داستان کوتاه

  • داستان کوتاه «در حوالي گناه»
    ۱۲ آذر ۱۳۸۶

    سلام نماز صبحش را كه داد، گوشي تلفن همراهش را برداشت. نوشت: «سلام. مي‌خوام بيام تو فريزر! » و ارسالش كرد. چند ثانيه بعد، گوشي تك زنگي زد. پيام كوتاه ارسال شده بود. همسرش گفت: «اين وقت صبح براي كي...
  • داستان کوتاه «زنها همه مثل همند»
    ۱۰ مرداد ۱۳۸۶

    وقتي كه يلدا گفت شام نداريم، هنوز به عمق فاجعه‌اي كه داشت اتفاق مي‌افتاد، پي نبرده بودم. تازه دو ساعت بود كه تلفن دوستي قديمي، مثل قلاب جرثقيل سرنوشت، مرا از خيل بي‌كاران بيرون آورده بود. شغل جديد من، سردبيري...
  • داستان کوتاه «مردي كه خوابهايش را در جيبش گذاشته بود»
    ۱۵ آذر ۱۳۸۵

     ـ بيا پايين!كلمه‌ها مثل سنگ سخت بودند و به شيشه‌ها مي‌خوردند. «راننده» صدا را مي‌شنيد اما اگر مي‌خواست هم نمي‌توانست پايين بيايد. بعدِ اين همه سال، چاق شده بود و ورم كرده بود و گوشتها و چربيهاي تنش لايه لايه...
  • داستان کوتاه «حلزونهای خانه به دوش»
    ۶ آذر ۱۳۸۵

    نور خورشيد مي‌خورد به شيشه‌هاي قدّي درِ تالار و چشمم را مي‌زند. كج و كوله مي‌شوم تا مي‌توانم نوشته‌هاي زير عكس شهيد آويني را بخوانم: «تمناي شفاعت ـ چهلمين سالگرد پرواز شهيد سيد مرتضي آويني».زيرش با خط ريزتر نوشته‌اند: «از...
  • داستان کوتاه «همين شنبه اتفاق مي‌افتد»
    ۱۴ مهر ۱۳۸۵

    روز اول پنج‌شنبه صبح - اينجا قاضي ما هستيم، بازجو ما هستيم. همه چي تو همين اتاقه. خودمون شروع كرديم، خودمونم تمومش مي‌كنيم. خيلي دوستانه بهت مي‌گم. اگه همكاري كردي، رنگ خورشيد رو هم مي‌بيني. متوجه مي‌شي؟ - چيو قربان؟...
  • [فهرست کامل]

    بررسی تطبیقی حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا منتشر می‌شود ـ خبرگزاري فارس

    ۳۰ دی ۱۳۹۰

    دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به زودی کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» را منتشر می‌کند.

    محمد سرشار، پژوهشگر در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: این کتاب به بررسی تطبیقی وضعیت حقوقی مطبوعات در دو کشور ایران و آمریکا پرداخته است و تلاش می‌کند با بررسی همه‌جانبه این رسانه، وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران را پیشنهاد کند.

    سرشار افزود: در این مطالعه تطبیقی، آزادی‌های نشریات، امتیازات آنها، محدویت‌های مطبوعات، جرایم مطبوعاتی، کیفرهای مطبوعات و نظام دادرسی به جرایم نشریات، مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند.
    وی اضافه کرد: در این کتاب برای نخستین بار، پانزده محدودیت قانونی آزادی بیان در حقوق آمریکا به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده است. در واقع می‌توان گفت که مطالعه حقوق ایالات متحده آمریکا در حوزه نشریات، در کشور ما کم‌سابقه بوده است.

    سرشار اظهار داشت: کشور آمریکا در حوزه رسانه‌های مدرن، پیشتاز دنیای غرب است و مطالعه این کشور به ما کمک می‌کند تا با استفاده از این تجربیات و البته براساس الگوی اسلامی ـ ایرانی، راه‌های میانبری را برای پیشرفت رسانه‌ها در جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا کنیم. این وظیفه پژوهشگران ایرانی است که با نگاه انتقادی غرب‌شناسانه، نقاط قوت و ضعف آنان را شناسایی کنند و به تسریع در حرکت تمدنی نظام جمهوری اسلامی، کمک نمایند.

    او گفت: در کتاب حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا، پیشینه تاریخی نشریات در این دو کشور مورد بررسی قرار گرفته و برمبنای فقه اسلامی، قانون اساسی و اندیشه‌های رهبران جمهوری اسلامی ایران، تلاش شده وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران ترسیم گردد.
    کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» در 314 صفحه و شمارگان 2000 جلد، توسط انتشارات دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در بهمن ماه منتشر خواهد شد.

    اصل خبر در خبرگزاري فارس

    سیر مطالعاتی: آنچه که بايد باشد ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(۹)

    ۲۸ دی ۱۳۹۰

    ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
    مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
    اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
    در بخش يکم تا سوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد. سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
    در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و در بخش پنجم و ششم، موضوع مباني نظري سنجش سرانه مطالعه مورد بررسي قرار گرفت و براساس سنجشهای جهانی و داخلی نشان داده شد که سرانه مطالعه در کشور ما، در حد متوسط کشورهاي توسعه‌يافته است.
    در بخش هفتم و هشتم، مساله همه‌گيري تبليغات کتاب و برخی روشهای مهم ترویج کتاب‌خواني بررسي شد.
    در اين بخش، موضوع سيرهاي مطالعاتي بيان مي‌شود.
    ×××
    مقام معظم رهبري در ديدار خود با کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور فرمودند: «يكى از چيزهائى كه ما امروز خيلى احتياج داريم، برنامه‌هاى مطالعاتى براى قشرهاى مختلف است. بارها اتفاق مى‌افتد كه جوانها را، نوجوانها را به كتابخوانى تشويق ميكنيم؛ مراجعه ميكنند، ميگويند آقا چه بخوانيم؟ اين سؤال يك جواب ندارد؛ احتمالاً جوابهاى متعددى دارد. مجموعه‌ى متصديان امر كتاب - چه در وزارت ارشاد، چه در مجموعه‌ى كتابخانه‌ها - روى اين مسئله بايد كار جدى بكنند؛ در بخشهاى مختلف، براى قشرهاى مختلف، به شكلهاى مختلف، با تنوع متناسب، سير مطالعاتى درست كنند؛ اول اين كتاب، بعد اين كتاب، بعد اين كتاب. وقتى كه جوان، نوجوان، يا كسى كه تاكنون با كتاب انس زيادى نداشته است، وارد شد، حركت كرد، راه افتاد، غالباً مسير خودش را پيدا خواهد كرد. »
    «سير مطالعاتي» يک عنوان خاص براي برنامه مطالعاتي‌اي است که در يک موضوع واحد، داراي آغاز، انجام و ترتيب است. همانگونه که از عنوان اين مفهوم مشخص است، سير مطالعاتي، مسير خواندن را مشخص مي‌کند.
    سير مطالعاتي ممکن است براساس کتاب يا مقاله ارايه شود اما به طور معمول، سير مطالعاتي براساس کتاب طراحي مي‌گردد.
    سير مطالعاتي به مخاطب آن کمک مي‌کند با صرف کمترين هزينه زماني و مالي، بيشترين حجم دانش را بياموزد. به بيان ديگر، تجربه و هزينه‌کرد يک سازمان يا يک گروه، به کمک او مي‌آيد تا بهترين مسير مطالعه را انتخاب کند.

    × ويژگيهاي يک سير مطالعاتي خوب
    يک سير مطالعاتي خوب، داراي ويژگيهايي است که توجه به آنها، مي‌تواند اثرگذاري سير را بيشتر کند:
    1ـ تعيين مخاطب
    قبل از هر چيز، بايد مخاطب سير مطالعاتي مشخص باشد. مخاطب ممکن است براساس گروه سني (خردسال، کودک؛ نوجوان، جوان و ...)، دوره تحصيلي (دبستان، راهنمايي، دبيرستان، کارداني، کارشناسي و ...)، جنسيت (مرد يا زن)، نژاد يا قوميت (فارس، ترک، لر، عرب، ترکمن، بلوچ، کرد و ...)، دين يا مذهب (مسلمان، مسيحي، يهودي، زرتشتي، صائبي و ...)، صنف شغلي (خانه‌دار، کارگر، معلم، بقال، معمار و ...) و ... رده‌بندي گردد.
    بنابرين بدون تعيين مخاطب، توليد سير مطالعاتي امري اثرگذار و کارآ نخواهد بود.
    2ـ چارچوب موضوعي دقيق و نيازسنجي‌شده
    هر مخاطب، نيازها و خواستهايي دارد. معمولاً افراد، گرايشها و خواستهاي خود را بر نيازها ترجيح مي‌دهند. بدون پرداختن به دليل اين ترجيح، بايد گفت پرداختن به خواستها و گرايشهاي مخاطب، خطر بزرگ دور شدن از تامين نيازهاي او را در پي دارد. چراکه معمولاً گرايشها معلول و نيازها علت واقعي هستند. بنابرين ارايه سير مطالعاتي بايد مبتني بر نيازسنجي مخاطب باشد.
    اين نيازسنجي مي‌تواند به طراحي يک هندسه فکري مطلوب براي مخاطب بينجامد.
    از سوي ديگر، تعيين چارچوب موضوعي دقيق براي سير مطالعاتي سبب مي‌شود که محدوده مشخصي از نياز مخاطب، پوشش داده شود. بدين ترتيب، امکان ارايه چندين سير مطالعاتي براي تکميل نيازهاي مخاطب، مهيا مي‌گردد.
    3ـ هيات علمي ممحض
    تهيه سير مطالعاتي، نيازمند اشراف بر آن حوزه موضوعي است. بنابرين بدون وجود استاد يا هيات علمي ممحض، نمي‌توان يک سير مطالعاتي خوب را توليد کرد.
    يکي از شاخصهاي اعتبار سير مطالعاتي، اعتبار علمي ارايه‌کنندگان آن است.
    4ـ شناسايي روشمند
    حجم کتابهاي منتشرشده در يک موضوع، بسيار زياد است. مهمترين سؤال در برابر يک سير مطالعاتي اين است که آيا همه کتابهاي موجود در موضوع سير مطالعاتي، توسط هيات علمي مورد بررسي قرار گرفته‌اند يا نه؟
    بنابرين مهم است که ارايه‌کنندگان يک سير مطالعاتي، روش شناسايي کتابها، ميزان گستره مورد بررسي و عناوين ديده‌شده را به عنوان مقدمه توجيهي سير مطالعاتي اعلام نمايند.
    5ـ وجود ترتيب حداکثري و همپوشاني حداقلي
    همانگونه که در تعريف سير مطالعاتي بيان شد؛ سير مطالعاتي داراي آغاز، انجام و ترتيب است. بنابرين کتابهاي معرفي‌شده در يک سير، بايد بتواند سرفصلهاي هر موضوع را به ترتيب منطقي، پوشش دهد و از سوي ديگر، ميزان همپوشاني سرفصلهاي کتابهاي معرفي‌شده، در حداقل ممکن باشد.

