 دی 1388
    • کروبي کم‌سوادتر از موسوي ـ پت و مت را به جاي زندان به نهضت سوادآموزي بفرستيد | 7 دی 1388
    • آشوبگران «نفله» مي‌شوند نه «کشته» | 6 دی 1388
    • نخست وزير کم‌سواد! | 4 دی 1388
    • سردرآوردن از تلويزيون اينترنتي به جاي ماهواره! | 2 دی 1388
    • واکنش‌هاي برخي جوانان به درگذشت آيت‌الله منتظري | 29 آذر 1388
    به روز شده در
    10 شهریور 1389 9:48 بֽظֽ

    و اما اين فقير ...

    محمد سرشار هستم؛ متولد 1360 و دانش‌آموخته کارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسي دانشگاه امام صادق (ع).

    آخرین ارشادات و تنبيهات

  • محمدرضا منتظرالقائم:
    بسم الله سلام با وجود "نود" ها و حذف "دیروز، امروز، فردا" ها؛ به شدت ارزش دیدن دارد [ادامه]
  • امیر اخوان:
    سلام همقطار اول از همه مثل اینکه " ایمانت " رو با "احسان" تکمیل کردی! پس قدم نورسیده مبارک! دوم من دسترسی خوبی به فیلمهای خاص و عموما سینمای غیر هالیوودی دارم. اطلاعاتم بدک نیست. اگر قابل دونستین کم [ادامه]
  • من:
    آقا وحید شما به‌خاطر حمایت افراطی و چشم‌بسته از دولت، از رادیو جوان اخراج شد. ایشون زیادی دیگه عاشق ولایت و آقا هستند... [ادامه]
  • محمدرضا وحیدزاده:
    انصافا برنامه خوبی است. مخصوصا برنامه حاج سعید که واقعا تأثیر گذار بود. مسئله بوسنی همیشه برایم مهم بوده است حال اگر از زبان حاج سعید روایت شود... [ادامه]
  • ناشناس:
    دیگه کار فرهنگی سازمان تمام شده جون افراد وابسته به گروهها واحزاب سیاسی در ان مشغول رقابت هستند-این وسط ایده و کار فرهنگی کارمندان دلسوز دود میشه میره هوا و به الودگی هوا و روح روان خودشان ضرر میرساند [ادامه]

  • همراهان

    •پاسخگویی سران سه قوه
    •پاسداران
    ابوذر منتظر القائم

    •پیاده‌روی خاطرات
    محمد

    •جاده زندگی
    •چشم انداز
    فاطمه کهربایی

    •عدالتخانه
    •عدل
    محمد مصلحی

    •وطن نام تو نام نامداران
    مجید

    •تک‌نوشته‌های یک روزنامه‌نگار
    محمدمهدی اسلامی

    •خاکریزیسم
    مصطفی میرمحمدی

    •ارمينه
    •ايليا
    علي

    •قاصدک آواره
    محمد

    •تکست
    سيد عماد حسيني

    •بي‌خوابي‌هاي يک برنامه نويس
    محمدعلي طائبي

    •پازل
    مهدي سالم

    •دين و دنياي اقتصادي
    محمد مهدوي اشرف

    •سکوت سبز
    مريم

    •کتابچي
    •توت کال
    •شب همچنان سياه است
    جمعي از فارغ‌التحصيلان دبيرستان فرهنگ

    •پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي
    •خواستگاه
    سيد صدرالدين حسيني

    •هواخوري
    فاطمه سلطاني، فهيمه فداكار و فاطمه اردبيلي

    •رواق
    مهدي يک‌پسر

    •نوشته ها
    ناصر شیرزاده

    •دولت عشق
    ابراهیم ادبی

    •منبر نت
    احمد نجمي

    •جنگي که بود؛ جنگي که هست
    محمدمسيح مهدوي

    •عقل ِ ما‌عقال؛ دل
    محمد مهدوي اشرف

    •صداي دوست
    گروهی از فارغ التحصیلان دبیرستان شهید هاشمی نژاد، سمپاد، مشهد

    •دردنوشته‌هاي دانشجوي مسلمان