    × تفاوت سير مطالعاتي و فهرست کتابهاي خوب
    ويژگيهاي بيان‌شده براي يک سير مطالعاتي خوب، نمايشگر وجه تمايز آن با فهرست کتابهاي خوب نيز هست. در واقع فهرست کتابهاي خوب، مقدمه و ابتدايي براي ارايه يک سير مطالعاتي است.
    در روزگار ما، فهرستهاي کتابهاي خوب زيادي توليد شده و توليد مي‌شود. به عنوان نمونه، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان و وزارت آموزش و پرورش، هر سال فهرستهايي از کتابهاي خوب را براي دانش‌آموزان و کودکان و نوجوانان ارايه مي‌کنند.
    گروه ادبيات انديشه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي نيز دو فهرست مهم را از رمانهاي خوب ارايه کرده است. فهرست اول شامل 117 رمان خواندني براي جوانان مي‌باشد و در فهرست دوم، 283 رمان خوب براي نوجوانان فهرست شده است.
    محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) نيز در کتابهاي «الفباي قصه‌نويسي» خود، فهرستي از کتابهاي مناسب را براي نوجوانان ارايه کرده است.
    فرهنگسراي دانشجو (شفق) نيز در سالهاي 1385 تا 1388، فهرستهاي متعددي از کتابهاي مناسب را به شکل موضوعي و در قالب نشريات ديواري و بروشوري، براي دانشجويان منتشر مي‌کرد که علاوه بر نقاط هدف خود و مراکز سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، در کتاب‌فروشي‌هاي خيابان انقلاب اسلامي شهر تهران نيز توزيع مي‌شد.
    برخي نويسندگان، محققان و استادان نيز در حوزه‌هاي تمحض خود، فهرستي از کتابهاي مناسب را ارايه کرده‌اند که به دليل تعدد، نام‌بردن از آنها، از حوصله اين مقاله خارج است.
    هم‌اکنون نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور نيز در پايگاه اينترنتي «بوکي» (Booki.ir) به معرفي کتابهاي خوب در تعداد بسيار زياد و با سود جستن از امکانات شبکه‌هاي اجتماعي، پرداخته است.
    اما در حوزه سير مطالعاتي، کارهاي اندکي صورت گرفته است. مهمترين کار صورت‌گرفته در اين حوزه، مجموعه چهار جلدي «سير مطالعات اسلامي» (سما) است که کانون انديشه جوان آن را ارايه کرده است. اين مجموعه براي چهار سطح نوجوانان، جوانان، دانشجويان و نخبگان جوان طراحي شده و به موضوعات مختلف مورد نياز مخاطبان هر کتاب مي‌پردازد.
    دانشگاه امام صادق(ع) نيز براساس تجربه کشوري آموزش انديشه علامه شهيد مرتضي مطهري(ره)، سير مطالعاتي آثار اين شهيد بزرگوار را ارايه کرده است که مبناي تدريس دوره‌هاي آموزشي ـ مطالعاتي کتابهاي ايشان مي‌باشد.

    × قالبهاي ارايه سيرهاي مطالعاتي
    سير مطالعاتي را به چه شيوه‌اي بايد به دست مخاطب رساند؟ اين سؤالي اساسي براي توليدکنندگان سيرهاي مطالعاتي است.
    تجربه نشان مي‌دهد بدنه مخاطب براي تهيه سير مطالعاتي کتاب، به خريد کتاب علاقه و رغبتي نشان نمي‌دهد. به بيان ديگر، ارايه سير مطالعاتي کتاب در قالب يک کتاب، موجب جذب مخاطب نخواهد شد. قالب کتاب، بيشتر براي مديران فرهنگي، کتابداران و گروههاي بسيار محدودي از مخاطب، کاربرد دارد.
    قالب بروشور، يکي از قالبهاي موفق براي ارايه سيرهاي مطالعاتي بوده است. همچنين ارايه سيرها در قالب نشريه ديواري، توانسته بدنه مخاطب را به کتاب جذب کند.
    يک قالب مهم ديگر، استفاده از «کتاب موبايل» يا سامانه‌هاي پيامک است که بتواند از طريق تلفن همراه، سير مطالعاتي را در اختيار مخاطب قرار دهد.
    قالب ديگر، استفاده از پايگاههاي اينترنتي است که هم‌اکنون کانون انديشه جوان در پايگاه «سير نما» (SeirNama.ir) در حال آزمودن اين قالب است.
    ×××
    به هر حال، سيرهاي مطالعاتي، راههاي ميانبري براي دانش‌افزايي گروههاي مختلف مردم هستند که متاسفانه، هنوز در ابعاد شايسته و بايسته، نهضت توليد آن به راه نيفتاده است.

    متن اين نوشته در پايگاه تحليلي تبييني برهان

    روشهاي ترويج کتاب‌خواني ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(۸)

    ۲۱ دی ۱۳۹۰

    ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
    مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
    اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
    در بخش يکم تا سوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد. سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
    در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و در بخش پنجم و ششم، موضوع مباني نظري سنجش سرانه مطالعه مورد بررسي قرار گرفت و براساس سنجشهای جهانی و داخلی نشان داده شد که سرانه مطالعه در کشور ما، در حد متوسط کشورهاي توسعه‌يافته است.
    در بخش هفتم، مساله همه‌گيري تبليغات کتاب و دلايل ضعف در اين حوزه بررسي شد.
    در اين بخش، برخي از روشهاي مهم ترويج کتاب‌خواني بيان مي‌شود.
    ×××
    مقام معظم رهبري در ديدار خود با کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور فرمودند: «اهتمام به كتاب در واقع قوامش به اهتمام به كتابخوانى است. در جامعه بايد سنت كتابخوانى رواج پيدا كند. فايده‌ى سوادآموزى اين است. اثر حركت و نهضتى كه در كشورها براى ريشه‌كن كردن بيسوادى انجام ميگيرد، عبارت است از همين، كه بتوانند از اين مجموعه‌ى عرضه‌كننده‌ى فكر و ذوق و استعدادِ ديگران استفاده كنند؛ اين بدون كتابخوانى امكان‌پذير نيست. به گمان من يكى از بدترين و پرخسارت‌ترين تنبلى‌ها، تنبلى در خواندن كتاب است. هرچه هم انسان به اين تنبلى ميدان بدهد، بيشتر ميشود. كتابخوانى بايد در جامعه ترويج شود؛ و اين كار بر عهده‌ى همه‌ى دستگاه‌هائى است كه در اين زمينه مسئولند؛ از مدارس ابتدائى بگيريد ـ كه برنامه‌هائى بايد باشد كه كودكان ما را از اوان كودكى به خواندن كتاب عادت بدهد؛ خواندن با تدبر، خواندن با تحقيق و تأمل ـ تا دستگاه‌هاى ارتباط‌جمعى، تا صدا و سيما، تا وسائل تبليغاتى گوناگون.»
    در اين بخش، برخي از روشهاي ايجاد عادت به کتاب‌خواني و ترويج آن از اوان کودکي، در مدارس، در اجتماع، در زمانهاي مرده و در رسانه‌ها بررسي مي‌شود.

    × عادت به کتاب‌خواني از اوان کودکي
    هدف از ترويج کتاب‌خواني، عادت دادن افراد به کتاب‌خواني است و معمولاً عادتهايي در انسان پايدارترند که از ابتداي کودکي و در دوران خردسالي ايجاد شوند. طبيعي است که به دليل ناتواني کودکان در مطالعه، ايجاد اين عادت بستگي مستقيمي به همت مادر، پدر و مربيان کودکان دارد.
    شکلهاي ابتدايي ايجاد عادت به کتاب‌خواني از شعر خواني آغاز مي‌شود و در مرحله بعدي به قصه‌گويي مي‌انجامد. در مرحله سوم، قصه‌گويي بر مبناي کتاب است که کودک را با کتاب آشنا مي‌کند. در اين مرحله، قصه‌گو مي‌تواند با مداخله‌دادن کودک در انتخاب کتاب يا بازگويي قصه بر اساس تصاوير کتاب، عادت به کتاب‌خواني را در کودک نهادينه کند.
    همچنين تهيه کتابهايي در قالبهاي خاص ـ نظير کتابهاي صدادار (داراي موسيقي يا آوا يا بوق و يا ...)، کتابهاي برجسته (داراي عروسک يا نقوش برجسته يا ...)، کتابهاي در قطع بزرگ، کتابهاي ضد آب (مشهور به کتابهاي حمام) و ... ـ به کودک کمک مي‌کند تا در موقعيتهاي مختلف و يا به دليل جذابيتهاي گوناگون، با کتاب انس بيشتري پيدا کند.

    × کتاب‌خواني در مدارس
    دوره آموزشهاي ابتدايي و متوسطه، به دليل اجبار قانوني آن، دوره‌اي است که گذراندن آن براي همه کودکان و نوجوانان الزامي است. حجم سنگين محتواي آموزشي و دغدغه گذر از تنگناي ورود به دوره آموزش عالي، سبب شده است که بيشتر وقت کودکان و نوجوانان دانش‌آموز به درس‌خواندن و انجام تکاليف درسي بگذرد. هرچند که اين محتواي آموزشي در قالب کتاب به دانش‌آموزان آموزانده مي‌شود اما حجم زياد آن مانعي جدي دربرابر مطالعه غيردرسي دانش‌آموزان است. اين در حالي است که مطالعه داوطلبانه، بستر اصلي عادت به کتاب‌خواني است و کمتر مشاهده شده فردي به دليل عادت به خواندن کتابهاي درسي، کتابهاي غيردرسي را هم بخواند. در واقع احساس مي‌شود اجبار به مطالعه درسي، موجب ايجاد عادت به کتاب‌خواني نمي‌شود.
    بنابرين لازم است در مدارس، برنامه هوشمندانه‌‌اي براي ترغيب دانش‌آموزان به مطالعه غيردرسي طراحي و اجرا شود. ابتدايي‌ترين و بديهي‌ترين گام در اين زمينه، ايجاد دسترسي آسان دانش‌آموزان به کتاب است. سخت‌افزار لازم براي دسترسي آسان به کتاب، کتاب‌خانه است. پس در نخستين گام، بايد کليه مدارس کشور به کتاب‌خانه مجهز شوند.
    گام دوم، تامين روزآمد کتابهاي خوب است. در واقع بايد برنامه‌هايي براي تغذيه مستمر مخزن کتاب‌خانه مدارس انديشيده شود.
    نمايشگاه «ياد يار مهربان» يکي از برنامه‌هايي است که براي به‌روزرساني مخزن کتاب‌خانه مدارس طراحي شده اما تغيير سياستهاي وزارت آموزش و پرورش و اعطاي مجوز به ناشران کتابهاي کمک درسي باعث شده است که در سالهاي اخير، بيشترين حجم خريد مدارس به کتابهاي آمادگي آزمون سراسري و کمک درسي اختصاص يابد و اين برنامه موفق، از اهداف اصلي آن دور شود.
    گام سوم، معرفي کتابهاي خوب به دانش‌آموزان است. اين معرفي ممکن است مناسبتي يا دوره‌اي يا گاه بي‌هيچ بهانه‌اي باشد. هم‌اکنون وزارت آموزش و پرورش، فهرست برخي کتابهاي خوب را در اختيار دانش‌آموزان مي‌گذارد اما به دليل عدم اهتمام مدارس به تبليغات موثر براساس اين فهرستها، آنها کارآيي قابل قبولي ندارند. توقع اين است که با توجه به جامعه 13 ميليوني دانش‌آموزان، قرار گرفتن يک عنوان کتاب در اين فهرستها، بر فرض اقبال يک درصد دانش‌آموزان هر مقطع به آن، ميزان فروش هر اثر دستکم ده هزار جلد افزايش يابد ولي تجربه نشان داده که اين فهرستها، چنين تاثيري ندارند.
    در اين گام ممکن است با اختصاص يک يا چند ساعت کلاس به کتاب‌خواني، بخشهايي از کتابهاي غيردرسي را براي دانش‌آموزان بخوانند و کتابهاي خوب را به شکل چهره به چهره، به آنان معرفي کنند. خلاصه‌نويسي کتابها يکي از ابزارهاي دبيران در اين کلاس، براي تقويت حس نويسندگي دانش‌آموزان است.
    گام چهارم، برگزاري مسابقات کتاب‌خواني در مدارس است. ميل دانش‌آموزان به رقابت و توقع کم آنان در مبلغ جايزه دريافتي فرصتي طلايي را براي برگزاري اين مسابقات با تعداد شرکت‌کننده زياد ايجاد کرده است. طبيعي است که طراحي دقيق و علمي سؤالات مسابقه مي‌تواند اطمينان از مطالعه کتاب را به وجود آورد.
    گام پنجم، برگزاري نمايشگاههاي کتاب و ديگر مراسمهاي مرتبط با کتاب است. هم‌اکنون انتشارات «منادي تربيت» به عنوان ارگان معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش، پنجاه هزار نمايشگاه کتاب را در مدارس برگزار مي‌کند. در اين نمايشگاه 12 هزار عنوان کتاب از 450 ناشر به دانش‌آموزان عرضه مي‌شود. به جز اين، برخي ناشران با راه‌اندازي ويترين تازه‌هاي کتاب در مدارس خاص، توانسته‌اند از دوران دانش‌آموزاني، مخاطبان پايبندي را براي کتابهاي خود شناسايي و همراه کنند. همچنين دعوت از نويسندگان و مؤلفان کتابها، خاطره‌اي عميق را از کتاب در ذهن دانش‌آموزان ايجاد مي‌کند. انجمنهاي اسلامي دانش‌آموزان نيز با راه‌اندازي باشگاهي براي نويسندگان و شاعران جوان توانسته، گامي را در جهت تشويق دانش‌آموزان مؤلف بردارد.

    × کتاب‌خواني در اجتماع
    دسترسي بدنه جامعه به کتاب، چندان آسان نيست. تعداد کتاب‌خانه‌هاي عمومي به تناسب جمعيت افزايش نيافته است و مخازن اين کتاب‌خانه‌ها نيز، به تعداد مخاطبان، کتاب در اختيار ندارند. ضمن اينکه پراکندگي جغرافيايي کتاب‌خانه‌هاي عمومي، پراکنشي متناسب نيست. يک علت اين ماجرا، بي‌توجهي مديران پيشين شهري به تاسيس کتاب‌خانه در محلات بوده و علت ديگر، عدم ارايه «پيوست فرهنگي» براي طرحهاي بزرگ اينچنيني است. پيوستي که بايد در کنار مسجد، مدرسه، کتاب‌خانه و باشگاه ورزشي و .... را نيز، در جنب اين طرحهاي بزرگ پيش‌بيني کرده باشد.
    به بيان ديگر، هر محله، هر مسجد، هر کارخانه، هر پادگان، هر خوابگاه و هر مرکز اجتماعي ديگر، بايد نيازهاي فرهنگي انسان را پيش‌بيني کرده و براي آن، پاسخ درخوري انديشيده باشد.
    هم‌اکنون نهاد کتاب‌خانه‌هاي عمومي کشور اهتمامي جدي به گسترش تعداد کتاب‌خانه‌هاي عمومي دارد اما عدم همکاري شهرداريها در تخصيص نيم درصد بودجه سالانه به اين نهاد، سرعت مورد توقع در اين گسترش را، محقق نکرده است.
    در روستاها، طرح «کتاب‌خانه‌هاي سيار» تلاش مي‌کند مشکل کمبود تعداد مخاطب را، با سيار کردن کتاب‌خانه، حل کند.
    گروههاي مردم‌نهاد ترويج کتاب‌خواني، از مهمترين ابزارهاي غيردولتي براي ترويج کتاب در بدنه اجتماع هستند که به لطف پيروزي انقلاب اسلامي و وجود جوانان غيور و دغدغه‌مند، رونق جدي‌اي به مساله ترويج کتاب‌خواني در بدنه جامعه داده‌اند. ارتباط چهره به چهره اينان با مخاطبان کتاب، آنان را به مهمترين و قابل‌اعتمادترين منابع گرايش‌سنجي مخاطب بدل کرده است. متاسفانه در حال حاضر، ارتباط روال‌مند و سازماني ميان اين گروههاي مردم‌نهاد و معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وجود ندارد تا حجم چند ده ميليارد توماني کتابهاي ارزشمند خريداري‌شده توسط اين معاونت، به راحتي در اختيار اين گروه‌هاي پرتوان اما کم‌بنيه (از نظر مالي) قرار گيرد.
    در هر حال، گروههاي ترويجي از ابزارهاي متعددي براي گسترش کتاب‌خواني استفاده مي‌کنند. برگزاري نمايشگاه کتاب، برگزاري مسابقه کتاب‌خواني، دعوت از مؤلف، برگزاري جلسه نقد کتاب و ...، از روشهاي مرسوم اين گروهها براي اين مساله است.

    × کتاب‌خواني در زمانهاي مرده
    زندگي شهري، وقت زيادي را از شهروندان مي‌کشد. اين زمانهاي مرده، اوقاتي هستند که با احياي آنها در جهت کتاب‌خواني، مي‌توان عادت به کتاب‌خواني را ايجاد و تقويت کرد.
    يکي از اين زمانهاي مرده در «رفت و آمد» (ترافيک) وجود دارد. براي رانندگان، کتابهاي صوتي (گويا يا شنيداري) مي‌تواند پيشنهاد خوبي براي شنيدن کتاب به جاي خواندن آن باشد. براي ديگر افراد، طراحي کتابهاي کم‌حجم و با حروف کمي درشت، مي‌تواند امکان مطالعه هنگام حرکت را مهيا کند. «کتاب اتوبوس» و «کتاب مترو» از طرحهاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران براي احياي زمانهاي مرده در اين دو سامانه آمدوشد بوده‌اند.
    به طور خاص، مقام معظم رهبري ارايه کتاب به مسافران قطار را پيشنهاد کرده‌اند که متاسفانه هنوز در شکلي فراگير و پايدار به اجرا درنيامده است.
    صفهاي انتظار در بانکها، نانواييها، مطبها، ادارات و ...، يکي ديگر از فرصتهاي بسيار مناسب براي کتاب‌خواني هستند. در اين مکانها، به دليل نبود تکانهاي ناشي از حرکت وسيله نقليه، شرايط مطلوبي براي کتاب‌خواني وجود دارد. استقرار يک سامانه نوبت‌دهي شفاف و دقيق در اين مکانها سبب مي‌شود مراجعان بدون ترس از تضييع نوبت خود، با فراغ بال به مطالعه بپردازند.
    جالب اينجاست که در بسياري از اين مراکز، نمايشگرهاي بزرگ گران‌قيمتي براي نمايش بي‌صداي(!) برنامه‌هاي تلويزيون تعبيه شده است اما براي استقرار يک قفسه کوچک کتاب، هزينه‌اي نشده است. يا در حالي که پزشکان از حق‌الزحمه معاينه بيماران، درآمد سرشاري دارند و بسياري از آنها، از همين محل، زندگيهاي آنچناني براي خود دست و پا کرده‌اند؛ نگارنده تقريباً پزشکي را نيافته است که براي تلف نشدن وقت بيماران خود، به آنها فرصت کتاب‌خواني را هديه کرده باشد.
    (شايسته است در اين فراز از نانوايي‌اي در يکي از محلات تهران نام برده شود که با استقرار دستگاه نوبت‌دهي و قفسه کتاب‌خانه، به مشتريان خود، فرصت مطالعه را هديه کرده است.)

    × ترويج کتاب‌خواني در رسانه‌ها
    در برخي رسانه‌ها، ظرفيت ويژه‌اي به معرفي کتاب اختصاص داده مي‌شود. اين ظرفيت معمولاً در قالب معرفي تازه‌هاي کتاب استفاده مي‌شود. اين در حالي است که به باور نگارنده، معرفي کتاب به همگان، بايد به شيوه‌اي کاربردي ـ و نه اختصاصي و ويژه ـ صورت گيرد.
    به بيان بهتر، مخاطب عمومي، ممکن است به کتاب اقبال چنداني نداشته باشد که اکنون بخواهد از يک بخش معرفي تازه‌هاي کتاب استفاده کند و به کتاب‌خواني ترغيب شود. در حالي که همين مخاطب کم‌اقبال ممکن است براي پاسخ به يکي از نيازهاي خود، کتاب مناسب را تهيه کند و بخواند.
    تفاوت اين دو مساله در اين است که در حالت اول، رسانه‌ها زماني را به معرفي کتاب اختصاص مي‌دهند و به احتمال زياد، به جز کتاب‌خوانان حرفه‌اي، مخاطب عادي به اين بخش اقبال چنداني نشان نمي‌دهد. اما در حالت دوم، در ضمن يک بخش طنز، يک بخش آموزش آشپزي، يک بخش مشاوره پزشکي، يک بخش مشاوره خانواده و حتي يک بخش خبري، کتابهاي مناسب و مرتبط، معرفي مي‌شود.
    بديهي است پاسخگويي به دغدغه، خواست و گرايش مخاطب در قالب کتاب و در زمان مناسب، بهينه‌ترين شيوه ترويج کتاب‌خواني و تضمين اقبال مخاطب به آن کتاب خواهد بود.
    در اين ميان، تلويزيون تاثيري جدي و عميق را در اين جريان برعهده دارد. نمايش شخصيتهاي مشهور و مرجع و نماياندن شخصيتهاي مجموعه‌هاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي در حال کتاب‌خواني، اين عادت را به يک عادت واجب و مهم در ذهن بينندگان تبديل مي‌کند. در واقع تلويزيون به عنوان مهمترين رقيب کتاب‌خواني و رباينده زمان مفيد براي مطالعه، بايد نقش منفي خويش را، با اين اهتمام ويژه به کتاب‌خواني کمرنگ کند و از بار گناه ذاتي خويش بکاهد.
    نمايش صحنه‌هايي گذرا از شخصيتهايي که در زواياي مختلف زندگي روزمره در حال کتاب خواندن هستند؛ يک پيشنهاد ساده اما پر اثر به سيماي جمهوري اسلامي ايران است.
    ضمن اينکه واحد مرکزي خبر، به جاي گزارش کردن ميزان کشيدگي تاندون (وتر) پاي فلان بازيکن فوتبال و تمرينات بهمان تيم در خارج کشور، مي‌تواند به جهان کتاب توجه کند و پرده اين بيگانگي و غربت نسبتا‍ً هميشگي را، کنار زند. دقت به اخبار صدا و سيما نشان مي‌دهد که به جز برخي مناسبتهاي مهم در حوزه کتاب ـ که شايد به دليل حضور مقامات کشوري و لشگري براي اينان پراهميت است ـ خبر چنداني از تاليف کتابهاي ارزشمند، رسيدن آنها به چاپهاي جديد، موفقيتها و ... پخش نمي‌شود.
    در هر حال، همانگونه که در بخش پيشين عرض شد؛ نقش بالقوه صدا و سيما در رونق جهان کتاب بسيار اساسي است و متاسفانه حضور بالفعل آن، کم‌رنگ و در حاشيه.

    متن اين نوشته در پايگاه تحليلي تبييني برهان

    همه‌گیري تبليغات کتاب ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(۷)

    ۱۲ دی ۱۳۹۰

    ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
    مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
    اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
    در بخش يکم تا سوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد. سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
    در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و عدم رعايت الزامات اين افزايش، مورد انتقاد واقع شد.
    در بخش پنجم و ششم، موضوع «مباني نظري سنجش سرانه مطالعه» مورد بررسي قرار گرفت و با بيان سه مقدمه، چگونگي سنجش سرانه مطالعه کتاب تبيين شد. سپس براساس سنجشهای جهانی و داخلی نشان داده شد که سرانه مطالعه در کشور ما، در حد متوسط کشورهاي توسعه‌يافته است.
    در بخش هفتم، مساله تبليغات کتاب بررسي مي‌شود.
    ×××
    مقام معظم رهبري در ديدار خود با کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور فرمودند: «یكى از كارهاى بزرگ و مهم در سطح جامعه اين است كه تبليغات كتابخوانى همه‌گير شود. ما امروز مى‌بينيم براى كالاهاى كم‌اهميت كه تأثيرى هم در زندگى انسانها ندارند، صاحبانش تبليغات رنگينِ عجيب و غريبى را متصدى ميشوند، مباشر ميشوند؛ دستگاه‌هاى ارتباط‌جمعى، مطبوعات، صدا و سيما آنها را پخش ميكنند؛ در حالى كه آن محصولات هيچ ضرورتى ندارند، هيچ لزومى ندارند، يك چيز اضافى در زندگى هستند؛ گاهى بودنشان مفيد است، گاهى بودنشان حتّى مفيد هم نيست؛ شايد مضر هم هست. محصولى با عظمت كتاب، با ارزش كتاب، درخور اين است كه تبليغ بشود؛ تشويق بشوند كسانى كه ميتوانند كتاب را بخوانند؛ اين را ما بايد به صورت عادت در بياوريم.»
    تبليغات، يکي از عناصر اصلي علم بازاريابي محسوب مي‌شود. مشهور است که به ازاي هر يک واحد هزينه توليد کالا، بايد 99 واحد براي تبليغ آن هزينه کرد. اما چرا در اين حجم تبليغات کالاها و خدمات، کتاب جايگاه بسيار محدود و نزديک به صفري دارد؟
    اين مساله را مي‌توان از چند منظر ريشه‌يابي کرد:
    1. غلبه رويکرد تجاري بر رويکرد فرهنگي در اشخاص حقوقي متصدي تبليغات
    2. ناچيز بودن شمارگان کتاب
    3. پرشمار بودن تعداد عناوين کتاب
    4. عدم رغبت ناشران به تبليغات
    5. ناآشنايي ناشران با شيوه‌هاي گوناگون تبليغ
    اکنون به بررسي اين پنج ريشه کمبود جدي تبليغات کتاب در ايران مي‌پردازيم.

    × 1ـ غلبه رويکرد تجاري بر رويکرد فرهنگي در اشخاص حقوقي متصدي تبليغات
    رويکرد به فرهنگ و کالاهاي فرهنگي، مي‌تواند رويکردي تجاري يا فرهنگي باشد. در رويکرد تجاري، محتوا تابعي از درآمد است و ميزان سود حاصل از فعاليت، جهت‌گيري محتوايي را نيز مشخص مي‌کند. طبيعي است که به دليل سهم ناچيز اقتصاد فرهنگ نسبت به اقتصاد تجارت و توليد، در رويکرد تجاري، فعاليت فرهنگي يک فعاليت جانبي و گاه زايد محسوب شود.
    نگاهي به ترکيب تبليغات تلويزيوني، اين واقعيت را به خوبي نمايش مي‌دهد. هم‌اکنون آگهي‌هاي بازرگاني در اختيار بانکها، شرکتهاي ارايه خدمات تلفن همراه، شرکتهاي بزرگ چند مليتي، شرکتهاي خودروساز، شرکتهاي بزرگ توليدکننده مواد غذايي، شرکتهاي بزرگ توليدکننده تنقلات خوراکي است. علت اين امر نيز مشخص است. هزينه سرسام‌آور آگهيهاي بازرگاني، تنها شرکتهاي پردرآمد را قادر به استفاده از اين امکان مهم تبليغي مي‌کند.
    براساس آخرين اطلاعات، هزينه پخش آگهي در ساعات پربيننده، ثانيه‌اي يک ميليون تومان است. بنابرين براي پخش يک نوبت آگهي يک دقيقه‌اي، بايد هزينه شصت ميليون تومان پرداخت شود.
    اين هزينه براي ناشران، هزينه‌اي بسيار سنگين است. اگر يک ناشر بخواهد 5 درصد بهاي پشت جلد يک کتاب را به تبليغ تلويزيوني آن اختصاص دهد؛ بنابرين براي سرمايه‌گذاري يک نوبت تبليغ تلويزيوني يک کتاب با بهاي پنج هزار تومان، بايد مطمئن باشد که اين کتاب دستکم 240.000 جلد به فروش خواهد رسيد!
    اين شمارگان دست‌يافتني سبب شده است تنها گروهي از ناشران بتوانند از امکان آگهي‌هاي تلويزيوني بهره ببرند که به دليل فعاليت در حوزه آزمونهاي سراسري تحصيلات تکميلي، مخاطبان چند صد هزاري و ميليوني براي کتابهاي کنکور خود دست و پا کرده‌اند.
    اين ناشران، همان ناشراني هستند که رتبه‌هاي تک رقمي پردرآمدترين ناشران کشور را نيز به خود اختصاص داده‌اند.
    مخلص کلام اينکه، بدون اتخاذ رويکرد فرهنگي توسط متصديان تبليغات و اختصاص يارانه و فرصتهاي ويژه به کتاب، عملاً امکان تبليغات همه‌گير کتاب ميسر نخواهد شد.
    اين يارانه تبليغات کتاب از طريق کاهش بسيار زياد تعرفه‌هاي آگهي کتاب و الزام قانوني متصديان تبليغات به اختصاص درصدي از حجم آگهيها به کتاب ممکن مي‌گردد.

    × 2ـ ناچيز بودن شمارگان کتاب
    پيش از اين به مشکلات جدي کاهش شمارگان کتاب اشاره شد. بديهي است براي کتابي با شمارگان متوسط دو تا سه هزار نسخه، هزينه‌اي در حدود يک ميليون تومان براي تبليغات مي‌توان در نظر گرفت. و اين رقم، به معناي يک ثانيه آگهي تلويزيوني يا انتشار يک يا دو نوبت آگهي در صفحات مياني يک نشريه ـ و نه حتي يک روزنامه ـ و يا در بهترين حالت، ارسال پيامک براي پنجاه هزار نفر است.
    واضح است که شمارگان پايين کتاب، به کاهش بودجه تبليغات منجر مي‌شود و کاهش تبليغات به کاهش فروش کتاب و کاهش فروش کتاب هم يعني کاهش شمارگان کتاب! چرخه بسته‌اي که هر چه جلوتر مي‌رود؛ به وضعيت بدتري دچار مي‌شود.

    × 3ـ پرشمار بودن تعداد عناوين کتاب
    گفته شد که رشد نامتناسب تعداد عناوين کتاب مشکلات متعددي را ايجاد مي‌کند که يکي از آن مشکلات، همين کاهش شمارگان کتاب است.
    يکي ديگر از اين مشکلات، احتمال کمتر برخورداري از فرصتهاي تبليغاتي است. در صورتي که رويکرد تجاري متصديان تبليغات اصلاح شود و فرصتهاي ويژه‌اي براي انتشار آگهيهاي کتاب مهيا گردد؛ باز مشکل پرشمار بودن تعداد عناوين کتاب رخ مي‌نمايد. فرصت محدود تبليغات و پرشماري عناوين کتاب، سبب مي‌شود که تعداد زيادي از کتابها، بدون بهره از تبليغات باقي بمانند و در نتيجه وارد چرخه کم‌فروش بودن و کم‌شمارگاني گردند.

    × 4ـ عدم رغبت ناشران به تبليغات
    به دلايل متعددي ممکن است ناشران به تبليغات کتاب بي‌رغبت باشند. بسياري از «ناشران دولتي يا وابسته» نمونه بارز ناشران بي‌رغبت به تبليغات کتاب هستند. اين ناشران به دليل برخورداري از بودجه دولتي يا نهادهاي بالاسري، دغدغه جدي‌اي براي فروش آثار خود ندارند چرا که هميشه، يک پشتيبان مالي قوي پشت سرشان وجود دارد که حقوق ماهانه دست‌اندرکاران را تامين مي‌کند و ميزان فروش کتابها، تاثير چنداني در معيشت آنان ندارد. مهمترين نشانه بارز اين ناشران، انبارهاي بزرگي است که چندين ميليارد تومان کتاب در آنها خاک مي‌خورد.
    دليل ديگر بي‌رغبتي برخي ناشران به تبليغات، تکيه معيشت آنان بر فروشهاي عمده است. اين ناشران به تک فروشي آثارشان اميد چنداني ندارند و به دليل توليد کتاب براساس ذائقه نهادهاي خريدار عمده، بيشتر براي آنان ـ و نه مخاطب انفرادي ـ کتاب توليد مي‌کنند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به شکل منظم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسياري نهادها و سازمانهاي دولتي و عمومي به شکل موردي، از خريداران عمده کتاب هستند.
    فرصت‌شناسي و آسيب‌شناسي خريد عمده کتاب از سوي حاکميت، مساله‌اي است که بررسي آن در اين مجال نمي‌گنجد.

    × 5ـ ناآشنايي ناشران با شيوه‌هاي گوناگون تبليغ
    بسياري از ناشران، براساس سنتهاي خانوادگي و يا تجربيات شخصي وارد عرصه نشر کتاب شده‌اند و به دليل عدم برخورداري از آموزشهاي علمي در حوزه شيوه‌هاي تبليغات و بازاريابي، در خصوص شيوه‌هاي گوناگون تبليغات، ناآشنا هستند.
    آگهيهاي تلويزيوني و راديويي، بيلبوردها و تابلوهاي تبليغات شهري، آگهيهاي روزنامه‌ها و مجله‌ها، ارسال بسته‌هاي تبليغاتي از طريق پست يا پيک، آگهيهاي پايگاههاي اينترنتي، سامانه‌هاي ارسال پيامک، ارسال نامه‌هاي الکترونيک، برگزاري جشنهاي رونمايي يا معرفي کتاب، برگزاري مسابقات کتاب‌خواني، معرفي کتاب توسط مجريان و کارشناسان برنامه‌هاي صدا و سيما، سخنرانان و ائمه جماعات و ... روشها و ابزارهاي مختلف تبليغي هستند که استفاده از همه آنها، به پرهزينگي آگهيهاي تلويزيوني نيست.
    بايد دقت داشت که صرف پرشمار بودن تبليغات، منجر به افزايش فروش کتاب نمي‌شود بلکه اين هدفمند بودن تبليغات و رساندن آگهي به دست خريداران بالقوه است که منجر به فروش بيشتر مي‌شود. بنابرين با طراحي راهکارهايي که دامنه تعداد مخاطب را محدود اما ضريب تاثير تبليغات را بيشتر مي‌کند؛ مي‌توان از هزينه‌هاي تبليغات کاست و بهره‌وري آن را افزايش داد.
    نمونه موفق اين راهکار، راه‌اندازي سامانه‌هاي اشتراک در برخي ناشران است که توانسته با شناسايي ذائقه مخاطب، فقط کتابهاي مورد علاقه او را به وي معرفي کند. دست‌اندرکاران اين سامانه‌ها مدعي هستند با يک بانک داده دقيق ده هزار نفري مي‌توان فروش هزار جلد از هر عنوان را با درصد تحقق قابل قبولي پيش‌بيني کرد.

    متن اين نوشته در پايگاه تحليلي تبييني برهان

    مسابقه کشوري کتابخواني مجموعه داستان «توت‌فرنگي‌هاي روي ديوار»

    ۴ دی ۱۳۹۰

    به همت نهاد کتابخانه هاي عمومي کشور، مسابقه کتابخواني مجموعه داستان «توت فرنگي هاي روي ديوار» نوشته محمد سرشار (انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي) به شکل آنلاين برگزار مي‌شود.
    زمان شرکت در اين مسابقه از 30 آذر تا 30 دي ماه است و براي شرکت، عضويت در پايگاه اينترنتي شبکه کتابخوانان حرفه اي ايران، الزامي است. (البته اين عضويت رايگان و آزاد است.)
    اين کتاب تقديري نخستين دوره جايزه ادبي گام اول در سال 1386 بوده و هم اکنون چاپ پنجم آن به بازار کتاب عرضه شده است.
    داستان «توت فرنگي هاي روي ديوار» از همين مجموعه، درباره تجمع اعتراض آميز دانشجويان در مقابل سفارت انگليس است.

    سرانه مطالعه کتاب در ايران و برخي کشورهاي جهان ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(۶)

    ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
    مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
    اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
    در بخش يکم تا سوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد. سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
    در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و عدم رعايت الزامات اين افزايش، مورد انتقاد واقع شد.
    در بخش پنجم، موضوع «مباني نظري سنجش سرانه مطالعه» مورد بررسي قرار گرفت و با بيان سه مقدمه، چگونگي سنجش سرانه مطالعه کتاب تبيين شد.
    در اين بخش، سنجشهاي ملي و جهاني در حوزه سرانه مطالعه، مورد مطالعه تطبيقي قرار مي‌گيرد.
    ×××
    در بخش پيشين درباره مطالعه قرآن و ديگر متون ديني و مذهبي بيان شد که: «در آمارهاي جهاني، مطالعه متون ديني جزو مطالعه کتاب محسوب مي‌شود. بنابرين غربيان، مطالعه انجيل و تورات را نيز، مطالعه کتاب به شمار مي‌آورند.»
    يکي از خوانندگان آن بخش، نکته‌اي را به نگارنده متذکر شدند که اشاره به آن لازم است.
    1. اگر فرد پرسش‌شونده مطالعه کتابهاي ديني و مذهبي را به عنوان مطالعه و کتاب‌خواني بپندارد؛ محاسبه نکردن اين مطالعه به عنوان کتاب‌خواني، امر ناصوابي است.
    2. به نظر نگارنده، به طور معمول، فردي که به زبان عربي آشنايي ندارد؛ صرف روخواني قرآن و ديگر کتابهاي هم‌خانواده آن را، «مطالعه» نمي‌پندارد. بديهي است که خواندن قرآن و ديگر متون عربي همراه با توجه به ترجمه فارسي آن، همان کتاب‌خواني است.
    3. بررسيهاي بيشتر اين فقير نشان مي‌دهد در مواردي که غربيان، در کنار سنجش فعاليتهاي فرهنگي، به سنجش فعاليتهاي مذهبي شخص نيز توجه کرده‌اند؛ مطالعه کتاب مقدس به طور خاص، به عنوان فعاليت مذهبي تلقي شده است. به عنوان نمونه، مي‌توان از راهنماي 2008 «سنجش هارمونيک گذران وقت اروپائيان» نام برد. بديهي است که دليل اين تفکيک نيز، تلاش سنجش‌گران براي شناخت ميزان فعاليتهاي مذهبي افراد بوده است.
    4. جمع‌بندي اين تکمله اينکه اولاً در سنجش سرانه مطالعه کتاب، نبايد از پرسش‌شونده خواست تا مطالعه متون ديني و مذهبي را استثنا کند (مگر در موارد خاص)؛ ثانياً محاسبه روخواني و جمع‌خواني قرآن به عنوان مطالعه کتاب، در حالتي که پرسش‌شونده آن را مطالعه کتاب نمي‌داند؛ راهي خطاست.
    ×××
    مرکز آمار کميسيون اروپا (EuroStat) گزارشهاي آماري متعددي را درباره کشورهاي عضو اتحاديه اروپا و همچنين کشورهاي متقاضي عضويت در اين اتحاديه منتشر مي‌کند. يکي از اين گزارشهاي آماري، گزارش «آمارهاي فرهنگي» است که ويرايشهاي 2007 و 2011 آن، در اين بخش مورد بررسي قرار گرفته است.
    بخشي از اين گزارش به «مشارکت فرهنگي» اختصاص دارد و وضعيت کتابخواني را در 27 کشور عضو اتحاديه اروپا نشان مي‌دهد.
    براساس اين گزارش، 28 درصد اروپائيان در 12 ماه گذشته هيچ کتابي نخوانده‌اند؛ 20 درصد يک يا دو کتاب، 14 درصد سه تا پنج کتاب و 37 درصد بيش از پنج کتاب خوانده‌اند.
    [...]
    شکل 1ـ نمودار ميزان مطالعه کتاب در 27 کشور اروپايي ـ 2007 م.
    همين سنجش، در هشت کشور اروپايي با دقت بيشتري انجام شده است.
    فنلاند آلمان نروژ سوئد انگليس فرانسه ايتاليا اسپانيا
    اوقات فراغت 5:36 5:28 5:46 5:07 5:08 4:24 4:35 4:51
    مطالعه در اولويت اول 0:46 0:38 0:36 0:32 0:26 0:23 0:18 0:15
    درصد 68 59 62 55 42 34 30 22
    اوقات فراغت 2:40 3:59 2:00 2:41 2:29 5:53 2:55 1:12
    مطالعه در اولويت دوم 0:10 0:12 0:08 0:13 0:12 0:11 0:04 0:04
    درصد 33 27 24 39 30 15 9 8
    جمع 0:35 0:26 0:24 0:23 0:15 0:10 0:06 0:04
    بنابرين فنلاند با 35 دقيقه، آلمان با 26 دقيقه، نروژ با 24 دقيقه، سوئد با 23 دقيقه، انگليس با 15 دقيقه، فرانسه با 10 دقيقه، ايتاليا با 6 دقيقه و اسپانيا با 4 دقيقه سرانه مطالعه در روز رتبه‌هاي يکم تا هشتم را به خود اختصاص داده‌اند. اين درحالي است که هر پنج کشور اول، داراي بيش از 5 ساعت اوقات فراغت روزانه هستند.
    ×××
    مرکز آمار کميسيون اروپا گزارش ديگري را با نام «مشارکت اروپائيان در فعاليتهاي فرهنگي» در سال 2002 منتشر کرده است. در اين گزارش، کوشيده شده به اين سؤال پاسخ داده شود که «آيا اروپائيان در 12 ماه گذشته، کتابي را خوانده‌اند؟»
    پاسخ به دست آمده، نتايج جالبي داشته است. 42.1 درصد اروپائيان هيچ کتابي را در سال گذشته نخوانده بودند؛ 10.7 درصد براي اهداف کاري کتاب خوانده بودند؛ 12.7 درصد براي اهداف تحصيلي، کتابهاي درسي خوانده‌ بودند؛ 14.5 درصد براي اهداف تحصيلي، کتابهاي مرتبط با رشته خود را خوانده بودند و تنها 44.8 درصد براي اهداف غير کاري يا غير تحصيلي، کتاب خوانده بودند.
    [...]
    شکل 2ـ نمودار پاسخ به پرسش «اروپائيان چه کتابهايي را خوانده‌اند» ـ 2002
    ×××
    «مرکز تحقيقات گذران وقت» مرکزي وابسته به دانشگاه آکسفورد است که در زمينه چگونگي گذران وقت در کشورهاي مختلف، تحقيق مي‌کند.
    گزارش «کارهاي روزمره در 22 کشور» اين مرکز، در سال 2010 منتشر شده است که بخشي از آن به سرانه مطالعه افراد بين 18 تا 64 سال اختصاص دارد. این گزارش بیان می‌دارد در 22 کشور مورد بررسي، کشورهاي فنلاند، استوني، آلمان، هلند، نروژ و سوئد بيشترين زمان را براي خواندن کتابها و ديگر اقلام چاپ‌شده اختصاص مي‌دهند.
    در اين گزارش، ميان مطالعه منابع ديجيتال و منابع چاپ‌شده تفاوت گذاشته شده اما مطالعه کتاب، روزنامه، مجله و ديگر اقلام چاپي، يکسان دانسته شده است. همچنين اشاره‌اي به تفکيک مطالعه موظفي از مطالعه آزاد نشده است.
    نام کشور فنلاند استوني آلمان هلند نروژ سوئد لتوني لهستان ليتواني بلژيک اسلووني
    ميزان 0:42 0:35 0:33 0:32 0:32 0:28 0:24 0:22 0:21 0:21 0:21
    نام کشور انگلستان فرانسه استراليا ژاپن ايتاليا بلغارستان آمريکا کره اسپانيا ترکيه برزيل
    ميزان 0:21 0:19 0:18 0:17 0:17 0:17 0:16 0:15 0:14 0:11 0:06
    همانگونه که مشاهده مي‌شود هر يک از سنجشهاي صورت گرفته، به تناسب اهداف و چارچوب، روش نمونه‌گيري، شيوه تنظيم پرسش‌نامه و ديگر عوامل، نتايج متفاوتي را عرضه کرده‌اند و عملاً امکان مقايسه نتايج اين سنجشها با يکديگر، دشوار است.
    در هر حال سنجش سرانه مطالعه از سوي شوراي فرهنگ عمومي کشور، عدد 16 دقيقه را براي مطالعه آزاد کتابهاي چاپي، عدد 2 دقيقه را براي مطالعه آزاد کتابهاي ديجيتال و عدد 24 دقيقه را براي مطالعه روزنامه‌ها و نشريات نشان مي‌دهد.
    با توجه به عدم سنجش ميزان اوقات فراغت ايرانيان به نسبت ديگر ملتها، مقايسه خام آن با سرانه مطالعه در ديگر کشورها چندان دقيق نخواهد بود اما همين عدد نيز، در رده کشورهايي چون آمريکا، انگليس، ژاپن، فرانسه، استراليا، ايتاليا، کره، اسپانيا و ... است که از نظر تعداد عناوين چاپ‌شده در يک سال، وضعيتي به مراتب بهتر و يا هم رده جمهوري اسلامي ايران دارند.
    صد البته، اين وضعيت نسبتاً خوب جهاني، وضعيت مطلوب مطالعه کتاب در جمهوري اسلامي ايران نيست. چرا که براساس همه آنچه پيش از اين گفته شد؛ کتاب در اين کشور، داراي جايگاهي راهبردي و ملي است و بايد در صدر فعاليتهاي فرهنگي جامعه قرار گيرد.

    متن کامل اين مقاله را در پايگاه اينترنتي برهان بخوانيد.

    مباني نظري سنجش سرانه مطالعه ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(۵)

    ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
    مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
    اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
    در بخش يکم و دوم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و با آسيب‌شناسي شاخصهاي پيش‌گفته و تحليل دقيقتر داده‌هاي رسمي، ناکارآمدي شاخصهاي رسمي ملي و جهاني در اين حوزه نشان داده شد و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد.
    در بخش سوم، ميزان اعتبار شاخص جديد سرانه توليد کتاب، براساس شاخص ميانگين شمارگان يک عنوان کتاب سنجيده شد و سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
    در بخش چهارم مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده شد و عدم رعايت الزامات اين افزايش، مورد انتقاد واقع شد.
    در اين بخش، موضوع «مباني نظري سنجش سرانه مطالعه» مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
    ×××
    ورود به بحث سرانه مطالعه، نيازمند تبيين چند مقدمه است.

    × مقدمه اول: عنصر اساسي آگاهي همگاني
    نظام جمهوري اسلامي ايران و ديگر نظامهاي سياسي‌اي که داراي مشروعيت الهي و مقبوليت مردمي هستند؛ بر عنصر اساسي «آگاهي همگاني» تکيه کرده‌اند. اين آگاهي همگاني است که منجر به پيروزي انقلاب اسلامي شده و همين آگاهي همگاني است که در نقاط عطف و مواقع ناکارآمدي دستگاههاي حکومتي، باعث شده بقاي نظام جمهوري اسلامي تضمين شود.
    19 دي ماه 1356، 21 بهمن 1357، هشت سال دوران دفاع مقدس، 18 تير 1378 و 9 دي 1388، از روزهاي تاريخي‌اي هستند که اين آگاهي همگاني به نمايش درآمده است.
    بنابرين عنصر اساسي پيدايش، مانايي و موفقيت نظام جمهوري اسلامي ايران، آگاهي همگاني است.
    آگاهي همگاني به شيوه‌ها و شکلهاي گوناگون ايجاد و تقويت مي‌شود. روشهايي که در هر بافت فرهنگي، به تناسب ويژگيهاي آن بافت، متفاوت است.
    برخي ابزارها و نهادهاي آگاهي‌بخش در فرهنگ ايران اسلامي وجود دارد که نمونه آن در فرهنگ غربي و شرقي کمتر ديده مي‌شود.
    نمازهاي جماعت، نمازهاي جمعه، نمازهاي عيدهاي ديني مانند فطر و قربان، آيينهاي مناسبتي شادماني و سوگواري مذهبي، ولايت فقيه و ...، همه و همه، فرصتهايي براي آگاه‌سازي همگاني هستند. به همين دليل، هرچند ميزان استفاده مردم ايران از رسانه‌هاي مدرن به نسبت غربيان و شرقيان کمتر است اما آگاهي همگاني در ايران، بسيار بالاتر از اين کشورهاست.
    اين در حالي است که بناي الگوي حکومتي ليبرال دموکراسي بر «فريب همگاني» استوار است و مهمترين کارکرد رسانه‌هاي همگاني، همين فريب همگاني است. شاهد اين مدعا، اهميت و اقبال عمومي غربيان به مساله‌اي به نام «افشاگري» است.

    × مقدمه دوم: عدم تقدس ذات کتاب
    آيا قالب کتاب به عنوان يک رسانه همگاني، يک قالب مقدس است؟
    پاسخ بيشتر مردم به اين سؤال مثبت است. چرا که قالب کتاب حاوي مظروفهاي مقدسي چون قرآن کريم، نهج الفصاحه، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه و کتابهاي بسيار خوب بيشماري بوده است. اما بديهي است که اين تقدس محتوا، منجر به تقدس قالب نمي‌شود. چرا که ممکن است همين کتاب، حاوي مطالب گمراه‌کننده و فريبنده‌اي باشد.
    بنابرين در فرهنگ اسلامي، ترويج کتاب، مقيد به صفت «خوب» يا «مفيد» است. صفتي که در اين مجموعه مقالات، «آگاهي‌بخش» خوانده مي‌شود.
    بنابرين تنها کتابهايي مقدس‌اند که «آگاهي‌بخش» باشند. و اگر کتابي فريبنده و گمراه‌کننده باشد؛ حتي ممکن است مشمول حکم فقهي «کتب ضاله» قرار گيرد و خريد و فروش و نگهداري و استفاده از آن «حرام شرعي» باشد.

    × مقدمه سوم: ضعف خودباوري ملي
    متاسفانه بسيار مشاهده مي‌شود که عموم مردم، به اخبار و گزارشهايي که براي تضعيف و تذليل ملت ايران تنظيم شده‌اند؛ اقبال بيشتري نشان مي‌دهند. گويي مردمان اين کشور، به دانستن نقاط ضعف خود بيش از دانستن نقاط قوت خويش، علاقمند هستند.
    اين اخلاق ناپسند باعث شده است که بسياري از دستاوردهاي ملي، ناباورانه ديده شود و گزارشهاي غيرعلمي و يا حتي کينه‌ورزانه، بيشتر مورد پسند عموم جامعه قرار گيرد.
    همين مشکل درخصوص برخورد با آمارهاي سرانه مطالعه کتاب نيز وجود دارد که در ادامه بيشتر رخ مي‌نماياند.
    ×××
    موضوع «کتاب‌خواني»، مقوله‌اي بسيار مهم براي حوزه کتاب است. به تعبير مقام معظم رهبري: « اهتمام به كتاب در واقع قوامش به اهتمام به كتابخوانى است.» به بيان ديگر، برآيند و ثمره کليه تلاشها در حوزه کتاب در موضوع «کتاب‌خواني» بروز پيدا مي‌کند.
    اما مردم چقدر کتاب مي‌خوانند؟ پاسخ به اين پرسش ساده، نيازمند تعيين چارچوبهايي نظري است تا بتوان پاسخي دقيق و علمي به آن ارايه کرد.

    × مطالعه در چه فرصتهايي
    سنجش ميزان مطالعه، بدون دانستن ميزان وقت قابل اختصاص به مطالعه، مي‌تواند موجب تحليلهاي نادرست شود. در صورتي که ساعات کاري، ساعات شرکت در کلاسهاي آموزشي، ساعت تلف‌شده در رفت و آمد و ساعات مورد نياز براي مطالعه موظفي محاسبه نشود؛ نمي‌توان فهميد که هر فرد، چه ميزان از وقت آزاد خود را به مطالعه اختصاص مي‌دهد.
    به بيان ديگر، بدون دانستن زمان آزاد يا به تعبير مشهورتر «اوقات فراغت» افراد، نمي‌توان فهميد مطالعه چه اهميتي در زندگي روزمره آنها دارد.
    اين مساله در کشور جمهوري اسلامي ايران، عنصر تاثيرگذاري در تحليل نتايج سنجش ميزان مطالعه افراد است. حجم بالاي ساعات کاري به نسبت کشورهاي غربي، حجم زياد متون درسي و سنگيني برنامه آموزشي دست به دست هم داده است تا ايرانيان، اوقات فراغت کمتري نسبت به غربيان داشته باشند. به همين نسبت طبيعي است که زمان اختصاصي به مطالعه در کشور ايران، کمتر از کشورهاي غربي باشد.
    البته نبايد از ياد برد که همين حجم زياد متون درسي و سنگيني برنامه آموزشي سبب شده است که دانش‌آموزان و دانش‌جويان ايراني در رقابت با همسالان غربي و شرقي خود، سطح علمي بالاتري داشته باشند و در سطح المپيادها و ديگر رقابتهاي علمي، افتخار بيافرينند.

    × مطالعه چه قالبهايي
    يکي از نخستين قيدهاي سنجش ميزان «مطالعه»، قالبهاي مورد مطالعه است. معمولاً در جهان، بين مطالعه «روزنامه»، «مجله» و «کتاب» تفاوت گذاشته مي‌شود.
    همچنين «نسخه سخت» و «نسخه الکترونيکي» اين قالبها نيز از يکديگر تفکيک مي‌شود.
    از سوي ديگر، مطالعه کتاب نيز به «مطالعه موظفي» و «مطالعه آزاد» تقسيم مي‌گردد. مطالعه موظفي به مطالعه کتابهاي درسي يا کتابهاي کاري اطلاق مي‌شود و مطالعه آزاد، همان مطالعه غيردرسي در کشور ماست. چرا که به دليل کمبود کتابهاي کاربردي کاري، اين حوزه از توليدات کتاب در کشور ما، برخلاف کشورهاي هم‌رده ما، ضعيف و نامطلوب است.

    × مطالعه متون ديني
    يکي از سؤالات مهم در سنجش ميزان مطالعه، درنظر گرفتن يا نگرفتن مطالعه متون ديني است. خود اين فقير هنگام ارايه آمارها در حوزه سرانه مطالعه، بسيار با اين سؤال مواجه شده‌ام که «آيا مطالعه قرآن هم جزو اين آمار محسوب شده است يا نه؟»
    اين سؤال، از يک نگاه ريشه‌يابانه، سؤالي منفعلانه و از موضع ضعف است. بنابرين بهترين پاسخ به اين سؤال، يک سؤال علت‌کاوانه است: «چرا نبايد مطالعه قرآن جزو سرانه مطالعه محسوب شود؟»
    اين سؤال، فرصتي را براي پاسخگويي تفصيلي به اين شبهه مطرح مي‌کند:
    اولاً قرآن مجيد به عنوان يک متن ديني، در قالب کتاب، در دسترس انسانها قرار دارد و مطالعه اين کتاب (نه قرائت از حفظ)، مطالعه‌اي آگاهي‌بخش و سعادت‌آفرين به حساب مي‌آيد. بنابرين، خروج قرآن مجيد از دايره کتاب، مبناي علمي ندارد.
    ثانياً اگر بنا به خروج قرآن مجيد از دايره کتاب باشد؛ کتابهاي نهج‌البلاغه، صحيفه سجاديه، مفاتيح الجنان، اللهوف و ... نيز بايد از اين دايره خارج شوند. مشخص است که اين ملاک، حد يقفي ندارد و مطالعه بسياري از کتابهاي مذهبي را، مطالعه کتاب نمي‌داند!
    ثالثاً در آمارهاي جهاني، مطالعه متون ديني جزو مطالعه کتاب محسوب مي‌شود. بنابرين غربيان، مطالعه انجيل و تورات را نيز، مطالعه کتاب به شمار مي‌آورند.
    رابعاً چرا بايد نسبت به اين افتخار ديرين فرهنگي و سنت نيکوي کتاب‌خواني جمعي در اسلام، اين چنين بي‌مهر و منفعل باشيم؟ آيا جز اين است که به تعبير رهبر معظم انقلاب، «اسلام پرچمدار کتاب‌خواني است.» ؟!

    × مطالعه برحسب دقيقه يا کتاب
    سؤال مهم ديگر در سنجش ميزان مطالعه افراد، شيوه پرسش از آنان است. در برخي آمارها، تعداد کتاب خوانده‌شده در يک بازه زماني، ملاک پرسش بوده است و در برخي ديگر، تعداد دقايق صرف‌شده براي مطالعه در آن بازه زماني. به همين ترتيب، در آمارهاي جهاني، برخي به تعداد کتابهاي خوانده‌شده افراد اشاره کرده‌اند و برخي به تعداد دقايق اختصاص داده‌شده.
    آمارهاي موجود در کشور ما، بيشتر بر مبناي تعداد دقايق صرف‌شده بوده است.
    ×××
    در بخش ششم، آمارهاي جهاني و ملي درخصوص سرانه مطالعه، مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

    متن کامل اين مقاله را در پايگاه اينترنتي برهان بخوانيد.

    مساله افزايش تعداد عناوين کتاب ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(۴)

    ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
    مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
    اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
    در بخش يکم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و بيان شد که براساس شاخص تعداد عناوين منتشرشده در يک سال، جمهوري اسلامي ايران کشور نخست منطقه خاورميانه و يکي از بيست کشور برتر جهان است.
    در بخش دوم، با آسيب‌شناسي شاخصهاي پيش‌گفته و تحليل دقيقتر داده‌هاي رسمي، ناکارآمدي شاخصهاي رسمي ملي و جهاني در اين حوزه نشان داده شد و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد.
    در بخش سوم، ميزان اعتبار شاخص جديد سرانه توليد کتاب، براساس شاخص ميانگين شمارگان يک عنوان کتاب سنجيده شد و سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار گرفت.
    در اين بخش مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، برشمرده مي‌شود.
    ×××

    × الزامات افزايش تعداد عناوين کتاب
    افزايش تعداد عناوين کتاب به خودي خود، امر پسنديده‌اي است. نمودار شماره يک نشان مي‌داد که از نظر اين شاخص، وضعيتي مطلوب در حوزه کتاب وجود دارد.

    اگر اين افزايش، برآمده از پيشرفت طبيعي حوزه کتاب در يک کشور باشد؛ مي‌توان آن را به عنوان شاخصي براي توسعه در اين حوزه دانست. به نظر مي‌رسد براي افزايش تعداد عناوين کتاب در يک کشور، مي‌توان الزامات زير را در نظر گرفت:
    1. حفظ يا افزايش شمارگان ميانگين کتاب
    2. حفظ يا افزايش ميانگين صفحات يک عنوان کتاب
    3. حفظ يا افزايش شاخص جديد سرانه توليد کتاب
    4. افزايش متناسب ظرفيت عرضه و فروش کتاب
    5. توجه به نسبت ميان تعداد آثار تاليفي و تعداد آثار ترجمه‌اي
    6. توجه به نسبت ميان تعداد عناوين چاپ اول و عناوين تجديد چاپي
    7. حفظ يا افزايش کيفيت محتوايي و شکلي کتابها
    بررسي الزامات يک، دو و سه در بخشهاي قبلي اين سلسله مقالات نشان داد که افزايش تعداد عناوين کتاب در جمهوري اسلامي ايران، يک افزايش طبيعي و برآمده از پيشرفت حوزه کتاب نبوده است.
    نمودار شماره 12 نشان مي‌داد که شمارگان ميانگين کتاب در يک بازه 14 ساله، 45 درصد کاهش داشته و از 5645 جلد به 3102 جلد رسيده است.

    نمودار شماره 7 گزارش مي‌کرد که در يک بازه زماني 16 ساله، حجم ميانگين کتاب با 19 درصد کاهش، از 294 صفحه به 237 صفحه کاهش يافته است.
    [...]
    نمودار شماره 11 نشان مي‌داد که براساس آهنگ رشد 12 ساله، در سال 1389، 33 درصد عقب‌افتادگي از شاخص جديد سرانه توليد کتاب مشاهده مي‌شود.
    [...]
    مهمترين دليل اين اتفاق، ابتناي سياستها و برنامه‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر شاخص تعداد عناوين کتاب بوده است. در دوره‌هاي طولاني، يارانه کاغذ، حضور در نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران، خريد حمايتي کتاب و ارزيابي عملکرد ناشران، بستگي مستقيمي به تعداد عناوين چاپ‌شده توسط يک ناشر داشته است.
    به عنوان نمونه، محدوديت شمارگان خريد حمايتي کتاب سبب شده است ناشران تعداد عناوين بيشتري را با شمارگان کمتر منتشر کنند تا بتوانند ميزان بيشتري از يارانه‌هاي دولتي را به خود اختصاص دهند.
    اما افزايش بي‌رويه تعداد عناوين کتاب، چه مشکلاتي را ايجاد کرده است؟

    × کاهش سرانه فضاي نمايش کتاب
    يکي از مهمترين مشکلات ناشي از افزايش تعداد عناوين کتاب، کاهش سرانه فضاي نمايش کتاب است. مهمترين و پايدارترين شيوه فروش کتاب، عرضه آن در فروشگاههاي کتاب (کتاب‌فروشي‌ها) مي‌باشد. به دلايل متعدد، تعداد فروشگاههاي کتاب، سرجمع مساحت آنها و ميزان ويترين براي نمايش کتاب، به اين نسبت افزايش نيافته است. به همين خاطر، بسياري از کتابها، هيچ گاه فرصت حضور در فروشگاههاي کتاب و بالاخص، فضاهاي نمايشي نظير ويترين را پيدا نمي‌کنند.
    اين عدم نمايش کتاب، باعث ناآگاهي مخاطبان بالقوه يک کتاب از وجود آن مي‌شود و بالتبع، ميزان فروش آن کتاب را نيز کاهش مي‌دهد.

    × افزايش توليد کتابهاي ضعيف
    اهتمام ناشران به انتشار تعداد عناوين بيشتر، در صورتي به کاهش کيفيت محتوايي کتابهاي منتشرشده نمي‌انجامد که به همين نسبت، ميزان توليدات ارزشمند جامعه مؤلفان و پژوهشگران افزايش يابد. بديهي است که اين توان توليد محتوا، محدود است و به تناسب افزايش شمارگان، مؤلفان ارزشمند و پژوهشگران خبره تربيت نيافته‌اند.
    نتيجه اين عدم تناسب، به وجود آمدن رويکردي مشهور به «کتاب‌سازي» است. مفهوم کتاب‌سازي را مي‌‌توان «توليد کتاب بدون توليد علم» دانست. يعني علي‌رغم افزايش تعداد عناوين کتاب، محتواي توليدشده براي گروههاي مختلف مخاطب افزايش متناسبي نمي‌يابد.
    کتاب‌سازي، رشد حبابي حوزه کتاب در يک کشور است و دست‌اندرکاران بي‌دقت را، دچار خطاهاي برآوردي مي‌نمايد.

    × افزايش بي‌اعتمادي خريداران
    نبود راهنماهاي مناسب، سيرهاي مطالعاتي و ... در بسياري موارد باعث مي‌شود که خريداران کتاب، براساس توصيه‌هاي غيرحرفه‌اي و يا تشخيص لحظه‌اي، نسبت به خريد کتاب اقدام کنند.
    محدوديت بودجه تخصيصي افراد به خريد کتاب، نتيجه فاجعه‌باري را ايجاد مي‌کند. مخاطب با انتخاب اشتباه خود، کتاب نامناسبي را براي پاسخگويي به نياز خويش خريداري کرده و بودجه محدود خويش را به هدر داده است. بنابرين، به تدريج و با تکرار اين انتخابهاي اشتباه، مخاطب به اين نتيجه مي‌رسد که کتاب، قالب مناسبي براي پاسخگويي به نيازهاي او نيست و بايد پاسخ درخور خويش را، به شيوه‌هاي ديگر بيابد.

    × افزايش هزينه‌هاي توزيع و فروش
    افزايش تعداد عناوين کتاب، هزينه‌هاي توزيع و فروش را افزايش مي‌دهد. در بخش سوم، نشان داده شد که افزايش شمارگان کتاب به کاهش شمارگان آن انجاميده و سرانه هزينه‌هاي ثابت توليد و در نتيجه بهاي پشت جلد کتاب را بالا برده است.
    در کنار اين مشکل، افزايش تعداد عناوين کتاب، حجم ماند کتاب در انبار را افزايش مي‌دهد. پيچيدگي‌هاي افزايش اين حجم ماند کتاب، کار ناشر در برآورد ميزان فروش و زمان تجديد چاپ کتاب را افزايش مي‌دهد.
    همچنين، هزينه‌هاي توزيع اين تعداد عنوان بيشتر، قطعاً بيشتر از گذشته خواهد بود.

    × کاهش سرانه تبليغ و ترويج
    افزايش تعداد عناوين کتاب، مشکل جدي‌اي را نيز در مرحله تبليغ و معرفي و ترويج کتاب ايجاد مي‌کند. بالا بودن هزينه‌هاي تبليغات در کنار محدود بودن فرصت آن، موجب مي‌شود که ميزان تبليغ يک عنوان کتاب کاهش يابد و يا نوبت به ديگر عناوين نرسد.
    همچنين سرانه هر کتاب از بودجه اختصاصي هر ناشر به انتشار آگهي، برگزاري جلسات رونمايي، معرفي و نقد، قطعاً کاهش مي‌يابد و همين مساله، به کاهش آگاهي مخاطبان بالقوه از وجود اثر و در نتيجه کاهش ميزان فروش آن، منجر مي‌گردد.

    × جمع‌بندي
    هرچند شاخص ملي و جهاني سنجش ميزان توسعه در حوزه کتاب، تعداد عناوين منتشرشده در يک سال است و هر چند جمهوري اسلامي ايران از اين نظر، چشم‌انداز بيست ساله را محقق کرده و بين بيست کشور برتر جهان از نظر اين شاخص قرار دارد؛ اما شاخصهاي ديگر و همچنين شاخص جديد «سرانه توليد کتاب» نشان مي‌دهند که اين پيشرفت، يک توسعه فراگير و پايدار نبوده است.
    عدم‌توجه سياست‌گذاران، برنامه‌ريزان و مديران حوزه کتاب به طراحي الگوي بومي پيشرفت در اين حوزه باعث شده است که برخي شاخصها وضعيت بسيار خوبي پيدا کنند و برخي شاخصهاي ديگر، وضعيت نامطلوبي داشته باشند.
    با اين نگاه، مي‌توان دغدغه افزايش تعداد عناوين کتاب را يک مخدر خطرناک براي اين حوزه به حساب آورد. دغدغه‌اي که با ناديده گرفتن واقعيات حوزه کتاب، دل خويش را به افزايش يک شاخص خوش کرده و از آنچه در بدنه صنعت نشر کتاب مي‌گذرد؛ ناآگاه باقي مانده است.
    در بخشهاي بعدي اين سلسله مقالات، تلاش مي‌شود براساس دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري، مساله‌هاي ديگر حوزه کتاب نظير مشکلات توزيع کتاب و دلايل ضعف فروش آن، مساله سرانه مطالعه، مساله سيرهاي مطالعاتي و ... مورد بررسي قرار گيرند.

    متن کامل اين مقاله را در پايگاه اينترنتي برهان بخوانيد.

    مشکلات در هم تنیده کاهش شمارگان کتاب ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(۳)

    ابراز نارضايتي رهبر معظم انقلاب از وضعيت کتاب در کشور در نخستين ديدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور در 29 تيرماه سال 1390، هشدار جدي‌اي بود که متاسفانه از سوي مسؤولان رسمي و متصديان حوزه کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
    مقام معظم رهبري، آن ديدار مهم را، بهانه‌اي براي «تجديد مطلع» در حوزه کتاب خواندند و با بيان برخي آسيبها و تهديدهاي مهم در اين حوزه، پيشنهادهايي را نيز ارايه فرمودند.
    اين سلسله مقالات مي‌کوشد با آسيب‌شناسي حوزه کتاب در جمهوري اسلامي ايران، براساس بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان، به ارايه الگويي بومي براي پيشرفت در اين حوزه، کمک کند.
    در بخش يکم، شاخصهاي رسمي ملي و جهاني توسعه در حوزه کتاب مورد بررسي قرار گرفت و بيان شد که براساس شاخص تعداد عناوين منتشرشده در يک سال، جمهوري اسلامي ايران کشور نخست منطقه خاورميانه و يکي از بيست کشور برتر جهان است.
    در بخش دوم، با آسيب‌شناسي شاخصهاي پيش‌گفته و تحليل دقيقتر داده‌هاي رسمي، ناکارآمدي شاخصهاي رسمي ملي و جهاني در اين حوزه نشان داده شد و با پيشنهاد شاخص جديد «سرانه توليد کتاب»، گوشه‌اي از دليل نگراني مقام معظم رهبري از وضعيت کتاب در کشور، به نمايش درآمد.
    در بخش دوم گفته شد که از نظر شاخص جديد سرانه توليد کتاب، در 16 سال گذشته، دولت نهم بهترين کارنامه را داشته است و دولت ششم، ضعيفترين دولت به حساب مي‌آيد. اما از سوي ديگر، همين شاخص نشان مي‌دهد که در سه سال اخير، وضعيت هشدارآميزي بر ميزان توليد کتاب در کشور حاکم شده و براساس آهنگ رشد 13 ساله، در سال 1388، 29 درصد و در سال 1389، 33 درصد، عقب‌افتادگي از شاخص پيش‌بيني‌شده مشاهده مي‌شود.
    در اين بخش، ميزان اعتبار شاخص جديد سرانه توليد کتاب، براساس شاخص ميانگين شمارگان يک عنوان کتاب سنجيده مي‌شود و سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

    × ميزان اعتبار شاخص سرانه توليد کتاب
    گفته شد شاخص سرانه توليد کتاب اينگونه گزارش مي‌کند که سهم هر ايراني از کتاب، در چهار سال اخير به سرعت کاهش يافته است. معناي اين گزاره علمي اين است که «در اين سالها، رونق کتاب در کشور کمتر شده است.»
    شاخص «ميانگين شمارگان يک عنوان کتاب» نيز، اين گزاره را تاييد مي‌کند. داده‌هاي خانه کتاب به عنوان مرجع رسمي انتشار اطلاعات حوزه نشر کتاب، ميزان ميانگين شمارگان يک عنوان کتاب را از سال 1373 تا سال 1389 بيان کرده است.
    براساس اين داده‌ها، در سال 1373، ميانگين شمارگان کتاب 5.308 جلد بوده که در سال 1375 به بالاترين عدد يعني 5.645 جلد مي‌رسد و در سال 1389، پايينتر ميزان خود، يعني 3.102 جلد را تجربه مي‌کند. (جدول و نمودار شماره 12)
    بنابرين، شاخص ميانگين شمارگان کتاب در عرض 14 سال، 45 درصد کاهش داشته است.

    جدول 12ـ ميانگين شمارگان يک عنوان کتاب (1373تا1389)
    سال ميانگين شمارگان
    73 5.308
    74 5.162
    75 5,645
    76 5,473
    73 5,308
    80 5,234
    78 5,212
    74 5,162
    79 5,136
    77 5,080
    78 5.212
    79 5.136
    80 5.234
    81 4,849
    82 4,696
    83 4,359
    85 4,309
    84 4,287
    87 3965
    86 3,893
    88 3417
    89 3102

    از نظر ميزان توليد يک عنوان کتاب، بهترين سالهاي حوزه کتاب، به ترتيب سالهاي 1375، 1376، 1373، 1380، 1378، 1374، 1379، 1377، 1381، 1382، 1383، 1385، 1384، 1387، 1386، 1388 و 1389 هستند.
    اين شاخص نشان مي‌دهد که در 9 سال اخير، کمترين ميزان شمارگان يک عنوان کتاب وجود داشته است. به عبارت ديگر، روند نزولي کاهش شمارگان کتاب در 9 سال اخير، بي‌وقفه ادامه داشته است.
    اما چرا کاهش شاخص ميانگين شمارگان کتاب بايد نگران کننده باشد؟ نگاه دقيق به اين مساله نشان مي‌دهد که اين کاهش، موجب ايجاد چهار مشکل مهم مي‌شود.

    × مشکل يکم: افزايش سرانه هزينه توليد
    توليد هر کتاب، شامل هزينه‌هاي ثابت و متغيري است. هزينه‌هاي حق‌التاليف، کاغذ، صحافي، بسته‌بندي، انبارداري، حمل و نقل، توزيع و ... از هزينه‌هاي متغير توليد کتاب هستند که به تناسب شمارگان کتاب، افزايش يا کاهش مي‌يابند. بنابرين، به صرف کاهش شمارگان کتاب، اين هزينه‌ها لزوماً افزايش پيدا نمي‌کنند.
    اما يکي از مشکلات اصلي کاهش شمارگان کتاب، در سرانه هزينه‌هاي ثابت خود را نشان مي‌دهد. براي توليد يک کتاب، هزينه‌هاي زير را مي‌توان به عنوان هزينه ثابت، شناسايي کرد:
    1. هزينه اجاره دفتر
    2. هزينه حق‌الزحمه نيروي انساني
    3. هزينه ويراستاري و نمونه‌خواني
    4. هزينه حروف‌نگاري
    5. هزينه صفحه‌آرايي
    6. هزينه طراحي جلد
    7. هزينه فيلم و زينک
    8. هزينه چاپ
    قبلاً گفته شد که ميانگين تعداد صفحات کتاب در سال 1389، 237 صفحه بوده است. با توجه به اين عدد، به بررسي تاثير هزينه‌هاي ثابت، در هنگام کاهش شمارگان کتاب مي‌پردازيم.
    براي يک کتاب 237 صفحه‌اي، مي‌توان هزينه‌هاي ثابت زير را فرض کرد:
    عنوان هزينه تعداد بهاي واحد جمع
    1 هزينه اجاره دفتر 1 2.050.000 ريال 2.050.000 ريال
    2 هزينه حق‌الزحمه نيروي انساني 1 1.000.000 ريال 1.000.000 ريال
    3 هزينه ويراستاري و نمونه‌خواني 237 صفحه 12.000 ريال 2.844.000 ريال
    4 هزينه حروف‌نگاري 237 صفحه 4.000 ريال 948.000 ريال
    5 هزينه صفحه‌آرايي 237 صفحه 5.000 ريال 1.185.000 ريال
    6 هزينه طراحي جلد 1 مورد 800.000 ريال 800.000 ريال
    7 هزينه فيلم و زينک 30 عدد 150.000 ريال 4.500.000 ريال
    8 هزينه چاپ 30 عدد 250.000 ريال 7.500.000 ريال
    جمع هزينه‌هاي ثابت 20.827.000 ريال

    سرانه هزينه ثابت براي يک کتاب 237 صفحه‌اي در سال 1375 (با فرض ثابت‌بودن هزينه‌ها): 3.689 ريال
    سرانه هزينه ثابت براي يک کتاب 237 صفحه‌اي در سال 1389 (با فرض ثابت‌بودن هزينه‌ها): 6.714 ريال
    بدین‌ترتيب در نمونه مورد بررسي مشاهده مي‌شود که کاهش ميانگين شمارگان يک عنوان کتاب از سال 1385 تا سال 1389، موجب افزايش 82 درصدي هزينه تمام‌شده توليد آن مي‌شود.

    × مشکل دوم: کاهش خريداران کتاب
    در يک قاعده کلي، يکي از عوامل ايجاد مطلوبيت براي خريداران کتاب، قيمت آن است. يعني صرف جذابيت محتوايي، شهرت نويسنده، اعتبار ناشر و کيفيت فيزيکي کتاب، ممکن است به خريد کتاب منجر نشود و شخص خريدار، همه اين عوامل را در کنار بهاي پشت جلد کتاب قرار دهد و براي خريد کتاب تصميم بگيرد.
    بنابرين افزايش سرانه هزينه توليد کتاب، در ميزان خريد کتاب نيز تاثير خواهد داشت. چرا که اين افزايش، با ضريبي 300 درصدي، خود را در بهاي پشت جلد کتاب به نمايش مي‌گذارد.
    قابل ذکر است براساس عرف بازار کتاب در ايران، بهاي پشت جلد کتاب، سه برابر هزينه تمام‌شده توليد آن تعيين مي‌شود. به بيان ديگر، کاهش شمارگان يک عنوان کتاب به افزايش بهاي پشت جلد کتاب، يعني سه برابر ميزان افزايش هزينه تمام‌شده توليد آن، مي‌انجامد.
    در نمونه پيشين، اين افزايش بهاي پشت جلد براي يک کتاب 237 صفحه‌اي، 9.075 ريال خواهد بود.
    پس کاهش شمارگان کتاب، به گرانتر شدن کتاب مي‌انجامد و در نتيجه، افراد کمتري قدرت خريد آن را خواهند داشت.

    × مشکل سوم: کاهش حق‌التاليف نويسنده
    کاهش شمارگان کتاب، به معناي کاهش مستقيم حق‌التاليف نويسنده کتاب نيز خواهد بود. براساس عرف بازار کتاب در ايران، حق‌التاليف نويسنده کتاب، درصدي از حاصلضرب بهاي پشت جلد در شمارگان کتاب است. اين درصد، به توافق ناشر و نويسنده بستگي دارد و عموماً بين 8 تا 12 درصد تعيين مي‌شود.
    هر چند کاهش شمارگان کتاب، به دليل افزايش هزينه توليد، عامل بهاي پشت جلد اثر را بالا مي‌برد اما معمولاً اين افزايش به اندازه‌اي نيست که کاهش شمارگان را جبران کند و در نتيجه، حق‌التاليف دريافتي نويسنده، کاهش مي‌يابد.
    اين مشکل، در کنار کاهش خريداران کتاب و در نتيجه کمتر ديده‌شدن کتاب، مستقيماً به کاهش انگيزش نويسنده مي‌انجامد. به شکل طبيعي، وضعيت مطلوب براي نويسنده حرفه‌اي، نشر انديشه خود در کنار امرار معاش از اين طريق است. و کاهش شمارگان کتاب، هم منجر به کمتر خوانده‌شدن کتاب و هم کاهش درآمد نويسنده خواهد شد.

    × مشکل چهارم: افزايش عناوين کتاب
    کاهش شمارگان کتاب به شکل غيرمستقيم به افزايش عناوين کتاب مي‌انجامد. استدلال در اين باره و برشمردن مشکلات متعدد حاصل از آن، موضوع بخش چهارم اين سلسله مقالات خواهد بود.

    متن کامل اين مقاله را در پايگاه اينترنتي «برهان» بخوانيد.

    عاقبت دموکراسی بازی!

    ۱۰ آذر ۱۳۹۰

    در ماه جاري، حس دموکراسي بازي ام گل کرد و تجربه پيشين را ناديده گرفتم و امکان انتشار فوري نظرات بينندگان را در اين پايگاه ايجاد کردم.
    اما عاقبت دموکراسي، بي‌جنبه‌بازي بود. نه بي‌جنبه‌بازي انسانها که بي جنبه بازي نرم‌افزارهاي هرزنگار! آنقدر نظرات اسپم و هرزه روي اين پايگاه بيچاره منتشر شد که روزهاي آخر قبل از پر شدن پهناي باند، روزانه حدود هزار نظر اسپم را پاک مي‌کردم.
    عاقبتش هم، بالا نيامدن اين پايگاه در ده روز اخير بود!
    دوباره توتاليتر و ديکتاتور و ... شده‌ام! نظرات بينندگان بدون تاييد منتشر نمي‌شود!!

    عنوان 20 نوشته آخر اين پايگاه

    • بررسی تطبیقی حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا منتشر می‌شود ـ خبرگزاري فارس | 30 دی 1390
    • سیر مطالعاتی: آنچه که بايد باشد ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(9) | 28 دی 1390
    • روشهاي ترويج کتاب‌خواني ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(8) | 21 دی 1390
    • همه‌گیري تبليغات کتاب ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(7) | 12 دی 1390
    • مسابقه کشوري کتابخواني مجموعه داستان «توت‌فرنگي‌هاي روي ديوار» | 4 دی 1390
    • سرانه مطالعه کتاب در ايران و برخي کشورهاي جهان ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(6) | 4 دی 1390
    • مباني نظري سنجش سرانه مطالعه ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(5) | 4 دی 1390
    • مساله افزايش تعداد عناوين کتاب ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(4) | 4 دی 1390
    • مشکلات در هم تنیده کاهش شمارگان کتاب ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(3) | 4 دی 1390
    • عاقبت دموکراسی بازی! | 10 آذر 1390
    • وضعيت هشدارآميز کتاب در سه سال اخير ـ تجديد مطلع در حوزه کتاب(2) | 22 آبان 1390
    • تحقق چشم‌انداز بيست ساله در تعداد عنوان کتاب ـ تجدید مطلع در حوزه کتاب(1) | 21 آبان 1390
    • کتاب به عنوان «کالاي فرهنگي ملي» جمهوري اسلامي ايران | 12 مهر 1390
    • سفر تفریحی به خارج کشور، حرام است | 3 مهر 1390
    • تهاجم فرهنگی در تولید کیفهای ایرانی غربزده چقدر نقش دارد؟ | 22 شهریور 1390
    • سي هزار ميليارد ريال، چند صفر دارد يا با اين انقلاب چه مي‌کنيم؟! | 20 شهریور 1390
    • بررسي «وبلاگ‌نويسي قرآني» در نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن | 19 شهریور 1390
    • ورود واژگان بيگانه و راهكارهاي مقابله با آن در فرهنگ و ادب فارسي ـ گفتگو با روزنامه کیهان | 3 مرداد 1390
    • جشن انتشار صدمین شماره ماهنامه زمانه | 28 تیر 1390
    • تصويب 12 ماموريت براي دفتر مطالعات و برنامه‌ريزی "مَنا" | 19 تیر 1390
    به روز شده در
    6 بهمن 1390 10:16 قֽظֽ

    و اما اين فقير ...

    محمد سرشار هستم؛ متولد 1360، دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه امام صادق(ع) و دانشجوی دکترای مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

    آخرین ارشادات و تنبيهات

  • ریحانه.:
    سلام امیدوارم حالتون خوب باشه.وبلاگتون بسیار عالی بود امبدوارم اگر مطلب تازه ای داریدبازم بزارید چون واقعا عالی بود [ادامه]
  • احمدنژاد:
    برادرصادق درنوشتن مطالب لااقل با کلمات بازی نکن نفس اشتباها" نفث نوشته ای [ادامه]
  • :
    4روز برای کربلایی شدن فرصت باقیست چهارمین سوگواره وبلاگ نویسان عاشورایی با 25 سفر کربلای معلی و 25 سفر مشهد مقدس تنها با 1 پست عاشورایی میتوانید در این سوگواره شرکت کنید. بخش ویژه بیداری اسلامی با [ادامه]
  • Asan Nashr:
    با سلام خدمت بزرگواران احتراما امکانی جهت چاپ و عرضه مستقیم محصولات فرهنگی در جهان از طریق سیستم آسان نشر فراهم گردیده است. بسیار خوشوقت خواهم بود اگر در این زمینه در گسترش فرهنگ و ارزش های اسلام حق [ادامه]
  • :
    مثنی و فرادی با مقاله تحلیلی «الزام بصیرت رسانه ای در آستانه‌ی انتخابات نهم مجلس -پروژه ی گلشیفته تراشی!-» به روز شد. [ادامه]

  • همراهان

    •پاسخگویی سران سه قوه
    •پاسداران
    ابوذر منتظر القائم

    •پیاده‌روی خاطرات
    محمد

    •جاده زندگی
    •چشم انداز
    فاطمه کهربایی

    •عدالتخانه
    •عدل
    محمد مصلحی

    •وطن نام تو نام نامداران
    مجید

    •تک‌نوشته‌های یک روزنامه‌نگار
    محمدمهدی اسلامی

    •خاکریزیسم
    مصطفی میرمحمدی

    •ارمينه
    •ايليا
    علي

    •قاصدک آواره
    محمد

    •تکست
    سيد عماد حسيني

    •بي‌خوابي‌هاي يک برنامه نويس
    محمدعلي طائبي

    •پازل
    مهدي سالم

    •دين و دنياي اقتصادي
    محمد مهدوي اشرف

    •سکوت سبز
    مريم

    •کتابچي
    •توت کال
    •شب همچنان سياه است
    جمعي از فارغ‌التحصيلان دبيرستان فرهنگ

    •پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي
    •خواستگاه
    سيد صدرالدين حسيني

    •هواخوري
    فاطمه سلطاني، فهيمه فداكار و فاطمه اردبيلي

    •رواق
    مهدي يک‌پسر

    •نوشته ها
    ناصر شیرزاده

    •دولت عشق
    ابراهیم ادبی

    •منبر نت
    احمد نجمي

    •جنگي که بود؛ جنگي که هست
    محمدمسيح مهدوي

    •عقل ِ ما‌عقال؛ دل
    محمد مهدوي اشرف

    •صداي دوست
    گروهی از فارغ التحصیلان دبیرستان شهید هاشمی نژاد، سمپاد، مشهد

    •دردنوشته‌هاي دانشجوي مسلمان
    •اضافه نوشت
    مجتبی کاوه